اخیراً توافقاتی میان داکتر عبدالله و داکتر اشرف غنی احمدزی در نتیجه فشار سیاسی جان کری وزیر خارجه امریکا صورت گرفته است. بسیاری ها معتقد هستند که جان کری نقش"مشکل گشا" را بازی نموده و مانع تنش های سیاسی در افغانستان شده است. اما به باور برخی آگاهان نیروی محرکه این "مشکل گشایی" را اعتراضات گسترده مردمی و تصمیم اعلام حکومت یک جانبه به رهبری داکتر عبدالله در افغانستان تشکیل می دهد.

زیرا اعلام دولت به رهبری داکتر عبدالله می توانست بن بست انتخاباتی را به بحران بزرگ تقابل اجتماعی تبدیل نموده منافع غرب را قبل از همه متضرر سازد. این در حالی بود که امريکايي ها عملاً شاهد کودتای انتخاباتی توسط بودند، ولی هرگز حاضر نشدند که جلو آن را بگیرند. بسیاری امریکایی ها تصور می کردند که می توانند سناریوی انتخابات 2009 را در انتخابات 2014 نیز موفقانه پیاده نمایند و داکتر عبدالله را بی سر و صدا به نفع تقلبات داکتر اشرف غنی از صحنه بیرون کنند.

به همین گونه حامد کرزی که در محور این توطئه و شکست فرایند دموکراسی بر اساس تفکر تمامیت خواهی قرار دارد نیز تصور می کرد می تواند به بسیار آسانی بحران را به نفع خود مدیریت کند.

اما اعتراضات گسترده مردمی جنبش های ضد تقلب و تلاش های شخصیت های سیاسی، اجتماعی و فرماندهان برجسته جهادی و سران اقوام کوتای انتخاباتی کرزی- احمدزی را نقش بر آب ساختند و راه را به میانجی گری جان کری مساعد ساختند.

این در حالی بود که جان کری اعلام حکومت داکتر عبدالله را یک حرکت فراقانونی تعبیر کرده و تهدید به قطع کمک های امریکا نمود. اما این تهدید وی توسط طرفداران داکتر عبدالله که خواهان حق مشروع خود هستند، نادیده گرفته شده است. زیرا کمک های جامعه جهانی در 13 سال اخیر غیر عادلانه تقسیم شده بیشتر در خدمت یک منطقه خاص افغانستان و یک گروه قومی خاصی در حاکمیت کرزی قرار گرفته است. انتخابات 2014 در واقع بخاطر تغییر این تبعیض بوده است. ازینرو قطع کمک های غرب برای زنده گي بخشی مردم افغانستان چندان تأثیری نخواهد داشت.

چگونه رهبری تیم اصلاحات و همگرایی به این نتیجه رسید که حکومت خود را اعلام نماید؟

واقعیت اینست پاسداری از آرای مردم که ابتداء از جنبش های مدنی ضد تقلب در شهر کابل بطور خود جوش آغاز یافته بود به زود ترین فرصت به یک رستاخیر بزرگ ملی تبدیل شده نه تنها لرزه به کاخ توطئه گران ارگ انداخت، بلکه رهبری متزلزل و بی راهبرد تیم اصلاحات و همگرایی را نیز مجبور ساخت که به جای سیاست های نرم و گمراه کننده باید با جسارت سیاسی و تکیه بر نیروهای مقاومت مردمی از آرای مردم قاطعانه دفاع نماید. چنانچه اعلام این جمله شجاعانه و امیدوارکننده در خیمه لویه جرگه "اگر قطعه قطعه شوم تسلیم به حکومت تقلبی نمی شوم" نتیجه فشار های سیاسی و اجتماعی مردم، بسیاری شخصیت های دور اندیش و برخی نخبه گان سیاسی بود. به بیان دیگر رهبری تیم اصلاحات و همگرایی فرصت های زیادی را از دست داده بود تا به این نتیجه برسد که به جز قاطعیت و اتکاء به مردم و در نهایت اعلام حکومت یکجانبه نمی توان حق مشروع خویش را از دهن کودتا چیان ارگ در همدستی برخی محافل بیرونی به آسانی بدست بیاورد. این در حالی بود کرزی که در کانون توطئه نشسته است در هماهنگی با تیم تحول و تداوم و در همدستی با کمیسیون های انتخاباتی از ضعف سیاسی رهبری تیم اصلاحات و همگرایی استفاده نموده با جسارت و تکبر بدون تفکیک آرای پاک از نا پاک نتایج ابتدایی انتخابات و تاریخ انتقال قدرت را اعلام نمود. در حالی که طرفداران تیم اصلاحات و همگرایی چشم امید به رهبری این تیم دوخته منتظر جسارت سیاسی، قاطعیت و دفاع از حق مشروع شان بودند. سر انجام رهبری تیم اصلاحات و همگرایی مجبور شد موضع قاطعانه اتخاذ نموده و تصمیم گرفت که اعلام پیروزی و تشکیل دولتی در تحت رهبری داکتر عبدالله را اعلام نماید.

به باوربسیاری ها پایین کردن عکس حامد کرزی از خیمه لویه جرگه بدست جمعیت خشمگین یک حرکت شجاعانه، به موقع و تاریخ ساز بود و یک پیام خیلی روشن به توطئه چیان ارگ و حامیان خارجی آن داد که از راه نامشروع و غصب قدرت نمی توان بر افغانستان حکومت نمود.

توطئه ادامه دارد


پرسش اساسی اینست آیا کودتای انتخابات  شکست خورده است؟ واقعیت اینست که ظاهراً در نتیجه میانجی گری جان کری کودتاچیان عقب نشينی تاکتیکی نموده و حاضر شده اند آرای پاک مردم را از آرای نا پاک در تحت نظارت سازمان ملل متحد و نظارت کاندیداهاي رقیب تفکیک شود. اما به باور بسیاری ها این یک بازی خیلی گمراه کننده است  زیرا هم کرزی هنوز در کانون توطئه قرار دارد و هم کمیسیون های انتخاباتی که نقش خیلی برجسته در تقلبات سازمان یافته، ساختاری و گسترده به نفع یک کاندیداي خاص داشته اند، هنوز لگام انتخابات را در دست دارند. نقش سازمان ملل متحد در شمارش آراء نیز مشکوک است. این سازمان در انتخابات های قبلی نشان داده که بیطرف نبوده است. در واقع ماموریت این سازمان به پیروزی رساندن تیم تحول و تداوم از طریق مشروعیت بخشیدن تقلبات گسترده است. ازینرو توقع این که نتایج انتخابات شفاف و سالم باشد یک توقع واهی خواهد بود.

هوشدارها


1. سطح تقلبات در دور دوم انتخابات به حدی پیچیده، گسترده و مهندسی شده است که در هیچ انتخابات جهان سوم نظیر آن دیده نشده است. تفکیک آرای پاک از ناپاک خیلی دشوار است و حتا خود آقای امرخیل هم اگر بخواهد صادقانه رأی های پاک را از ناپاک تفکیک کند، قادر نخواهد شد.

2. بسیاری آگاهان امور افغانستان به این باور هستند که نتایج دور دوم انتخابات از هیچ لحاظ مشروعیت ندارد. شاید بهترین گزینه همچو انتخابات مشکوک لغو نتایج آن باشد و به جای آن حکومت وحدت ملی باید بر اساس نتایج دور اول انتخابات صورت بگیرد که نسبت به دور دوم از مشروعیت بیشتر بر خور دار
 است.

3. بازشماری آرا توسط سازمان ملل یک بازی از قبل محاسبه شده است هدف آن مشروعیت بخشیدن تقلبات مهندسی شده به نفع غنی احمدزی است.

4. حکومت وحدت ملی یک نیرنگ برای کاهش تنش هاست و غنی احمدزی اعتقاد به حکومت تک قبیلوی انحصاری دارد.

5.داکتر عبدالله باید به وعده های کرزی، غنی و جان کری اعتماد نکند.

6. داکتر عبدالله گزینه اعلام حکومت مستقل را روی میز و نیروی مقاومت مردمی را روی سرک ها تا پایان بازی نگهدارد.