این روزها براى افغانستان روزهاى خوبى نیست. کشورى که از همه لحاظ زده و زخمى مى‌باشد، دچار بحران عمیق و پیچیده‌ى سیاسى هم شده است. با توجه به گذشته بد افغانستان، اینک آینده این کشور هم تا جایى که دیده مى‌شود تاریک به نظر مى‌رسد. افغانستان بدون بحران سیاسى، راه دشوارى را باید بسوى آینده بهتر بپیماید، اما حالا با بحران عمیق سیاسى، احتمالا راه پیش روى بسیار صعب العبور شده است.

دوازده سال قبل که حکومت طالبان سقوط کرد و آمریکایى‌ها به افغانستان آمدند، وضعیت چنین به چشم نمى‌آمد. تقریبا همه مردم افغانستان به آینده بهتر امیدوار شده بودند. اما حکومت حامد کرزى در این دوازده سال کارى نکرده است که ثبات در افغانستان محکم و ماندگار شود. از جمله در ارتباط ایجاد یک سیستم سیاسى کارآمد. به طور نمونه ساختار انتخاباتى ایجاد شده به اندازه‌اى ناکارآمد است که حتى یک انتخابات را نتوانسته بدون بحران و جنجال برگزار و مدیریت کند. از انتخابات هاى جنجالى پارلمان تا انتخابات شوراى ولایتى و ریاست جمهورى.

مسؤولیت وضعیت بحرانى فعلى مستقیما متوجه حامد کرزى است. در بدبینانه‌ترین نگاه کرزى بدون دلسوزى به کشور، خائنانه و عمدى تقلب را سازماندهى کرده و کشور را به پرتگاه بحران تمام عیار و نابودى برده است. براى این، شواهد و دلایل بسیار هم وجود دارد. حتى اگر پذیرفته شود که کرزى بدطینت و بدنیت نیست، ایجاد ساختار انتخاباتى کارآمد از وظایف حکومت در این سال‌ها بوده است. بنابرین ناکارآمدى کمیسیون‌هاى انتخاباتى تا این سرحد نتیجه مستقیم بى‌کفایتى و بى‌لیاقتى رییس جمهور است. به نظر مى‌رسد که رییس جمهور کرزى از اول تصمیم و اراده‌ى ساختن یک سیستم کارآمد انتخاباتى را نداشته و طرفدار تقلب و مهندسى نتیجه‌ی انتخاب بوده است. اگر بر فرض تا حالا از قضایا بى‌خبر مى‌بود، حالا که اسناد تقلب عمومى شده است، باید از خود جدیت و قاطعیت نشان دهد و با عوامل تقلب و پیامدهاى تقلب بر خورد جدى و قانونى نماید.

اما به صورت واضح دیده مى‌شود که کرزى نه تنها در برابر تقلب قاطعیت ندارد که پناهگاه و پشتیبان تقلبکاران و شریک سازماندهى تقلب هم است. آقاى کرزى تا آخرین روزهاى قدرت‌اش براى کشور کارى نخواهد کرد که خیر و صلاح مردم در آن باشد. او هر روز دست به اعمالى مى‌زند که براى کشور پیامدهاى فاجعه بار دارد. با توجه به کارنامه کرزى، قابل باور نیست که او یک آدم خیرخواه و دلسوز به مردم باشد. در این سال ها کرزى به طالبان و کسانى که بد افغانستان را مى‌خواهند، بیشتر خوبى کرده است تا به افغانستان و مردم آن.

سرنوشت تاسفبار انتخابات تا این نقطه، نتیجه‌ى عملکرد آقاى کرزى است. بعد از این هم نباید از آقاى کرزى توقع دلسوزى و خوبى داشت. اگر کرزى کارى هم بکند، مثل همیشه بد مى‌کند. جاى تاسف است که روند دموکراسى در کشور به دست کسانى افتاده و رهبرى مى‌شود که به غیر از عقده‌ها و منافع شخصى خودشان هیچ دلسوزى ملى و مردمى ندارند.

افغانستان در طول تاریخ خود و مخصوصا در این چهار دهه‌ی اخیر بخاطر نداشتن یک سیستم سیاسى کارآمد براى مدیریت و انتقال قدرت، روزهاى سیاه بسیارى را پشت سرگذاشته است. امید مى‌رفت که براى اولین بار در تاریخ این وطن، قدرت از یک تیم به تیم دیگر بدون بحران، به دور از خونریزى و جنجال و تقابل انتقال یابد. اما متاسفانه کسانى که به این کشور و ملت هیچ رحم و دلسوزى ندارند، با تقلب و زورگویى حاضر به انتقال مسالمت‌آمیز قدرت نمى‌باشند. براى چند روز بیشتر در قدرت ماندن، متوسل به تقلب و توطئه شده‌اند.

در طول تاریخ افغانستان بر سر انتقال قدرت و تغییر دولت، جنگ‌هاى خونین صورت گرفته و هر بار کشور به بحران کشانیده شده و تضادها و تقابل‌ها منجر به فاجعه‌هاى عظیم شده است. بسیارى‌ها تا هنوز آثار ویرانگر کودتاى هفت ثور، دوران بعد از سقوط دولت نجیب و سال‌هاى سیاه حاکمیت طالبان را خوب به یاد دارند. تمام آن روزهاى سیاه و تلخ در تاریخ افغانستان، به این علت پیش آمد که سیستم و شیوه‌اى مسالمت‌آمیز و مورد قبولِ همه، براى انتقال قدرت وجود نداشت. در آن وقت‌ها تنها راه انتقال قدرت و به دست گرفتن قدرت، جنگ، بحران و خونریزى بود.

اما سرانجام بعد از کنفرانس بن، آغاز پروسه‌ى دموکراسى در کشور و تدوین قانون اساسى، اکثریت مردم افغانستان بر این توافق کردند که یگانه راه حل براى تغییر حکومت و انتقال قدرت، برگزارى انتخابات سالم، شفاف، منصفانه و آزاد است. تا رسیدن افغانستان به این مرحله، میلیون‌ها نفر کشته شده، میلیون‌ها نفر معلول شده و میلیون‌ها نفر دیگر آواره و بى‌خانمان شده‌اند.
اما حالا آقاى کرزى این دستاورد را در حال بر باد کردن است. بر بادى این روند، بر بادى افغانستان و انداختن دوباره کشور به میدان خشونت و خونریزى و بحران است.


جعفر عطایی
سایت رسانه