افغانستان هم اکنون در وضعیت حساس و خطرناکی قرار دارد. انتخابات برگزار گردید تا سرنوشت کشور را تغییر داده و آرامش، امنیت و خوشبختی برای مردم به وجود آمده و با انتقال قدرت سیاسی به صورت مسالمت‌آمیز یک حکومت خوب در سایه دموکراسی نوپا تشکیل گردد، اما تنش‌ها و جنجال‌های پسا انتخابات و تقلب‌های گسترده شرایط را بسیار شکننده کرده است.

کمیسیون انتخابات روز دوشنبه (۱۶ سرطان ۹۳) نتیجه ابتدایی انتخابات بیست و چهارم جوزای ۹۳ را اعلام کرد. براساس این نتایج داکتر عبدالله عبدالله ۴۳٫۵۶ درصد آرا و داکتر اشرف‌غنی احمدزی ۵۶٫۴۴ درصد آرا را به‌دست آورده است. این کمیسیون گفت که بیش از ۸ میلیون و یک‌صد هزار نفر در انتخابات ۲۴ جوزا شرکت کرده‌اند.

رییس کمیسیون انتخابات گفت قرار است بیشتر از ۷۰۰۰ محل رای‌دهی دوباره تفتیش شوند. هر دو نامزد ریاست‌جمهوری بر تفتیش این تعداد محل رای‌دهی توافق کرده‌اند. اختلاف اصلی دو نامزد برسر تعداد و معیار تفتیش محلات رای‌دهی است و حالا توافقاتی در این موارد حاصل شده است.

اعلام نتیجه ابتدایی انتخابات از سوی کمیسیون انتخابات واکنش‌های گونانی را در پی داشت. تیم اصلاحات و همگرایی همانگونه که قبلا رابطه خود را با کمیسیون انتخابات قطع کرده بود، این اعلام را نپذیرفته و آن را کودتای مثلث ارگ، کمیسیون انتخابات و اشرف غنی احمدزی علیه آرای مردم افغانستان دانست. این درحالی است که طرفداران اشرف غنی احمدزی به شادمانی، رقص و پایکوبی برای پیروزی تیم خود پرداختند. رییس جمهور حامد کرزی، با انتشار اعلامیه‌ای: «نتایج ابتدائی دور دوم انتخابات ریاست جمهوری را گام دیگری در راه تکمیل شدن روند انتخابات افغانستان دانسته است.»

در سطح بیرونی جمیز دابنز فرستاده ویژه امریکا برای افغانستان و پاکستان اعلام نتیجه انتخابات در دور دوم را مأیوس کننده خواند. ایالات متحده امریکا خواهان بررسی دقیق و کامل اتهامات تقلب در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان شده و از دو نامزد این انتخابات خواسته است، در این تحقیقات همکاری نمایند.

براساس اعلام نتیجه ابتدایی انتخابات ۲۴ جوزا، اشرف غنی احمدزی با کسب حدود ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار رای در دور دوم انتخابات پیش‌قدم است ولی واشنگتن از مقامات افغان خواسته است، قبل از آنکه نهادهای انتخاباتی تحقیقات شان را در زمینه بررسی آراء تکمیل نکرده اند، کسی را برندهء این انتخابات نخوانند.

جین ساکی سخنگوی وزارت خارجه امریکا روز دوشنبه در یک کانفرانس خبری گفت:

« ما امروز شاهد اعلان نتایج ابتدایی انتخابات بودیم و درک ما این است که این ارقام نهایی و معتبر نیستند و شاید نمایانگر نتایج نهایی نباشد و می‌توانند براساس یافته های نهادهای انتخاباتی افغانستان تغییر کنند. »

انتخابات از اصول دموکراسی بوده و امروزه اکثر حکومت‌ها در جهان می‌کوشند مشروعیت خود را از این طریق در نظام بین‌المللی تثبیت نمایند. در شرایطی که روند جهانی شدن جهان را به دهکده کوچکی تبدیل کرده، کشوری از جایگاه معتبرتری در نظام بین‌المللی و سازمان ملل متحد برخوردار است که مبتنی بر آرای مردم و برخواسته از مشروعیت مردمی باشد. کشورهایی مانند بریتانیا، فرانسه و امریکا که زادبوم دموکراسی و انتخابات خوانده می‌شود، روند طولانی را در زمینه تحکیم دموکراسی طی کرده تا به اینجا رسیده است. همینگونه بسیاری از کشورهایی که امروزی در جهان دارای نظام‌های مردم‌سالار می‌باشند نیز تلاش‌های فراوانی در راستای تحکیم دموکراسی و تغییر فرهنگ سیاسی انجام داده‌اند.

فرهنگ سیاسی در این سرزمین‌ها به حدی از پختگی رسیده است که مردم از قبیله، تبار، گروه، نژاد، و خواسته‌های شخصی عبور کرده و به منافع کلان ملی می‌اندیشند. به همین دلیل برگزاری انتخابات در آنجا برای تشکیل دولت رفاه و بلندبردن سطح زندگی مردم در عرصه‌های گوناگون بوده و سیاست‌مداران نیز خود را مکلف می‌دانند از طریق ساختارهای حقوقی ایجاد شده مصدر خدمت عمومی شوند. از سوی دیگر نهادهای حقوقی نیز به گونه‌ای عیار شده اند که هیچگاه نمی‌توانند بر خلاف اراده عمومی گام بردارند. عبور از جغرافیای قبیله و تبار در آن کشورها سبب شده است که دموکراسی شکلی و ساختاری تبدیل به دموکراسی عملی گردد و زمام‌داران نیز مجبورند که با تشکیل حکومت خوب در برابر آرای مردم پاسخگو باشند ورنه از صحنه سیاسی حذف می‌شوند.

در افغانستان اما متأسفانه فرهنگ سیاسی هنوز از حد قبیله و تبار بیرون نرفته و جهان‌بینی زمام‌داران سیاسی نیز در جغرافیای قبیله و تبار محدود می‌باشد، هرچند آن‌ها ادای تکنوکرات و دموکرات بودن را در می‌آورند.

از زمانی که افغانستان به همین نام مسمی گردیده، کانون بحران و درگیری قبیله‌ای و تباری بوده و متأسفانه هنوز که هنوز است در این باتلاق دست و پا می‌زند. هرچند جنش‌هایی در مقاطع مختلف سر برخاسته تا ساختار قبیله‌ای و سنتی را بشکنند و حکومت مدرن را ایجاد نمایند، اما همواره در جدال سنت و مدرنیته، به دلیل ساختار قبیله‌ای انعطاف ناپذیری که در کشور وجود دارد، مدرینته مغلوب سنت بوده و با شکست رو به رو گردیده است که نمونه آن را حرکت نوگرایی امان‌الله خان پسا استقلال افغانستان از انگلیس و جنش نوگرایی در دهه دموکراسی (دهه ۴۰ خورشیدی) می‌توان یادآور شد.

با شکل‌گیری نظام جدید در سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱) و حضور جامعه‌ی جهانی در افغانستان، روزنه‌هایی از امید برای تشکیل نظام مردم‌سالار ودموکراسی پیدا شد، در سایه حضور جامعه‌ی نهادهای دموکراسی به صورت شکلی ایجاد شده و روند دموکراسی مانند برگزاری انتخابات به صورت شکلی پاگرفت، اما تجربه چند سال گذشته نشان داد که انتخابات صرف جلوه دموکراسی نیست، بلکه دموکراسی زمانی تحقق خواهد یافت که فرهنگ سیاسی عمومی تغییر کرده و شهروندان و زمام‌داران سیاسی در باتلاق سنت و قبیله گیر نکرده باشند. اما به نظر می‌رسد که هنوز فرهنگ سیاسی در افغانستان از جغرافیای قبیله و تبار بیرون نرفته و سیاست‌مداران با اندیشه ارباب رعیتی به مردم نگاه می‌کنند و ساختارها و نهادها را هم گونه‌ای می‌سازند که تنها منافع آن‌ها را تأمین نماید. در چنین سرزمینی که قبیله‌ها حکومت می‌کنند و زمام‌داران حتی کسانی که خود را روشنفکرتر و دموکرات‌تر از همه می‌دانند، نسبت به شهروندان دید مالکانه دارند، سرنوشت و آینده دموکراسی مبهم خواهد بود و دفن آن در چنین اوضاع و احوالی بعید نیست. زیرا نه زمام‌داران نیاز دارند برای رفاه مردم کار کنند در برابر آنان پاسخگو باشند و نه نهادهایی که متصدی امور انتخاباتی مسئوولیت پاسخگویی شهروندان را دارند.

برخورد کمیسیون‌های متولی انتخابات نسبت به نتیجه انتخابات ۲۴ جوزا و تقلب گسترده به نفع نامزد خاصی بیان‌کننده آن است که افغانستان هنوز سرزمین قبیله‌هاست و نهادهای مدرن، ساختار سیاسی و نظام دموکراسی تنها در شکل می‌باشد، محتوا تغییری نکرده و سنت-قبیله هنوز در اینجا حاکم است.

یحیی نبوی
سایت رسانه