انتخابات ابراز مشارکت سیاسی است که با توسعه آن شهرواندان می‌توانند اراده خود را در شکل‌گیری نهادهای سیاسی و تعیین نقش آفرینان سیاسی اعمال کنند.

انتخابات مهمترین مجرای عملی شدن دموکراسی و معیاری برای ارزیابی جایگاه و میزان نقش آفرینی مردم در نظام‌های سیاسی است. انتخابات چارچوب و ابرازی است که از طریق آن اراده مردم در شکل‌گیری نهادهای سیاسی و تعیین متصدیان اعمال قدرت سیاسی به ظهور می‌رسد و از این طریق، مردم در عرصه‌های تصمیم‌گیری، اجرا و نظارت در اداره کشور، نقش آفرینی می‌کنند.

در واقع مشارکت مردم در انتخابات، چگونگی رابطه متقابل جامعه و دولت را به نمایش می‌گذارد. به عبارت دیگر انتخابات نقش عمده‌ای در تنظیم رابطه دولت و مردم دارد و تحصیل مشروعیت یک نظام سیاسی به اعتبار آرای شهروندان است. وقتی گفتیم انتخابات رابطه دولت و مردم را تنظیم می‌کند، این پرسش پیش می‌آید که رابطه چیست و این رابطه چگونه تنظیم می‌شود.

از نظر ریاضی رابطه (relation) عبارت است از وابستگی (association) عناصر یک مجموعه با مجموعه دیگر یا همان مجموعه. از نظر اجتماعی، رابطه عبارت است از تعامل‌هایی که بر منبای هنجارها میان اشخاصی که دارای موقعیت و نقش متفاوتی هستند، تنظیم و برقرار شده است. از نظر بین فردی رابطه عبارت است از وابستگی‌ها (associations) ارتباطات (connections) یا تعلق‌ها (affiliations) بین دو یا تعدادی از افراد. بنا براین با توجه به مفاهیم فوق می‌توان گفت وابستگی بین دولت و مردم، معرف رابطه بین آن‌هاست. در قلب نظریه کوانتومی و نظریه عمومی سیستم‌ها این انگاره نهفته است که اساس هستی بر روابط استوار است. به عبار دیگر اگر روابط میان کوچکترین ذرات هستی را حذف کنیم، هستی قابل تصور نیست. تمام اجزای یک سیستم با یکدیگر در تعامل هستند تا الگوهایی را شکل دهند و خود سیستم نیز با این الگوها تعریف می‌شود. تعمیم این سخن به نهاد دولت آن است که اولا سازمان دولت بدون وجود رابطه میان مردم و حکومت قابل تصور نیست. ثانیا با تغییر نوع رابطه میان دولت و مردم می‌توان الگوی جدیدی را شکل داد که کارکرد آن تسهیل کننده تحقق جهت‌گیری دولت باشد. در مجموع باید گفت رابطه دولت و مردم در طول تاریخ مسیر تکامل خود را طی کرده است و امروزه این رابطه در قالب رابطه مشارکتی و شراکتی تعریف می‌شود. بنابراین انتخابات در تنظیم این رابطه نقش تعیین کننده‌ای دارد.

تنظیم این رابطه به معنای تعدیل رابطه میان مردم و دولت به گونه‌ای است که تسهیل کننده تحقق چشم‌انداز ملی باشد.

مردم هنگامی که به پای صندوق‌های رأی می‌روند یک سلسله تقاضا مانند امنیت، رفاه (اجتماعی، اقتصادی)، آموزش، آزادی، عدالت را در تحقق چشم انداز ملی انتظار دارند که حکومت باید آن‌ها را برآورده نماید. در صورتی که حکومت بتواند تقاضای مردم را برآورده نمایند بازخورد آن مثبت بوده و مردم نیز با حمایت از آن چه بسا برای حفظش تا پای جان ایستادگی نمایند، اما اگر تقاضاهای مردم با سیاستگذاری درست برآورده نشود، چنانچه در اکثر کشورهای جهان سوم و توسعه نیافته چنین است، بازخورد منفی داشته و مردم نیز از حکومت فاصله می‌گیرند و یا در قبال مسایل ملی بی تفاوت شده و احساس بی مسئولتی می‌کنند.

در افغانستان نیز وقتی مردم در شانزدهم حمل ۱۳۹۳ به صورت شورانگیز در انتخابات اشتراک کردند، امیدوار بودند که انتظارات‌شان (امنیت، رکود اقتصادی، عدالت اجتماعی، آزادی، تغییر در زندگی) در یک چشم‌انداز ملی با مشخص شدن نتیجه انتخابات و روی کار آمدن حکومت جدید، تحقق یابند. هدف از این حضور پرشور در گفته‌های مردم با رسانه‌ها به وضوح مشاهده می‌شود.

درکشورهای پیشرفته و دموکراتیک که دولت و حکومت قوی دارند، سرنوشت انتخابات به زودی مشخص شده و مردم از سردرگمی خلاص می‌شوند، اما متأسفانه در افغانستان از یک‌سو حکومت ضعیف می‌باشد و توانایی تنظیم امور ندارد و از سوی دیگر برخورد قبیله‌ای در سیاست و تفکر تداوم سلطه بازیگران عرصه قدرت، باعث شده است که روند شمارش آرا و نتیجه انتخابات آنقدر طول بکشد که زندگی مردم با رکود رو به رو شود.

مردم در انتخابات شرکت کردند و به گروه‌های تروریستی و اخلال‌گران نه گفتند تا از این طریق ثابت کنند که می‌خواهند با دولت باشند و از دولت حمایت کنند، اما دولت و حکومت‌کنندگان نیز تقاضاهای مردم را در چشم‌انداز کلان ملی باید در نظر بگیرند. از انتخابات یک ماه سپری می‌شود اما موضع‌گیری مبهم حکومت، اظهارات متفاوت، نا روشن مقامات کمیسیون‌های انتخابات در باره نتیجه انتخابات و بازی با آرای مردم، اکنون وضعیت را در برزخی قرار داده است که همه چیز را با رکود مواجه کرده است. مردم از گرانی‌های سرسام آور به ستوه آمده اند، افسردگی و پژمردگی در چهره‌های آنان به وضوع دیده شده و وضعیت اقتصادی روز به روز عرصه زندگی را برای‌شان تنگ‌تر می‌کند. اما حکومت و بازیگران صحنه، بی‌توجه و غرق در نشه قدرت هستند.

حکومت و نهادهای انتخابات در شرایط حساس کنونی مسئولیت دارند با شفافیت کامل نتیجه انتخابات را که تنظیم کننده رابطه دولت و مردم به صورت دموکراتیک است به درستی و صداقت کامل مدیریت نمایند. اگر مدیریت انتخابات به درستی انجام شده و به دور از تقلب نتیجه انتخابات به دور دوم هم کشانده شود طبیعتا در چارچوب دموکراسی خواهد بود اما درصورتی که انتخابات با دستکاری به آرای مردم به مرحله بعدی کشانده شود، نه تنها انتظارات مردم محقق و رکود کنونی برطرف نمی‌شود که بحران گسترش یافته و نگرانی‌های شهروندان بیشتر گردیده و احتمال دارد که اقتصاد کشور فلج و سونامی خاموش زندگی مردم را در کام خود فرو برد.

با نزدیک شدن زمان نتیجه نهایی انتخابات، همه چشم‌ها به کمیسیون‌های انتخابات و شکایات انتخاباتی دوخته شده است که در برابر حضور و اشتراک شورانگیز مردم در انتخابات را چگونه اقدام خواهند کرد؟

یحیی نبوی
رسانه