باری من، پس از تصمیم سردمدار کاخ ریاست جمهوری مبنا بر تعویض وزیر کشور (داخله)، به او توصیه نمودم که در عمل کردن به تصمیم اش اقدام جدی کند.
آنگاه، من می پنداشتم که واقعاً این کاخ نشین بی خبر از حقیقت و واقعیت و این کر و گنگ بی خرد و این کور راه کوره گاه آدم سوزی دستگاه ظلمت اش (کرزی) به خود آمده است و می خواهد دیگر این ملت بی چاره مدتی ولو محدود هم که شده است در آسایش به سر ببرد. و حتا بر آن شدم تا اقدامات و کهنه کاری هایی را که ضرار احمد مقبل برای جلوگیری از این تعویض می کرد نیز انتقاد کنم و چنان کردم. اما دوستانی حتا از نشر آن مقاله ام سرباز زدند و مرا مدافع رهبران فاشیست حاکم در جامعه خواندند. اما من به عنوان یک افغان و یک مسلمان که اصلاً و هیچ گاه در پی انکار حقیقت مسلم حضور واقعی و حتمی و جدی هم ملیت های با هم برادر افغانستان نه بوده و نیستم در آن زمان فکر کردم که مصلحت جامعه چنین است و شاید این تعویض کارا باشد و کشور را در بخش امنیت بتواند ممد خوب باشد. اما، من به اشتباه رفتم. حالا تجربه نشان می دهد که این تعویض ها فقط نمایشی برای فریب اذهان عامه و اقدامی برای پوشانیدن پوشالی ترین جنایات در دور حکومت کرزی است و همچنان گامی در امتداد گام هایی قبلی برای کنار زدن سایر اقوام. وقتی اتمر به سمت کاردار عالی وزارت کشور (داخله) گماشته شد، طمطراق فراوانی نمود و برای اصلاحات، اقدامات، ملی بودن پلیس، ملی ساختن وزارت کشور (داخله) از خود در مجلس ملی و دوران اخذ رای نشان داد. اما این ماهر عرصه ی جاسوس انتلجنت سرویس انگلستان با آموخته هایی از باداران اش تا توانست نماینده های ناتوان و چیز نه فهم و معامله گر مجلس ملی را هم فریفت.
و پس از آن روز تا کنون چیزی از او به کار و به یاد نه داریم. علت هم این است که این آب شور از رده ی بالا به پائین سرازیر شده است و کرزی که خود در محصوره یی از افراد ناباب دستگاه اش قرار دارد و نه می تواند سر از این حصار بلند کند و یا هم اگر تصادفاً بخواهد به فکر ملت باشد او را نه گذارند. پس اتمر دیگر کیست که مبرا از این تأثیر گذاری باشد؟
فکر نه کنیم، کرزی واقعاً و اساساً همان ساده لوحی است که جلوه می دهد. او توانست ماهرانه همه کرسی های وزارت خانه را از غیر پشتون و غیر از تبار خود به شکلی از اشکال پاک کند. داکتر صاحب رهین انسان عالم، عالم خبیر و افتخار ملت د رعرصه ی ادب و فرهنگ دری و آگاهی را از کرسی وزارت امور فرهنگ برکنار و به جای آن جاهل ترین انسان سیاسی و ملی را به نام خرم از تبار خود در جایش گماشت، وزارت تعلیم و تربیه را به نادان های دیگری چون اتمر و بعداً هم فاروق وردک سپرد، ضرار بدبخت را که همه دروازه های ملی و مردمی را به خاطر خدمت به قبیله ی کرزی در روی خود بست برکنار و در جایش از تبار خود اتمر را گماشت. معینیت امنیتی، و تشکیلات دیگر وزارت کشور (داخله) همچنان در دست یک قوم قرار دارد، وزارت هوانوردی را به بهانه های مختلف ابتدا به قوم خود و بعداً هم به تبار خود واگذار شد، استان دار هرات را عزل و در جایش از تبار خود و همه ی رهبری آن جا را از تبار خود (پشتون) گماشت، درجای استان دار کابل هم از تبار خود کسی دیگری را گماشت. و مانند این فراوان. هرگاه وزیر یکی دو وزارت را هم از دیگر اقوام منسوب کرده، از ناگزیری و فشار بوده است. به هر حال، می بینیم که پیش داوری در مورد امریکا و بوش کنار رفته از قدرت، به انتصاب کرزی به عنوان مهره ی افتراق کاملاً به جا بوده است و انتظاری نه باید ازین مهره هم می داشتیم.
و حالا ظاهراً امریکا و متحدین آن باالاخره متوجه شدند که با این تیم فاشیستی آقای کرزی بدنام می شوند.
حالا بادار حنیف اتمر انگلیس هم میداند که موصوف و تیم افغان ملتی آن غیر از بی داد قومی سمتگری چیزی نمی دانند و بدتر از ضرار احمد مقبل ناکاره هستند.
کنون تیم جدید کاری در امریکا با شعار های جذاب می خواهند افغانستان و مردم افغانستان را از چنگ این آدم ستیزان بوش رهایی بخشند و به همان مبنا بوده که هیلری کلینتن، وزیر امور خارجه ی اداره ی باراک اوباما، دولت افغانستان را «دولت مواد مخدر» و «آلوده به فساد» خطاب کرده است، اروپا هم دید تازه یی نسبت به کرزی و حکومت او دارد و مشکل اساسی افغانستان را نیرومند بودن طالبان نه؛ بلکه حکومت داری ضعیف می داند.
یاپ دی هوپ شیفر، دبیر کل ناتو، در گفتگویی با روزنامه ی واشنگتن پست، حکومت افغانستان را آلوده به فساد خوانده است.
اما یاوه سرایان دولت کرزی با تأکید بر متعهد بودن افغانستان به مبارزه با فساد و مواد مخدر، یاوه سر می دهند که این گفته های هیلری کلینتن، از سوی یک نشریه بریتانیایی تحریف شده اند.
هیلری کلینتن با فاسد و ناتوان خواندن دولت افغانستان، تأکید ورزیده است که حکومت ایالات متحده ی آمریکا، برای بهبودی اوضاع عمومی در افغانستان، در حال ایجاد یک راهکار بنیادی است.
در همین حال دبیر کل ناتو نیز گفته است که این سازمان از حکومت افغانستان خواهد خواست تا برای ریشه کن ساختن فساد تلاش کند.
اما دولت کرزی با تأکید بر مبارزه با فساد و مواد مخدر، نهاد های خارجی را در افغانستان نیز به فساد آلوده می داند، چیزی که رییس جمهور کرزی نیز پیش از این به آن اشاره کرده است.
ایالات متحده ی آمریکا، از هفت سال بدینسو، بیش از سی میلیارد دالر را به افغانستان کمک کرده است و در هفته های اخیر، از افزایش کمک های نظامی این کشور با افغانستان نیز همواره سخن گفته شده است.
آگاهان بدین باور اند که روابط کابل و واشنگتن، پس از آغاز کار اداره ی باراک اوباما، وارد مرحله تازه یی خواهد شد؛ اما اینکه این مرحله تازه تا چه اندازه بر اوضاع افغانستان اثر گذار خواهد بود، با گذشت زمان روشن خواهد شد و یقیناً بدون تغییر آوردن بنیادی در ساختار رهبری نظام سیاسی و برکنار کردن تیم بدکنش کرزی راهی به پیش نخواهد برد.
به قول دبیر کل ناتو جامعه ی بین المللی برای این که دولت افغانستان از عهده ی اداره کشور برآید، هم از لحاظ جانی و هم مالی، به حد کافی به این کشور خدمت کرده است.
وی می نویسد که مقامات افغانستان باید انتخاب های سیاسی مشکلی بکنند و اضافه می کند که افغان ها دولتی می خواهند که شایستگی وفاداری و اعتماد آنان را داشته باشد.
یاب د هوپ شفر، خاطر نشان می سازد که در حالی که شمال و غرب افغانستان آرام است، جنوب و شرق این کشور صحنه خشونت، مواد مخدر و بی کفایتی دولت است.
وی می گوید جامعه ی بین المللی حق دارد سوال کند چه تعداد بیشتری اعم از زن و مرد باید کشته شوند تا این عملیات در افغانستان پایان یابد؟
الترا نیسمیت، خبرنگار بی بی سی در کابل می گوید پیامی که دبیر کل پیمان ناتو به دولت افغانستان می فرستد صریح و روشن است.
این پیام این است که مشکل اصلی، قدرت بیش از حد طالبان نیست بلکه خوب اداره نکردن کشور است.
آری! این حقیقتی است تلخ و سوزنده که آقای شیفر حالا گفته است. ولی آگاهانه افغان از سالهاست که آن را یاد می کنند اما سودی نه دارد.
در یک تغیر آنی و فوری دیگر در پذیرفتن تقاضای کرزی، رییس جمهور روسیه وعده ی همکاری دفاعی با افغانستان را داد.
به همین اساس بوده که تبر سردمداران روس دسته یافت و دمیتری مدودوف رییس جمهور فدراسیون روسیه طی نامه یی عنوانی حامد کرزی گفته است که روسیه آماده می باشد تا افغانستان را در بخش نهاد های دفاعی کمک نماید.
دفتر ریاست جمهوری کرزی با نشر خبرنامه یی که روز دوشنبه (30 جدی) به آژانس خبری روز رسیده ضمن بیان مطلب فوق گفته است که این مطلب را رییس جمهور روسیه به جواب نامه ی حامد کرزی رییس جمهور افغانستان که در اوایل ماه نوامبر 2008 میلادی به کرملین فرستاده شده بود، ارسال نموده است.
سوال این جا است که چرا کرزی این همه دست و پاچه شده و هر سویی می تازد و چرا به این اقدام خود حداقل پیشینه ی دو الی سه سال نه داد و همزمان برکناری حامی اش از قصر سفید و نا دیده انگاشتن وی توسط اوباما با سرعت غیر قابل باور دست عجز به سوی روسیه که حتا نخواسته سهام تجارتی او را در افغانستان به رسمیت بشناسد و حقوق حقه ی او را باز پس بدهد یا از او طالب غرامات جنگی شود دراز کند؟
در خبرنامه آمده که مدودوف در نامه اش گفته است آن کشور مساعی دولت افغانستان در عرصه های دولت سازی، انکشاف اجتماعی، اقتصادی و اعاده ی زنده گی صلح آمیز در افغانستان را عالی ارزیابی می نمایند.
همچنان در نامه خبری آمده است که رییس جمهور روسیه، افغانستان را به عنوان دولت دوست تلقی نموده و آماده ی ارایه ی کمک های همه جانبه برای بر قراری یک کشور مستقل و دموکرات می باشد که با همسایه گان خویش در فضای صلح زنده گی نماید.
این جواب، نوازش دیگری بوده که نا پدری فرزند نا خودی اش را می دهد.
در خبرنامه علاوه شده که میدویدوف به پاسخ نامه حامد کرزی گفته است که تداوم همکاری در بخش نهاد های دفاعی موجب همکاری های موثر مشترک میان دو کشور میگردد و در امر تامین امنیت در منطقه موثر خواهد بود. و این درست همان برگه یی است که روس ها در انتظار به دست آوردن آن بودند.
و در حالی که تقابل سیاسی و نظامی بین غرب و روسیه در حال اوج گیری است، نه می دانم این راه به کجا ختم خواهد شد؟ یکی از مهره های اساسی تیم آقای حامد کرزی، حنیف اتمر و گروپ غارتگر افغان ملتی آن هیچ دردی از این ملت را دوا کرده نمی تواند. او بدون از گروپ بازی حیف و میل دارایی های عامه تا به حال هیچ کاری را پیش برده نتوانسته و بدتر از ضرار احمد مقبل ضعیف بدر آمده است.
آقای حنیف اتمر که با چرب زبانی و عوام فریبی مشهور و مسلکی می باشد و منحیث یک جاسوس اعتماد انگلیس را جلب و از ابتدای حکومت آقای کرزی به حیث وزیر انکشاف دهات توظیف شد. این وزارت وظیفه داشت تا افغانستان را پس از جنگ و سقوط تروریزم و طالبان که مردم افغانستان سخت از آن زیان دیده بودند مورد بازسازی قرار دهد، پل ها و پلچک ها و سرک های تخریب شده واقتصاد ضعیف مردم را که در سه دهه جنگ صدمه دیده بود و با کمک های سیل آسای جامعه ی بین المللی بازسازی می کرد. اما با تأسف که 700 میلیون دالر کمکی به وزارت انکشاف دهات و در یک معامله با چند دزد و معامله گر در نقاط مختلف کشور به بهانه ی تنویر و روشنایی برق به مردم به خرید چند پایه جنراتور دیزلی اقدام نمود حیف و میل شد. در حالی که مردم نان خوردن خود را نه داشتند و به همین بهانه تمام پول های کمکی حیف و میل گردید و در همه جا از این ناحیه سرو صدا است. که فعلاً مردم نه از روشنایی برق بهره مند هستند و نی قادر به ترمیم جنراتور های دیزلی که جهت روشنایی به محلات خریداری و نصب شده بود و تماماً از فعالیت باز مانده است.
در حالیکه با این پول چندین بند برق ساخته می شد و به شکل دوامدار مردم کشور از نور برق مستفید می شدند و زمین های لامزروع تحت زرع و آبیاری قرار می گرفت و زمینه ی کار به دهاقین هم مساعد می گردید چون زمینه ی استفاده جویی موجود بود این کار صورت نه گرفت. با تجربه ی ناکام آن و تلاش های کشور انگلیس و ضربه زدن به معارف کشور که نسل جوان باید در آینده در خدمت وطن و مردم قرار بگیرد این جاسوس معلوم الحال و تیم فاشیستی افغان ملتی آن از وزارت انکشاف دهات به وزارت معارف نصب گردید، با تقرر اش در وزارت معارف باز هم میلیون ها دالر صرف چاپ و نشر کتب بی کیفیت در خارج از کشور که زمینه ی استفاده جویی موجود بود مبادرت ورزید و مطبعه ی معارف که سال ها در خدمت اولاد وطن بود تماماً کارگران و مامورین آن بیکار، سبکدوش و مطبعه از فعالیت باز ماند، که در همان زمان سرو صدا های نیز بالا گردید و اکثراً شاگردان مکاتب و معلمین دست به تظاهرات زدند و از طرف ارگان های امنیتی تحت فرماندهی افغان ملتی ها در شهر کابل و سایر نقاط سرکوب گردیدند.
در تغییری و تبدیلی معلمین که مربوط به دیگر ملیت ها بودند مبادرت ورزید و افراد او نادانی از قوم خود و اقارب و کسانی که در خارج بودند به وظیفه گماشته شد و معاش دالری به آنها داده شد.
حتا از افسران متقاعد که لیاقتی نه داشتند، در لیسه های شهر به حیث مدیران مکاتب تعین و مقرر نمود. اما افسران متقاعد و آگاه که عالم بودند اما از قوم و تبار او نه بودند و یا هم معلمین بی چاره که با زنده گی بخور و نمیر و معاش 2500 افغانی در خدمت وطن قرار داشتند شانس مقرری نه یافتند و در مورد آن ها هیچ نوع توجه ی صورت نه گرفت. اکثراً را به تقاعد و از وظایف سبکدوش نمود و تعدادی زندانی هم شدند و از فضای وزارت معارف یک قرارگاه نظامی ساخت و همیش مصروف گروپ بازی و کار های استخباراتی به نفع باداران خود بود و کسانی که مربوط افغان ملتی و از لغمان نه می بوددند حتا به وظیفه گماشته نمی شدند.
با چنین گروپ بازی و خیانت های که در وزارت های انکشاف دهات و معارف نموده بود باز هم انگلیس ها از آقای کرزی خواهش نمودند تا موصوف را با یکی از وزارت های کلیدی وزارت کشور (امور داخله) نصب و تعیین نماید در حالیکه در دو وزارت قبلی یکی از وزرای ناکام و استفاده جو بود اما در تبلیغات وزیر موفق می آمد.
با وجودیکه نا امنی ها سرقت های مسلحانه، قتل ها، آدم ربایی ها، انفجار مین های کنار جاده و حملات انتحاری، کشت و زرع مواد مخدر، تجاوزات جنسی شهر کابل و ولایات کشور را تهدید می کرد به این وزارت کلیدی توظیف و مقرر شد.
آقای اتمر در روز رأی اعتماد در پارلمان کشور به نماینده گان ملت با چرب زبانی تعهد نموده بود که چون در ریفرم وزارت امور داخله با دادن رشوه پست های کلیدی روسا و قوماندان های ولایات به سر قفلی داده شده تغییرات جدی و عاجل را بوجود می آورند و همه نا بسامانی ها را در ظرف چند روز و چند هفته رفع و مردم کشور در فضای صلح و آرامش زنده گی خواهند نمود. اما بدبختانه که این یک دروغ محض بود آقای اتمر و تیم چپاولگری که در وزارت انکشاف دهات و وزارت معارف داشت بود.
این ها اضافه از 80 تن هستند که همیش آن ها را به وزارت های مربوطه با خود برده آن ها را در وزارت داخله بدون مسلک در هر ریاست و قوماندانیت به حیث مشاور معرفی و معاش دالر برای شان داده می شود. بدون از اینکه بست داشته باشند، در هر جا توظیف می شوند به فکر موصوف این ها هم انجنیر هستند، هم معلم هستند و هم افسر و سرباز نظامی همه کاره ی کشور همین گروپ است.
این گروپ بدون از جمع آوری اطلاعات و در خدمت انگلیس بودن دیگر هیچ کاری را پیش برده نمی توانند.
آقای اتمر بدون از دو معین اش با دیگر روسا و قوماندان ها ملاقات نه کرده راپور ها را از طریق تیم اش جمع آوری و هدایت لازم می دهد.
سفری که آقای اتمر به بلجیم مقر ناتو داشت و خواهان کمک های بیشتر جامعه ی بین المللی به پلیس افغانستان بود از طرف جامعه ی بین المللی کمک صورت نه گرفت و تحت همین بهانه چند روزی را در نزد خانم انگلیسی اش در انگلستان سپری نمود. در قانون پلیس و قوای مسلح افغانستان درج است که هیچ منسوب پلیس و اردو خانم خارجی گرفته نمی تواند. اما این قانون در مورد آقای حنیف اتمر و وزرای کابینه ی آقای کرزی تعدیل گردیده است.
قوم گرایی و گروپ بازی و نصب افغان ملتی ها و اجنت هایی که از کشور های خارج تحت نام افغان می آیند، عاجل در وزارت امور داخله نصب و تعیین می شوند، به اوج خود رسیده است. اما به صدها افسر در احتیاط و بی سرنوشتی که در وزارت داخله به سر می برند توجه صورت نه می گیرد. نا امنی روز تا روز تمام محلات ولسوالی ها، ولایات و مسیر شاهراه ها را تهدید می کند. در وزارت امور داخله وزیر، معیین امنیتی، رئیس پلیس یونیفورم دار، پیژندوال، رئیس عمومی سرحدی، قوماندان اکادمی پلیس، رئیس مبارزه با تروریزم، مشاورین وزارت تماماً از یک قوم (پشتون) می باشند دیگر اقوام حق خدمت را در پلیس نه دارند. این است عدالت و تساوی حقوق ملیت های با هم برادر حنیف اتمر و تیم افغان ملتی آن. تعدادی که از وزارت معارف به پلیس آمدند و طوری نمونه یاد آور می شویم:
شفیع، کنشکا، چمتو، شاهپور بهرام، عمر غرزی، غروال، ادریس، حبیب الله ویاند، وهاب شکیب، سلیمان کاکر، عبدالرحمن زاهد، مهتاب الدین، .... وغیره. امکان درج لست مکمل آن ها از حوصله این نوشته خارج می باشد.
طور نمونه حوادثی که صرف در شهر کابل طی یک ماه جاری که افشاء گردیده است یاد آور می شویم، اما واقعات بالاتر از آن است که تحریر می گردد.
1- مورخ 3/10/87 وزارت داخله خود اعلان نمود که طی سال جاری 350 تن پلیس به اتهام رشوه بازداشت گردیده در حالیکه اگر رشوه خوار ها دست گیر شود این ارقام شاید در ظرف یک ساعت تکمیل گردد و این کسانی که دستگیر شده اند عضو تیم حنیف اتمر نیستند.
2- مورخ 4/10/87 شهریان کابل راجع به سرقت های وسایط شان تشویش و نگرانی خود را ابراز داشتند، که مخالفین دولت (طالبان) با سرقت وسایل شان از آنها در حملات انتحاری استفاده نه کنند.
3- مورخ 4/10/87 پلیس از دستگیر سه افسر در حوزه 2 و 7 به اتهام رشوت خبر داد.
4- مورخ 5/10/87 اسامی محمد طارق از ساحه تیمنی ناحیه 4 از سوی افراد مسلح اختطاف گردید.
5- مورخ 7/10/87 سید احمد سرباز حوزه 5 در چهار راهی قمبر از سوی افراد مسلح به قتل رسید.
6- مورخ 8/10/87 اسامی نور ولی قراردادی از ناحیه 11 قلعه نجارای خیر خانه اختطاف شد.
7- مورخ 10/10/87 نیرو های خارجی در ناحیه 9 منطقه حوت خیل 4 هموطن ملکی ما را مجروح ساختند.
8- مورخ 10/10/87 در ناحیه 5 کابل شاروال میدان شهر مورد حمله سارقین مسلح قرار گرفت دریور اش زخمی و موتر اش را سارقین با خود بردند، به ریاست 119 هر قدر تماس گرفت که با وی کمک صورت بگیرد، اما این ریاست در خواب خرگوش بود.
9- مورخ 10/10/87 نیرو های خارجی در عملیات ولسوالی سروبی 6 تن از هموطنان ملکی ما را کشتند.
10- مورخ 22/10/87 در ناحیه 8 انفجار رخ داد که باعث تخریب یک عراده موتر باربری گردید.
11- مورخ 22/10/87 آقای حنیف اتمر در سمینار والیان که در ارگان های محل دایر شده بود گفت که اکثر وسایط رنجر پلیس در قاچاق مواد مخدر دست دارند.
12- مورخ 27/10/87 در ناحیه اول شهر کابل در جوار پوسته پلیس انفجار رخ داد و منازل مسکونی مردم ملکی آسیب دید.
13- مورخ 28/10/87 در ناحیه 10 وزیر اکبر خان با وجود راه بندان چک ها، موانع، دیوار های سمنتی دروازه های آهنی در هر کوچه وزیر اکبر خان در جای که آقای حنیف اتمر خود زنده گی می کند و روزانه بدون از موتر ترافیک و رنجر امنیتی پلیس با چهار عراده موتر زرهی در رفت و آمد بوده حمله انتحاری در برابر سفارت آلمان، با همه تدابیر رخ می دهد، که حدود 50 تن کشته و زخمی بر جای گذاشت.
در کشور هند زمانی که تروریست ها بالای یک هوتل در شهر بمبی حمله ور شدند و تلفات به مردم ملکی وارد شد بعد از سرکوب تروریست ها وزیر داخله ی آن کشور به خاطر ناتوانی هایش از وزارت داخله استعفا داد و از ملت معذرت خواست، اما شما با بی حیای باز هم مثل کرزی به وظیفه ادامه می دهید، در حالیکه 41 کشور باداران شما نیز در تأمین امنیت با شما نقش دارد.
14- مورخ 28/10/87 در مسیر شاهراه غزنی پوسته های پلیس شما که باعث آزار و اذیت مسافرین گرفتن رشوت از وسایط و مردم مشغول بودند و طفل معصوم 13 ساله را در پوسته قید نموده و با آن عمل تجاوز جنسی را انجام دادند در رابطه 16 تن پلیس را دستگیر نمودید و با بی حیایی در رسانه ها هم اعتراف می کنید.
15- مورخ 30/10/87 پلیس حوزه 2 امنیتی کابل مینا حبیب گزارشگر روزنامه چراغ را که مصروف تهیه گزارش از وضعیت گدایان شهر در نزدیکی بانک ملی بوده، با کمال بی ادبی و اخلاق عمومی جامعه نسبت به طبقه اناث مخاطب قرار داده و به بهانه اینکه از مقامات، بالای خویش دستور اخلال کار ژورنالستان را دارد، مانع کار وی شده و تلاش و ضبط وسایل ژورنالیستی وی را کردند.
جناب وزیر شما در روز اخذ رأی اعتماد، ترمیم پایه های اخلاقی پلیس ملی را وعده داده اید، بناً انتظار داریم اقدامات اصلاحی خود را از پلیس حوزه 2 آغاز کنید تا کسی از یونیفورم پلیس برای ضربه زدن به اخلاق حاکم جامعه سوی استفاده نه کند و همه طبقات اجتماعی احساس امنیت و مصئونیت کنند.
16- مورخ 1/11/87 تحریم خبری وزارت امور داخله
روزنامه چراغ تا زمانی که پاسخ و اجراات قناعت بخش مقام وزارت امور داخله در رابطه به بد اخلاقی و برخورد زشت پلیس حوزه دوم امنیتی دریافت نه کند، این وزارت را مورد تحریم خبری قرار می دهد.
با وجودی که صد ها افسر پلیس مسلکی به بی سرنوشتی در پیژنتون وزارت داخله قرار دارند سمونوال محمد داوود آمر حوزه ی 2 پلیس که افسر اردوی ملی بوده نی پلیس و از جمله ی بادیگاردان جنرال شهنواز تنی خلقی خون آشام و جاسوس معلوم الحال آی.اس.آی بوده و مدتی به حیث قوماندان تولی در شفاخانه چهار صد بستر اردو وظیفه می کرد که با فشار تیم افغان ملتی ها به حوزه ی 2 پلیس نصب گردیده و مثال های فراوانی از این دست وجود دارد که نه می شود از آن چشم پوشید.
حالا که کرزی با طمطراق بیشتر مجلس ملی را با آن همه ارکان بی کفایت و بی درایت آن برای بار چهارم افتتاح کرد و آن جا هم در امریکا که حامی اصلی و گرداننده ی دست اول سیاست افغانستان است تغییرات بنیادی و قابل لمس حتا تاریخی غیر قابل انتظار رخ داده است و تیم جدید کاخ سفید چراغ سبزی هم به حکومت کرزی نشان نه دادند و بلکه آن را از همان آغاز رفتن به انتخابات کنار زدند. انتظار چندانی نه باید از کرزی و اتمر و ایادی چندی بُعدی خارجی ها داشت، مگر این که خداوند (ج) معجزه یی بیافریند و ملت را از شر آن ها رهایی بخشد.
مأخذ:
1- خاوران
2- آریانا نیت
3- آریائی
4- آرژانس خبری روز
5- روزنامه چراغ