چندين روز از آغاز به كار مجلس كشور ميگذرد و طي اين مدت ضرورت بود كه بحث كابينه و وزيران باقي مانده براساس وعدهي رييس دولت به پايان ميرسيد، ولي آنگونه كه ظاهر قضايا نشان مي دهد اين رشته سردراز دارد و گويا قرار شده كه كشتي شكستهي افغانستان با كابينهي ناتمام همچنان در درياي مشكلات براند. اين موضوع از چند جهت به حيثيت و وجاهت سياسي نظام صدمه وارد مي كند. از يك سو كه بخشي از وزارتخانههاي كشور به حالت تعطيل در آمده و بيشتر وزراي سرپرست با دلسوزي و اطمينان وظايف شان را به پيش نمي برند، (حالا كسي خواهد پرسيد آناني كه راي گرفتند كجا به وظايف شان به نحو درست عمل كرده اند؟) ولي به هرحال كابينه بايد تكميل شود و وزراي جديد در سمتهاي شان قرار بگيرند؛ از سوي ديگر وزراي سرپرست از نظر قانوني صلاحيتهاي معدود دارند و اگر مشكليهم در روند كاري وزراتخانهها ايجاد شود، اين وزرا به سادگي ميتوانند رفع تقصير كنند و بگويند ما همين قدر صلاحيت داشتيم (هرچند كه در برخي موارد ديده شده كه برخي وزراي سرپرست از وزراي برحال هم پا را فراتر گذاشته اند و خلاف اصول اداري در تشكيلات وزارتخانهها دست برده اند.)
از جانب ديگر كابينهي نيمهكاره به خودي خود يك نقصيهي بزرگ پنداشته ميشود و هر دولتي نياز دارد كه برنامه ريزيهاي مشخص در ساحات مختلف داشته باشد كه در موجوديت وزراي سرپرست اين امر شدني نيست؛ ولي آقاي كرزي بدون توجه به اين نيازها به مصلحتهاي شخصي خود فكر ميكند و همچنان در حال زد و بند و معاملهگري بر روي چوكيهاي كابينه است. برخي متحدان سياسي آقاي كرزي رد شدن وزراي خود را يك امر درون پارلماني نمي دانند و فكر ميكنند كه وي در عدم راي تاييد به آنان دست داشته است. آنان مثال ميآورند كه چرا افراد نزديك به آقاي كرزي از جانب مجلس نمايندگان راي تاييد به دست آوردند؛ ولي شماري از افراد معرفي شده از جانب آنان رد صلاحيت شدند. اگر قرار بود كه معيار راي دادن شايستگي و توانايي در انجام وظايف ميبود پس حتما بايد وزراي دفاع، داخله و معارف رد صلاحيت ميشدند، چرا كه در طول دوران كاري خود دستاورد قابل قبولي نداشته اند.
ولي شايد اين حرف كمي دور از انصالف بنمايد و واقعا مجلس نمايندگان براساس يك روند طبيعي ارزيابي پروندههاي افراد به آنان راي نداده باشد؛ زيرا گلايه اين افراد همچنان از آقاي كرزي به جاي خود باقي است و گويا ايشان براي حل اين مشكل برخي از اين متحدان سياسي خود را به هدف به دست آوردن رضايت آنان از اين محفل به آن محفل ميبرد تا نشان دهد كه در مورد آنان پاك ميانديشد و پاك عمل ميكند. در عين حال اين متحدان مقداري ناراضي، به اين تشريفات چندان دل نبسته اند و منتظر اند كه افراد ديگري را براي وزير شدن به آقاي كرزي پيشكش كنند. حالا اين كه اين بار وزيران معرفي شده از جانب اين متحدان سياسي از صافي مجلس نمايندگان بگذرند حرف ديگري است. ولي آقاي كرزي كه در خصوص باجگيري از افراد و گروهها طي اين سالها متخصص شده به اين سادگي از اين رهبران دل نميكند و تا آن جا از آنان بهره كشي ميكند كه ديگر تواني در بدن آنان باقي نماند و آن گاه آنان را چونان علفهاي هرز از مزرعهي سياست خود به دور ميريزد.
اين سياست را در طول چند سال گذشته آقاي كرزي به شكلهاي مختلف مورد آزمايش قرار داده و گويا نتايج بدي هم حداقل در چهارچوب منافع شخصي خود به دست نياورده است. اگر وي در نه سال گذشته موفقيتي در عرصهي نظام اداري داشته باشد اين موفقيت در همين عرصهي زد و بند و چال و حيله است. يك روز كسي را تفنگ سالار مينامد و از دايرهي قدرت ميراند و زماني او را برادر جان و جاني خوانده و در بر ميكشد.
حالا هم آقاي كرزي در موقعيت بدي قرار گرفته و يك تعداد از دوستان امروزي و دشمنان ديروزي او با بي مهري متحدان بين المللي اش مواجه شده اند كه نميداند چگونه خود را از اين طلسم به ظاهر شوم برهاند. او نه ميتواند جامعه جهاني را از خود دور كند كه آن گاه موضوع بودن و نبودن خودش مطرح ميشود و نه هم ميتواند خاطر متحدان داخلي اش را مكدر كند كه سبب برخي مشكلات در درون ساختار قدرتي ميشود كه مشروعيت خود را نه از آراي مردم بلكه از آراي نا مردم به دست آورده است.
احمدعمران