همسویی کامل با طالبان، جنرال مشرف؛ فراخوان صریح به جنگ داخلی من کلیپ اخیر دکتر اشرف غنی احمدزی را دیدم وشنیدم. کژنگری آشکار در اظهارات وی غیرقابل توجیه است.


    مطلب مرتبط

   
۱   عــدالت قربانیِ مصلـحت افشـای سنـد تا به کـی؟

۲   فـرجـامِ انتـخابات گزینه‌ها و پیـامدها

۳   متهم شدن محمد کریم خلیلی به مهندسی انتخابات از سوی دسته انتخاباتی عبدالله عبدالله

موضوعات مرتبط

انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳

 باید بحث دانش علمی وموضع گیری سیاسی ایشان را از هم جدا کرد. دردستگاه حکومت هیتلر دانشمندان ورزیده ای هم اجیر شده بودند که گاه تخصص خود را دراختراع فن کشتار دسته جمعی به کار میبردند و تحت نام حل مشکلات آلمان به هیتلر ارایه می دادند. مثلاً برای نجات ازبحران تورم اسیران قومی، طرح های کشتار بزرگ دریک زمان کم را آماده می کردند و گویا فضا برای این گونه دانشمندان رقابتی هم می شد! اختراع کوره های آدم سوزی برخاسته از همین رقابت بود. کرزی درباره آقای اشرف غنی گفته است: اشرف غنی، آدم خوب؛ اما بد گذاره است! حالا در «خوب» بودن هم باید تأمل کرد. وی برای چه کسانی «خوب» است؟ آدم باور می کند که دانشمندی آقای غنی ازنظر کارشیوه و تفکر، هیچ تفاوتی با گرایشات فاشیستی درصربستان و زمان حاکمیت ناسیونال- سوسیالیست های آلمان ندارد.

دیدگاهی که آقای غنی درکلیپ ارایه کرده بسیارخطرناک وتفرفه افکنانه وطالبی است. من این را نمی پذیرم که وی علیل جسمی و روانی است. اگربرفرض چنین است، برود صحنه را خالی کند وخود را به خاطر گناه کبیره، هیزم دوزخ نسازد. فقط یک راه میانه برای آقای غنی وجود دارد که با همان صراحت، گفتارش را اصلاح واز مردم پوزش بخواهد. این سخنان همسویی کامل با طالبان وجنرال پرویز مشرف است. اشرف‌غنی احمدزی درکلیپ می گوید: 98 درصد ـ حداقل ـ کسانی که در بگرام بندی بودند، گویندۀ یک زبان هستند. این متعادل است یا نی؟ چند فیصد حملات شبانه متمرکز سر ِ گوینده‌گای ِ یک زبان بود... این غیرمتعادل است. من گنده ترازین سخن، نشنیده ام. منظور آقای غنی آن است که وقتی پای مجازات به میان می آید؛ باید بار گناهان یک اقلیت افراطی را که حرفۀ شان ماین گذاری، سربریدن، سنگسار خود سرانه وقتل عام غیرنظامیان است؛ به دیگرواحد های تباری ازجمله تاجک، هزاره، ازبک، ایماق وبلوچ...به طورمساوی تقسیم و یا سهمیه بندی کرد. یعنی درین امر نیز «افغانیزه کردن» صورت گیرد. باید دیگران نیزازمجازات بی بهره نمانند. این اظهارات سخیفانه به حکومت ها ومجریان جنون قومی فراخوان میدهد که باید سایر جریان های قومی درکیفربینی، تلفات جانی ومالی، زندانی شدن های برخاسته از جنگ و ترور وعصبیت سهم مشترک داشته باشند تا «تعادل!» به وجود آید. ورنه هرآن چه تا کنون به چشم میخورد، به دور از«تعادل» است. این سخنان، سرنوشت وحقوق کسانی را که دخالتی درذبح کردن آدم ها وانفجارات وترور ها ندارند، درگرو یک گروه خاصی قرار میدهد که آرمان زنده گی خویش را برمحور خشونت و جنگ دایمی تعریف کرده اند. فرمایشات آقای غنی، فراخوان صریح به جنگ داخلی است وهیچ توجیه دیگری ندارد. ایشان بهتر است به حیث یک «شیخ فانی» گوشه آبرومندانۀ عزلت اختیار کند ودرآوردگاه سیاست ورقابت، بیش ازین، به طور غیرمسئولانه دهان به گفتن ترهات وطرح عقاید اکسپایر شده باز نکند. به نظرمیرسد که اشرف غنی نیز درغرقاب یک گمراهی روانی، حامل یک «جعبه سیاه» ضد همزیستی است و بنده انگاشته بودم که ممکن است از سلف سیاسی خویش درس ها گرفته وسروکله زدن با مدیریت جهانی، درشتی های خوی قرون وسطایی ایشان را اهلی ساخته است. اشرف غنی براساس کدام موازین دینی، کشوری وبین المللی خیال دارد برای تنبیه وتوجیه دسته های خون آشام (درین جا بحث قومیت هیچ مطرح نیست؛ بحث قتل نفس وجنایت بشری است.) ازبیگناهان اقوام دیگر، باج مجازات میطبد؟ حتی ملاعمر که سرقافله ایلغاری بود که بوی چنگیزیان می داد؛ چنین باج گیری «ملی! » را اعلام نکرده بود. ایشان، حافظۀ خشونتی را که کم کم باید درفراموشی رسوب کند؛ درمغز اقوام به هم میزند. همان چیزی را به یاد نسل حاضر می آورد که یکی از بخاراییان درزمان چنگیز که پس از کشتارعظیم دربخارا جان به در برده وبه خراسان گریخته بود؛ برزبان آورده بود. گویند چون حال بخارا از او پرسیدند جواب داد: «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند». مگر چهارده پانزده سال پیش، شبیحه های تاریخ، درشمالی وتخار ویکاولنگ همان کاری را درحق خلایق انجام ندادند که عمله های عذاب، دربخارا، چنین کرده بودند؟