حامدکرزی پس از کنفرانس لندن راهی عربستان سعودی شد تا با مقام های این کشور برای میانجیگری میان دولت و طالبان مسلح گفت وگو کند. در روز های اخیر چنان به نظر می رسد که آقای کرزی عزم را جزم کرده تا به هر شکل ممکن دستاوردی در عرصه ی تامین امینت و صلح در کشور داشته باشد.
بحث میانجیگری عربستان در گذشته هم چند بار مطرح شد ولی به زودی به خاموشی گرایید. حتا صحبت های وجود داشت مبنی بر این که یک بار هنگام مراسم حج سال گذشته میان مقام های افغان و برخی اعضای تحریک طالبان (آن گونه که آقای کرزی خوش دارد بگوید) گفت وگوهای هم در ضمن یک مهمانی ملک عبدالله پادشاه عربستان انجام شده است. ولی بلافاصله طالبان هرگونه دیدار با مقام های افغان را رد کردند؛ ولی حالا معلوم نیست که آقای کرزی با چه امیدی راهی عربستان سعودی شده است؟ سوال اساسی این جاست که عربستان و مقام های رسمی آن کشور چقدر تاثیری می توانند بر طالبان داشته باشند؟
در این جای شک نیست که عربستان سعودی کشور مهم اسلامی در جهان به شمار می رود ولی در این هم جای شک نیست که مناسبات این کشور با غرب و امریکا سبب شده که در میان حلقات سیاسی و ایدیولوژک اسلامی و از جمله القاعده از هیچ اعتباری برخوردار نباشد. از جانب دیگر بخش اساسی و اصلی طالبان که در حال جنگ با نیروهای خارجی قرار دارند با قرایت خاصی که از اسلام دارند خود را بسیار نزدیک با اندیشه های القاعده می بینند. همین چند روز پیش یکی از مقام های طالبان در اظهارات صریح و پوست کنده مواضع خود را مشخص کرد، او گفت ما بخاطر اعتقادات خود نظام خود را از دست دادیم، حالا چگونه ممکن است که در برابر پول حاضر شویم که از جهاد علیه کفار دست برداریم. این مقام طالبان افزود که اگر کوه ها را از طلا بسازند و به آنان بدهند حاضر به انصراف از مواضع خود نخواهند بود.
این درست دیدگاه طالبانی به جهان معاصر است؛ دیدگاهی که هرگونه تفاهم و گفت وگو میان غرب و اسلام را به رسمیت نمی شناسد. ضمنا فراموش نکنیم که در بیانیه اخیر خود بن لادن رهبر گروه القاعده به بارک اوباما رییس جمهوری امریکا هشدار داد که بازهم باید شاهد حوادثی از نوع یازده سپتامبر باشد. چون به گفته ی او امریکا زبان دیگری را به جز زبان جنگ و بم گذاری نمی فهمد. با توجه به این سخنان و مواضع سرسختانه ی طالبان در برابر جهان غرب، چگونه ممکن است که عربستان سعودی بتواند در حل معضل افغانستان نقش مهمی داشته باشد. برای القاعده فرقی میان دولت افغانستان و عربستان سعودی وجود ندارد. آنان این هر دو کشور را اشغال شده به وسیله ی نیروهای خارجی می دانند.
ولی از آن جایی که دست شان به دلایل جیوپولتیکی از عربستان کوتاه است و نمی توانند در آن کشور عملیات نظامی انجام دهند این کار را در افغانستان انجام می دهند. چون شرایط این کشور به دلایل کوهستانی بودن و حضور گسترده ی طالبان هم در پاکستان و هم در افغانستان جنگ در این کشور را برای گروه های شورشی بسیار ساده کرده است. والا هدف دیگر القاعده و طالبان می تواند عربستان سعودی باشد تا پایگاه محکم تری برای خود دست و پا کند.
در سال های گذشته در چند مورد القاعده تلاش کرد که اهدافی را در عربستان مورد حمله قرار دهد. عربستان خود با مشکل القاعده مواجه است پس این کشور چگونه می تواند به ناجی صلح و امینت برای افغانستان تبدیل شود؟ نشناختن مبانی تیوریک القاعده و طالبان سبب شده که مقام های افغان با ساده لوحی قبول کنند که این کشور می تواند در طرح صلح با طالبان آنان را مدد رساند. طرح صلح آقای کرزی بسیار ناقص و عوام فریبانه است و نمی تواند به سوالات اساسی در این راستا پاسخ دهد و به همین دلیل هم انتظار نمی رود که به نتایج ملموس و واقعی بینجامد. آقای کرزی با ساده کردن مساله فکر می کند می تواند راه صلح افغانستان را کوتاه کند، در حالی که واقعیت امر این است که صلح برای افغانستان نیاز به اراده واقعی در درون جامعه دارد؛ جامعه ی سر خورده و سرکوفت شده یی که از زمام داران خود به شدت ناراضی است و اکثریت های خاموش آن خود را در آیینه آن گم کرده اند.
برای رسیدن به صلح واقعی افغانستان نیاز به خانه تکانی دارد والا القاعده و طالبان هرگز حاضر نخواهند بود به چنین طرح های گردن بنهد. و از سوی دیگر براساس ضرب المثل مشهور اگر کل طبیب بودی سر خود دوا کردی. اگر عربستان سعودی وجاهتی در میان حلقات سیاسی و ایدیولوژیک اسلامی می داشت این کشور در معرض تهدید های این گروه ها قرار نمی داشت. در حال حاضر رهبری عربستان به شدت از چنین گروه های در هراس است و در میان مردم عادی خود هم از اعتبار چندانی برخوردارنیست. این کشور در چهل سال گذشته حتا نتوانست راه صلحی برای اعراب بیابد و به جنگ مدهش فلسطین و اسراییل نقطه ی پایانی بگذارد، آیا حالا خواهد توانست میانجی خوبی برای افغانستان در مذاکره با طالبان باشد. هرگز.
احمد عمران
سلام!
اگردیده باشد که کسی درحال غرق شدن باشد‘کوشش میکندتاخودرانجات دهدوبه هرخس وخاشاک دست میاندازد‘حالاکرزی جان هم درحال غرق شدن است ومیخواهدتابخودیک بینی خمیری تیارکندوخودراازشرطعنه های آمریکا‘انگلیس ومخالفان داخلی خودش نجات دهد وازسوی دیگر برادران خودرا(طالبان)ازکشته شدن برهاند.وگرنه قرارآوازه های سرچوک که اکثرآ واقعیت میباشد‘آمریکا فقط چندماه برایش وقت دادن تابه وعده هایش که درمحفل حلف وفاداری اش داده بودعمل کنددرغیرآن سیستم حکومت به پارلمانی تبدیل خواهدشد واختبارات بیشتربه مردم وصدراعظم تکیه میکند.کنفرانس لندن هم یک وقت اضافی بودکه آمریکا بخاطراصراربیش ازحد انگلیس برایش داده ومنتظرگزارش نتیجه آن است.بنآ کرزی جان حق داردتااینطرف وآنطرف دست وپاکند‘وگرنه تمام مداری گری های که درطول سالهای گذشته انجام داده بودتایک قدرت انحصاری به پشتونها تاسیس کند‘ازدست خواهدرفت. امیدواریم که درتمام تلاش هایش اگربخاطرصرف پشتونیزم باشد‘ناکام وشرمسازشود.
آمین