منطق و استدلال اصلی اعضا و تبلیغ‌گران تیم تداوم و تحول برای قانع ساختن رأی‌دهندگان به حمایت از نامزد این تیم، داکتر اشرف‌غنی احمدزی این است: «ما تیم پیروز هستیم. داکتر اشرف‌غنی احمدزی، رئیس جمهور آینده است. چون رأی و انتخاب مردم مهم و تعیین‌کننده نیست. رئیس جمهور توسط گردانندگان پشت پرده‌ی قدرت، تعیین می‌گردد. شما اگر می‌خواهید سهمی در حکومت آینده داشته باشید، باید به این کاروان پیروز بپیوندید».

در میان این تبلیغ‌گران و طرفداران داکتر اشرف‌غنی احمدزی، تعدادی از ملاهای محترم شیعه نیز تشریف دارند. حال من از این بزرگان دینی یک سؤال شرعی دارم: شرکت در فعالیت‌های انتخاباتی و تشویق مردم به رأی دادن به داکتر اشرف‌غنی، یک «عمل» است؛ و اتفاقا عملی خیلی مهم و خطیر هم است. چون مربوط می‌شود به تعیین سرنوشت سیاسی یک کشور و یک ملت. آیا ملاک شما در انجام این عمل، تنها منافع شخصی‌تان است و یا علاوه بر این، معیار حلال و حرام دینی را نیز در نظر می‌گیرید؟ جواب شما حتما مثبت است که بلی ما در انجام اعمال خود، پروای حلال و حرام دینی را داریم. در این صورت، سؤال بعدی من از شما این است که معیار و توجیه دینی شما برای مشروعیت حکومت احتمالی داکتر اشرف‌غنی احمدزی و شرعی بودن حمایت شما از آن چیست؟

می‌دانید که در اندیشه‌ی سیاسی تشیع به طور کلی برای قدرت سیاسی دو نوع مبنا و منبع مشروعیت تعریف شده است: یکی منبع الهی و دیگر منبع مردمی. یک دیدگاه این می‌باشد که حق حاکمیت از آن خداوند، پیامبر اسلام (ص)، امامان معصوم (ع) و بعد در زمان غیبت متعلق به فقها و مجتهدین دینی می‌باشد. در این دیدگاه، منبع اصلی مشروعیت، الهی است و اگر احیانا از انتخاب و رأی مردم هم سخن گفته می‌شود، جنبه‌ی تزیینی، ابزاری و کاربردی دارد. دیدگاه دیگر این است که حق حاکمیت از آن خداوند است و او این حق را به مردم تفویض کرده است و بنابرین، مبنا و منبع مشروعیت سیاسی، رأی و اراده و انتخاب مردم است. براساس این دیدگاه، رأی مردم جنبه‌ی تزیینی و کاربردی ندارد و حکومتی که برخواسته از رأی و انتخاب مردم نباشد، مشروعیت ندارد و تصرفات او در سرنوشت مردم و امور و اموال عمومی غاصبانه است.

اکنون سؤال من از ملاهای شیعه‌ی طرفدار داکتر اشرف‌غنی این است که فرض کنید واقعا درک و تحلیل شما از وضعیت سیاسی کشور درست و دقیق باشد. یعنی رأی و انتخاب مردم، مهم و تعیین‌کننده نباشد و داکتر اشرف‌غنی احمدزی با خواست و اراده‌ی عوامل و محافل پشت پرده‌ی قدرت، رئیس جمهور اعلام شود، مشروعیت حکومت او با کدام یک از دو دیدگاه دینی فوق، قابل توجیه است؟

بدیهی است که حکومتی که براساس توطئه و تقلب و تغلب محافل و عوامل پشت پرده‌ی قدرت به وجود بیاید، نه با دیدگاه الهی بودن مبنای مشروعیت سازگار است و نه با تئوری مردمی بودن منبع مشروعیت. یعنی برفرض که داکتر اشرف‌غنی به قدرت برسد، او نه ولی فقیه است که مشروعیت خود را از نمایندگی خدا و پیامبر و امامان معصوم کسب کند و نه وکیل مردم است که ما بتوانیم مشروعیت او را ناشی از رأی و انتخاب مردم بدانیم.

حال برمی‌گردیم به سؤال اصلی: توجیه و جواز شرعی شما برای همکاری با تیمی که می‌خواهد با خواست و اراده‌ی گردانندگان پشت پرده‌ی قدرت به حکومت برسد، چیست؟

در اخیر باید بگویم که من شخصا نه با درک و تحلیل مبلغین تیم تداوم و تحول مبنی بر تعیین‌کننده نبودن رأی مردم، موافق هستم و نه با این که در مورد امور دنیایی چون انتخابات، دموکراسی و حکومت با ادبیات و منطق و معیار دینی سخن گفته شود. دلیل این یادداشت من این است که خواسته‌ام بر مبنای منطق و معیار و ادعای خود ملاهای تیم تداوم و تحول از آنها سؤال کنم.


محمدامین حلیمی