تا هنوز سرنوشت قطعی انتخابات و برد و باخت سیاسی دکتر اشرف غنی احمدزی معلوم نیست. اما شکست اخلاقی او در این انتخابات حالا برای همه روشن شده است. میلیون‌ها برگه‌ی رأی جعلی به صورت آشکار توسط آقای امرخیل و همکاران او به نام دکتر اشرف غنی احمدزی به صندوق‌ها ریخته شد، پروسه‌ی انتخابات و دموکراسی بی‌اعتبار گردید و کشور در پرتگاه بحران و خطر قرار گرفت، اما دکتر اشرف غنی احمدزی نه تنها در برابر این خیانت ملی و خباثت اخلاقی موضع مخالف اتخاذ نکرد، بلکه به گفته‌ی آقای یوسف نورستانی، رییس کمیسیون انتخابات، مانع تفتیش آرا گردید و از تقلبات صورت گرفته دفاع نمود. دکتر اشرف غنی چه رئیس جمهور شود، چه رهبر اپوزیسیون و چه شریک قدرت، داغ این شرم و شکست اخلاقی را برای همیشه بر جبین خود خواهد داشت. بعد از این او هر ادعایی بکند، ادعای دموکرات بودن، انسانی اندیشیدن و اخلاقی زیستن نمی‌تواند بکند.

هر چند دکتر اشرف غنی احمدزی مرد ادب و اخلاق نیست و نمی‌توان شخصیت او را براساس اصول و ارزش‌های اخلاقی سنجید، اما این شکست اخلاقی بر وزن و جایگاه و نفوذ او در جامعه قطعا بی‌تأثیر نمی‌باشد. بعد از این اشرف غنی ممکن است آدم مقتدر باشد، اما قطعا شخصیت محبوب و محترم نیست.

در تاریخ افغانستان هر رهبری صفحه‌ای را به نام خود ثبت تاریخ کرده است. در این میان صفحه‌ی بزرگترین تقلب تاریخی به نام دکتر اشرف غنی احمدزی رقم خورده است. بگذارید امروز کارگران فرهنگی و سیاسی او با بی‌شرمی تلاش کنند که تقلب‌های گسترده و سازمان‌یافته‌ی آقای امرخیل و همکاران شان به سود دکتر اشرف غنی را توجیه نمایند، اما تاریخ آینده منصفانه و واقع‌بینانه قضاوت خواهد کرد. در تاریخ نه هیاهوی کارگران فرهنگی و سیاسی آقای اشرف غنی می‌ماند و نه خود او و بی‌شرمی‌ها و بی‌رسمی‌هایش. آنچه در تاریخ خواهد ماند، اسناد و شواهد تقلب‌های آقای امر خیل و همکاران شان به نفع دکتر اشرف غنی احمدزی می‌باشد.

اگر باور ندارید به تاریخ گذشته نگاه کنید. وقتی حدود صد سال پیش امیر عبدالرحمن خان با قتل عام ۶۲ درصدی هزاره‌ها و برده و آواره ساختن باقی‌مانده‌ی آنها، سلطه‌ی خویش را در این قلمرو استبداد گسترش داد و تحکیم کرد، چه کسی باور می‌کرد که روزی فردی از بازماندگان همان مردم قتل‌عام‌شده و برده و آواره در درون دربار شاهی کتاب «سراج‌التواریخ» را بنویسد و چهره‌ی خونخوار امیر را ثبت تاریخ کند.

اگر در آن فضای ترس و تنهایی و خفقان و قتل‌عام، امیر عبدالرحمن نتوانست جنایت‌های خویش را در دل تاریخ گم و گور کند، در این شرایط رشد رسانه‌ها و آگاهی‌ها، خیانت دکتر اشرف غنی احمدزی به هیچ وجه مخفی نخواهد ماند و مورد داوری بی‌رحمانه‌ی تاریخ و نسل‌های آینده قرار خواهد گرفت. اکنون ناظران اتحادیه‌ی اروپا اعلام کرده‌اند که حدود چهار میلیون رأی مشکوک وجود دارد که باید بررسی مجدد شود. سازمان ملل نیز گفته است سه و نیم میلیون رأی مشکوک می‌باشد و نیاز به تفتیش دارد. آقای جیمز دابنز، نماینده‌ی ویژه‌ی آمریکا در امور افغانستان و پاکستان به وجود میلیون‌ها رأی قابل بررسی اذعان کرده است. آقای یوسف نورستانی، رییس کمیسون انتخابات نیز به وجود تقلب‌های گسترده اعتراف نموده است. این گزارش‌ها و اعتراف‌ها به علاوه‌ی صدها اسناد موثق دیگر در تاریخ می‌ماند و چهره‌ی آقای اشرف غنی احمدزی را برای نسل‌های آینده ترسیم می‌کند.

در این میان طنز تلخ تاریخ نیز مربوط به توجیه‌گران این تقلب تاریخی خواهد بود. وقتی روشن گردید که در ولایت‌های جنوبی و مشرقی چون خوست، پکتییا و پکتیکا تعداد برگه‌های ریخته‌شده در صندوق‌ها چند برابر بیشتر از میزان واجدیدن شرایط رأی دادن می‌باشد، کارگران فرهنگی آقای اشرف غنی برای این تقلب‌های آشکار، توجیهات شیرین و جالب و خنده‌داری ساختند. یکی نوشت که علت افزایش چند برابر آرای دکتر اشرف غنی در جنوبی و مشرقی این بود که مردان این مناطق براساس سنت قبیلوی فیصله کرده بودند که حتما زنان شان را هم با خود پای صندوق‌های رأی ببرند. دیگری گفت که علت رشد سرسام‌آور رأی به نفع اشرف غنی در جنوب، آمدن مهاجرین افغانی از پاکستان و شرکت طالبان در انتخابات می‌باشد!

دروغ‌های چنین شاخدار به جای این که به درد توجیه تقلب‌های آشکار آقای امرخیل و همکاران ایشان بخورد، بیشتر سبب رسوایی و ریشخند شدن کاربران خویش می‌گردد. در کنار تقلب‌های گسترده‌ی آقای امرخیل، خیانت ملی اشرف غنی، توجیهات خنده‌دار کارگران فرهنگی ایشان نیز در حافظه‌ی تاریخی مردم افغانستان خواهند ماند.

اینها همه می‌گذرد اما داغ شرم و شکست اخلاقی ناشی از انجام یک تقلب و خیانت بزرگ ملی برای همیشه بر جبین دکتر اشرف غنی احمدزی و حامیان ایشان خواهد ماند.


محمدامین حلیمی