مجله انگلیسی پراس‌پکت (Procpect) از طریق انترنت به صورت انلاین یک نظرسنجی را راه انداخت که از صد کشور جهان ده نفر نظر دادند.


    مطلب مرتبط

   
۱   عــدالت قربانیِ مصلـحت افشـای سنـد تا به کـی؟

۲   فـرجـامِ انتـخابات گزینه‌ها و پیـامدها

۳   متهم شدن محمد کریم خلیلی به مهندسی انتخابات از سوی دسته انتخاباتی عبدالله عبدالله

موضوعات مرتبط

انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳
در نتیجه آن اشرف‌غنی احمدزی دومین متفکر جهان اعلان شد. علت آن نیز پرسش‌های بود که وی درباره آینده سوریه مطرح کرده بود. به همین مناسبت دوستان آقای احمدزی برنامه‌‌یی در کابل ترتیب دادند، وی نیز در آن سخن‌رانی کرد و این افتخار را متعلق به همه ملت افغانستان دانست.

اکنون این پرسش مطرح است که آیا واقعن احمدزی دومین متفکر جهان است؟ آیا اعلان دومین متفکر جهان بودن او به مسخره گرفتن یک انسان و یک ملت نیست؟ در این مورد چند نکته قابل ذکر است:

1-  مجله پراس‌پکت یک مجله معتبر بین‌المللی حتا یک مجله معتبر در خود انگلستان نیست.


2-  نظرسنجی به صورت انلاین از صد کشور جهان اعتبار آن را زیر سوال می‌برد؛ زیرا فضای مجازی انترنت قابل اعتبار نیست. در کشورهای دنیا مردم به فضای مجازی انترنت زیاد اهمیت نمی‌دهند؛ چون در فیس‌بوک و سایر فضای انترنت هرکس هر چیزی خواست می‌نویسد و هرکاری خواست انجام می‌دهد.


3-  به گفته ژان پل سارتر؛ متفکر بزرگ فرانسه‌یی علم و تفکر چیزی کمی نیست که آن را بتوان با عدد و اندازه‌گیری مشخص کرد که کدام شخص فکرش در اول قرار می‌گیرد و کدام شخص فکرش در دوم؛ زیرا علم یک چیز کیفی است که قابل اندازه‌گیری نیست. نمی‌توان آن را با عدد و مقدار مشخص کرد. بعد هم نشان داد که اشرف‌غنی فکرش از اول کم‌تر و از سومی زیادتر است و در جایگاه دوم قرار دارد.


4-  مهم‌تر از همه آیا نظر دادن درباره کشوری مثل سوریه می‌تواند جایگاه تمام متفکران جهان را نشان دهد که اشرف‌غنی دوم شود؟ آیا برای این صد متفکر جهان آزمون تفکر برگزار شده بود که از بین نظریه‌های آنان تفکر اشرف‌غنی دوم شده است.


5-  مهم‌تر از همه آیا مردم دنیا همه متخصص تفکرند که از هر کشور ده نفر آنان شرکت کنند و در میان تمام متفکران جهان یکی را به عنوان دومین متفکر جهان بشناسند. در جهان امروز از بس که رشته‌ها زیاد شده و متفکرانی زیاد وجود دارد اصلن امکان ندارد که یک نفر همه آنان را به صورت کامل بشناسد و آثار و کارنامه‌اش را بخواند و بعد تحلیل، دسته‌بندی و درجه‌بندی کند.

آنچه ذکر شد نشان می‌دهد که دومین متفکر جهان شدن احمدزی برای انسان‌های عاقل به طنز می‌ماند. در کشورهای اروپایی روزنامه‌ها، هفته‌نامه‌ها، مجله‌ها و تمام مطبوعات از آزادی کامل برخوردارند و هرچه خواستند می‌نویسند. اگر کسی برای مجله‌های نامعتبر یک بار هزینه چاپش را پرداخت کند و بگوید مرا اولین متفکر جهان بنویس آنان می‌نویسند، اما اعتبار ندارد.

در عصر ما غولان علمی و خدایان خرد و متفکرانی بزرگ وجود دارند. به‌طور مثال، فوکویاما نظریه پایان تاریخ را مطرح کرد، هابرماس نقد حوزه عمومی را نوشت و از دموکراسی گفت‌وگویی سخن گفت، گیدنز از بن‌بست‌ها و کاستی‌های لیبرالیزم و سوسیالیزم خبر داد و راه سوم را طرح کرد. هانتنگتون از «برخورد تمدن‌ها» خبر داد. حتا در کشور همسایه ما ایران سروش بنیاد جدید معرفت‌شناسی دینی را طرح کرد. کدیور کتاب «حق‌الناس» نوشت و درباره اسلام تاریخی و اسلام غایت‌مدار نظریه‌پردازی کرد. حسین نصر طرح سنت‌گرایانه دینی ارایه کرد. حسین بشریه سیاست‌دان بزرگ و عالم علم سیاست است. خاتمی گفت‌وگوی تمدن‌ها را پیشنهاد کرد. صدها متفکر دیگر نیز در جهان زنده‌اند، می‌نویسند و می‌گویند و خلق و اختراع می‌کنند. پس در میان آنان «جوجه‌یی» مثل اشرف‌غنی که حتا نمی‌تواند شاگرد آنان باشد، چگونه می‌تواند دومین متفکر جهان شود؟

آقای احمدزی را همه می‌شناسیم به‌جز لاف زدن هیچ تفکری ندارد و تا هنوز از محصول‌های تفکر او مردم چیزی ندیده است. احمدزی تا هنوز نه کدام نظریه در علوم انسانی ارایه داده و نه کدام چیزی اختراع کرده است. پس وی در کجا تفکر کرده که نشان دهد دومین متفکر جهان است. او کتابی نوشته به نام «روزنه‌یی بر نظام عادل». این کتاب حتا نامش مشکل دارد و از نظر علمی اشتباه است؛ زیرا افراد می‌تواند عادل باشند؛ اما نظام نمی‌تواند عادل باشد. وقتی نام کتاب اشتباه است، محتوای درونی کتاب چه می‌تواند باشد؟

چندی قبل داکتر احمدزی در مقدمه‌ی کتاب «بگذار نفس بکشم» نوشته عزیز رویش قلم‌فرسایی کرده بود: «عزیز رویش با این‌که درس نخوانده، اما تفکر او وسعت جهانی دارد. کتاب بگذار نفس بکشم شبه کتاب «دانشکده‌های من» ماکسیم گورکی؛ نویسنده مشهور روسی است.»

 کسانی ‌که سواد ندارند از چنین مقایسه‌ها و نام بردن متفکر چون گورکی و کتاب بزرگ «دانشکده‌های من» زیر تاثیر قرار می‌گیرند و باور می‌کنند این اشرف‌غنی متفکر جهان است و چقدر ادبیات می‌فهمد و نویسنده‌های بزرگ دنیا را می‌شناسد و کتاب‌های بزرگ دنیا را خوانده است. اما برای صاحبان قلم و اهل علم و ادب چنین نوشته‌هایی مضحکانه است. به جز اشرف‌غنی هیچ کسی دیگر رویش را با ماکسیم گورکی و بگذار نفس بکشم را با «دانشکده‌های من» مقایسه نمی‌کند. گورکی نه تنها بزرگ‌ترین نویسنده روسی است؛ بل از جمله بزرگ‌ترین نویسنده‌های جهان است.  گورکی یکی از ستون‌های ادبی سوسیالیزم و مارکسیزم است و 1150 اثر نوشته است. اما آقای رویش اکنون که جوانی را پشت سر گذاشته، فقط بگذار نفس بکشم را وارد بازار کتاب افغانستان کرده است و این کتاب نه داستان و رمان است و نه تاریخ و تحلیل سیاسی. به اساس هیچ سبک ادبی و روش علمی نوشته نشده است. پس کجای رویش با گورکی و بگذار نفس بکشم با «دانشکده‌های من» قابل مقایسه است.

کتاب «دانشکده‌‌های من» یک کتاب کاملن سوسیالیستی است و با همین سبک و با همین ادبیات نوشته شده است. دید گورکی در این کتاب از پایین به بالاست و کوشیده وضع اقشار و طبقه پایین اجتماعی را به تصویر بکشد و با افراد غریب و کارگر گلاویز است، اما برعکس بگذار نفس بکشم یک کتاب سوسیالیستی نیست. دید آقای رویش در بگذار نفس بکشم برعکس گورکی از بالا به پایین است. او همیشه با مزاری بوده و با افراد مهم اجتماعی، سیاسی و نظامی زندگی کرده است. پس کجای کتاب «بگذار نفس بکشم» با کتاب «دانشکده‌های من» قابل مقایسه است؟ از دومین متفکر جهان بودن اشرف‌غنی می‌گذریم، حتا اگر اشرف‌غنی کمی سواد می‌داشت چنین مقایسه‌ی مضحکانه نمی‌کرد.

در همین مقدمه، اشرف‌غنی می‌نویسد دانش‌آموزان لیسه معرفت در سطح دانشجویان سال چهارم دانشگاه‌های درجه اول دانشگاه‌های امریکا قرار دارند! آیا واقعن چنین مقایسه‌هایی خنده‌آور نیست؟ اصلن سطح آگاهی استادان لیسه معرفت با دانشجویان سال چهارم دانشگاه‌های درجه اول امریکا برابر نیست چه رسد به دانش‌آموزان آن.

اشرف‌غنی در این مقدمه می‌نویسد: «تاریخ ننگ هزاره‌ها» پایان یافته است. این جمله کاملن نگاه تعصب‌آمیز او را ثابت می‌کند. چون متعصبان تباری نسبت به تاریخ اقوام دیگر چنین نگاهی دارند. من با افتخار می‌نویسم آقای اشرف‌غنی تاریخ هزاره‌ها تاریخ ننگ نیست؛ بل تاریخ سراسر افتخار است. افتخاری که مردم هزاره در بدترین جغرافیایی زمین با قهر طبیعت دست‌وپنجه نرم کردند و آبرومندانه رزق کم، اما حلال به دست آوردند و با آن زندگی کردند.

داکتر اشرف‌غنی نه تنها متفکر نیست؛ بل کسی است که اکت لیبرالی و ادعای داشتن فهم بالا را دارد. برای عاقلان، اکت و ادعای او خنده‌آورست، اما ممکن است قلب تهی بی‌سوادان جامعه را نشانه رود. به نظر من چنین لقب‌دادن‌های پوچ، توهین به یک ملت است.

عظیم بشرمل؛ جامعه‌شناس
«راه مدنیت»