Friday, 3 Sep, 2010 - 22:07   امروز  جمعه ۱۲ سنبله ۱۳۸۹ - ساعت به وقت کابل ۲۲:۰۷






 

اخبار مقالات پردیدده ترین مطالب موسیقی انگلیسی    


بخش ها:
جستجو:

     
اخبار هفته
مقالات
اخبار
مطالب جالب
آرشیف اخبار
جستجو
همکاران قلمی
شخصیت‌ها
کتابخانه
شعر
قوانین
لینکستان
فال حافظ
ارسال مطالب
تماس با ما
درباره ما
 

کتابها پنجشنبه ۱۸ جوزا ۱۳۸۵ سپيده دم تعداد بازدید: ۵۸۰۳
اندازه متن :
   سرنوشت غم انگيز در افغانستان

کتاب "سرنوشت غم انگيز در افغانستان" خاطرات فيليب کاروين، کارمند عالیرتبه ملل متحد (معاون سياسی بين سيوان) در سال 1992 است که در آن از سقوط کابل و فرار نا فرجام دکترنجيب الله سخن می گويد. کتاب توسط حکيم سروری از انگليسی به دری ترجمه شده است و در سال 2005 در پيشاور چاپ شده است.

مطالبی زير از صفحه 121 تا 167 کتاب "سرنوشت غم انگيز در افغانستان" اقتباس شده است
 15   اپریل 1992:
ساعت 07 30 صبح
عَونی بوتسالی (معاون اول بين سيوان) در جلسه صبحانه مرا مطلع ساخت که میدان هوایی بگرام شب گذشته تقریباً بدون زد وخورد به دست قوت های احمد شاه مسعود افتاده.
بر اساس بیان ُکلنل لاوان مدافعه کابل یک استهزاء است .بیشتر از همه بگرام که یک میدان هوایی است اکنون به دست مجاهدین افتیده و اکنون آنان برای اولین بار قابلیت هوایی پیدا کرده اند. عَونی به ما گفت که نجیب امشب به ساعت 12:30 ( نیم ساعت بعد از نیم شب ) تیلفون کرده و جلسه عاجل شورای بیطرف را تقاضا کرد  و همچنان می خواهد که بینن عاجلاً اورا به طیاره با خود نشانده و ازکشور به صورت مصؤن به خارج انتقال دهد. با آن که کابل واقعاً بیدفاع است، اما زنده گی در شهر آرام است. کلنل ناولان از صحبت های پراگنده اعضای جلسه را برحذر داشت. او گفت ما باید به صورت دقیق و حسابی بدانیم که وضع در کابل به چه منوال است. او راپور اخیری را که در مطبوعات بین المللی به نام هرج ومرج در کابل نشر شده انتقاد کرد.  بینن باید امروز بعد از ظهر از اسلام آباد به کابل بیاید.
***
فعالیت در، دَور وبَرمن [ پیرامون من ] غیر واقعی معلوم می شود. همهء این صحبت ها در باره مصیبت از پایتختی است که در حال سقوط است. از میدان هوایی که تصرف شده، از خط دفاعی که وجود واقعی ندارد، از سر بازانی که از یک گروپ به گروپ دیگر الحاق می کنند، از سگهای دیوانه که شبها در جاده ها وٍل می گردند. دنیای کوچکی که از یک روز تا روز دیگر در آن گشت و گذار دارم کاملاً محفوظ و مصؤن معلوم می شود. از طرف افراد بین المللی اداره شده و توسط افغانها کمک می شود. یک نوع اشغال استعمار گرانه به خاطر صلح. اکنون امید وتصمیم وجود داردو هیجان، ترس واهمه و خطر وجود ندارد. در
حقیقت واقعاًمن ترسی احساس نمی کنم. ناراحتی؟ بلی، زیرا آزادی حرکت من سلب شده و شرایط زنده گی من همیشه خراب است. من احساس ترس نمی کنم. با خود می اندیشم که درنظر افغانها یی که با آنان سرو کار دارم و هر روز آنها می بینم، جنرال ها، خدمت گاران، ترجمانان چطور معلوم می شوم. صاحب امتیاز که بدون شک. یک مایه امید؟ شاید. ولی آیا انرژی مثبت مرا درک و احساس می کنند؟
* **


ما به طوردوامدار به رادیو بی. بی. سی. گوش می دادیم. پروگرام خلاصه اخبارجهان آن، اولیت های جامعه بین المللی و ازملل متحد را وسیعاً انعکاس می داد. ... اگر شورای امنیت تصمیم بگیرد که قوای لازم را با در نظر داشت ریسک بزرگ به کابل غرض جلو گیری از سقوط آن که در ظرف چند روز آینده محتمل است بفرستد؛ روز ها به کار است تا به این فیصله برسد و هفته ها لازم خواهد بود تا قوا اعزام شود. افغانستان عملاً از سوی جامعه بین المللی متروک شده.  این محکومیت به معنای فنا است.
***
در شرایط فعلی مسعود توقف نا پذیرمعلوم می شود. سوال اینجاست که آیا گلب الدین حکمتیارسلطهء مسعود را می پذیرد یا جنگ با مسعود را؟ یا اشغال کابل و محاصرهء آن و حمله بالای مواضع مسعود از جانب شمال؟ کدام یک را انتخاب خواهد کرد؟ ایا با وجودی که مسعود موعظه میکند به کابل داخل نمی شود، وارد کابل خوهاد شد؟ ....
در این هنگام امور خدمات عامه کاملاً از هم گسیخته. صرف یکتعداد سرویس ها در حرکت اند وباقی هر چیز متوقف است. مامورین و کارمندان معاش اخذ نکرده اند. مانند دیگران آنان نیز در چرت فرار اند اما به کجا باید رفت وبا کی الحاق کرد؟ این را هرج ومرج می گویندکه در وطن آبایی خود، در شهرخود و در خانهء خود بیچاره گردی، کسی را نداشته باشی که به آن رجوع کنی و احساس کنی 24 ساعت بعد به دلیلی که صرف در ذهن یک متعرض بی نام، یک همسایه، یک دوست سابقه پیدا شده، مورد هدف قرار بگیری.
همه چیز از هم پاشیده، مرکز نگاهداری شده نمی تواند.
 ساعت 1030:
جلسه در اتاق کلنل ناولان. تمام وسایط را تیل بیندازید. مطمین گردید که همه وسایط فعال باشد وبیرق ملل متحد در همه موترها موجود باشد. اگر از بیسیم استفاده می کنید، صرف علامات صدائیه و نمرات منازل ذکر شود. نام کسی برده نشود. درحالتی که ما مجبور به تخلیه گردیم؛ هرکس باید راه های فرعی رسیدن به میدان هوایی را بداند. هر نفر یک بکسی که به پشت حمل می شود با مواد کافی که چند روز را کفایت کند مانند جراب، زیر پوش، سامان ریش تراشی، البسه، بارانی وغیره با خود به دفتر بیاورد. هر روز صبحانه بین ساعات 0500 تا0530  اخباربی. بی. سی. را بشنوید و هر کدام تان باید دارای یک رادیوی موج کوتاه باشد. ما محل تجمع خود را در صورت تخلیه بعداً اعلا می کنیم. چندین محل تجمع وجود دارد. هر شخص مکلف است تا نقطه تجمع خود را بداند.
ساعت30 11:
عَونی ومن به ملاقات جنرال یار محمد می رویم ... او به ما گفت که امروز صبح از پانزده عضو شورای بیطرف یازده عضو آن در پشاور تثبیت شد. یک حکومت ائتلافی در بگرام دیروز ایجاد شد. گزارشی از زد وخورد در آنجا داده نشده و همچنان گزارش زندانی ساختن ها هم وجود ندارد ... قوتهای حکمتیاربه سوی شرق کابل به حرکت در آمده اند. آنها شاید برای یک تعرض بالای کابل تجمع نمایند. جنرال [ یارمحمد ] می خواهد تا هر کاری که بتواند مانع زد وخورد شود، انجام دهد. .....
 ساعت ساعت00 15:
جلسه با انجمن رستگاری ملی. جنرالی که ما را پذیرایی کرد گفت انکشافاتی به وقوع پیوسته، چیزی را که او متوقع بود، بعد از آغاز پروسه صلح صور ت خواهد پذیرفت. به طور مثال قوتهای حکومتی شمال پایتخت به مسعود پیوستند. ائتلاف زمانی صورت می گیرد که پروسه صلح آغاز یابد. واین انکشاف پذیرفتنی است. اما درحال حاضر این مسأله صرف یک فرار و نشانه یک هرج ومرج واقعی است
اردوی دولتی کاملاً بی مورال شده و وضع شان نهایت خراب و بد است. مقامات کابل از کنترول اوضاع عاجز اند. اگر شورای بیطرف به کابل برسد شاید آنها بتوانند کنترول کابل را به عهده بگیرند...
***
درحالت کنونی آقای بینن سیوان به عوض این که با نجیب الله ملا قات نماید، با جنرال عظیمی باید ببیند. جنرال عظیمی مسؤل دفاع کابل است. عظیمی باید یک بیانیهء رسمی صادر نماید که او پلان صلح ملل متحد را قبول دارد.
 16 اپریل 1992:
ساعت10 01  شب:
 عَونی بوتسالی تیلفونی مرا بیدار ساخت و گفت در ظرف پانزده دقیقه موتری نزدت می آید وتو را با خود می گیرد. من لباسهای خود را پیش از خواب آماده کرده بودم تا بتوانم به سرعت آماده گردم ...هنگامی که تیلفون زنگ زد من در حال خوب دیدن بودم
 ***
ساعت30 01  شب :
یک موتر ملل متحد رسید. راننده مرا به قرارگاه اسگاپ برد. از آنجا بلا فاصله به اقامتگاه نجیب به راه افتادیم. در ظرف چند دقیقه به آنجا رسیدیم. نجیب یک دریشی خط دار خاکستری تیره به تن داشت. به یک تاجر شباهت پیدا کرده و به اشتیاق می خندید. جنرال توخی رییس دفترش اورا همراهی می کرد. توخی خانم و دو طفل خود را ( یک دختر ویک پسر ) نیز همراه دارد. برادر نجیب، یک بادیگارد ویک خدمتگار نیز با نجیب بودند. در مجموع به شمول نجیب نهُ نفر می شدند.
ما به داخل رفتیم و جنرال توخی و عَونی بلا فاصله به کار بالای بیانیه نجیب که استعفای خود را رسماً اعلام می کند، شروع کردند. آنها در طول چند روز است که بالای آن کار می کنند و اکنون می خواهند آن را به اتمام برسانند. بیانیه کوتاه خواهد بود.
عَونی از مصروفیتی که بالای بیانیه نجیب با توخی داشت بیرون شد. او گفت اکنون زمان آن فرا رسیده که جانب میدان هوایی درحرکت شویم. توخی بیانیه را درموتر با نجیب مورد بحث قرار می دهد. نجیب بیانیه را قبلاًً دیده، در آن تغییرات عمده وارد نشده است. 
***
ساعت45 01  شب:
ما بکس های خود را بار کردیم وتصمیم گرفتیم تا با سه عراده موترجانب میدان هوایی حرکت کنیم.
من با، دان کوریکی مامور اداری ملل متحد از اهل آیرلند در موتر اول نشستیم. موتر ما، تویوتای فاردیل درابو بود. بادی گارد نجیب مسلح با کلاشینکوف و خدمتگارنجیب در چوکی عقب نشستند.
موتر دومی یک سیدان است. عونی آن را راننده گی می کرد.  کلنل ناولان در پیشرو و نجیب وبرادرش درعقب نشستند.
موتر سوم یک تویوتای مینی بوس است که راننده آن پیتربایر، سرباز ملل متحد از دنمارک است. در این موتر جنرال توخی با خانواده اش نشسته اند.
ما با استفاده از نام شب که وزارت امنیت دولتی امروز بعد از ظهر به ما توزیع کرده بود؛ از چندین پوسته امنیتی گذشتیم. بینن با طیاره ملل متحد در میدان هوایی کابل نشست. او در داخل طیاره انتظار مارا می کشد. ( من فکر می کنم که با خود اعضای پانزده نفری شورای بیطرف را آورده باشد. پلان اولی این بود که او آنها را درهمین طیاره یی که نجیب پرواز می کند به کابل بیاورد. با این کارانتقال قدرت دست به دست صورت می گرفت. اما این که بینن درنیمه شب به کابل بیاید مانع این کار شد... من احساس درد در معدهء خود می کردم .)
هنگامی که به پوسته آخرین رسیدیم توقف داده شدیم. سربازان محافظ ما را اجازه عبور ندادند. نام شب که با آن از چند پوسته گذشتیم دفعتا باطل شد. " کوریکی" چندین بار نام شب را تکرار کرد اما محافظ مذکور اجازه عبور نداد. " کوریکی" چند جمله یی به زبان محلی صحبت کرد تا سربازمذکور را قانع بسازد که همه چیز موافقه شده و تماماً نورمال است. او تکراراً به سرباز می گفت که همه چیز درست است. اما سرباز چیزی نمی شنید. کوریکی هنگامی که صحبت می کرد، موتر را آهسته آهسته به پیش می ُبرد. او با شوخی صحبت می کرد، این کار را به خاطر این می کرد که موتر را درپارکینگ کنار میدان برساند. او گفت قندک من اجازه بده. اما سرباز گوش شنوا نداشت وتکان نمی خورد و از این که کوریکی موتر را پیش می کشید عصبی شد. تعداد آنها سه یا چهار نفر بود. یکی از آنان سلاح خود را ازشانه بالا کرد، به آسانی دیده نمی شد زیرا نیم شب بود و یگانه چراغ، چراغ موتر ما بود. آسمان پوشیده بود... کوریکی موتررا توقف داد وگفت آنها یونیفورم دیگر به تن دارند. من گفتم این یعنی چه؟ جواب داد، یونیفورم آنها از محافظین دیگر پوسته ها فرق دارد. ... بادیگارد نجیب از موتربیرون شد. کلاشینکوف خود را گرفت، اما آن را در شانه خود گذاشت. او با محافظین مناقشه را شروع کرد.
کلنل ناولان از موتر خود پایین شد وآمد که بداند چه مشکل پیش آمده. عونی بوتسالی هم از موتر خود پیاده شد. او می خواهد بشنود که موضوع از چه قرار است. قیل وقال در حدود پنج دقیقه دوام کرد ...
در اینوقت عونی با سیوان که در طیاره ملل متحد است تماس گرفت. آنها توسط تیلفون مبایل به زبان ترکی صحبت کردند.
عونی جانب ما آمد تا بگوید که چه واقع شده. در پوسته بلند ترین رتبه یک خرد ضابط است. او موافقه کرد که به ضابط خود تیلفون کند که غرض صحبت با بادیگارد نجیب به پوسته بیاید. قوتهای دوستم ازبک، میدان را اشغال کرده اند. آنان به هیچ کس اجازه عبور نمی دهند. ... در عین زمان بینن نمی تواند از طیاره خارج شود. او هدایت داده که طیاره ملل متحد قفل شود تا هیچ کس نتواند داخل وخارج طیاره شود. طیاره او توسط سربازان محاصره شده است.
یک بریدمن پس از ده دقیقه به نزد ما آمد ویک مشاجره لفظی شدید در گرفت . قیل وقال زیاد شنیده می شد. هر کدام نام هرکس را می گیرد. این یک مباحثه نیست، بلکه یک تبادله دشنام، تهدید وتحقیراست. ما نشسته وشاهد حال هستیم. بادی گارد نجیب با بریدمن مذکور نزد نجیب رفتند. طبق گفتهء عونی نجیب چیزی بدین شرح به او گفت: " حرامزاده ما را اجازه بده که برویم." همه چیز تنظیم شده، نجیب صدای پر غُرشی داشت. حتا از داخل موتر هم می دانست که حیاتش در معرض خطر قراردارد. بعد از اینهمه سالها در افغانستان و بعد از چقدر مرگها در عقبش اکنون دفعتاً این احساس برایش مستولی می شود که اگر فرار کرده نتواند به چه سرنوشتی مواجه خواهد شد. ...اما، بریدمن ادعا کرد که هیچ صلاحیتی ندارد تا نجیب را اجازه دخول به میدان بدهد. چرا که اگر این کار را بتواند تمام گروپ ما در میدان کشته خواهند شد. زیرا قوای دوستم برای بیست وچهار ساعت هیچکسی را خارج یا داخل میدان نمی گذارند... در لحظه کنونی اُزبکها بالای هرکسی که به میدان نزدیک شود انداخت می نمایند....
بعداز چندین دقیقه غالمغال، نجیب تصمیم خود را گرفت. او چاره ونفوذی نداشته ودوستان کمی داشت. دیگر قدرتی نداشت که تخویف کند یا تهدید نماید ونیز رشوه هم داده نمی توانست. او به عونی گفت که برگردد. او به این قناعت رسید که امشب نزدیک طیاره شده نمی تواند. عونی به نجیب گفت که می خواهد به اقامتگاه خود برود؟ نجیب جواب داد " نی " . همین قوایی که مانع رفتن من از کابل شد؛ اگر به اقامتگاه بروم مرا می کشند. یگانه محل محفوظ قرارگاه اسگاب است. او پافشاری می کرد که ملل متحد مسؤلیت دارد تا او را محافظت کند....
عونی به صورت دوامداربا سیوان درارتباط است و او را در جریان آنچه بالای کاروان حامل ما می گذرد، قرار می دهد. طیاره بینن سیوان محاصره شده، و او حرکت کرده نمی تواند. بینن برای این که ازبک ها را قانع سازد تا ازحمله بالای طیاره صرف نظر نمایند تکرار کرده می رود که من هدایت داده ام تا طیاره قفل شود. اما می ترسد که ازبک های مسلح با بمهای دستی وغیره طیاره را انفجار دهند. آنها به خوبی می دانند که نجیب نمی تواند داخل طیاره شود آنها دلیلی ندارند که طیاره را منفحر سازند اما حوادث غیر منطقی بیشماری رخ می دهد. ... به ساعت 0200 شب قطارما باز گشت وبه سوی قرار گاه اسگاپ روانه شدیم.
***
 ساعت00 02  شب:
ما در محوطهء اسگاپ رسیدیم. عونی تا هنوز توسط تیلفون مبایل با بینن سیوان درحال صحبت است. آنها در ارتباط بلا انقطاع اند. آنها به زبان ترکی صحبت می کنند. بینن از برگشت ما می دانست. او اطلاع داشت که ما نجیب را با خود به قرا گاه اسگاپ آوردیم.  نجیب و جنرال توخی اول به دفتر عونی و سپس به دفتر سیوان رفتند. بکس های شان در وسایط ماند. عونی بوتسالی بعداً به من گفت که نجیب می خواست به خانم خود به دهلی تیلفون کند تا برایش از فرار خود که به ناکامی انجامید، خبردهد. اما عونی پافشاری کرد که او با یکی دو جنرالی که تا هنوز به او وفادار مانده اند تیلفون کند تا به رهایی سیوان که در طیاره محبوس مانده و خطر مرگ او را تهدید می نماید کمک نمایند. 
***
 ساعت45 02  شب:
بینن از میدان هوایی زنگ زد تا بگوید که طیاره هنوز درمحاصره است وطیاره حرکت کرده نمی تواند...
***
ساعت50 02  شب:
بینن باردیگر زنگ زد. سه جنرال با مرسیدس بنز به میدان رسیدند. غالباً به در خواست نجیب. او جنرال عظیمی و جنرال دلاور را شناخت. آنها با ملیشا ها گفتگو دارند. جنرال ها می دانند راه نجات شان با ملل متحد است. آنها بینن زنده را درکار دارند.
نجیب همچنان با غلام فاروق یعقوبی وزیر امنیت دولتی مختصراً صحبت کرد واز او جویای توضیحات شد. او گفت چند لحظه بعد تیلفون می کند. او دیگر تیلفون نکرد. روز بعد شایع شد که خود کشی کرده.
***.
 ساعت00 03 شب:
 ینن با آندره گلیمور ( سکرتر خاص بینن سیوان ) اجازه بیرون شدن از طیاره را دریافت کردند. آنها بلا فاصله به قرار گاه اسگاپ خواهند آمد. در حال حاضرطیاره ملل متحد که در میدان نشسته در محاصره سربازان اُزبک است...
** *
ساعت15 03  شب:
پیلوت ملل متحد ذریعه تیلفون مبایل اطلاع داد که اجازه پرواز برایش داده شد. برایش گفتیم همین که به هوا بلند شد به ما اطلاع دهد. ( ما اطمینان داشتیم که ممکن نیست نجیب امشب با این طیاره پرواز کند. ) در ظرف چند دقیقه با مؤفقیت پرواز کرد. ما در قرارگاه با بکس های خود باقیماندیم.
***
  ساعت20 03  شب:
بینن با جنرال عظیمی از میدان هوایی رسیدند. عونی قبلاً با سفارت هندوستان درمورد پذیرفتن پناهنده گی سیاسی نجیب الله درتماس شده بود. ما تخمین می کردیم که دوساعت دیگر به روشنی روز که کارگران محلی به قرار گاه می رسند باقی مانده، تا آن زمان تمام شهر وهمه جهان آگاه می شوند که چه اتفاقی افتاده است.
***
ساعت00 04  صبح:
بینن به دایرکتر جنرال سفارت پاکستان تیلفون کرد و خواهش کرد تا پلانی را با رهبران مجاهدین درپشاور طرح نماید. براساس این پلان در عوض عبورمصئون نجیب به هندوستان، یک شورای نظامی عاجلاً در کابل امور را به عهده می گیرد. این شورا توسط جنرال عظیمی رهبری خواهد شد. شورای بیطرف، صلاحیت را از شورای نظامی تسلیم خواهد شد.  بینن می خواست تا یک انتقال صلح آمیز قدرت همان طوری که درشمال کشور عملی شد، صورت گیرد. او اسمای کسانی را که عضویت شورای نظامی را باید داشته باشند به سکرترجنرال مذکور قرائت کرد.
***
ساعت20 04  صبح:
نظر شورای نظامی رد شد. بینن بار دیگر با عظیمی صحبت کرد. اسمای لست عظیمی دیگر در دسترس نبود. یکتعداد آنها تلاش کردند تامعاملات خود را انجام دهند ویا اینکه فــرار کردند.
***
ساعت30 04  صبح:
شارژدافیر هند آمد و اظهارداشت که اوفکر می کند می تواند به نجیب در سفارت هند در کابل پناهنده گی اعطا کند. اما او باید از بینن سیوان یک در خواست رسمی به دست آورده و باید آن را با دهلی جدید درمیان بگذارد. عونی جلسه را ترک گفت تا طرح یک یادداشتی را به شارژدافیر مذکور آماده کند.
***
 ساعت15 05  صبح:
سفیرهند خبر بدی به ما آورد. دهلی جدید در صورت اعطای پناهنده گی به نجیب از انتقام جویی محتمل علیه جمعیت هندو در کابل در هراس است. بنا براین میل ندارد تا به نجیب پناهنده گی اعطا کند.
ساعت 15 06  صبح:
ما کاملاً سر حال هستیم ... هیأتی از سفارت های هند، ترکیه، ایران، فرانسه، پاکستان، چین وایتالیا آمده اند. بینن در اتاق دیگر مصروف است. آنها از من می پرسند به چه منظور دعوت شده اند؟ ... بینن رسید و هیأت را مخاطب قرار داد وگفت: قصد داشت با نجیب به هندوستان پرواز کند، اما بعد از این که طیاره ملل متحد به زمین نشست، محاصره شد. این چنین پذیرایی را متوقع نبودم. در میدان طیاره هیچ فردی زبان انگلیسی نمی دانست و ترجمانی هم وجود نداشت. من بامجموع همراهانم در اسارت واقعی در آمدیم. بالآخره جنرل عظیمی پیدا شد و به من حالی شد در صورتی که درکابل باقی بمانم، طیاره ملل متحد اجازه پرواز را دارد. او از مصؤ نیت عملیه پرواز ناراحت بود و اظهار داشت که قادر نگردید تا نجیب را امشب تخلیه کند. سربازان دوستم به کمک جنرال عظیمی موافقه کردند تا طیاره ملل متحد دوباره به پاکستان برگردد.
ساعت45 06   صبح
پاکستان موافقه کرد تا به نجیب در سفارت پاکستان درکابل پناهنده گی بدهد. ما یک واسطه زرهی را آماده ساختیم. تا نجیب و همراهانش را از قرار گاه اسگاپ ملل متحد به سفارت پاکستان انتقال دهد. ما امیدوار بودیم که این انتقال در ظرف چند دقیقه صورت می گیرد، پیش از این که شهریان کابل بیدار شوند...
البته که این یاد داشتها در همینجا خاتمه نمی یابد. آقای فیلیپ کاروین حرفهای دلچسپ وجالب دیگری هم برای گفتن دارد از جمله مذاکره با هيات اجرائيه حزب وطن:
فلیپ کاروین می نویسد که : ساعت ۳۰. ۱۳ بعد از ظهر [۱۶ اپریل] بنین و من برای مذاکره با کمیته اجرائیه حزب وطن به قرارگاه آن حزب رفتیم. ...
طرف مذاکره ما سلیمان لایق است. (رئيس جلسه هيات اجرائيه حزب وطن)
لايق: شما در گذشته از ما درخواست کرديد تا قدرت را از طريق ملل متحد به يک اداره انتقالی بسپاريم ما موافقت کرديم.
ما پلان صلح ملل متحد را پذيرفتيم ملل متحد می تواند آزادانه شورای بی طرف را ايجاد کند. تعداد اعضای شورا مهم نيست. شوری تا زمان تشکيل حکومت موقتی وظيقه اجرا خواهد کرد.
سيوان: من به شما گفتم تا اداره ملکی به نفغ اين شوری منحل نشود، پلان صلح عملی شده نمی تواند.
لايق: بلی قدرت دوگانه ايجاد می شود. ضرورت انتقال قدرت نظامی هم احساس می شود. اداره ملکی به تنهايی خود کافی نيست. ما می توانيم يک شورای فوماندان ها در صورتيکه قدرت نظامی را آرزومند باشيد، بوجود آوريم.
سيوان: بلی اينهم ممکن است.
لايق: ما ليست را آماده می سازيم.
سيوان: اما هنوز سوال نجیب الله مطرح است. طوريکه شما می دانيد او يک مانع بزرگی در جميع مذاگرات صلح بود. تا يک مدت طولانی سعی بعمل آورديم تا بالای اين مانع غلبه کنيم، البته که کار آسان هم نبود. اما بلاخره نجيب اله را در 18 مارچ قانع ساختيم تا با نشر بيانيه ای آمادگی خود را برای برکناری و عدم اشتراک در شورای  بی طرف  يا حکومت انتقالی ابلغ نمايد. با آنکه برکناری نجيب الله آرزومندل تمام گذوپ ها بود، اما از اينهم آگاهی داشتيم در صورت استعفای نجيب خلای قدرت ايجاد می شود. موجوديت نجيب الله در کابل برای پروسه صلح مفيد نيست. ...
بناء ایجاب مینماید که او فوراً از کشور خارج شود. اگر هر چيزی برايش اتفاق افتد تاثير بدی برای افغانستان خواهد داشت. برای او عبور مصئون از کشور باید تضمین شود، تا پروسه صلح به مؤفقیت بیانجامد.
لایق: چيزيکه شب گذشته حينکه می خواستيد او را از کشور به خارج انتقال دهيد، تاسف آور بود، مخصوصاً که او توانست ملل متحد را شامل سازد. عملی را که نجيب الله انجام داد تا مانند يک دزد کشور را در نيم شب ترک گويد، تاسف آور است، زيرا او نه با حزب و نه با دولت مشوره کرد... او باید به اقامتگاه خود منتقل شود. ما مصئونيت و صحت او را تضمين می کنيم تا آنزمانيکه در مورد رفتن او تصميم اتخاذ نمائيم.
سیوان: شما ملل متحد را به یک موضع دشوار مواجه میسازید.  نجیب الله از ملل متحد تقاضای پناهندگی نموده اگر ما او را نپذیریم برای پیشرفت پروسه صلح، نامطلوب خواهد بود. ... اگر این پرابلم بزودی حل نشود راه حلی برای پرابلم های بزرگتر وجود نخواهد داشت.  شما باید خود تصمیم بگیرید، کدام یک برای شما با اهمیت تر است، ممانعت از خروج نجیب الله یا همکاری با پروسه صلح. این مربوط به شما است.
لایق: ایجاب مینمود تا قبل از انکشاف وضع، با نجیب الله صحبت میکردیم.
سیوان: ما با هم موافقتی داشتیم، خروج مصئون او بما وعده شده بود. چرا نگذاشتید کاروان ما از پوسته امنیتی عبور کنند.؟
لایق: پروسیجر های معینی وجود دارد که در هر حالت باید مراعات شوند، نه تنها درمورد شما.
سيوان: اما ما با هم موافقتنامه ای داشتيم.
لايق: در اينجا غلط فهمی صورت گرفته، طوريکه گفتم طرزالعمل های معينی وجود دارد که در هر حالت قابل رعايت اند. [با آنکه بنین اکت میکرد تا بداند، این لایق بوده که امر توقف قطار را پیش از آنکه به میدان برسد داده، واضح نبود کی ما را شب گذشته متوقف ساخت.  شاید سربازان دوستم بودند، اما بنین مطمین نبود. این حزب وطن بود که بنین با آنها موافقتی داشت، نه دوستم. من مشاهدات دان کيوراکی را بخاطر مياورم گفت يونيفورم پوسته لخير از طونيفورم سربازان پوسته های قبلی فرق داشت. ..
سیوان: خوب در مورد نجیب الله چه خواهیم کرد؟
لایق: نجیب الله میتواند نزد شما باشد، اما اجازه نخواهد داشت تا از حریم ملل متحد پا خارج گذارد، تا اینکه در موردش تصمیم گرفته شود که کجا برود. ...
سیوان: اکنون عمده ترین مسئله پیاده کردن صلح در این کشور است. شما با نگهداشتن نجیب الله در کابل، هیچ چیزی کمایی نمیکنید و موجودیت او در اینجا پروسه صلح را برهم میزند. از انجائيکه شما مسئول امنيت هستيد، می توانيد به من اطمينان بدهيد که در برابر قرارگاه اوسگاپ هيچ گونه تظاهرات کتلوی صورت نخواهد گرفت... از انجائيکه پريزيدنت نجيب الله استعفی داده و تقاضا کرده تا کشور را ترک کند، مسلم می پندارم که با شما مشوره کرده است...
لايق: شما می توانيد اطمينان داشته باشيد که تظاهراتی در برابر قرارگاه ملل متحد صورت نمی گيرد. اما خواهشمندم نجيب الله را تا زمانيکه ما بشما چيزی نگفته ايم از اوسگاپ دور نسازيد.
سيوان: من کابل را تا زمانيکه اين مسئله حل نشده، ترک کرده نمی توانم... شما اگر اجازه خروج به او ندهيد، دشمنی را در کابل عليه او تشويق می کنيد.
 [دراین لحظه بنین استعفا نامه نجیب ـ الله را به کمیته اجرائیه ارائـه کرد و با صدای بلند قرائت گردید.]
لایق: ما این نامه را به رسمیت نمی شناسیم. نمی توانيم آنرا در راديوی دولتی اعلام کنيم.
سيوان: ... اما وسايل اطلاعات جمعی بين المللی کاپی آنرا در اختيار دارند. آنها آنرا نشر خواهند کرد
لايق: مردم کابل خاموش اند. اعلام اين خبر آنها را نا آرام نخواهد ساخت؟ در حال حاضر شما در کابل احساس مصئونيت کرده می توانيد، امنيت در اطراف شهر خوب است. ها بلی جنرال يعقوبی وزير امنيت دولتی خود کشی کرد، جنازه او فرداد دفن می شود.
سيوان: بيايد که فردا صبح ساعت 9 با ديگر با هم بيبنيم.
لايق: طبعاً
يادداشت: در اين کتاب مطالبی دست اول و جالب مطرح می شود و بسياری ادعا، حدس و گمانها را نقش بر آب می کند.





     نسخه قابل چاپ
     اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد
     صفحه نخست

اخبار و مقالات مربوط


خبر قبل خبر بعدی
 ناتو چه خواهد کرد؟  

 افغانستان براي "ناتو" اولويت اول است  

فرار مردم محلی هزارستان از تهاجم خونین کوچی هافرار مردم محلی هزارستان از تهاجم خونین کوچی ها
منافع فردی تیکه داران قومی؛ معیار موافقت یا مخالفت از نشانی مردم منافع فردی تیکه داران قومی؛ معیار موافقت یا مخالفت از نشانی مردم
نظــام فــدرالی راه حــل بحــران کنــونی درافغــانســتان
خطوط قرمز امریکا برای مصالحه با طالبان
کوچی های شمال در شمال، و کوچی های جنوب در جنوب ساکن گردند
وزیر داخله و رییس عمومی امنیت ملی استعفا دادند وزیر داخله و رییس عمومی امنیت ملی استعفا دادند
ده ها قصه‌ی نا گفته‌ی «صالح» و داستان «اتمر»
بی اعتمادی داخلی اعتمادسازی بیرونی
مسوولانِ مسووليت پذيرزمام‌دارِ مسووليت گريز
امرالله صالح؛ قربانی معامله‌ی کرزی ـ پاکستان
جزئیات استعفای امرالله صالح از زبان خودش
جلب حمایت مردم قربانی میخواهد!
جلب حمایت مردم قربانی میخواهد!
باج‌دهی و مذاکره؛ اشتباهاتی که تکرار می شوند
سكوت، سرشار از ناگفته هاست!
نقش رسانه ها در شکل گیری دقیق انتخابات در افغانسستان
«گامهای سبز، نشانه های قرمز» بخش دوم
بحران سیاسی وامنیتی ناشی از کمپاین برنامه ی خروج غرب از افغانستان
انتخاب المصری به حیث فرمانده ی جنگ در افغانستان از سوی شبکه ی القاعده
رهبران اقوام دیگر از کرزی فاصله می‌گیرند
شاهکار مدیريتی؛ ریاست عمومی امنیت ملی به « لوی ریاست » تبدیل می‌گردد!
افغانستان و برگشت به نظام شبه اقتدارگرا
مصاحبه اختصاصی باور با میرزایی مدیر خبر شبکه ی جهانی رادیو وتلویزیون آریانا
یک پاسخ مستند، به تلاش غیر مستند جعل سالار کبیر، روستار تره کی
نگاهی بر نظریه های سیاسی روستا تره کی !
نگاهی بر نظریه های سیاسی روستا تره کی !
تبصره اي بر فرمايشات "قبيله محوري" روستار تره كی!
افغانستا ن یکی ازممالک اقلیتهای قومی درجهان قسمت دوم


    نسخه قابل چاپ

    اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد
    صفحه نخست


نظرات
پنجشنبه ۱۱ جدي ۱۳۴۸ در ساعت ۰۱:۰۰

اسم   :   مسعود محل سکونت   :   : ایمیل   :  

من اصلا" نمیدانم چراتصویر نجیب هنوز هم به عنوان یک قهرمان ملی پشتونها وکاجی بی در سایت ها به نشر میرسد ویگانه جنایت کار نیک نامی بود که با دزدی ٨۴ ملیون دالر وبازداشت وکشتار٨۵ هزار انسان معصوم وبی گناه به حمایت شوروی وکاجی بی به ریاست جمهوری رسید وزمانیکه شوروی ها با اقتصاد تیکه تیکه وازدست دادن اروپای شرقی وسقوط کمونیزم که این فروپاشی بیشتر ازداخل خود سیستم ناشی بود افغانستان را ترک کردند این غلام بچه کاجی بی تن به مصالحه دروغی داد وزمینه را برای فرستادن ٨۴ملیون دالر بازن وفرزندش در هند مساعد کرد وخود با بی غیرتی در حالت فرار دستگیر وبه وسیله برادران پشتون خو حلق آویز شد حالا پشتونها وخادیست برایش بیوگرافی گاندی را می نویسند مرد صلح و آشتی ؟؟؟؟؟ ومردم را چون گله های حیوانی می فریبند
نظرات
پنجشنبه ۱۱ جدي ۱۳۴۸ در ساعت ۰۱:۰۰

اسم   :   نوري محل سکونت   :   :جرمني ایمیل   :  

سلام مديرصاحب مسول روزنامه از لحاظ اخلاق زورناليستي توحين به ادرس شخصيت يي که او کي بود فکر کنم مغاير اخلاق جامع بين اللملي وافغاني است . هرکس در اين شرايط مسله بشتون وتاجک را دامن ميزند خاين ملي است. مسله ديگر که از واقعيت اصلي وضع وقت خبر مکمل نيست بايد بروباگن نشود . يعقوبي و باقي خودکشي ني بلکي به شهادت رسيده اند بخاطر اينکه از ارتباط مستقيم بسياري از مهره هاي اول بدون اينکه در افغانيستان دوسيه داشته باشند مستقيمآ در مسکو دوسيه داشتا بودنأ هيچکس نميگد دوغش ترش است . من ارزو دارم به همچو به مغزها اجازه ندهيد تا در مورد شخصيت هاي ملي مملکت ابراز نظر نمايند اينکه او نجيب يا معصود باشد افغان است و فعلآ در بين مانيست در عقب مرده صحبت نميشه أ ضمنآ براي کسي که بنام اقاي معسود ابراز نظر نوده ميخواهم ابراز نمايم قبل از اينکه در مورد کسي که ابراز نظر مينمايد به خود نظر کند که او کيست ايا لياقت ابراز نظر را دارد ايا فاميل برايش اين تربيه را داده است أ تربيه اين بزدل باکستاني است. اميد است روزنامه خوب شما ديگر براي همچو بز دلان وفروخته شده گان اجازه همچو نظر را در مورد شخصيت هاي ملي ندهد چرا اين باعث تعضيف افتوريته روزنامه شما ميشود بااحترام
نظرات
پنجشنبه ۱۱ جدي ۱۳۴۸ در ساعت ۰۱:۰۰

اسم   :   Sarbaland محل سکونت   :   :Kabul ایمیل   :  











بنا به گفته یا نوشته یا اغای نوری اگر از نادرستكار های كشته شده نباید چیزی نوشت ، این را می رساند كه همه ی نادرستكاری ها و خیانت های انها را نادیده گرفت كه این كار روبروی وضد خرد است. نجیب مسلمان نبود كه او را شهید نامید.

نظرات
پنجشنبه ۱۱ جدي ۱۳۴۸ در ساعت ۰۱:۰۰

اسم   :   عبداله چاریکاری محل سکونت   :   :دوسلدورف آلمان ایمیل   :  

آقایونیکه علیه شخصیت ملی وقهرمان افغانستان ، داکترنجیب الله شهید چیزی مینویسند خودرا درلست سیاه دلان طالبی قرارداده واز موضع طالبان که اولین قربانی شان نجیب الله شهید بود دفاع کنند. همچنان که طالبان سیاه رونزد دنیا وتاریخ محکوم وجانی تلقی میګردند ، همه کسانیکه به آدرس نجیب الله شهید دشنام وتحقیروتوهین روامیدارندازجمله ی همان خائنین وطن اند.
نظرات
پنجشنبه ۲ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۰۸:۰۰

اسم   :   بهزادان غوری محل سکونت   :   :kabul afghanistan ایمیل   :  

سلام به همه مجريان سايت.
نخست از همه درود و تمنيات نيك خود را به روح پاک همه شهدای گلگون کفن میهن در راس همه شهید نامور ، قافله سالار صلح ، آزادی و دیموکراسی دوکتور نجیب الله شیهد . باید یاد آور شد که نجیب الله شیهد وابسته به یک قوم ، یک گروه ، یک نژاد و یک طرف قضیه در افغانستان نیست . او دارد دیگر به عنوان قهرمان ملی کشور ما جایگاه خاصی خواهد داشت. تنها اوست که در گوشت ، پوست و استخوانهای همه افراد این مملکت ام از تاجکها ، هزاره ها ، ازبک ها ، پشتون ها ، اهل هنود و غیره جایگاه خاصی را به خود احراز کرده است. او بود که در واپسین لحظات زنده گی پر بارش میهن یا مرگ بر لب به جاده برگشت ناپذیر قدم نهاد و گرامیترین سرمایه هستی اش را برای یک افغانستان واحد ، مستقل و غیر وابسته در مقابل پاکستانی های دال خور فدا کرد.
این تاریخ است که در مورد خوبی ها وبدی ها حکم صادر میکنند ، قهرمانان تاریخ و اسطوره های بی بدیل و درکل تاریخ سازان کشور فقط و فقط ثمره قضاوت تاریخ است ، و تاریخ واقعی یک کشور از برداشت و قرائت اندیشه های مردم آن سرزمین سر بلند میکند و بس . با ابراز سپاس از تمام دوستان سایت وزین آریانا نت

نظرات
يكشنبه ۱۲ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۰۶:۴۴

اسم   :   ع.ق.م محل سکونت   :   :کابل ایمیل   :  

سلام به مدیریت رسانه حاضر وسلام به همه خواننده گان عزیز این سایت : امید برین همه تان روزگار خوبی داشته باشید ، متاسف هستم که گرداننده گان این رسانه با استفاده از نام ژورنالیزم دست به حرکاتی میزنند که وحدت ملی را خدشه دار می سازد این اقایان کسانی اند که به اصطلاح در غندی خیر نشسته اند هرگونه تحولی که در افغانستان بیاید مانند سیل بین سیل خود را می بینند اگر این اقایان در داخل آتش یعنی داخل کشور می بودند می دانستند . به هرحال هرکسی که نام ازین ملیت واز آن ملیت بگیرد دشمن مردم افغانستان است زیرا افغانستان توان وتحمل این مسایل را ندارد . برمی گردیم به داکتر نجیب اله .
داکتر نجیب اله یک افغان با غیرت بود که بخاطر وطن خودش جان شیرین خود را از دست داد که مخالفان سیاسی اش نیز این موضوع را تایید می کنند. مردم مستصعف افغانستان حالا خوب میتوانند قضاوت نمایند که کی چه بود وچه کرد.

نظرات
يكشنبه ۱۲ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۰۶:۵۶

اسم   :   عبدالحمید محل سکونت   :   :هرات ایمیل   :  

داکتر نجیب اله شهید ملیت پرست نبود ، به یک قوم نمی اندیشید او متعلق به تمام افغانستان بود ، وی در آنسوی خط دیورند همین اکنون بسیار طرفدارانی دارد که هم اکنون اندیشه های ویرا حمایت می نمایند . در سطح ملی وبین المللی از حیثیت واعتبار خاصی برخور دار بود ، داکتر نجیب اله اگر هنگام جلسات بن در قید حیات می بود ، حتما بحیث سیاست مدار مطرح در قضایا شامل می بود ودر انتخابات آزاد حتما آرای مردم افغانستان را به خود اختصاص میداد حالا اگر کدام شخصیتی پیدا شود که خط ومش شهید نجیب اله را تعقیب کند وخود را کاندید نماید میتواند آرای مردم افغانستان را بدست آورد.
نظرات
يكشنبه ۱۲ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۰۷:۳۳

اسم   :   محمود خان محل سکونت   :   :رزنج فعلا در شهرستان زابل ایران ایمیل   :  

داکتر نجیب اله شهید رئیس جمهور پیشین افغانستان در دهه اول قرن بیست ویک مانند مهاتما گاندی از طرف مردم افغانستان احترام خواهد شد این را بیاد داشته باشید .
نظرات
جمعه ۱۷ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۱۳:۴۶

اسم   :   کاوه محل سکونت   :   :مکروریان سوم ایمیل   :  

سلام کاکا جمشیدعزیز.
من به حیث یک فرد کوچولوی میهن ام که ١٥ سال دارم ، داکتر صاحب نجیب الله را به ابومسلم خراسانی ، احمد شاه ابدالی ، و ده ها مردان جسور افغانستان یک سان میدانم .
من و تمام همصنفان ام داکتر صاحب را مثل کاکای بزرگوار خود دوست داریم .
من بسیار کم به خاطر دارم که پنجابی ها و طالب های کثیف داکتر صاحب را مثل منصور به دار آویخته بودند . و همه مردم کابل به گرد جسد خون آلود داکتر صاحب حلقه زده میگریستند.
من به چشم می دیدم که پنجشیری ها ، هزاره ها ،تاجک ها ، پشتون ها ، سنی ها ، شیعه ها همه وهمه یکسان جگر خون بودند .
در خاتمه از کاکا جمشید خواهشمندم که نوشته من را که به بسیار مشکل نوشته ام نشر کنید . برق های ما یک شب در میان می آید و هر وقت که انتر نت کار میکنم ، برادر بزرگم در عقب چوکی به نوبت ایستاد می باشد.
من سایت شمارا بسیار دوست دارم . امایک خواهش دارم به خاطر بزرگواری ات کاکا جمشید ، نگذار که در مورد داکتر صاحب دشمنان قسم خورده اش که طالبان و اشرار مردار خور هستند کسی بد نوشته کند . زیرا داکتر صاحب بر همه ما و شما حق دارد . او را باید گرامی بداریم . زیرا او یک افغان وطنپرست بود . و مردانه به خاطر من و تو و به خاطر افغانستان بدست پنجابی های سیاه به دار کشیده شد.
محترم کاکا جمشید خدا حافظ
قيس علمي متعلم صنف ٩ ليسه عبدلهادي داوي
از مکروریان سوم کابل

نظرات
يكشنبه ۱۹ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۰۱:۳۱

اسم   :   karemarzo محل سکونت   :   :landan ایمیل   :  

به اجازه اقای نازنین ودانشمند عزیز جمشید جان شفق . دوستان باور كنید كه پیام ارجمند عزیز وشرین كاوه جان از مكروریان سوم را مطالعه نمودم كه عنوانی محترم جمشید جان بازبان حال واز قلب كوچكخود نوشته ارسال داشته بود به خود بالیدم افتخار نمودم كه امروز اطفال كشورم جوانان مشورم نو جوانان كشورم نسبت به بسیاری از بزرگ سالان اكاه با درك وچیز فهم و وارد در قضایا و واقف اگاه ا حقیقت ها مییباشند كاوه نازنین چشمان ودستان زیبایت را بوسیده برایت سعادت خوشبختی گامگاری در كنا فامیل سازنده ات ارزو میكنم . وكاوه عزیز پیامت الهام بود بر قلبم كه بیشتر وبیشتر را ان شهید را با ارادت وباور ومستحكم پیمود . و به دشمنانش هوشدار بود كه امروز دیگر انسانها .نسلها . جوانان تصمیم خواهد گرفت . نه كرزی هاوونه زلمی هاونه دوستم های ......... بلكه كاوه های قهرمان .مزدكهای راستین . بابكهای واقعی نه این گرگسان خونخوار . كاوه محبوب عمرت طویل باد . با حرمت به همه كریم باور ار لندن
نظرات
يكشنبه ۱۹ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۰۱:۵۵

اسم   :   dawodparwani محل سکونت   :   :parwan ایمیل   :  

به اجازه همه مسولین محترم سایت . روحت شاد گورت پرنور ونامت همیشه باد رهبر واقعی ودلسوز اگاه مترقی مردم افغانستان . دوكتور نجیب الله شهید من جوان 22 ساله میباشم كه در روز سیاه شهادت 12 سال داشتم كه با پدرم پای جسد گلگون وپرخون تو كه به دست سیاه دلان تاریخ .مزدوران پاكستان . گرگسان خونخوار .گرگان وحشی ودیوانه صفت طالب تند در جوخه دار و به سان منصور . وعیس از تن تو رهبر واقعی و برادر جوانت خون غیرت خون شجاعت .خون افغانیت . خون قهرمانی میچكید ودر انروزگار كه اسمان كابل سیاه مردمان ان ساه پوش بودنند دلم میخواست كه انتقامت را از ان دژخیمان بگیرم ولی طفل عاجز بودم وتنها تنها با پدرم با هم وطنم با كابلیان وبا ملیونها انسان دوستدارت اشك ریختیم وناله خاموشانه سر دادیم من عضو حزبتنه بودم ولی حالا را تورا ارمان تورا كه ترقی .سعادت .ارامش .صلح است تعقیب نموده ومشت كوبنده بر دهان گندیده بد خواهانت كوبیده كه دیگر جرعت گستاخی را در مقام عالی وپرافتخارت نداشته باشند . وچشمان كاوه عزیز از مكروریان سوم وصدها ی فدایانت را بوسیده . وبرایم سمبول ترقی .وحدت .سعادت .خوشبختی .ارامش .عمرانكشور .صلح اور میباشی رات را ادامه میدهم . با احترام به همه دیگر اندیشان وجناب جمشید شفق كه امكان نظر دهی را برای همه مساعد ساختن سرراز وكامیاب هر دو دنیا باشید خدمت شما به نسلهای بعدی مانده گار خواهد بود. داود پروانی از شهر چاریكار
نظرات
يكشنبه ۱۹ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۱۱:۱۱

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام به آقاي جمشيد شفق و تمام علاقمندان سايت وزين و زيباي آريانانت.
تمام مطالب بالا در مورد داكتر نجيب الله را با نظريات گوناگون كه در مورد شخصيت داكتر نجيب الله به نگارش آمده بود يكايك مطالعه نمودم .
در مورد اظهار نظر هموطن عزيز آقاي علاج بايد مكثي نموده و نكاتي را به رشته تحرير در آورم .
آقاي علاج واقعيت هرچه تلخ تر باشد بايد با همه تلخي اش آنرا پذیرفت.اظهار نظر تان در مورد پشتونیزم و پشتون بودن دور از واقعیت است. شما ها که مسایل سمتی ، زبانی ، اتنیکی را با تمام لجاجت دامن میزنید ، در اصل خیانت بزرگ را در حق مردم بیگناه ، مظلوم و خاک به سر افغانستان مرتکب میشوید. پشتونیزم یعنی چی ، تاجکیزم یعنی چی ، ازبکیزم یعنی چی ...
سوال در اینجاست که شما ریس جمهور پیشین کشور را که قهرمانانه به خاطر داعیه برحق استقلال ، آزادی ، وقار و حیثیت افغانستان به نماینده گی از تمام افغانهای ساکن در این کشور مردانه وار به جاده برگشت ناپذیر قدم نهادند ، به این و آن متهم ساخته اید ... به یاد داشته باشید که مردم افغانستان از خورد تا بزرگ همه وهمه میدانند و قضاوت میکنند که « کی برای افغانستان چی کرد » . کسانیکه در اینجا ابراز نظر کرده اند همه پشتون نیستند. با صدای بلند و بانگ رسا باید برایت اظهار کنم که طرفداران افغانستان واحد ، یکپارچه ، متحد ، قوی و مستقل طرفداران داکتر نجیب الله هستند. مشی مصالحه ملی پشتون ، تاجک ، ازبک ،هزاره ، ترکمن ، نورستانی ، هندو و ... را نمی پذیرد.
شما در مورد جوانک احساساتی که بوی شیر از دهنش میاید اظهار کرده اید . این کوچولوی عزیز مثل صد ها و هزار ها نوجوان با همت افغانستان حالا درک کرده اند که کی قاتل ، راهزن ، جنایتکار ، قصاب و تروریست بود وکی وطنپرست ، مردم دوست ، شجاع و متکی به بازوی خود . . . اینها خوب و بد خود را درک کرده اند و درک میکنند . خواهی نه خواهی شعور سیاسی افغانهای عزیز ما روز تا روز بالا میرود. همین ها هستند که نقاب تظاهر را از چهره های کثیف و کریح قهرمانان دروغین چون سیاف ، ربانی ، گلبدین ، ملاعمر ، مزاری و ده ها خاین ملی ما به دور می افگنند. . . چنانچه یکی ازین قهرمانان کوچک ما در شهر کابل به نام « آرین خیبر » که نوجوان بیش نیست پرفروش ترین و پر خواننده ترین نشریه چاپی را بنام « وطن یا کفن » در شهر کابل به چاپ میرساند . همین او بود که بعد از یک سکوت طولانی پرچم مشی مصالحه ملی را با گردن بلند و با افتخار بر قله های شامخ وطندوستی و مردمدوستی بلند نمود. . . و همین اوست که با دستان کوچک و نازنین اش معامله های پشت پرده قهرمانان دروغین را برای همه ملت افشا میکند ... همین جوانک احساساتی است که در مقابل باندیتزم ، اخوانیزم و افراط گرایی، مردانه وار و با شجاعت شمشیر بران تحول و ترقی بدست و مبارزه میکند ... او نیز نوجوان است . . .
بگذارید که گل های نوشگفته وطن ما بشگفند و تفهیم کلمات سیاه که اختلافات سمتی ، زبانی ، اتنیکی ، مذهبی را دامن بزند خیانت بزرگ است که بر نسل جوان میهن ما تحمیل میگردد.
و من الله توفیق
ولید احمد « کابلزاد »
کارته چهار کابل افغانستان

نظرات
يكشنبه ۱۹ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۰۹:۴۸

اسم   :   علاج محل سکونت   :   :روسیه ایمیل   :  

من بهمه کسانی که درین جا درمورد نجیب ابراز نظر کرده اند تأسف میکنم که هنوز هم در جامعه ما پشتونیزم وپشتون بودن معیار های انسانی واخلاقی وقدرت قضاوت کردن را از ما سلب کرده وازیک کی جی بی شناخته شده وقاتل ٨۵ هزار انسان بی گناه وزویر خاد یعنی دستگاه ترور وشکنجه مردم قهرمان ساختن ومقایسه کردن با علاج منصور روی تاریخ راسیاه کردن است مگر منصور به کمک روسیه ریس جمهور ومنشی حزب کمونیست شد وعضویت کی جی بی داشت وبعد از یک فرار ناکام در سازمان ملل مثل موش مخفی شد ودر کدام عمل ضدملی کشته شد؟ مگر در مقابل اشغال شوروی وکاجی بی جنگید وکشته شد یا بدست تنی وزیر دفاع خود واین استدلال های پشتونی وعوان فریبانه به درد بابای نجیب وخادیست ها می خورد وچند جوانک ١۵ ساله احساساتی که بوی شیر از دهن شان میاید نه به درد ت تاریخ واقعی کشور
نظرات
يكشنبه ۱۹ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۱۱:۳۰

اسم   :   جاوید رادمرد کوهستانی محل سکونت   :   :چهلستون کابل افغانستان ایمیل   :  

سلام جمشید عزیز
امیدوارم که صحتمند باشی . صحتمندی خودت را به خاطر خدمت بزرگ که به همه قلم بدستان کشورت مخصوصا قشر جوان انجام داده و میدهی از خداوند کریم خواهانم.
من با خواندن ایمیل آقای علاج خیلی ها ناراحت شدم . باور کنید که خیلی ها ... من تاجک هستم و از مسایل سمتی و زبانی خیلی ها نفرت دارم . . . پدرم را گلبدینی های خاین در گذرگاه کابل به جرم تاجک بودن به قتل رساندند. . . خانه ما چور و چپاول شد و همه هست و بود خود را از دست دادیم . حالا با امکانات بسیار اندک در خانه معقر که دو اطاق آن توسط ملل متحد بازسازی شده است در سردی زمستان روز شب را میگذرانیم ، اما . . . بر دیوار لمبیده خانه ما که از گل ساخته شده است و تا حال توان پلستر آنرا نیز ندارم فوتوی بزرگ شهید دوکتور نجیب الله ریس جمهور پیشین افغانستان آویزان است ... وقتی که من و مادر بدبختم نماز میخوانیم به روح ملکوتی این راد مرد بزرگ تاریخ کشور که دشمنان افغانستان را از ته دل میشناخت دعا میکنیم . . . فوتوی این قهرمان ملی ما زینت بخش خانه های همه ساکنین شهر کابل اعم از ازبک ، تاجک ها ، هزاره ها ، ترکمن ها ، نورستانی ها ، پشتون ها حتی اهل هنود می باشد و همه او را مثل مردمک چشم خود دوست دارند . . . من دیگر تبصره نمی کنم ولی میدانم که همینقدر کافی است و این جواب محکمی است بر دهن تمام دشمنان افغانستان ، دشمنان آزادی افغانستان ، دشمنان بهروزی افغانستان ،دشمنان ترقی ، پیشرفت و تکامل میهنم . . .
خداوند نگهبان همه افغانها باشد
زنده باد میهن
زنده باد مردم
زنده باد آزادی و استقلال افغانستان

نظرات
دوشنبه ۲۰ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۰۱:۰۲

اسم   :   jalal udinbaiany محل سکونت   :   :swedan ایمیل   :  

محترم گرامی اقای جمشید شفق باردیگر ارادت بی پایان من جلال بایانی را پذیرفته تمنا میكنم همیشه سرفراز باشید وخدمات شما گرانقدر قابل ستایش وارج میباشد تشكر . با تایید از نظریات وپیام های عالمانه دوستان گران قدر كه هر یك از كادر های ارزشمند جامعه ما میباشند هر یك محترم جاوید رادمرد .ولی احمد كابلزاده . اقای پروانی . كریم ارزو .بهزاد غوری .اقای نوری . عبدا لله جان چاریكاری وپیام شرین نور چشم كاوه جان عزیز از مكرورایان سوم كه با علقمندی وطنی با ارج گذاری به روح شهید ملت دوكتور نجیب ا لله كه ده سال قبل به دست دژخیمانی سیاه مذهبی ونوكران حلقه به گوش پاكستان كا هم اندیشان اقایان .سربلند خان . معسود خان . واقای علاج از روسیه بوده و دوكتور را به گونه منصور واقعی حلق اویز نموده وانها وهریكی كه علیه این زنده یاد قرار میگیرد نزد تاریخ وملت روسیا ومحكوم میباشند . اقای علاج در روسیه تشریف دارید با درد كه مغز شماورا نیز شستشو نموده اند اقای علاج تقابی ودیگر تاریك وكوتا نظر اندیشان سربلند ومسعود اظهار عقاید مریض گونه وطفلانه وطالب گونه شما چشم پوشی از حقانیت وحقیت تاریخ بوده ودور از اندیشه انسانهای سالم میباشد . اقایان وبه خصوص روس زده اقای علاج بیشترین خبرگان پشتو زبان از دلباختگان وخادمان ادب زبان شرین فارسی دری بوده كه محترم دوكتور اكرم عثمان شاعر . نویسنده وعالم شهیر كشور مثال بارز میباشد چون در زبان شرین فارسی دری حكمت كلام .مولانای بلخ .بیهقی . فردوسی طوسی . سعدی وحافظ بزرگ نهفته است كه شما نه باید انر كوچك ضعیف وناتوان تصور نمود بر دیگران خامه ساخت بر پشتونیزم تاخت دیوان وار كینه توزانه تر وخشك به تنور ملیتگرای انداخت وسوخت كه خظ است بر زخ ملت وعذاب است بزرگ . اقایان كه برای شما عقل سلیم طلب میكنیم دوكتور شهید ملت نجیبالله زنده یاد از همه وبرای همه بودو برخلاف عتقادات مذهبی .ملیتی . وطالبی شما او سمبول وحدت بود كه انسان شمال جنوب .شرق وغرب برایش عزیز وارجمند بود و در ده سال قبل بهترین خبرگان .نویسنده گان. باخردان . دانشمندان داخلی وخرجی وملت شهید پرور وباشرف افغان وبخصوص كابلیان اگاه در پای جسد گلگونش اشك ریختن و چندی قبل در المان .سویدن .روسیه . هند وداخل كشور ده سالگی شهادت ان راد مرد تجلیل به عمل امد كه لرزه به اندام ملا عمر ها وشما ها افتاد . دوكتور زنده یاد شهید اكبر . چكوارای افغانی در زمان مولیت خود در ریاست خدمات اطلاعات دولتی با نهایت پاكی .صداقت .قانونیت .عدالت . واگاهانه رزمید وخدمت نمود . ولی در مقابل مزدوران امریكا .انگلیس .عرب .اسرایل .چین .پاكستان وایران اشتی ناپذیرووقاطعانه علیه تروریستهای عربی .طالبی . جهادی واتش افروزان مزدور رزمید كه مردم ورفقا یش به كاركردگی او افتخار و تروریستان افغانی .القایده .عرب .پاكستان هنوز كه هنوز است علیه دستگاه دشمن شكن وضد القاده زهر پاشی واتهام غیر واقعی وجعل را ایرا میدارند . و در تاریخ كشورم اولین زعیم بود كه نیرو مسلح فولادین كه دو فرقه نظامی پاكستانی عربی ومزدورانافغانیشان را در جنگ جلااباد جواب دندان شكن داد با وجود ان داوطلب بدون فشار نظامی به خاطر اوردن صلح وارامش ازقدرت كنار رفت كه خود فروختگان روسیه از عقب خنجرش زدند . دوستان عزیز توهین وتحقیر به مقدسات ملت جنایت وخیانت میباشد . امروز با موجودیت اشغالگران امریكای كه تحفه هایشما دشمنان دوكتور نجیب الله میباشد مردم كشور طیوختم های قران عظیم شان وخیراتها از روز شهاد اش یاد وهر كلبه هموطن با فوتوی ان شهید مزین میباشد وگورش زیارتگاه خاص وعام است .اگر افغانیم ویا خراسانی ویا اریایی به معتقدات .عواتف . احساسات . شعار .ارزشهای ملی وطنی نه باید به نظر حقارت وبا جملات خلاف ارزشهای انسانی واخلاقی پرداخت كه گویند نزن به انگشت كهنهزنند به مشت . بنا بار دیگر به شما صبر وحوصله وعقل خوبارزو میكنم . با اخلاصمندی به شماهمه عزیزان سعادت وبهودانشمند توانا ی كشور محترم عالیقدر شفق پیروزی ارزو میكنم . جلال بایانی
نظرات
دوشنبه ۲۰ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۰۳:۲۴

اسم   :   سپهر شیدا محل سکونت   :   :آلمان ایمیل   :  

پاسخ به فتنه گریهای تازهء شبکه آی اس آی در حزب دموکراتیک خلق (امینی های نجیب پرست)

اگر پیر فتنه و مکاری از باند گلبدین(اکنون در جامهء شیاد کمونیست) چون مجاوراحمد زیار و امینی های نجیب پرستدرست میگويد، اگر حجاب پوشی مزدور چون زربیر راست میگوید ، پس این جوان مهاجر در کانادااز باند جمعیت نیز شمه ای از حقایق تلخ را به رشتهء تحریر در آورده است که شما را به خوانش آن فرا میخوانم:
بار دیگر از گردانندگان فاروم نگاه تمنا میکنم ، دیگر صدای خفته در گلوی مرا با شمشیر سانسور خود خاموش نسازند.
این نجیب کدام قهرمان بود؟
قهرمان فتنه انگیزی و افتراق ملی
قهرمان ریا و مکر و یا قهرمان فرار؟
مگر او پول ملت را ندزدید و نخواست فرار کند.
مگر او خاد را به دستگای جهنمی مبدل نساخت؟
مگر حزب وطن او محل تجمع رشوه خواران ، اوباشها ، قاتلین ، چپاولگران نشد؟
بخوانید:

به بایگانی مطالب دید میزنم و توجه امرا عنوان مطلبی " از منافقت تا حقیقت " به قلم آقای محمد اسحق توخی ، که روزگاری یاور آقای نجیب الله بوده ، جلب می نماید.
نویسنده مطلب اشرا پس از مطالعهء کتاب خانم "ژیلا بنی مسعود " به اسم " به یاد احمد شاه مسعود " می نویسد
که نبشته با ادبیات ضعیف آغاز و با دلایل و برهاین ضعیف تر ادامه میبابد .
ایشان هم خود را در آن نبشته متوجهء رد ادعایی پدرزن احمد شاه مسعود نموده اند که خانم ژیلا از قول اوشان درجایی از کتاب آورده اند : " زمانی که طالبان به پشت دروازه های کابل رسیدند، ژنرال فهیم را نزد دکترنجیب الله ، فرستاده تا به او بگوید ، از دفتر سازمان ملل متحد خارج شو و بیا همراه آمرصاحب به پنجشر برویم ..."
اگر تنها روی همین مسلهء بپیچیم اینکه مسعود، به ژنرال فهیم چنین امری را سپرده حقیقت دارد زیرا این سوال را خبرنگار سرشناس قلمرو روسیهء سابق ، آقای روشن تیموریان در مصاحبه رویاروی با مسعود ، مطرح نموده که جریان آن مصاحبه در روزنامهء روسی زبان " ویچرنی دوشنبه " به تاریخ 04/06/11 بچاپ رسیده. فشرده آن را به خاطر اثبات مدعا اینجا نقل می کنم .
سوال :" چرا پریزدنت ، نجیب الله ، را باخود از کابل بیرون نیاوردید در حالیکه او نیز در کابل بود؟ "
جواب :" شما میتوانید از فهیم خان بپرسید. من فهیم خان را نزدش فرستادم ، او خودش نخواست – ازکابل بیرون شود – چون مطمین بود طالبان اکثراً پشتون ها هستند و او هم پشتون بناً خطری برای او وجود ندارد و طوری که اطلاع دارید طالبان با وی بسیار وحشیانه رفتار کرده از بین بردندش."
.
اما این احتمال وجود دارد که فهیم خان به دلیل وضعیت اضطراری نتوانسته خود به سراغ نجیب برود و کس دیگری را نزد او فرستاده باشد و رهبر نابغه و محبوب القلوب شما کسرشان دانسته که به حرف چند سرباز – یا به قول شما پکول به سر – اعتماد نموده و از کابل بیرون شود.
نجیب ، از آموخته های که در زمان ریاست خ . ا . د یا سازمان بد نام " خاد " داشت در دورهء ریاست دولت
خود بخوبی استفاده کرد از جمله زبان آوری و سخنرانی .
بیائید باور کنیم که اگر شمایان به بقای خود پس از فروپاشی شوروی به گونهء استفاده از داشته های نظامی در دست داشته تان مطمین میبودید هرگز راه مصالحهء ملی را پیش نمی گرفتید.
مگر آن سرهنگ یک وجبی با قیافهء ماتم زده گلو پاره کرده به سبک سراینده گان باله روسی " بده بیر " نمی خواند؟ " بده بیر بده بیر غمگین مباش و دلگیر – در ماتم اسیران روسی که در زندان بده بیر شورش کرده و کشته شده بودند " .
اگر نجیب شخصیت ملی بود ، و برای تحکیم صلح تلاش میکرد چند نفر تفنگ سالار – به قول شما – هرگز جلو موفقیت آن پروسه را نمیتوانستند بگیرند. اما حقیقت اینست که شما هیچ رابطهء با مردم نداشتید جز اینکه هی از میان آنها قربانی میگرفتید. اگر در آن زمان فضای کابل را وحشت فراگرفته بود در زمان شما فضای سراسر کشور چیزی جز وحشت نبود .
مسعود، آنگاه که با روسها آتش بس موقتی برقرار کرد به صورت اتوماتیک اتوریته نظام های شما را زیرسوال برد و ثابت ساخت که تصمیم گیرنده اصلی کیهایند؟

شما از عملیه صلح ملل متحد و مشی مصالحه ملی داد سخن داده اید و از صداقت دکتور نجیب الله در راه به تحقق رسانیدن آنها ، در حالیکه سوال اساسی پیدایش زمینه های جنگ و از قوه به فعل در آمدن آن را عمدا فراموش کرده اید.
زیرا اول باید دلیل یا دلایلی برای جنگ در کشور و سرزمینی بمیان آید و از بد شانسی ملتی براه افتد ، آنگاه فرزندان آگاه و صالح آن ملت راه برون رفت از جنگ ، تامین صلح و مصالحه ملی را جستجو نمایند. پاسخ به فتنه گریهای تازهء شبکه آی اس آی در حزب دموکراتیک خلق (گرداننده گان پیام وطن )
اگر پیر فتنه و مکاری از باند گلبدین(اکنون در جامهء شیاد کمونیست) چون مجاوراحمد زیار درست میگويد، اگر حجاب پوشی مزدور چون زربیر راست میگوید ، پس این جوان مهاجر در کانادااز باند جمعیت نیز شمه ای از حقایق تلخ را به رشتهء تحریر در آورده است که شما را به خوانش آن فرا میخوانم:
بار دیگر از گردانندگان این فاروم تمنا میکنم ، دیگر صدای خفته در گلوی مرا با شمشیر سانسور خود خاموش نسازند.
بخوانید:
به بایگانی مطالب دید میزنم و توجه امرا عنوان مطلبی " از منافقت تا حقیقت " به قلم آقای محمد اسحق توخی ، که روزگاری یاور آقای نجیب الله بوده ، جلب می نماید.
نویسنده مطلب اشرا پس از مطالعهء کتاب خانم "ژیلا بنی مسعود " به اسم " به یاد احمد شاه مسعود " می نویسد
که نبشته با ادبیات ضعیف آغاز و با دلایل و برهاین ضعیف تر ادامه میبابد .
ایشان هم خود را در آن نبشته متوجهء رد ادعایی پدرزن احمد شاه مسعود نموده اند که خانم ژیلا از قول اوشان درجایی از کتاب آورده اند : " زمانی که طالبان به پشت دروازه های کابل رسیدند، ژنرال فهیم را نزد دکترنجیب الله ، فرستاده تا به او بگوید ، از دفتر سازمان ملل متحد خارج شو و بیا همراه آمرصاحب به پنجشر برویم ..."
اگر تنها روی همین مسلهء بپیچیم اینکه مسعود، به ژنرال فهیم چنین امری را سپرده حقیقت دارد زیرا این سوال را خبرنگار سرشناس قلمرو روسیهء سابق ، آقای روشن تیموریان در مصاحبه رویاروی با مسعود ، مطرح نموده که جریان آن مصاحبه در روزنامهء روسی زبان " ویچرنی دوشنبه " به تاریخ 04/06/11 بچاپ رسیده. فشرده آن را به خاطر اثبات مدعا اینجا نقل می کنم .
سوال :" چرا پریزدنت ، نجیب الله ، را باخود از کابل بیرون نیاوردید در حالیکه او نیز در کابل بود؟ "
جواب :" شما میتوانید از فهیم خان بپرسید. من فهیم خان را نزدش فرستادم ، او خودش نخواست – ازکابل بیرون شود – چون مطمین بود طالبان اکثراً پشتون ها هستند و او هم پشتون بناً خطری برای او وجود ندارد و طوری که اطلاع دارید طالبان با وی بسیار وحشیانه رفتار کرده از بین بردندش."
.
اما این احتمال وجود دارد که فهیم خان به دلیل وضعیت اضطراری نتوانسته خود به سراغ نجیب برود و کس دیگری را نزد او فرستاده باشد و رهبر نابغه و محبوب القلوب شما کسرشان دانسته که به حرف چند سرباز – یا به قول شما پکول به سر – اعتماد نموده و از کابل بیرون شود.
نجیب ، از آموخته های که در زمان ریاست خ . ا . د یا سازمان بد نام " خاد " داشت در دورهء ریاست دولت
خود بخوبی استفاده کرد از جمله زبان آوری و سخنرانی .
بیائید باور کنیم که اگر شمایان به بقای خود پس از فروپاشی شوروی به گونهء استفاده از داشته های نظامی در دست داشته تان مطمین میبودید هرگز راه مصالحهء ملی را پیش نمی گرفتید.
مگر آن سرهنگ یک وجبی با قیافهء ماتم زده گلو پاره کرده به سبک سراینده گان باله روسی " بده بیر " نمی خواند؟ " بده بیر بده بیر غمگین مباش و دلگیر – در ماتم اسیران روسی که در زندان بده بیر شورش کرده و کشته شده بودند " .
اگر نجیب شخصیت ملی بود ، و برای تحکیم صلح تلاش میکرد چند نفر تفنگ سالار – به قول شما – هرگز جلو موفقیت آن پروسه را نمیتوانستند بگیرند. اما حقیقت اینست که شما هیچ رابطهء با مردم نداشتید جز اینکه هی از میان آنها قربانی میگرفتید. اگر در آن زمان فضای کابل را وحشت فراگرفته بود در زمان شما فضای سراسر کشور چیزی جز وحشت نبود .
مسعود، آنگاه که با روسها آتش بس موقتی برقرار کرد به صورت اتوماتیک اتوریته نظام های شما را زیرسوال برد و ثابت ساخت که تصمیم گیرنده اصلی کیهایند؟

شما از عملیه صلح ملل متحد و مشی مصالحه ملی داد سخن داده اید و از صداقت دکتور نجیب الله در راه به تحقق رسانیدن آنها ، در حالیکه سوال اساسی پیدایش زمینه های جنگ و از قوه به فعل در آمدن آن را عمدا فراموش کرده اید.
زیرا اول باید دلیل یا دلایلی برای جنگ در کشور و سرزمینی بمیان آید و از بد شانسی ملتی براه افتد ، آنگاه فرزندان آگاه و صالح آن ملت راه برون رفت از جنگ ، تامین صلح و مصالحه ملی را جستجو نمایند.

حسن آغاز را با اظهارات برادر او " صدیق الله راهی " می نمایم که در مورد برادرش ، پس از پناهنده شدن به ایالات متحده امریکا گفته بود:" نجیب علاقه فراوانی به موسیقی و فلم های هندی داشت. از همان دورهء متعلمی در رفتار و لباس از هنرمندان فلم هندی تقلید میکرد و غرق در فساد اخلاقی بود. او در برابر اعضای فامیل با خشونت رفتار میکرد و بار ها مادرکلان، مادر و خواهرش را موردضرب و شتم قرار میداد.در میان اعضای فامیل نفاق و تفرقه ایجاد میکرد.مادر را علیه پدر، پدر را عیله مادر، برادر را علیه خواهر و یکی را علیه دیگری تحریک میکرد و همه را به جان هم می انداخت. یاران و هم نشینان او افراد بد اخلاق و بدمعاش بودند و جرایم وفساد اخلاقی را با آنها یکجا مرتکب می شد..."*2 شاید هیچ برادری مجبور به جعل اینگونه اکاذیب در حق برادرش نگردد، مگر اینکه واقعا شاهد همچو اعمالی از برادرش بوده باشد! رهبر ملی شما هنگامی که ریاست خاد را داشت ، در آن کرسی دمار از روزگار مردم برآورده بود. خود در شکنجه های زندانیان سیاسی سهم میگرفت و زندانی را تا سرحد مرگ می کوبید. اعدام ها و کشتار مخالفین بدون محاکمه او تا به جایی رسید که دل جنرالان اشغالگر روسی را بدرد آورد . " باری جنرال "پترو خالکه " از جنرالان شوروی از کشتار صد ها نفر بدست نجیب الله در هرات درسال 1360 به سرمشاور نظامی شوروی در کابل شکایت کرد که نجیب و خاد در هرات دیوانگی را شروع کرده و به اعدام کردن بدون پرسان و محاکمه ادامه میدهد. سرمشاور نظامی جنرال (قارییف) به او گفت :" من خبر بودم که داکتر طب نجیب الله بسیار مرد سنگدل است. ولی با وجود این تصور هم ، نمی توانستم که بعد از پخش اوراق تبلیغاتی ما که در آن گفته شده بود : اگر دشمن تسلیم شود عفو میگردد، باز هم امر اعدام آنها داده شود. این مطلق حیوانیت است... همه این ها که هستند چوچه های سگ هستند مخصوصاً این نجیب..."*3
شما با دلایل نا موجه خواسته اید از نجیب ، مشی مصالحه ملی و طرح ملل متحد دفاع نموده ، نجیب را شهید صلح خواهی و حسن نیتش اثبات کنید ، اما اسناد و شواهد خلاف اینها را میگویند.زیرا او تنها زمانی از صلح صحبت میکرد که سوال حفظ خودش و حزبش بر اریکه قدرت مطرح میبود . در غیر اینصورت این مصلحت ها را پشیزی هم نمی خرید.
بخشی از سخنان آن مبتکر مشی مصالحه ملی را؛ که موفقیت آنرا در آتیه موفقیت های نظامی خود جستجو میکرد خدمت شما میارم :" ما باید چنان ضربات قوی بالای خوست وارد کنیم و چنان انتباه بدهیم که در خوست هیچ کس زندگی کرده نتواند. نباید اشرار حکومت موقت خویش را از پاکستان به خوست انتقال دهند. آنها نباید مصونیت احساس نمایند." * و شما که افتخار همراهی او را داشتید به یقین میدانید که این سخنان را رهبر شما هنگام سقوط خوست و زمانی که مجاهدین برجلال آباد ، پس از خروج قوت های روس ، حمله نمودند ایراد فرموده اند.
از طرفی سخنان نجیب ، طرح صلح و قران خوانی هایش ، با توجه به پیشینه او و حزبش برای مردم و مخاطبین اعتماد آقرین نبود.
وابستگی و سر سپردگی ایشان را سرمشاور نظامی شوروی اینگونه حکایه می نماید "...نجیب الله در باره یک رشته مسایل نظامی پس از گفتگو با من (محمود قارییف ) با نمایندگان کی جی بی گفتگو و آن را با ایشان به توافق میرسانید. رویهمرفته نجیب الله به عنوان کسیکه پیوند های نزدیکی با نمایندگان کی جی بی داشت به میزان زیادی تابع نمایندگان کی جی بی بود. نجیب الله میتوانست برای دیدار با رئیس ستاد کل نیرو های زمینی ارتش شوروی که از کابل باز دید می کند وقت پیدا نکند در حالیکه چندین شبانه روز پیهم با مامورین کی جی بی که ازکابل باز دید میکردند، بسرمیبرد..."*
سیاست مشی مصالحه ملی ایراکه دکتور نجیب در 14 ثور 1365 هنگام تصدی ریاست حزب و دولت عنوان نمود ،نیز با هدایت و رهنمایی مسکو طرح و اعلان گشت. جنرال گروموف درینمورد میگوید :" با گزینش نجیب الله به سمت دبیرکل حزب دمکراتیک خلق افغانستان، به یاری و کمک بلافصل مشاورین حزبی شوروی استراتیژی تازه ای تدوین گردید که هدف آن زدایش رویارویی های داخلی در کشور بود. این استراتیژی در سراسرگیتی به نام مشی آشتی ملی (مصالحه ملی ) شهرت دارد ."*
ونظر یکی از شرق شناسان ونویسندگان معروف روسی "سلینکین " در بارهء مشی مصالحه ملی چنین است " برخلاف شایع نه او (نجیب الله ) و نه کس دیگری از رهبران افغان اندیشه مشی آشتی ملی را به میان نکشیدند.سناریوی مصالحه ملی بدستور گردانندگان کرملین در مسکو نوشته شده و جانب افغانی تنها مجری عادی این طرح بود ." *
نجیب الله ، به هرترفندی بخاطر جلب اعتماد مردم و ماندن در محور حزب و دولت دست نشانده دست یازید ، در روز های آخر حاکمیتش به آیات و احادیث مبارکه متوسل شد و با ابتکارات سیاسی پیاپی کوشید حریفانش را در تنگنا قرار داده ، وزمان کمایی کند. نجیبی که شما او را به عنوان "شهید راه صلح " و مرد آزاده معرفی می نماید در 26 دلو 1367 حین خروج آخرین دسته های قشون سرخ خطاب به سربازان و افسران متجاوز و اشغالگر گفت :" سربازان انترناسیونالیست بعد از اجرای وظیفه انترناسیونالیستی شان به وطن صلح دوست خود عودت می نمایند. این تصمیم از جانب رفیق میخائیل سرگیویچ گرباچف ضمن صحبت در ویلادی واستوک با توافق حکومت جمهوری افغانستان اعلان شده بود. شما در لحظات تاریک و دشواری برای انقلاب به کمک ما شتافتید. در آن زمان موضوع زندگی و مرگ انقلابی مطرح بود. شما دست کمک را بما دراز نمودید و در از بین بردن نا بسامانی ها کمک کردید. دوست در روز بد آزمایش میشود و دیگر هرکس بخوبی درک نموده که دوست ما که است؟ این مساله در نزد ما برای ابد و همیشه حل شده است. ما در برابر شما فرزندان شجاع کشور لنین به خاطر همه آنچه برای مردم افغانستان، برای انقلاب ثور انجام داده اید، به خاطر مردانگی و شجاعت و هم بخاطر مهربانی و انسانیت شما سرتعظیم فرود می آوریم."*
جناب رهبر ملی ؟ در برابر لشکر متجاوزی سرتعظیم فرود میاورند که ورود شان کشور را مشتعل ساخت و شعله های آن تا هنوز زبانه میکشد، علی الرغم اینها بعداً روز خروج قوای شوروی را روز نجات ملی اعلان کرد !؟
او در دوام اینگونه تلاش هایش تقلا داشت تا از خود چهرهء ملی و قابل پذیرش بسازد. ولی نمیشود با لفاظی و چند چهره گی ، ریا ، سالوس و با توجه به پیشنهء نا مطلوب به وجاهت ملی افزود. حرکات ضد و نقیض و دو روی او حتی برای اربابان و ولی نعمتانش نیز گاهی غیر قابل درک و شگفت آور بود.زمانیکه نجیب در جنوری 1992 به بهانه پنجمین سالگرد آغاز انفاذ مشی آشتی ملی اعلان کرد " آمدن سپاهیان شوروی علت اصلی قیام مردمی در افغانستان بود که منجر به تراژیدی گردید..."* جنرال لیاخفسکی بعداً نوشت :" یک اصل کهن دو باره تمثیل میگردد. هنگامی که دزد خود بلند تر و رسا تر از دیگران فریاد میزند " دزد را بگیرید."*
فکر می کنم آنچه در بالا از قول منابع معتبر در باره نجیب الله و جانفشانی هایش برای استقرار صلح – به شرط اینکه مجاهدین یا به قول شما اشرار ضد انقلاب را در یک حکومت ائتلافی ، به رهبری خودش می کشانید- آمد کافی باشد. یا اقلاً برای آنانی که حدیث مفصل را خود میدانند کافی خواهد بود. اما تاریخ گواهی میدهد که سرکردگان حزبی تان در جنگ های کابل نیز سهم بزرگی داشته اند.حزب شما در درون به دسته ها و شاخه های مختلف که یکی پیرو و حامی فلان و دیگری از بستان بودند تقسیم گشته بود. از جمله شاخهء گلابزوی ، که خصومتش با نجیب برمیگشت به دورهء وزارت داخله اش . زیرا در آن زمان نجیب الله در مسابقه نزدیکی به کی جی بی و شوروی سوسیالستی، جلب توجه و اعتماد آنها از رفیق حزبیش ( رفیق گلابزوی ) پیشی گرفته ، توانسته بود روسان را متقاعد بسازد تا اداره استخبارات وزارت داخله را مربوط به ریاست خاد بسازند که ریاست آنرا نجییب الله بدوش داشت. گلابزوی، که در داخل حلقات حزب عملا رهبری جناح خلق را بدست گرفته بود، از حاکمیت و رهبری پرچمی ها برحزب و دولت رنج میبرد. تقاضا و انتظار او از مسکو، پس از برکناری کارمل، ان بود تا دو باره زعامت حزب و دولت را به جناح خلق بسپارند. اما مسکو برخلاف توقع و چشم داشت خلقی ها نجیب الله، را که از شاخهء پرچم بود به رهبری حزب و دولت برگزید.
این بود که تلاش های درون حزبی بیشتر از پیش برای تضعیف و سرنگونگی نجیب براه افتید. گلابزوی ، قبل از اینکه به عنوان سفیر روانه مسکو شود با حزب اسلامی حکمتیار تامین رابطه نمود. اولین بار قدیر قوماندان بیمارستان دوصد بستر حارندوی در بهار سال 1367 با مسوول حوزه مرکز حزب اسلامی در کابل ملاقات می کند. این رابطه را از طرف حکمتیار شخصی با اسم مستعار انجنیر شکیب و از جانب گلابزوی، قوماندان اکادمی حارندوی سالم مسعود ، که عضو مخفی حزب اسلامی بود برقرار نمودند. انجنیر شکیب ، مسوول حوزه مرکز در حزب اسلامی مدعی است :" بعد از هدایت حکمتیار این ملاقات در خانه جنرال سالم مسعود قوماندان اکادمی حارندوی که عضو مخفی حزب اسلامی بود صورت گرفت . پیام قدیر، قوماندان بیمارستان دوصد بستر حارندوری، از سوی گلابزوی براه انداختن کودتا با مشارکت حزب اسلامی برای تصاحب قدرت درکابل بود. قدیر شرط وقوع کودتا را در تقسیم مساویانه قدرت میان حزب دمکراتیک خلق و حزب اسلامی خاطرنشان ساخت. تقاضای تقسیم قدرت با خلقی ها از سوی حکمتیار مورد تردید قرار گرفت. و حکمتیار خواستار انجام کودتای بدون قید و شرط و تسلیمی قدرت به حزب اسلامی شد. این پیام توسط من (انجنیر شکیب ) در اولین ملاقات با گلابزوی باز هم در خانه جنرال مسعود واقع کارته مامورین شهر کابل رسانیده شد. هر چند گلابزوی در اول به کودتایی که خلقی ها را شریک قدرت نمی ساخت تن در نداد اما بعداً گفت که مساله اساسی برانداختن نجیب از حاکمیت است. او گفت که تحت تعقیب و کنترول روسها قرار دارد و باید پلان دقیق و حساب شده اتخاذ گردد. گفتگو ها و ارتباط حزب اسلامی با سید محمد گلابزوی ادامه داشت. در حالی که برنامه کودتا بعد از تکمیل خروج قوای شوروی ترتیب یافته بود، گلابزوی قبل از آن از وزارت داخله برکنار و به حیث سفیر به مسکو فرستاده شد. او حین عزیمت در میدان هوایی کابل به جنرال سالم مسعود گفت که بعد از این کلیه برنامه های قبلی با حزب اسلامی توسط شهنواز تنی لوی درستیز که بعداً وزیر دفاع شد و جنرال هاشم رئیس حارنوالی قوای مسلح عملی می شود. آنها به نمایندگی از من صلاحیت دارند که کار ها را با حزب اسلامی دنبال نمایند."*
جناح پرچم نیز از این کشاکش های درونی کناره نبود . گروه طرفدار کارمل ، آرزومند دفاع از کشور بودند، و با وصف آنکه نجیب را با دیده حقارت می نگریستند، فکر انتقام جویی از او آرام شان نمی گذاشت. گلابزوی ، که با اوضاع درون حزب آشنا بود کوشش کرد تا در کودتایی مشترک با جناح پرچم کار نجیب را یکسره کند.
باری ، او این فکر را با جنرال نبی عظیمی از هوا داران قدرتمند کارمل ، در زمستان 1368 چنین مطرح می کند:" جنرال تنی وزیر دفاع، نیاز محمد مهمند و میرصاحب کاروال از طرف خلقی ها و محمود بریالی ، جنرال نورالحق علومی و نعمت از طرف پرچمی ها در کابل با هم دید و باز دید هایی داشته و برای سرنگونی نجیب الله در حال حاضر کردن پلان مشترک هستند. هدف ما این است که بار دیگر ببرک کامل را به قدرت برسانیم و نجیب را سقوط دهیم. خواهش من این است که خودت همراه با رفقایت با ما همراه شوی و همین که به کابل رسیدی موضوع را با جنرال تنی طرح کنی و همچنان باکاروال تماس بگیری ."*
اما کودتایی گلابزوی ، حکمتیار ، تنی ، در اثر عدم همکاری و خراب کاری جناح پرچم به ناکامی می انجامد.
تنی ، متواری و همکاران دیگرش در ارتش و حزب کشته و یا دستیگر میگردند. با وجود ناکامی کودتا در تحولات آینده کشور اثر جدی و تعیین کننده داشت. توانایی سیاسی و نظامی رژیم را تضعیف کرد و اختلاف و بی اعتمادی را در حزب عمیق تر ساخت. تا آنکه خطر پشت دروازه های کابل رسید.
ولایات شمال یکی پی دیگری از کنترول دولت نجیب خارج میشوند، و آنگاه رفقای خلقی افراد حزب اسلامی حکمتیار، را تحت پوشش ملیشیای جبار قهرمان ، به کابل داخل و تمام مراکز مهم را به آنها واگذار می نمایند، تا بدینوسیله از تسلط باقی نیرو های مجاهدین ، بخصوص نیرو های احمد شاه مسعود، که در چندکیلومتری کابل منتظر فیصله نهایی در مورد تشکیل دولت عبوری مجاهدین بودند ، به شهر کابل جلوگیری نموده باشند.
تمام کوشش های مسعود، که حاکمیت حکمتیار را برابر با حاکمیت آی اس آی برمقدرات کشور میدانست، برای برحذر داشتن حکمتیار از درگیری بی نتیجه میماند و مردم شهر شاهد دور تازهء از خونبار ترین جنگ ها میگردند .
نجیب ، با کاروان همراهانش از دروازه های فرودگاه کابل در عوض برگشتن به کاخ ریاست جمهوری ، به مقر سازمان ملل متحد درکابل برگشت. حکمتیار به شرارت خاتمه نه بخشید ، دوستم به تحریک پرچمی ها به زیاده خواهی پرداخت و اوضاع آشفته ترگردید اما هیچ کس به سراغ نجیب نرفت تا او را از دم تیغ انتقام در آورد!
نجیب ، چنانچه در آغاز هم تذکر رفت ، زندانی ناگزیری و اشتباهات خودش گشت نه فدای تعهد و مسوولیتی که شما عنوان نموده اید. پس دیدییم که برخلاف نظرات عالی اما میان خالی شما، نجیب خیلی خیلی بیشتر از مسعود، سرسپرده و وابسته کی جی بی بود در حالیکه در مورد مسعود، عکس قضیه را از زبان افراد عالیرتبه داخلی و خارجی می شنویم و میخوانیم . مسعود، همیشه آماج کینه توزی های آی اس آی بود ، در حین آنکه تمام ادارات استخباراتی شوروی وقت نیز او را دشمن شماره یک خود میدانستند و برای از میان بردنش از هیچ اقدام و عملی فروگذار نکردند ، اما آن دشمنان با داوری وجدان در مورد او چنین قضاوت می نمایند:" حملهء شورویها ( حمله هفتم آنها به درهء پنجشیر) در ارتباط به زمان، طاقت و بعد آن نزدمان شگفت آوربود. اگر چه ما در آی اس آی وقت کافی نداشتیم تا در مقابل آن هوشدار کدام عکس العمل فوری را انسجام میدادیم ولی مسعود خودش قادر بود تا گردن خود را از این تیغ برنده خطا دهد..."*(تلک خرس، ص 84)
مسعود، در کنار تلاش در عرصه نظامی و موفقیت های چشمگیر درین عرصه ، بیشتر پیروزی هایش از کار اطلاعاتی و استخباراتی ریشه میگرفت . او موفق به ایجاد شبکهء گسترده و کار امد اطلاعاتی گشته بود و با استفاده از اطلاعات دقیق و ارزشمند ، برنامه های نظامی را تنظیم میکرد. کار آیی او در این امر برای شوروی و سازمان جاسوسی آن کی جی بی تعجب آور، شگفت انگیز و به قول بوریس گروموف ، آخرین فرمانده نیرو های ارتش سرخ در افغانستان، مایه شرمساری و بی وقاری برای کی جی بی بود:" ... مامورین کی جی بی در افغانستان به گونه ی واضحی وقار خود را بدست خود پایمال کردند. آنگونه که من به خاطر دارم آنان بیش از ده بار به مسکو گزارش داده بودند که مسعود بدست آنها نابود شده است. در حالیکه مسعود گاه در یک منطقه گاهی هم در منطقه ی دیگر سر بر می آورد..."*
لیاخفسکی ، یکی دیگر از جنرالان شوروی در افغانستان در بارهء موفقیت شبکهء اطلاعاتی مسعود ، که به ناکامی بزرگترین تهاجم قوای شوروی در بهار 1363 به وادی پنجشیر انجامید می نویسد:" ... پسانها روشن گردید که این یک شکست منحصر به خودی بوده است. برغم تدبیر های سنجیده شده در زمینه حفظ محرمیت و پنهان نگهداشتن اهداف فرماندهی شوروی، اطلاعات از درز ها بیرون ریخته بودند. مسعود با بهره مندی از تکیه گاه نیرومند و شبکه ی گسترده و پرشاخ و برگ خبر چینی در کابل پانزده روز قبل از عملیات مدارک گرانبهای در باره ی کلیه برنامه های سپاهیان شوروی و نیرو های دولتی افغانستان بدست آورده بود... احمد شاه مسعود به موقع ، مردم و بیشتر دسته های مسلح خود را از پنجشیر بیرون ساخته آنها را در منطقه سرسبز چاریکار، اندراب، نجراب ، خوست و فرنگ و دیگر نواحی استانهای شمالی افغانستان و هم چنان در تنگنا های پر پیچ و خم منتهی به پنجشیر جابجا ساخت... نبرد هنگامی آغاز گردید که در دره عملاً هیچ کسی از شورشیان نمانده بود... پسانها احمد شاه مسعود به افسران و جنرالان شوروی ریشخند میزد، تمسخر میکرد و میگفت آنها همه بی ارزش اند."*

احمد بهار " چوپان "
مونتریال ، کانادا

حسن آغاز را با اظهارات برادر او " صدیق الله راهی " می نمایم که در مورد برادرش ، پس از پناهنده شدن به ایالات متحده امریکا گفته بود:" نجیب علاقه فراوانی به موسیقی و فلم های هندی داشت. از همان دورهء متعلمی در رفتار و لباس از هنرمندان فلم هندی تقلید میکرد و غرق در فساد اخلاقی بود. او در برابر اعضای فامیل با خشونت رفتار میکرد و بار ها مادرکلان، مادر و خواهرش را موردضرب و شتم قرار میداد.در میان اعضای فامیل نفاق و تفرقه ایجاد میکرد.مادر را علیه پدر، پدر را عیله مادر، برادر را علیه خواهر و یکی را علیه دیگری تحریک میکرد و همه را به جان هم می انداخت. یاران و هم نشینان او افراد بد اخلاق و بدمعاش بودند و جرایم وفساد اخلاقی را با آنها یکجا مرتکب می شد..."*2 شاید هیچ برادری مجبور به جعل اینگونه اکاذیب در حق برادرش نگردد، مگر اینکه واقعا شاهد همچو اعمالی از برادرش بوده باشد! رهبر ملی شما هنگامی که ریاست خاد را داشت ، در آن کرسی دمار از روزگار مردم برآورده بود. خود در شکنجه های زندانیان سیاسی سهم میگرفت و زندانی را تا سرحد مرگ می کوبید. اعدام ها و کشتار مخالفین بدون محاکمه او تا به جایی رسید که دل جنرالان اشغالگر روسی را بدرد آورد . " باری جنرال "پترو خالکه " از جنرالان شوروی از کشتار صد ها نفر بدست نجیب الله در هرات درسال 1360 به سرمشاور نظامی شوروی در کابل شکایت کرد که نجیب و خاد در هرات دیوانگی را شروع کرده و به اعدام کردن بدون پرسان و محاکمه ادامه میدهد. سرمشاور نظامی جنرال (قارییف) به او گفت :" من خبر بودم که داکتر طب نجیب الله بسیار مرد سنگدل است. ولی با وجود این تصور هم ، نمی توانستم که بعد از پخش اوراق تبلیغاتی ما که در آن گفته شده بود : اگر دشمن تسلیم شود عفو میگردد، باز هم امر اعدام آنها داده شود. این مطلق حیوانیت است... همه این ها که هستند چوچه های سگ هستند مخصوصاً این نجیب..."*3
شما با دلایل نا موجه خواسته اید از نجیب ، مشی مصالحه ملی و طرح ملل متحد دفاع نموده ، نجیب را شهید صلح خواهی و حسن نیتش اثبات کنید ، اما اسناد و شواهد خلاف اینها را میگویند.زیرا او تنها زمانی از صلح صحبت میکرد که سوال حفظ خودش و حزبش بر اریکه قدرت مطرح میبود . در غیر اینصورت این مصلحت ها را پشیزی هم نمی خرید.
بخشی از سخنان آن مبتکر مشی مصالحه ملی را؛ که موفقیت آنرا در آتیه موفقیت های نظامی خود جستجو میکرد خدمت شما میارم :" ما باید چنان ضربات قوی بالای خوست وارد کنیم و چنان انتباه بدهیم که در خوست هیچ کس زندگی کرده نتواند. نباید اشرار حکومت موقت خویش را از پاکستان به خوست انتقال دهند. آنها نباید مصونیت احساس نمایند." * و شما که افتخار همراهی او را داشتید به یقین میدانید که این سخنان را رهبر شما هنگام سقوط خوست و زمانی که مجاهدین برجلال آباد ، پس از خروج قوت های روس ، حمله نمودند ایراد فرموده اند.
از طرفی سخنان نجیب ، طرح صلح و قران خوانی هایش ، با توجه به پیشینه او و حزبش برای مردم و مخاطبین اعتماد آقرین نبود.
وابستگی و سر سپردگی ایشان را سرمشاور نظامی شوروی اینگونه حکایه می نماید "...نجیب الله در باره یک رشته مسایل نظامی پس از گفتگو با من (محمود قارییف ) با نمایندگان کی جی بی گفتگو و آن را با ایشان به توافق میرسانید. رویهمرفته نجیب الله به عنوان کسیکه پیوند های نزدیکی با نمایندگان کی جی بی داشت به میزان زیادی تابع نمایندگان کی جی بی بود. نجیب الله میتوانست برای دیدار با رئیس ستاد کل نیرو های زمینی ارتش شوروی که از کابل باز دید می کند وقت پیدا نکند در حالیکه چندین شبانه روز پیهم با مامورین کی جی بی که ازکابل باز دید میکردند، بسرمیبرد..."*
سیاست مشی مصالحه ملی ایراکه دکتور نجیب در 14 ثور 1365 هنگام تصدی ریاست حزب و دولت عنوان نمود ،نیز با هدایت و رهنمایی مسکو طرح و اعلان گشت. جنرال گروموف درینمورد میگوید :" با گزینش نجیب الله به سمت دبیرکل حزب دمکراتیک خلق افغانستان، به یاری و کمک بلافصل مشاورین حزبی شوروی استراتیژی تازه ای تدوین گردید که هدف آن زدایش رویارویی های داخلی در کشور بود. این استراتیژی در سراسرگیتی به نام مشی آشتی ملی (مصالحه ملی ) شهرت دارد ."*
ونظر یکی از شرق شناسان ونویسندگان معروف روسی "سلینکین " در بارهء مشی مصالحه ملی چنین است " برخلاف شایع نه او (نجیب الله ) و نه کس دیگری از رهبران افغان اندیشه مشی آشتی ملی را به میان نکشیدند.سناریوی مصالحه ملی بدستور گردانندگان کرملین در مسکو نوشته شده و جانب افغانی تنها مجری عادی این طرح بود ." *
نجیب الله ، به هرترفندی بخاطر جلب اعتماد مردم و ماندن در محور حزب و دولت دست نشانده دست یازید ، در روز های آخر حاکمیتش به آیات و احادیث مبارکه متوسل شد و با ابتکارات سیاسی پیاپی کوشید حریفانش را در تنگنا قرار داده ، وزمان کمایی کند. نجیبی که شما او را به عنوان "شهید راه صلح " و مرد آزاده معرفی می نماید در 26 دلو 1367 حین خروج آخرین دسته های قشون سرخ خطاب به سربازان و افسران متجاوز و اشغالگر گفت :" سربازان انترناسیونالیست بعد از اجرای وظیفه انترناسیونالیستی شان به وطن صلح دوست خود عودت می نمایند. این تصمیم از جانب رفیق میخائیل سرگیویچ گرباچف ضمن صحبت در ویلادی واستوک با توافق حکومت جمهوری افغانستان اعلان شده بود. شما در لحظات تاریک و دشواری برای انقلاب به کمک ما شتافتید. در آن زمان موضوع زندگی و مرگ انقلابی مطرح بود. شما دست کمک را بما دراز نمودید و در از بین بردن نا بسامانی ها کمک کردید. دوست در روز بد آزمایش میشود و دیگر هرکس بخوبی درک نموده که دوست ما که است؟ این مساله در نزد ما برای ابد و همیشه حل شده است. ما در برابر شما فرزندان شجاع کشور لنین به خاطر همه آنچه برای مردم افغانستان، برای انقلاب ثور انجام داده اید، به خاطر مردانگی و شجاعت و هم بخاطر مهربانی و انسانیت شما سرتعظیم فرود می آوریم."*
جناب رهبر ملی ؟ در برابر لشکر متجاوزی سرتعظیم فرود میاورند که ورود شان کشور را مشتعل ساخت و شعله های آن تا هنوز زبانه میکشد، علی الرغم اینها بعداً روز خروج قوای شوروی را روز نجات ملی اعلان کرد !؟
او در دوام اینگونه تلاش هایش تقلا داشت تا از خود چهرهء ملی و قابل پذیرش بسازد. ولی نمیشود با لفاظی و چند چهره گی ، ریا ، سالوس و با توجه به پیشنهء نا مطلوب به وجاهت ملی افزود. حرکات ضد و نقیض و دو روی او حتی برای اربابان و ولی نعمتانش نیز گاهی غیر قابل درک و شگفت آور بود.زمانیکه نجیب در جنوری 1992 به بهانه پنجمین سالگرد آغاز انفاذ مشی آشتی ملی اعلان کرد " آمدن سپاهیان شوروی علت اصلی قیام مردمی در افغانستان بود که منجر به تراژیدی گردید..."* جنرال لیاخفسکی بعداً نوشت :" یک اصل کهن دو باره تمثیل میگردد. هنگامی که دزد خود بلند تر و رسا تر از دیگران فریاد میزند " دزد را بگیرید."*
فکر می کنم آنچه در بالا از قول منابع معتبر در باره نجیب الله و جانفشانی هایش برای استقرار صلح – به شرط اینکه مجاهدین یا به قول شما اشرار ضد انقلاب را در یک حکومت ائتلافی ، به رهبری خودش می کشانید- آمد کافی باشد. یا اقلاً برای آنانی که حدیث مفصل را خود میدانند کافی خواهد بود. اما تاریخ گواهی میدهد که سرکردگان حزبی تان در جنگ های کابل نیز سهم بزرگی داشته اند.حزب شما در درون به دسته ها و شاخه های مختلف که یکی پیرو و حامی فلان و دیگری از بستان بودند تقسیم گشته بود. از جمله شاخهء گلابزوی ، که خصومتش با نجیب برمیگشت به دورهء وزارت داخله اش . زیرا در آن زمان نجیب الله در مسابقه نزدیکی به کی جی بی و شوروی سوسیالستی، جلب توجه و اعتماد آنها از رفیق حزبیش ( رفیق گلابزوی ) پیشی گرفته ، توانسته بود روسان را متقاعد بسازد تا اداره استخبارات وزارت داخله را مربوط به ریاست خاد بسازند که ریاست آنرا نجییب الله بدوش داشت. گلابزوی، که در داخل حلقات حزب عملا رهبری جناح خلق را بدست گرفته بود، از حاکمیت و رهبری پرچمی ها برحزب و دولت رنج میبرد. تقاضا و انتظار او از مسکو، پس از برکناری کارمل، ان بود تا دو باره زعامت حزب و دولت را به جناح خلق بسپارند. اما مسکو برخلاف توقع و چشم داشت خلقی ها نجیب الله، را که از شاخهء پرچم بود به رهبری حزب و دولت برگزید.
این بود که تلاش های درون حزبی بیشتر از پیش برای تضعیف و سرنگونگی نجیب براه افتید. گلابزوی ، قبل از اینکه به عنوان سفیر روانه مسکو شود با حزب اسلامی حکمتیار تامین رابطه نمود. اولین بار قدیر قوماندان بیمارستان دوصد بستر حارندوی در بهار سال 1367 با مسوول حوزه مرکز حزب اسلامی در کابل ملاقات می کند. این رابطه را از طرف حکمتیار شخصی با اسم مستعار انجنیر شکیب و از جانب گلابزوی، قوماندان اکادمی حارندوی سالم مسعود ، که عضو مخفی حزب اسلامی بود برقرار نمودند. انجنیر شکیب ، مسوول حوزه مرکز در حزب اسلامی مدعی است :" بعد از هدایت حکمتیار این ملاقات در خانه جنرال سالم مسعود قوماندان اکادمی حارندوی که عضو مخفی حزب اسلامی بود صورت گرفت . پیام قدیر، قوماندان بیمارستان دوصد بستر حارندوری، از سوی گلابزوی براه انداختن کودتا با مشارکت حزب اسلامی برای تصاحب قدرت درکابل بود. قدیر شرط وقوع کودتا را در تقسیم مساویانه قدرت میان حزب دمکراتیک خلق و حزب اسلامی خاطرنشان ساخت. تقاضای تقسیم قدرت با خلقی ها از سوی حکمتیار مورد تردید قرار گرفت. و حکمتیار خواستار انجام کودتای بدون قید و شرط و تسلیمی قدرت به حزب اسلامی شد. این پیام توسط من (انجنیر شکیب ) در اولین ملاقات با گلابزوی باز هم در خانه جنرال مسعود واقع کارته مامورین شهر کابل رسانیده شد. هر چند گلابزوی در اول به کودتایی که خلقی ها را شریک قدرت نمی ساخت تن در نداد اما بعداً گفت که مساله اساسی برانداختن نجیب از حاکمیت است. او گفت که تحت تعقیب و کنترول روسها قرار دارد و باید پلان دقیق و حساب شده اتخاذ گردد. گفتگو ها و ارتباط حزب اسلامی با سید محمد گلابزوی ادامه داشت. در حالی که برنامه کودتا بعد از تکمیل خروج قوای شوروی ترتیب یافته بود، گلابزوی قبل از آن از وزارت داخله برکنار و به حیث سفیر به مسکو فرستاده شد. او حین عزیمت در میدان هوایی کابل به جنرال سالم مسعود گفت که بعد از این کلیه برنامه های قبلی با حزب اسلامی توسط شهنواز تنی لوی درستیز که بعداً وزیر دفاع شد و جنرال هاشم رئیس حارنوالی قوای مسلح عملی می شود. آنها به نمایندگی از من صلاحیت دارند که کار ها را با حزب اسلامی دنبال نمایند."*
جناح پرچم نیز از این کشاکش های درونی کناره نبود . گروه طرفدار کارمل ، آرزومند دفاع از کشور بودند، و با وصف آنکه نجیب را با دیده حقارت می نگریستند، فکر انتقام جویی از او آرام شان نمی گذاشت. گلابزوی ، که با اوضاع درون حزب آشنا بود کوشش کرد تا در کودتایی مشترک با جناح پرچم کار نجیب را یکسره کند.
باری ، او این فکر را با جنرال نبی عظیمی از هوا داران قدرتمند کارمل ، در زمستان 1368 چنین مطرح می کند:" جنرال تنی وزیر دفاع، نیاز محمد مهمند و میرصاحب کاروال از طرف خلقی ها و محمود بریالی ، جنرال نورالحق علومی و نعمت از طرف پرچمی ها در کابل با هم دید و باز دید هایی داشته و برای سرنگونی نجیب الله در حال حاضر کردن پلان مشترک هستند. هدف ما این است که بار دیگر ببرک کامل را به قدرت برسانیم و نجیب را سقوط دهیم. خواهش من این است که خودت همراه با رفقایت با ما همراه شوی و همین که به کابل رسیدی موضوع را با جنرال تنی طرح کنی و همچنان باکاروال تماس بگیری ."*
اما کودتایی گلابزوی ، حکمتیار ، تنی ، در اثر عدم همکاری و خراب کاری جناح پرچم به ناکامی می انجامد.
تنی ، متواری و همکاران دیگرش در ارتش و حزب کشته و یا دستیگر میگردند. با وجود ناکامی کودتا در تحولات آینده کشور اثر جدی و تعیین کننده داشت. توانایی سیاسی و نظامی رژیم را تضعیف کرد و اختلاف و بی اعتمادی را در حزب عمیق تر ساخت. تا آنکه خطر پشت دروازه های کابل رسید.
ولایات شمال یکی پی دیگری از کنترول دولت نجیب خارج میشوند، و آنگاه رفقای خلقی افراد حزب اسلامی حکمتیار، را تحت پوشش ملیشیای جبار قهرمان ، به کابل داخل و تمام مراکز مهم را به آنها واگذار می نمایند، تا بدینوسیله از تسلط باقی نیرو های مجاهدین ، بخصوص نیرو های احمد شاه مسعود، که در چندکیلومتری کابل منتظر فیصله نهایی در مورد تشکیل دولت عبوری مجاهدین بودند ، به شهر کابل جلوگیری نموده باشند.
تمام کوشش های مسعود، که حاکمیت حکمتیار را برابر با حاکمیت آی اس آی برمقدرات کشور میدانست، برای برحذر داشتن حکمتیار از درگیری بی نتیجه میماند و مردم شهر شاهد دور تازهء از خونبار ترین جنگ ها میگردند .
نجیب ، با کاروان همراهانش از دروازه های فرودگاه کابل در عوض برگشتن به کاخ ریاست جمهوری ، به مقر سازمان ملل متحد درکابل برگشت. حکمتیار به شرارت خاتمه نه بخشید ، دوستم به تحریک پرچمی ها به زیاده خواهی پرداخت و اوضاع آشفته ترگردید اما هیچ کس به سراغ نجیب نرفت تا او را از دم تیغ انتقام در آورد!
نجیب ، چنانچه در آغاز هم تذکر رفت ، زندانی ناگزیری و اشتباهات خودش گشت نه فدای تعهد و مسوولیتی که شما عنوان نموده اید. پس دیدییم که برخلاف نظرات عالی اما میان خالی شما، نجیب خیلی خیلی بیشتر از مسعود، سرسپرده و وابسته کی جی بی بود در حالیکه در مورد مسعود، عکس قضیه را از زبان افراد عالیرتبه داخلی و خارجی می شنویم و میخوانیم . مسعود، همیشه آماج کینه توزی های آی اس آی بود ، در حین آنکه تمام ادارات استخباراتی شوروی وقت نیز او را دشمن شماره یک خود میدانستند و برای از میان بردنش از هیچ اقدام و عملی فروگذار نکردند ، اما آن دشمنان با داوری وجدان در مورد او چنین قضاوت می نمایند:" حملهء شورویها ( حمله هفتم آنها به درهء پنجشیر) در ارتباط به زمان، طاقت و بعد آن نزدمان شگفت آوربود. اگر چه ما در آی اس آی وقت کافی نداشتیم تا در مقابل آن هوشدار کدام عکس العمل فوری را انسجام میدادیم ولی مسعود خودش قادر بود تا گردن خود را از این تیغ برنده خطا دهد..."*(تلک خرس، ص 84)
مسعود، در کنار تلاش در عرصه نظامی و موفقیت های چشمگیر درین عرصه ، بیشتر پیروزی هایش از کار اطلاعاتی و استخباراتی ریشه میگرفت . او موفق به ایجاد شبکهء گسترده و کار امد اطلاعاتی گشته بود و با استفاده از اطلاعات دقیق و ارزشمند ، برنامه های نظامی را تنظیم میکرد. کار آیی او در این امر برای شوروی و سازمان جاسوسی آن کی جی بی تعجب آور، شگفت انگیز و به قول بوریس گروموف ، آخرین فرمانده نیرو های ارتش سرخ در افغانستان، مایه شرمساری و بی وقاری برای کی جی بی بود:" ... مامورین کی جی بی در افغانستان به گونه ی واضحی وقار خود را بدست خود پایمال کردند. آنگونه که من به خاطر دارم آنان بیش از ده بار به مسکو گزارش داده بودند که مسعود بدست آنها نابود شده است. در حالیکه مسعود گاه در یک منطقه گاهی هم در منطقه ی دیگر سر بر می آورد..."*
لیاخفسکی ، یکی دیگر از جنرالان شوروی در افغانستان در بارهء موفقیت شبکهء اطلاعاتی مسعود ، که به ناکامی بزرگترین تهاجم قوای شوروی در بهار 1363 به وادی پنجشیر انجامید می نویسد:" ... پسانها روشن گردید که این یک شکست منحصر به خودی بوده است. برغم تدبیر های سنجیده شده در زمینه حفظ محرمیت و پنهان نگهداشتن اهداف فرماندهی شوروی، اطلاعات از درز ها بیرون ریخته بودند. مسعود با بهره مندی از تکیه گاه نیرومند و شبکه ی گسترده و پرشاخ و برگ خبر چینی در کابل پانزده روز قبل از عملیات مدارک گرانبهای در باره ی کلیه برنامه های سپاهیان شوروی و نیرو های دولتی افغانستان بدست آورده بود... احمد شاه مسعود به موقع ، مردم و بیشتر دسته های مسلح خود را از پنجشیر بیرون ساخته آنها را در منطقه سرسبز چاریکار، اندراب، نجراب ، خوست و فرنگ و دیگر نواحی استانهای شمالی افغانستان و هم چنان در تنگنا های پر پیچ و خم منتهی به پنجشیر جابجا ساخت... نبرد هنگامی آغاز گردید که در دره عملاً هیچ کسی از شورشیان نمانده بود... پسانها احمد شاه مسعود به افسران و جنرالان شوروی ریشخند میزد، تمسخر میکرد و میگفت آنها همه بی ارزش اند."*

نظرات
جمعه ۲۴ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۱۴:۴۱

اسم   :   dlawarahmmad محل سکونت   :   :kabul ایمیل   :  

نخست از همه با اطهار سپاس وشكران از ارجمند دانشمند محترم جنشید شفق.كه با اندوخته بزرگ مطبوعاتی ونشراتی سایت اریانانت را با روحیه كاملا بی طرفی .ملی . وطنی .گرداننده شدید كه در چتین شرایط كه بازار سیاست بسیار داغ است شما صدای همه وهمه را بدون سانسور نشر كه در كانونهای علمی .روشنفكری . ملی . وبخصوص جوانان مقام بلندی را حاصل نمودید تبریك به شما توانمد شهیر.كشور . ودر درجه دوم عرض حال دارم با اقای به اسم مبارك سپهر شیدا كه امیداز هم وطنانما باشند و با طرز ادبیات وگوشه های سیاسی كشور اكاه باشند . اقای سپهر شیدا اگر یقین بنده درست باشد شما حبیب شیدا ارجمندی اقای شیدا از فاریاب باشید . اگر یقین وباور را كنار نهاده با اقای وشیدا لحطه مخاطب میباشم امید حوصله حرفها را ودلایل را داشته باشند . اذجمند عزیز نخست همه را سر گردان ساختید كه تبصره از جناب شما میباشد ویا از جوان نویسنده بهار احمد جان چوپان واگر مقداری شما نیز هیزم را بر اتش بهتان .اتهام علیه شهید ملت داكتر نجیبا لله افزود نمودید كه هیزم اوران را بر مناقشات باطل وكاذب خداوند وخلق الله نفرین نموده است وبه رسم وطنی انرا از اجتماع رانده تجرید می سازند . اقای عزیز شیدا داكتر نجیب الله واقعا از میان جامعه خود بخواسته بود واز همه روابط ان باخبر اگاه بود . زمان پاه به عرصه سیاست نهاد نهایت استوار ومتین انرا اگاهانه ادامه داد . او نه تنها انسان هوشیار بود تیزبین .دور اندیش .اجتماعی .مهربان .فروتن .دراك . نیز بود .نجیب از نو جوانی محبوب خانواده خود .اجتماع فامیلی خود وكوچه محل خود در منطقه كارته پروان بود . رهبرا و كادرهای سیاسی سایر جریانات سیاسی كه در ان سالها در كارته پروان اقامت داشتن همه به شخصیت فهم اگاهی نجیب حرمت میگذشتن از جمله شادروان احمد شاه مسعود كه از هم كوچگی های داكتر جوان بود هیشه علاقمند صحبت با نجیب بود وبه یك دیگر خویش ارج میگذاشتن . و اما برادرش صدیق راهی . هم وطن عزیز ما وشما از یك جامعه عقب گرا وعشیره وی میباشیم ایا در كران كران وطنت شخصیت .فرد .عنصر .موجود پیدا خواهد گردید كه ار راز وحال مادر .پدر .برادر . وخواهر خود در نزد دیگران ونزد حریفان ودشمنان وطن وخانواده خود داستانهای خود ساختهوپرداخته را اظهار وبیان نماید . جوانی در هرات اگاه گردید كه او اولاد ناجایز خانواده میباشد ومدت در پرخاش باپدر نا اصلی خود گردید ولی به حرمت فامیلئ .خواهر ومادر همه درد وتحقیر محیط را پذیرفت و انرا حفظ نمودو. واما اقای صدیق برادر سكه نجیب الله انقدر عمیق تحت فشار وتاثیر استخبارات روسها قرار گرفت كه به گونه روسها ارزش .ارج .كرامت .قدست .بزركی فامیل خودرا فراموش وزیر پاه نهاد وعلیه برادر خوب وعزیز خود داستنهای را از خور استخبارات شوروی وخت .كی .جی .بی . وبعدا دیگران علیه فامیل خود نوشت . حالا به گونه پیراهن حضرت عثمان به دست نا به.خرد بچه جمعیت افتاده كه انرا به اشكال گوناگون نمایش میدهد.تا پرده انداخته باشد بر جنایات ملا ربانی رهبر جمعیت . اقایان چرا وچرا از جنایات.گلبدین .ربانی .سیاف .خالص .مجدیدی .گیلانی .مولوینبی و وحدت واخلاق گندیده جوانی گلبدین .وسیاف یاد نه می كنند اقای شیدا واقای چپان زیاد مشغول چرندیاتومیباشد یك روز پرده از دسیسه قتل سردار شهیدان احمد شاه مسعود كه به مشوره ربانی .سیاف .مشرف .القاعده .عبدالله عبدالله .فهیم صورت گرفته نه برداشته كه با زره بین زوایای حزب وطن را جستجو نموده هر ناكشته رادروگر میگردد . واقای شیدا بی خبر از دنیا سیاست مریضگونه چرند وپرند گفته كه از وزن مقدارش نهایت بلند .میباشد . اقای شیدا داكتر نجیب الله فعلا نزد جهانیان وومخالفین خود فرد عادل كاركن .وطن پرست .صادق .مردم دوست . مترقی .اگاه .فداكار .پاك شهرت یافته مرگ وشهادت او را یك ضایعه به كشور میدانند .. داور
نظرات
شنبه ۲۵ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۰۲:۱۶

اسم   :   amanallakashmi محل سکونت   :   : kandoz ایمیل   :  

برادران وطنداران اسلام علیكوم ورحمتالله وبركاتو خداوند كشور ما را از این شا شجاع سوم نیز نجات دهد كه این اخیرش از نسل اژدهار میباشد . من امان الله كشمی دگرمن پیاده قوای مسلح قبلی افغاتستان فعلا كارگرشركت اسپین زر كندوز وعضو شورای ولایتی كندوز . اقای سپهر شیدا را سلام تقدیم است . برادر من یك نظامی میباشم فاغ حربی پوهنتون نظامی از سیاست انقدر اگاهی ندارم ولی از راه رفته وعقیده خود هرزمان هر جاه دفاع میكنم ومتوجه تبصره تو در مورد شهید نجیب الله شدم خواستم كه شما را از راز های كه هنوز اگاه نه میباشید اگاه سازم . برادر جان در قطغن مردم میگویند كه سال گرم امد زنها نیز ریش میكشند . اول این نام این كلام تو با تبصرت سازش ندارد صاف وصادق از نام خودت به میدان امده چادر را كنا انداخته . دوم از بخت بد ما مردم شمال بهار جان چوپان در كانادا .نویسنده . دردمند . خراسانی .اریاییپرست .منتقد .تحلیلگر .ودستیار اقای دستگیر پنجشیری مقرر گردیده است و من گنهكار از این جوانك وفامیلش خوب از نزدیك شناخت دارم كه ام نه باید اهل این رنگ بازیها میبود . خوب 18 سالش بود كه با حوادث شریك ودر دست همه بود واستقرار فكریوسیاسی نداشت وندارد و حرف او كلمهوحرف كلام الله نیست كه هر چرند وپرند او تاریخ گردد در گرد برش صدها پلنگ دگر نشسته وهر مظمون او را اماده ساخته به خورش میدهند . وحالاچوپان را در دشتهای سوزان خسك بی اب ونان كانادا رها تا با هزاذها تلاشلقمه نان پیدا كند . شما لقای شیدا از خود مطلب .در مورد زنده یاد نجیب دارید بگوید چرا با تقلا در عقب احمد ومحمود میروید . گوش كن اقایان این حرف یك نظامی ویك قطغنی میباشد . من از قوم ازبك ونجیب از قوم پشتون بود كدام رشته سخصی . محفلی .نداشتیم و صرفا اورفیق من دوست من قومندان من و رهبر من بود . مجیب یك افغان یك مرد ویك رهبر یك مدبر یك اداره كننده عالی یك قهرمان یك حزبی سالم یك وطن پرست واقعی .یك انسان پاك بود كه تاریخ در قبل واینده ماند او را نه دیده ونخواهم دید . اول . صدیق راهی برادر نجیب الله را كه شاگرد لیسه حبیبه بود شناخت وتماس داشتم ومن بارها وبارها او را از انحرافات اخلاقی نگهه داشته ومانع گشت وگذار او با افراد نا سالم شدیم . و صنف 11 و12 دیگر عیاشی های او اعاز گردید كه همیشه مورد سرزتش پدر .مادر وبرادر بود او دومرتبه نورالله پسر كاكا خود را با ضرب چاقو زخمی ساخت كه همین نجیب الله بود كه او را در حزب تنظم وب راه راست هدایت داد واما چون نجیب الله در میان خانواده . قوم .اقارب .محل و محیط از نام نبك شهرت خوب وعزت برخوردار بود باعث كدورت صدیق مبگردید وهمشه به من میگفت یك روز نجیب را به خاك یك سان میسازم واز این شهرت خواهد افتاد . او زمانی كه با ثریا جان بها اشنا گردید واقدام به عروسی گرفت در فامیل نسبت اختلافات پدروبذادر او نجیب مخالف این ازدواج شدند كه با خشم صدیق وبرخورد فزیكی دو برادرباعث گردید. واما صدیق ازدواج وبه واسطه خسر بره خود همایون بها با سفارت روسها ومركز كلتوری روسها در كابل ارتباط.یافت وبه سفارش همایون بها مورد اعتماد روسها قرار گرفت . وحالا شما را كوتا به جریان دیگر گاه میسارم كه خدا كند وطندارم استاد نازنین نرا اقبال نشر دهند . در رهبری جهاد افغاستان خطر ناكترین .اگاه ترین .با اداره ترین.با با ایمان ترین وپاكترین وشجاع ترین قومندان برای قوای چهل رسها در افغانستان امر احمد شاه مسعود بود كه خداوند روحش را شاد وگورش را پرنور داشته باشد .وروسها از هر امكان تلاش داشتن یا او را نابود سازند ویا در كنارش بیشتر نفوذ داشته باشند . من خوب به یاد دارم ه طی عملیات در بازاذك پنجشیر قومندان قطعه چهل در عملیلت سركی به من كه امر اوپراسیون عملیات بودم میگفت هر گاه احمد نابود گردد ویا در كنارش نفوذ مامستحكم گردد ضرورت ه قوای 40 در افغانستان نسست اومبگفت رژیم كابل بزكترین اسیب را از احمد شاه مسعود خواهد دید وقوای شوروی را ناكام خواهد ساخت. بنا با درك خطر قوای امر مسعود رسها درتلاش جاه به جاه ساختن جاسوسهای خود در پنجشیر گردید كه بهترین مهر ه وهمكار صدیق جان راهی بود .بلی دوستان من حتا از مقدار پول كه روس ها برایش دادند اگاه شدم وبه داكتر نجیب كه ریس خاد بود اطلاع دادم كه نجیب شدید مخالف این اقدام گردید ولی صدیق بر خلافونجیب خوش وراضی بود . او نخست به هند رفت وبعدا با اختلاف با نحیب دذ خانه تحسن گرفت و نجیب او را تحت نظر گرفت وافراد را نزدش فرستاد كه امر مسعود شخص اشتی ناپذیر با دشمن خود میبلشد او را نابود می سازدواما یك شبه صدیق جان وثرا جان نزد امر صاحب نصب گردید كه مسعود با شیوه های مردانه گی وافغانیت وهمسابگی قبلی او را عزت نمود وغافل كه این نامرد را راوسها استخدام غرض شكار شیر وابر مرد كشور فرستاده بود . صدیق در مدتاقامت خود دذ پنحشیر طبق هدایت روسهاتا پرتاب خودرا نزد مسعود تقویه نماید خواست كتاب را علیه برادر خود نجیب الله بنویسد واغاز نماید كه از طرف امر مسعود شهید این مرد بزرگ خراسان كه دارای تمام خصوصیات ابو مسلم را داشت مانع گردید كه این را مبارزه این شیوه مردانگی وشهامت گویند كه عزت فامیل دشمن بزرگ خود نجیب ا حفظ نمود واما این برادر نامرد و ذلیل او به مجرد كه پاه او به امریكا رسید به كمك استخبارات امریكا وقویه معنوی انها او كتاب بر ضد مقدسات وارزشهای وطن خود نوشد او بر ضد ناموس برادر خود او بر ضد خواهر خود نشد او برضد مادذ پدر خودنئشد كه شرم وننگ اشت به این نامرد صدیق راهی كه امروز ولگوی اقایان له گونه صدیق اقایان بابك .پرشور .روزبه وشما اقای شیدا واین جعیتی بچه چوپان . اگر خودرا راشد .وبا غیرت دانسته از انحرافات نفرت دارید انسانیت.مردانه گی .شهامت.افغانیت را از سردار شهیدان .ابرمرد خراسان مبارز نستو احمد شاه مسعودبیاموزید كه شرف فامیل ذشمن خودرا خفظ نمود . نه له گونه زنان بیوه وهرزه به عقب شهید پاك علیه رهبر واقعی مردم علیه افتخارات ومقدسات مردم بهتان واتهام بست . بیاید همه وهمه از طفل كوچك كه وجدان شفاف دارد اموخت از كاوه عزیز اموختاز علاقمندی مردم به ان شهید پند گرفت از پیروان خط مشیوارمان او اموخت از گرمی داشت یاد او اموخت ونه باید به گونه ملا عمر های مزدور وجلاد ولشكر جاهل او كه خنجر دیر را نیز بر تن خونین او زد ابن شبوه مذدانه گینییت . اقای شیدا اگر در میان جوانان دانسگاه كابل بروید انگاه درك میكنید كه نجیب چقدر طرفدار وپیرو دارد . باعرض نهایت عجز از استاد نهایت گرامی اقای شفق پوزش ومعذرت نموده كه حرف ما طویل گرذیدو با سر نهادن به عظمت همه دانشمندان وبخصوص جناب التماس داذم كه درد حال من را كه بی ربط با نهایت مغالطه ادبی وانشا میبلشد اجازهنشردهید . بااحترام امان الله كشمی
نظرات
پنجشنبه ۳۰ قوس ۱۳۸۵ در ساعت ۰۲:۰۶

اسم   :   a.rassullbedar محل سکونت   :   :kabul ایمیل   :  

به تجازه گرداننده گان محترم سایت وزین اریانانت ملی ...دریغا وصدبار دریغا كه اسانها مسخه گردید همه باطل پرست شدند از حقیقت فاصله گرفته بر ارزشها خاك پاشیده وچهره منافقان وشیاطن را تلاش دارند سفید سازند . ودر این میدان ومحركه انسانهای مجهول .مشكوك .زشت .بد نام .منفور .زبون . پلید داخل علیه سرداران .عزت مندان .فاتحان .قهرمانان .راد مردان .ناجیان .قاعدان . چرند وجفنگ .گفته واز حلقوم شوم وزهری خود الفاظ غیر انسانی .غیر اخلاقی . وكنه توزانه را علیه سرور شهیدان شهید ملت زنده یاد مرحوم داكتر نجیب الله رهبر فقید و واقعی مردم افغانستان به اشاره بیگانه از مغز گندیده وپوك وپوسیده چند رهبر خاین باقی مانده .ح .د .خ .ا .سابق ونهضت میهنی امروز خارج ساخته و قلب ملیونهاهموطن را جرحدار ساخته برمقدسات مردم دشنام میدهند نهضت فروشان كنونی وكوده تاچیان 1371 كه نزد تاریخ .مردم .ونسل های اینده محكوم به جنایت وطنفروشی .نهضت فروشی میباشند مزبوحانه .در تقلا افتاده اند تا خود وخانواده خودرا از محاسبه مردم نجات داده جای پای در كشور داشته باشند . كه این خواب است محال . در این سایت وزین اقایان گم نام وشهره یافته از نام مستعار ،جمال بینا .منصور از جرمنی .منور .سپهر شیدا .علاج .مسعود وسربلند ه همه یكویا دو تن بیش نه میباشند چنان بهتان وجعلیلت بر شان ان مرحوم زده كه انسان درك میكند كه این اقایان از طرف بیگانه ها ورهبران خاین نهضت گماشته وپیشكش گردیده اند . و حالا دگر نه باید هیچ گاه این هرزه ها از خجالت سر بلند نمایند . بعد از خاك سپاری محمود بریالی در كابل میبایست شهریان كابل .رفقای حزبی كابل .كارگران كابل .دهقانان كابل وكمری منوزین كابل .دتنشمندان كابل .نیك نامانی كابل .غریبان وبیوه های شهیدان كابل .اقارب رفقای كابل وخلصه دوستان وهم بستگان .ح . د . .ا .حزب وطن مجلس دع خوانی.خیرات . وفاتحه محمود را در تپه شهیدان ر قصبه كارگری ذر فابریكه جنگلك میگرفت و اما افسوس كه حال چهرت برایم خوب روشن گردید كه تو خاین از ما بودی با مانه بودی .تو عامل بدبختی چرا شدی برایم هویدا گردید تو باعث فرئپاشی چرا گردیدی حالا دگ نمودم وتو چرا داكتر نجیب را از عقب خنجر زدیدانسته شد .تو وان دیگرت كشمند در صف ما جاهگرفته بودید شما گماشته ای بیگانه ومهره های بیگانه بودید كه امروز دشمن وطنم .دشمن مردم من دشمن حزب من دشمن رفیق من دشمن سنگر من قاتل رفیق من حاجی محمد محقق سردمدار ارتجاع وقاتل مردم كابل ومحمد یونوس قانونی این مهره پنتاگون و دستیار خلیل زاد فاشیست این دو جلادان تاریخ كه با دستان كثیف وجنایتكار خود خانه وطنمن را تخریب چپاول وغارت نمودند وتن هزاران رفیق من را بی سر ساخته وهزاران فرزند رفیقومن را بی پدر ساختن و با افزار وسلاح بیگانه د مقابل مقدسات وطن من به تفع بیگانه جنگیده اند وكابل زیبارا به ویرانه تبدیل فاشیستهای .احدی .مقبل .جلالی غنی احمدزی .رحیم وردك .سیاف وهابی . ملا راكتی.ومتوكل طالب وبل اخره كرزی تریاكسالار این مهرهگكوخلیل زاد ردبرسرنوشت مردم ما حاكم ساختن امروز دذ كنارت دذ اغوشت افتاده وتورا به دست گرفته ارباب گونه برای همراهان بی غیرت تو در بال روم انتر كاننتال دعوت گرفته . شرم وشرم وصد بار شرم خجالت خجالت مرگ برشما نوران محقق وقانونی . رفقا و دوستان لطفا به خاطر ارزش خون شهیدان خودبه خاطر كابلیان فاتحه او را درخرج بایكوت وتحریم نماید . با احترام به همه واقای جمشید عبدالرسول بیدار فعلا سنگ شكن انجنیر نفت وگاز سابق جرقدوق
نظرات
شنبه ۲ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۰۷:۱۸

اسم   :   Mansoor Popalzay محل سکونت   :   :Kabul Afghanistan ایمیل   :  





سلام بر ملت مظلوم نا آگاه و عقده مند افغانستان مي دانم يك عده مي خواهند خود را برات بدهند و يك عده از نام آن مرد ي استثنايي استفاده هاي عظمي را بردند بخدا هتا نزديك ترين دوستش براي منفعت خود در كنارش ماند و تنها دردي كه ماند اين هست اگر بخدا قسم اگر فقط ٥ نفر مانند خودش يا هم راه ي خودش باقي مي ماند يا در زمان قدرتش با او مي بود بخدا نجیب الله بيشتر از همه در همه نفوذ مي كرد افسوس يك نفر هم هم فكر از او باقي نماند جز پول پرست ها نجیب الله عزيز فراموش نا شدني هست و تنها چيزي كه مي خواهم بگويم آن اين كه آن حضرت آن پدر آن رهبر و آن بزرگ مرد تا هنوز هتا در نزد ي نزديك ترين فردش نا شناخته مانده هست چه برسد بر ملت ي کابل افغانستان افغانستان من به اين گفته ي خود باور دارم اميد

نظرات
شنبه ۹ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۲۲:۰۲

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام خدمت شما اقای جمشید برادر های عزیز در بین پرچمی ها فقط ببرك كارمل در بین ماویست هامحمودی در بین اسلامی ها نیازی میتوان بهترینها شناخت كه متاسفانه تا حل جای های شان خالی است كه درد ملت هم همین است كه تا حال مثل ان بزرگ مردان كسی صادق فداكار وطنپرست از خود گزر پیدا نه شده همه به نام های این ان برای این ان كار میكنند تا وحدت مردمی به میان نه اید و بادار های شان هر چی خواست شان باشد سر مردم و وطن كنند.ومیایم سر داكتر نجیب اگر همان صداقت و هوشیاری و پاكی را كه زمان ریاست خاد داشت در ریاست جمهوری هم میداشت امروز وطن در این حالت نمی بود امروز ای اس ای عكسهای او را چاپ نمیكرد بلكه مردم با دستان خود مجسمه هایش را میساختند ولی با مردم با حزب همراه یك تیم بیسواد چاپلوس ناسیونالست فریب خیانت كرد و ناجوانمردانه فرار كرد وهمان تیم هم او را كشتند خود شان عیش نوش میكنند كه میگویند كتابی از طرف ریسای خاد در باره این تیم نجیب و یكتعداد سرمایه چاپ شده.اكبرارش ازكسل المان
نظرات
پنجشنبه ۱۴ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۰۶:۵۱

اسم   :   راشد ارشد محل سکونت   :   :کابل ایمیل   :  

جالب است ديدگاه هاي دوستاني كه در بالا نوشته شده است اينست قضاوت تاريخ .

اما اگر از كشتارهاي داكتر نجيب الله و به گفته بعضي ها جنايات وي بگذريم نجيب پاكستان ستيرو مرد ميدان بود او با مطالعه دقيقي كه از وضعيت وموقعيت حكومتش داشت همواره به اين نكته اشاره ميكرد كه دشمن خونخوار افغانها يعني پاكستان دركمين است وهرآن كه بتواند جوي خون را در افغانستان به كمك عمال و دست نشانده هاي خود راه مي اندازد . پيش بيني كه به حقيقت پيوست و حوادث دهه ٧٠ برآن صحه گذاشت. اگر قرار باشد به كسي در افغانستان بد گفته شود _كسي لكه ننگ افغانستان باشد مجاهدين وطالبان خواهند بودكه در زير بيرق اسلام دارايي هاي ملت و دولت را به تاراج بردند پس اگر نجيب قتل و كشتار كرده از همين رديف افرادي را به قتل رسانده كه بازمانده گان وهم نظران شان كابل را به تاراج برده وناموس افغان را به دست پاكستاني اسير ساختند . آقايي كه مدعي شده نجيب ٧٤ ميليون دالر را ربوده به كدام دليل ؟ به كدام سند ؟ وبه كدام مدرك ؟فرض كنيم آقا درست فرمودند باز هم خانه نجيب آباد كه با ٧٤ ميليون دالر بسنده كرد امروز ه كه بزرگواران رهبري در افغانستان نظام حكومت دواير دولتي و حتي معادن كشور را دربست در اختيار بيگانگان قرار داده اند آيا ارزش اين همه بيشتر از ٧٤ ميليون دالر نخواهد بود؟ ديگر اين كه لطف نموده تلاش نكنيد در نوشته هايتان با پرتاب هيزم نفاق (پشتون _ تاجك) آتش در افغانستان را بيتشر شعله ور بسازيد .


نظرات
پنجشنبه ۱۴ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۱۹:۱۴

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام به همه عزیزان امروز دنیا میخواهند در سیاره های دیگر خانه به خود بسازند ولی ماافغانها خانه ویران شده خود ویران تر میكنیم شرم است عزیزان بیاید از تجربه خوب و بد رفته گان اموخته دست به دست هم بدهیم از هر گروه یا حزب از هر ملیت كه هستیم دور یك میز نشسته گپ و تدبیر از ان كنیم كه چطور خانه خود وطن خود را اباد كنیم اشك یتیمان بیوه زن ها و مادران پدران داغدیده را پاك بازوی معلولین ومعیوبین شویم و نگزاریم كه دیگران مارا احمق ساخته یكی ماراسردیگرما كشته به دست های خود ما خانه خود ما را خراب كند اینست سیاست اینست غیرت همت و افغانیت1هرباسوادیك بیسواد را حداقل باسواد سازد2كار های داوطلبنه به اعمار مكاتب3ادعوت مجلس سراسری كشور تعین نام كشور به نام اریانا و از بین بردن نوشتن ملیت های گوناگون قوم و مزهب تنها ملیت اریایی وارتباط میگیرد به هر نام كه برای وطن تعین میشود 4هرنوع فعلیت ازنام سمت وملیت جرم شناخته 5بیرق كشور بیرق امانیه باشد6ظاهرشاه كه 3ماه شده فوت نموده همراه بیرق اش به تاریخ سپرده شود هموطن پرچمی شما عبدال حق پیوستون
نظرات
يكشنبه ۱۷ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۰۱:۳۴

اسم   :   hoshang محل سکونت   :   :Germany ایمیل   :  

داكتر نجیب اولین و اخرین قهرمان افغان. نامت همیشه جاودان باد

نظرات
دوشنبه ۱۸ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۱۸:۵۰

اسم   :   شرین اغا کوهستانی محل سکونت   :   :تهران ایمیل   :  

داکتر نجیب یک شخسیت ملی و مرد می بوده که مردم افغانسبا ن بنا م این قهر مان بز رگ همیشه افتخار میکند ویاد خاطراتش در دل هر افغان وطن دوست زنده وجاودان است روحش شاد باد دشمنا نش سر نگون باد
نظرات
چهارشنبه ۲۰ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۱۱:۰۷

اسم   :   kamdesh محل سکونت   :   :moscow ایمیل   :  

سلام فراوان خد مت تمام دست اندر كاران سايت تقديم نموده چنين مينويسم تمام دوستان به نوبه خود نظرات خود را ارائه نمودند با احترام به نظرات شخصي دوستان اضافه ميكنم نجيب الله رئيس جمهور سابق افغانستان اگر خودش رفت حداقل فاميلش از گرسنگي نمي ميرد ولي افسوس به كساني در تائيد و رد ان شكم گرسنه نموده ار ان قهرمان ترشيده صرف ونظر از انكه او كي بود از كجا امد بنده در زمان رياست خاد نامبرده ازدانشگاه كابل به اتهام پيوستن به دشمن زنداني شده در زندان اشخاصي از پهلويم ناپديد شد كه بر علاوه اتهام سرمايه معنوي كشور بودند خواهران ما كه ناموس ما بودند حالا دوستان بادرك ما از كسي قهرمان ميتراشند كه در وقت فرار از ميدان نبرد وتنها گذاشتن همرزمانش از طرف سرباز خودش ممانعت شده به ملل متحد پنهان شد صرفونظر از اينكه بالاي كسانيكه بنامش همه چيز زندگي را فدا كرده و حالابدست تقدير مانده اندو از كساني گله ميكنند كه (نمدانيم مسعود وقت ترك كابل نجيب خان را باخود به پنجشير نبرد ولي اين را فكر ندارند نجيب چقدر انسان را بجرم ارتباط با وي سر به نيست كرد ولي باز هم صرف ونظر از كرده اش ار او در خواست كرد كه نجاتش ميدهد ولي نجيب بخاطري نپزيرفت كه صدارت طالبان برايش وعده شده بود حالا كه پلان از طرف تني خان تغير كرد گله مندي مانده)خودش ميگفت كه اگر قدرت به مخالفين داده شود سرنوشت ١٥٠ هزار اعضاي حزب چه خواهد شد ولي وقتي نماينده هاي خودش (بسركردگي وزير دفاع سابق رفيع )باگلبدين تسليم قدرت ميكرد ايا بسنوشت اعضاب حزب هم فكر كرده بودند يا خير همه نتيجه را ميدانيم كه تجارت بالاي ما از هر طرف جريان داشته (قصاب قصابي ميكند يتيم بچه روز باي ميدهد ) از پرگوي خود معذرت خواسته پشنهاد مينمايم كه اي دوستان عوض قهرمان سازي ابتكار خدمت به كسانيكه شوهر وپدر خود را در راه عقايد تان از دست داده در منجلاب بدبختي در زير خيمه ها ي مهاجرت در زمستان سرد زندگي دارند اين رسم وفاداري به عقايد است ني دفاع از اي وان
نظرات
چهارشنبه ۲۰ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۱۶:۱۱

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام كامدیش جان من خودم 10 سال كارمند خاد بودم جان برادر یك نفر هم سر به نیست نه شده قانون بود قضا بود لطفا 1نفر را ادرس بتی كه از جدی1358 الی ثور1371 ازطرف دولت گرفته شده باشد وفامیل اش از او خبر نداشته باشد. درمورد نجیب من همرایت هم عقیده هستم حزبیت چی كه حتی همان پشتونیت خود را ناجوانمردانه زیرپای كرد و فرار كرد كه این گپهای اضافی است كودتای كارملها یادوستم بلكه همه دریك عمل انجام شده قرار داشتند كه نیب مخفیانه با ملل متحد یعنی سیا دولت را به گلبیدین انتقال میداد كه حزبیهامجبور شدند از مسعود كه میانه رو بود كمك بخواهند اخر همان ملل متحد یعنی سیا با چه بازی خودش را در دام خود به پای خودش اورد وازبین بردیش برادر نه تنی اینكار را كرده همه پلانها سیا بود و تا20سال بعدات هم ترتیب شده فقط نباید وحدت سیاسی ملی واقتصاد داشته باشیم عمده ترین پلانشان همی است دیگر كامدیش جان خطرات جمع باشد تعدادزیادی حزبی ها در پهلوی اینكه اقارب خود را كمك میكند با ایجاد صندوق مساعدت به فامیلهای اعضای حزب كمك میكنند .حلیم نذیر شهر كسل المان 10جنوری2007
نظرات
پنجشنبه ۲۱ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۰۰:۴۵

اسم   :   bahmnkushn abadi محل سکونت   :   :kanada ایمیل   :  

ازروده درازي آقاي شيدا درمورد شخصيت شهيد نجيب بايد بسيار چيز ها را آمو خت . اول اينكه افراد بي مايه براي كوبيدن شخصيت هاي بزرگ از شمشير هاي چوبي ديگران استفاده ميكنند نه از عقل وخرد و دانش خود. ديگر انكه تعصب چنان نيروي كو ريست كه هيچ منطق / عدالت و انصاف درآن نميتواند جا داشته باشد . سوم آنكه افتاب براي خفا شان غير قابل تحمل بوده و انسان خفاش مشرب جز اينكه به خورشيد لعنت بگويد / چار ه اي ندارد . چها رم اينكه انسا نهاي عقده اي و بي مسووليت هميشه يكطرفه قضاوت نموده و قادر به تحمل حقيقت در مورد كسي كه دربرابر او عقده دارند / نميباشند . بنجم اينكه من شك دارم كه اين اقاي شيدا ذره اي از وطنخواهي و جوانمردي بهره اي داشته باشد وگرنه در مورد كسي كه از سوي استخبا رات با كستان به همكاريي برخي ازخلقي هاي خود فروخته مربوط باند تني با رذيلا نه ترين شكل به شها دت رسا نيده شد / به استد لا لات بوچ و مسخره نمي برداخت . براي خامو ش ساختن اين ياوه گويان همين بس كه امروز گور نجيب در بكتيا به مزار خاص وعام تبديل شده ومردم افغا نستان هنوز عكس هاي اورا به خانه ميبرند وبه حق او دعا ميكنند .
نظرات
جمعه ۲۲ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۱۶:۵۶

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام رفقای عزیز لطف نموده نظررفیق خودرا كه 5شنبه21جدی در قسمت نظرخواننده ها در بخش بیوگرافی مرحوم بریالی و در مقاله راجع به مرحوم كارمل نوشته اممطالعه نموده نظریات خودرا ارائه بدارید بااظهارسپاس ازشما و مسولین سایت گل امیر لوگری جرمنی
نظرات
جمعه ۲۲ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۱۳:۱۸

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

دوست عزیز از كانادا عابدی در پكتیا یا كابل زیارت ساختن برای نجیب همان عمل قدیم انگلیسی است كه 90فیصد زیارتها در وطن ات ساخت انها است امروز هم برای مرحوم نجیب فرزند ناخلف اش پاكستان جور كرده وپوسترها و عكسایش را در ای.اس.ای. چاپ كرده توسط اجیران خود با نشر این ان جعل نامه ساخت پاكستان من و ترا دست وگریبان میكند از شمشیر چوبی چه میگویی امروز همرای همان گرن من و ترا میبرد عزیزم پوشت شخصیت نجیب چه میكنی به شخصیت خود برس كه چند قرن عقب ماندی كه حالی دال خورا پاكستانی باهمان چال چند قرن پیش پدر ناخلف خود انگلیس ترا بادستان خودت از بین میبرد بااحترام نجیب اریا هامبورگ جرمنی
نظرات
جمعه ۲۲ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۱۷:۵۸

اسم   :   farkhonda محل سکونت   :   :swiss ایمیل   :  

دوستان از یاوه سرایی بگذریم وطن ماوشما ریس جمهوری مانند داكترصاحب نجیب الله به خود ندیده و نه خواهد دید وستان عزیز خواهش میكنم نرنجید فرخنده سویس
نظرات
شنبه ۲۳ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۰۲:۵۵

اسم   :   dlawarahmmad محل سکونت   :   :kabul ایمیل   :  

به اجازه مسول وگرداننده محترم سایت وزین اریانانت . اقایان ، نجیب اریا .حلیم نذیر . كامدیش . میتوانیم از شما یاوه سرایان جویا واگاه شویم كه . نظر شما را بپذیریم كه با جعل وچرند را كه سازمانهای نهضت فروش به خور شما داده تا علیه رهبر واقعی ،محبوب ،اگاه ،مردم و وطن دوست شهید اكبر ماتما گاندی افغانی داكتر نجیب الله زهر پاشی كنید ویا نظر علاقه محبت مردم ملیونی كشور را ??? اگر ما جوانان كه در ایام زعامت ان مرحوم اطفال بودیم به حرف .چرند ،جعل ،اباطیل ،اتهامات گماشته گان بیگانه وزر خرید ها در تكذیب وتكفیر مقدسات از جانب تن چند افراد مشكوك وافغان ستیز گوش فراه دهیم بایست همه راد مردان تاریخ كشور خودرا به گونه خادیست بچه حلیم نذیر كه صدها بار بوسه به ركاب ان شهید زده ویا فرد مجهول نجیب اریا كه از همه راز .ای .اس .ای .اگاه وبه گونه ملا عمر مزدور در نابودی مقدسات دست بلند دارد بد رد گفته از بیان حقیقت خوداری بر جعلیات تكیه زنیم . نجیب اریا داكتر نجیب الله در همكاری كوده تا چیان 1371 نهضت فروشان .ارتجاع داخلی .مزدوران پاكستانی طالب . ای .اس .ای . پاكستان .فشار .سی .ای .ا . امریكا به گونه شهید احمدشاه مسعود شهید از میان برداشته تا فضای مداخله واشغال اول توسط پاكستان و دوم توسط امریكا را اماده سازند . واگر این دو ابر مرد وطن زنده بود اشغالگران پاكستانی وامریكای قبلا قبر های خودرا حفر میكردند . و این نهضت فروشان اند كه گه به ساز خلیل زاد ها گه به ساز .ای .اس .ای . وگه .كی .جی .بی . می رقص اند . حمید دلاور كارته سه كابل محصل سال دوم دانشكده حقوق دانشگاه كابل
نظرات
دوشنبه ۲۵ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۰۴:۰۰

اسم   :   bahmankushnabadi محل سکونت   :   :canada ایمیل   :  

نوشته ها ي آقايان سربلند / علاج و نجيب آريا خيلي خوشمزه بوده و با فكا هي هاي نا ب همسري مينمايتد .
آقاي سر بلند در مقام محكمه ي عالي افغا نستان بعد از شنيدن شهادت شهود و اقرار خود نجيب / ويرا كافر تشخيص داده وحكم صادر نموده كه نجيب اگرچه از سوي دشمنان با كستا ني ا فغا نستان به قتل رسيده / شهيد محسوب نميشود . به اين قاضي با وجدان تبريك ميگوييم !
آقاي علاج تصورنموده يا قصدآخودرا به اين تصور زده كه هر كس در مورد نجيب واقعيت را نوشت / حتما بشتون و بشتونيست ميبا شد . ايشان مثلي كه فالبين نيز هستند و بشتونيستها را از رو ي استخوان شانه ي گوسفند تشخيص ميدهند . بر اي ايشان مو فقيت بيشتر در اين شغل شريف آرزو مينما ييم !
آقاي نجيب آريا چنان با قطعيت و اطمينان در مورد ساختن عكسها و بو ستر هاي داكتر نجيب به وسيله ي آي اس آي سخن مزند كه انسان فكر ميكند وي خود يك افسر آگاه آي اس آي بوده و از راز هاي بشت برده كاملآ آگاهي دارد . براي ايشان يك رتبه ترفيع از آي اس آي باكستان آرزو مينما ييم !

نظرات
چهارشنبه ۲۷ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۰۱:۲۷

اسم   :   noor محل سکونت   :   : ایمیل   :  

دوستان و همو طنان عزيز سلام.
من افتخار دارم كه امروز همه مردم افغا نستان داراي شهور و اگاهئ سياسئ اند و همه ميداند كه شهيد داكتر نجيب اله براي ملتش و همه مردم افغانستان توسط استخبارات باكستان اي اس اي و انهده افغانهاي كه خود و ناموس خود را براي باكستانئ ها توسط كلدار ودالر فروخته شهيد گرديد.
اين را تذكر ميدهم كه داكتر نجيب در زمان رياست خاد يك انسان باك بود كه با دست هاي باك قلب گرم ومغز سرد كارو مبارزه نمود.
اي اس اي از سالهاي سال يك بروگرام وسهئ بالاي افغانستان داشت كه اعظاي اين سازمان ها رهبران جهادي فروخته شده كه همه و همه عظوي اي اس اي بوده وبراي سر نگون سازي افغانستان استخدام شده و هر رهبر تهد داده كه افغانستان و مردم
افغانستان را از ريشه سرنگون نمايد مردم ما شاهيد اين همه خرابكاري هاكه در وطن عزيزما است بوده و اند.
يگانه شخصيت كه نام افغانستان و مردمش را جاويدان نگاه داشت
مرحوم شهيد داكتر نجيب اله فرزند راستين افغان بود.
در دوران كه شهيد ريس جمهور افغانستان بودند افغانستان يك اعتبار بين الملي در همه بخش ها داشت افتغار وصد افتغار به همجو فرزند راستين افغان
در شرايط فعلئ اعتبار افغان ها.در جهان تنها از افتخارات مواد مخدر
كه توسط زحمات رهبران جهادي مثل مجددي افغانستات انرا نصيب
گرديد.
افتغار بعدي كه افغانستان از جهان نصيب شد از تلاش ها و زحمات
رهبر جهادي حكمتيار بود كه در نشريات جهان افغانستان را در ليست كشور هاي تروريستي قرار داد .تاريخ اين همه را فراموش نميكند.
حالا شما خود قضاوت نمايد كه در افغانستان كئ در مقابل اي اس اي مبارزه نمود وكئ جان خود را فداي ناموس و وطن خود ساخت.
هر كشور از خود حق دارد كه از خود.مردم .قانون و حكميت ارضئ خود در مقابل مدا خلات خارجئ ها دفاع نمايد. اين درست است كه دردوران حكميت حزب دموكراتيك خلق افغانستان دفاع سرسختانه وجود داشت. واگر كسئ ادا منمايد و ميگويد مردم زندانئ يا محكمه گرديد من اين را تاهيد منمايم و مگويم محكمه وزندانئ انهده اشخاص مخرب وخرابكار كه عليه امنيت و ارامش مردم را برهم ميزد دستگير شده اندو يا دستور از سازمان هاي جاسوسئ خراب كار كه امنيت ملئ افغانستان را برهم ميسا خت محكمه وزندانئ انها بجا و مطابق قوانين ومقرات افغانستان ومردم افغانستان بوده واست . در خاتمه درود بر روح با ك شهيد داكتر نجيب الا.













+++ژ

نظرات
سه شنبه ۲۶ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۱۷:۰۹

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

دلاور جان سلام سیاست میدان چاقو كشی و... نیست و از احساساتی منفی كرده كوشش كن جوان منطقی باشی و تاریخ وطن ات را واقعا مطالعه كن اگر امین نمیبود ضرورت مداخله شوروی نمیبود واگر نجیب صداقت را باحرف عمل خود مینمود منافع ملی و حزب را به منافع شخصی ترجیع نمیداد خیانت و فرار نمیكرد هرگز پاكستان وامریكا جرت مداخله مستقیم را نمیكرد و اینجانب اگر نجیب خدمت گزار صادق وطن میبود باافتخار پایش رامیبوسیدم ولی بنده باصراحت بدون احراس نظر شفایی وتحرری خود را در مورد سیاست فریب بازی اوپراتیفی بامردم وحزب را و در رابطه به سیاست غلط كادری ان دادم برخلاف نظر خودت ازطرف یك مداح چاپلوس وشخصی كه به خاطرمقام حتی توسط دوشیزه های مربوط خود خوشخدمتی بستر مقام میكرد مقیم پیكار به نام ضد پلنوم 18 به كندهار فرستاده شدم درحالیكه بعد از 4سال از ولایت امده بودم و مثل من صدها حزبی دیگر كه حتی 1نظر كوچك داده بود. خودت اگر كمكی حوصله كنی بسیار واقعیت ها را عنقریب خبر میشوی وشاهد بسیار جریانات جدید خواهی بود با عرض احترام حلیم نذیر شهر كسل المان
نظرات
پنجشنبه ۲۸ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۰۳:۰۷

اسم   :   dlawarahmmad محل سکونت   :   :kabul ایمیل   :  



به اجازه شما دانشمند عزیز محترم جمشید شفق .. اقای عزیز حلیم جان نذیر هرقدر كوتا نبشته خودرا تحلیل ارزیابی نمودم در ان مطلب .هدف .اشاره .عزم كه از ان بوی چاقو وكشتی اید نیافتم . وتنها بر اساس حق بیان .اراده .تفكر نظر شما عزیزان را رد ونظر خودرا در قبال شهید كبیر داكتر نجیب ا لله وراه اندیشه وارمان مقدس او تحریر داشتم ودر حرف ونظرم منطق .صداقت .عینیت وشفافیت موجود بود واست . اقای حلیم نذیر ببینید اقامت در خارج از كشور شما را بیگانه از محیط .جامعه .مردم .وشرایط وطن ساخته وهریك بالای پشقل سوار هر روز كشمیر را به خواب میبینید . وبر هم وطن خود وخصوصآ نسل جوان كه از كوره راهای پر خار وسخره خودرا حفظ نگهداشته ایراد گرفته بزرگمنشی خود وعلمیت كاذب خودرا بر رخ ما كشیده در حالیكه من وتعداد هشت صنفی من توانستیم پیام وونوشته شما را حل و درك نمایم و اپتدا نخواستیم به جواب شما بپردازیم چون حالت ضعف سواد اموزی شما ما را متردت ساخته بود . اقای نذیر جونان كشورت با هزار ها اشكال اقتصادی .امنیتی .تلاش دارند كه دیگر باید اموخت واگاه بود بنآ طفل ای سرزمین میداند كه طی سه ده اخیر در كشور چه گذشته وكی خوب كی خوبتر وكی زشت بود . اقای حلیم جان زمان از ......شوی و ...... شوی فازغ شدید از كتابخانه ها كتاب های ساده وبا ادبیات روان را مطالعه ویا نزد سران خود زانو زده از سیاست های استخباراتی وعقب پرده اگاه وبعدآ سیاست كنید با این دید واندیشه سیاسی خدا ناخواسته به كدام چاه سقوط نه كنید هنوز سر وخت است . اقای نازنین اگر تاریخ روسیه تزاری وبعدآ شوراها را مطالعه كنید كه انها از چه زمان ارزو رسیدن ابهای گرم را داشتن وهم اكنون دارند گناه را به گردن احمد ومحمود نه انداخته زوایای سیاست ابر قدرتها را دقیق گشت و امروز اشغال كشورت توسط امریكا وانگلیس وامدن سربازان 42 كشور به این سرزمین بخاطر سوراخهای توره بوره و واژگونی سلطه شیطانی طالبی و القاعده میباشد نخیر رفیق انها هداف بزرگ استراتیژیك اقتصادی .امنیتی .سیاسی .محیطی ومحلی دارند . از حفیظ الله فاشیست قبیله سالار بگذریم . كی در افزایش نیروهای اشغالگران روسی ار 20000 به 200000 هزار وكی در بقا وادامه اشغال جنایت بزرگ را مرتكب و در مقابل اخراج اشغاگران قام خودرا از دست داد كه بعدآ برادرش انتقام انرا گرفت . اقای حلیم نذیر اگر اندك از حقایق اگاه میبودید هیچگاه رفیق نجیب الله را عامل مداخله وامدن امریكا نه میدانستید دریغآ كه افسر خاد از علت وعوامل اشغال كشورش بی خبر میباشد . اگر برایت تمام جریان بنویسم داستان طویل و از حوصله این سایت خاج میباشد . نجیب مطابق شرایط زمان وكشور های ذیدخل در قضایای افغاتستان عقب نشنیهای را بخاطر قطع جنگ و استقرار صلح نمود كه باب دندان رهبران زخمی نگردید و نجیب در تاریخ افغااستان اولین زعیم بود كه با داشتن نیرو وقوت داوطلبانه ار قدرت كنار وطرح پنج فقریه ملل متحد را پذیرفت ولی معامله گران صلح وارامش ستیزان انرا سبوتاژ ناكام ساخت وتلاش قتل او را توسط غول شمال نموده و داكتر مجبور پنا هنده دفتر مل متحد گردد . با كنار رفتن حاكمیت وقدرت حزب وطن كه ارمان دیرینه پاكستان وامریكا بود استراتیژیستهای انها پلان دراز مد ت خود را طرحه وباید پیاده میداشتن تا با اشغال افغاتستان چنذین هدف دیرینه امپریالیزم به دسش امده وقدرتهای روسیه .چین .ایران . ونفت اسیاه میانه را نصیب میگردید . واما راه خودرا صاف وافسانه امدن خودرا اماده میساخت كه چون پرده سینما یك یك از مقابل چشم ماگذشت از حكومت جهادی گرفته تا چورچپاول كشور ودردادن اتش جنگ خانمانسوز تا اشغال كشور توسط پاكستان وایجاد پایگاه القایده ورسیدن خودش به هدف واما را شیطانی خودرا از وجود شیر مردان وطن پرستان واقعی .ا وجود انسانهای یكه تسلط بیگانه وذلت انها را قبول نداشتن پاك میساخت . اپتدا بانیرنگ ودسایس استخباراتی وفریب دستیارش طوخی وسریاورش جفسر هزاره داكتر نجیبالله وبرادر جوانش را نا مردانه عدام وبزرگتین مانع را از راه خود پاك ونوبت شهید احمد شاه مسعود كه همیشه مخالف خارجی ها وتسلط انها بود ومرد ازاده بود توسط خرید یارانش اورا كه دومین مانع بود شهید و بعدآ با راه كشای به راحت داخل وكشورا اشغال نمود واین بود علت امدن امریكاه واما به سازشگران معامله گران چون علومی .ارین .گلابزوی . تنی .شیرمحمد بزگر .جلیلی امینی . وحبیب منگل .سرور منگل .كشمند . اجازه ساختن حزب مسافرت و زنده ماندن وصدها فعالیت كه به نفع خودش باشد داده ومورد نوازش اقای زلمی خلیل زاد نیز میباشند . اقای حلیم نذیر بزرگها چه خوب گفته اند . با آب خوردن سگ از دریا خروشان آب دریای امو .هیلمند .نیلاب پنجشیر .كوكچه . خراب ومردار نه میگردد . شما هوشدار دادید كه عنقریب مطالب علیه ان زنده یاد مینو یسند وچاپ میگردد اقا این حادثه جدید نیست سازمان استخبارات .روسیه به اقای نبی عظیمی وظیفه داد او علیه او نوشت .سازمان استخبارات امریكا حتا برای برادرش وظیفه داد او نوشت .استخبارات پاكستان حال به شما ارجمندان نهضتی خود وظیفه داده است . واما افسوس وصد افسوس كه دامن خودرا سر خود بلند میكنید .بدنامی رژیم نجیب الله بدنامی همه بخصوص خادیستها میباشد . و اما فراموش نه كنید كه توده های ملیونی كشور با یاد او ارمان او هداف او سیاستاو میباشند . در اخیر از استاد گران قدر جمشید تمنا میكنم كه به این یادهانی من حق زنده گی دهید وما را شاد سازید . با امید گامگاری همه دیگر اندیشان وتحرك پسندان كشور . حمید دلاور دانشكاه كابل

نظرات
پنجشنبه ۲۸ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۱۴:۰۴

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام دلاور جان???مرا باامید ساختی كه نوشته این حقیر بیسواد بالای خودت تاثیر مثبت كرده این موضوع را خودت بامطالعه نوشته اولی ودومی خود میابی ولی نظر برادر ویا رفیق كوچك خود را بشنوی شهید كبیر و صغیر را بگزار كه در جنت باشند باجمع دوستان خود انرژی خود را مصروف تعلیل طرحهای نهضت مصالحه ملی و ده ها سازمان وگروه دیگر كن و مقایسه با سیاست ها وشرایط فعلی وطن ات كن ببین كه كدام نفع وطن ومردم ات است وابهای گرم وسرد دیگر معنی ندارد امروز مطالعه سلطه طلبان درخلیچ فارس كه جامه عملی را گرفته ضروری است0 عزیز برادر شاید از خودت كه دروطن هستی??? من زیادتر باوطن ومردم ام باشم در بهار من به وطن می ایم اگر واقعا خودت در دانشگاه كابل باشی حتما باهم دیدار خواهیم كرد و من از دوستان دروطن هم خواهش كردم كه باخودت ملاقات نمایند . امیدوارم دراینده قریب نوشته ها در رابطه طرح به اینده وحال وطن مطالعه نمایم باعرض احترام به خودت دوستان وجمشیدجان عزیز حلیم نذیر المان
نظرات
شنبه ۳۰ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۰۲:۰۵

اسم   :   dlawarahmmad محل سکونت   :   :kundz ایمیل   :  

استار گرامی ودانشمند عزیز جمشید مجددآ عرض ارادت . .. اقای حلیم نذیر به این باور داشته باشید كه انسان وطنت ان مظلوم بی خبر دیروز نیست كه گوش دادن به خبر رادیو . بی .بی .سی . قرار خودرا صادر واز جهان اگاه نه بود . امروز جوانان وطنت عقب انترنیت نشسته با جوانان جهان تبادل افكار ومناقشه سیاسی دارند و عجولانه تصمیم نه گرفته از راه ارمان خود صبح شام انحراف نه میكنند . بنا حرف شما را منحیث یك هم اندیش پذیرفته كه گذشته را صلوات به اینده اندیشید . و اما نخواهم گذشت كه بر افتخارات گذشته پدران ما برادران ما هم وطنان ما شهیدان ما تجارت .غفلت .اتهام .بهتان . وارد و دعوت گردد كه بیا بخاطر خوشی اقایان .بوش .پوتین .بلیر .مشرف .خامنی.گلبدین .ربانی .خلیل زاد .بابا ناقصالعقل گویا ملت وبخاطر لب نان .رتبه .قصر .سفارتی . ویا وكیل پارلمان بر همه مقدسات پدران بزرگان زهر پاشید وفراموش نمود كه در داخل كشور وخارج كشور رهبران .كادرهای رهبری واعضای سازمان به اصطلاح نهضت فراگیر میهنی عملآ تلاش دارند كه بخاطر رضای ارباب وریشه بریدن جنبش چپ بر خون رفقای شما كه هنوز تازه است خاك پاكستانی .ایرانی .روسی.امریكای ریخته انرا سرپوش بگذارند . چندی قبل فوروم نام نهاد نگاه تحت رهبری انسان مجهول و مشكوك عظیم بابك كه در داخل از شهرت خراب وزشت برخوردار میباشد در پالتاك نگاه وفوروم نگاه علیه افتخارات حزب چرند گفت كه به مثابه جوان كشور به همه فعالین ان سازمانك كه قبلا به او علاقمند بودیم نفرین فرستاده خودرا فاصله دادیم . واین بود ارمان ما كه از افتخارات دیروز شما دفاع پشتیبانی میكنیم .با احترام .حمید دلاور
نظرات
شنبه ۳۰ جدي ۱۳۸۵ در ساعت ۱۸:۰۲

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

محترم جمشید سلام وبه خودت دلاور جان ودوستان ببین باتبادل نظر انسانهای باشعور ومنطق بلاخره به تفاهم میرسند ازاینكه مرا مربوط به نهضت دانستی اشتباه گرفتی مایكتعداد اعضای ح.د.خ.ا هستیم كه تاپای مرگ بااین افتخار خواهیم رفت رفیق عزیز بنا به مناسبات نزدیك و... من شاید از خودت كمی زیادتر معلومات و خبر دارم بروقایع های گذشته ای كاش همانطور كه خودت یكی را اكبر دیگر را اصغر میدانی میبود ولی بهترین چیز اموختن از گذشته تعین اینده است ازاینكه امروز شرایط بهتر اگاهی وجهانبینی برای جوانان وجود دارد امیدوارم كه جوانان وطن مصمم به خود و منافع ملی مردمی بیاموزند چون طوریكه ارایش این ازادی قلابی مطبوعات را میبنید نیست 90فیصد ان در انصار سازمانهای استخباراتی مافیای غرب است . انچه در مورد بابك ویاتعداد از اعضای نهضت گفتی بهتر است با خبر شدن از واقعیت های تلخ بدون تعصب منطقی و واقعبینانه نقد انتقاد كرد تا برای همه واضع شود تاجایكه من در ارتباط هستم امروز 80 فیصد حزب باما همنوا شده اند كه شاخچه ها بدون تنه و ریشه زود خشكیده وهمه ارزوی فعالیت منظم واحیای مجدد حزب باكادرهای جوان را دارنند كه كنگره حزب دعوت كنند ولی باور كن كه امروز همین غرب و امریكا با مصرف لایتنای تمام كوشش را دارد تا مانع این عمل بزرگ شود به همین دلیل است كه اكثر ما در همین بی باوری ها برای یكدیگر خود تاپه های این یا ان سازمان استخباراتی خارجی را میزنیم كه به نفع انها و افراد فروخته شده تمام میشود وامكانات كم ما قادر به دفع وافشا این همه متاسفانه نیست ولی ناامید هداف پاك خود نیستیم وبه منزل مقصود كه خدمت به وطن ومردم است خواهیم رسید گفتنی ها زیاد است مگزاریم به بار دیگر یك گپ در پایان دارم كه در افتخارات گذشته نباید مدهوش محو شویم مثل 3جنگ باانگلیس كه تاامروز برنده اصلی انها شدنند باافتخار ما دوست ورفیق شما حلیم نذیر المان
نظرات
يكشنبه ۱ دلو ۱۳۸۵ در ساعت ۰۴:۱۴

اسم   :   dlawarahmmad محل سکونت   :   :kundz ایمیل   :  

مجددآ احترامات وارادت خودرا خدمت استاد گرامی محترم جمشید تقدیم میدارم سرفراز باشید ... اقای عزیز حلیم نذیر سلام . محترم شكر خدا كه نهضتی نه بودید چون در وطنت بیز .صفت .درخشش .و رنگ ندارند وبا شما ضرورت میدانم كه دردل .عرض حال وچیزی چیزی افشاگری نمایم . جناب من جوان 32 ساله میباشم كه رنج زمان وزندان طالب 42 سالم نشان میدهد . بزرگانم وشهید پدرم ره روان حزب حقیقت و دوران ساز .ح .د .خ .ا .حزب وطن بودند ومیباشند كه طی مبارزات بر حق خود 11 شهید در راه وطن سپردند . با اغاز تحصیلات عالی بنا بر مشوره مادر داغ دیده خود در مبارزه وسیاست راه پرافتخار پدر خودرا در پیش گرفته ضرورت تماس واموزش از بزرگان وكادران ان مكتب را داشتیم . بنآ به اساس مقررات و اصول نزد تعداد سر شناس رهبران موقت وكادرهای حزب در ساحه پوهنتون .ناحیه شاروالی رفتیم تا ببینیم .بیاموزیم .وگوش كنیم . باور كنید به مقدسات و روح رفتگان شهید سوگند كه به هم طی نشست مشوره میكردیم نزد نه كند نزد همكاران دوستان ومشاورین زلمی خلیل زاد ویا اقای كرزی ویا بابای بد نام امده باشیم . رهبر مذكور كه سر شناس واز دوستان همكاران زنده یاد محمود بریالی اقای شفیق الله تودی بود نخست بدون مسایل امنیتی از كمك های كشور دوست امریكاه وفرستادن قوا اظهار شكران وخوشی نمود .ضرورت قوای خارجی بخوص امریكا وانگلیس را شرط نجات مردم از بدبختی ها دانسته بر ان ارج گذشت . نصب اقای كرزی را تایید ومطابق قوانین بین اللملی دانست . و رفت بر سوابق حزب باور كنید اگر گلبدین ،سیاف ،ملا عمر به جایش بود شاید از همه دست اورد های .اقتصادی .عمرانی .فرهنگی .تحصلی .نظامی .سیاسی .ادبی .اجتماعی وملی ،ح .د خ .ا . چیزی یاد وبه ان شدت علیه صفوف .رهبران وبخصوص رهبر محبوب و واقعی مردم وما 80 فیصد جوانان تا سطح تجاوز به نامش.مقامش .قدسیتش .فاملیش دشنام .چرند .جعلیات .اباطیل .بهتان گفت وبه مقدسات دیگر حزب واعضای كنگره موسسنیز مكث چرند پراند . بعدآ من وتقریبآ همه جونان نوضهور ونو بنیاد دنبال سیاست نهضت فراگیر میهنی گرفتیم كه طی كاسه چیست و در خارج كه منبع تغذیه او است چه میگذرد . دریافتیم كه تعداد اوباش .هرزه .پلید وفركسیون بازان دیروز و مجهوال الهویه های مشكوك امروز كه همیشه طی مدت حاكمیت صدر نشینان وامتیاز داران واستفاده جویان ومنحرفین راه ورسم مبارزات بودند در زیر نیم كاسه به اصطلاح نهضت فراگیر نشسته كه با دستور استخبارات جدید وكهنه تیشه بر ریشه جنبش چپ كشورو افتخارات گذشته و برچیدن طریق و رسم مبارزه چپ از جمله وظایف پلید و كثیف این نهضت فروشان میباشد . وبلند گویان بد نام . پلید .مشكوك .وابسته استخبارات خارجی چون عظیم بابك .مصطفی روزبه .سیامك .دوست درغربت .خاكستر . شعار وعمال شوم انها را بدبختانه طی فوروم خود.سایت خود . وروزنامه های خود رنگ روغن روشنفكری وجپ میدهند تا بار دیگر كتله دیگر را به ارتجاع واینبار امپریالیم فروخته صاحب لب نان بیشتر گردند . بنآ در بر خورد نخست با شما باتصور نهضتی تشدید قلم وبیان نمودیم معذرت ما جونان را بپذیریت . اقای نذیر بخیر به وطن تشریف بیاورید حتمآ متوجه میگردید كه اكثر جوانان فامیل های روشنفكر .درد دیده . ومخالفین دیروز بادرك از حقیقت به جنبش چپ وبخوص حزب .د .خ . ا حزب وطن ورهبری سالم ونیك نام داكتر شهید نجیب ا لله علا قمند پابند میباشند وبا رشهای خاص مبارزه و با رشادت علیه د شمنان سرخ وسیاه میرزمند . با احترام فایقه خدمت اقای جمشید ونذیر . حمید دلاور كابل
نظرات
چهارشنبه ۴ دلو ۱۳۸۵ در ساعت ۰۴:۵۳

اسم   :   بهمن كشن آبادي محل سکونت   :   :كا نادا ایمیل   :  

آقاي بينام و بينشان !
قبل از جفنگ گويي لطف فرموده نام و نشان خودرا ظاهر سازيد تا خواننده بداند كه با كدام عنصر مشخص مواجه ميباشد . بعد شما بايد اينقدر درك وتميز داشته دا شته باشيد كه عو امل و عناصر ي را كه مسبب خونريزي و مصيبتهاي عظيم بر مردم بعد از سقوط حزب وطن بودندوحتي يك طفل مكتبي هم ازان اطلاع داشته وبهتر از شما در مورد آن قضاوت ميكند به درستي وهمان طور كه بوده است معرفي نماييد .شما نبايد با اين سطح وسوييه اي كه داريد در مسايل سياسي قد بلندك نماييد . آيا بعد از كودتاي خاينين / اين نجيب بود كه كابل را به خاك وخون كشيد يا مجاهدين دست برورده ي باكستان ؟ اگر اندكي از سلامت وجدان بهره اي داشته باشيد بايد واقعيات تاريخي را تحريف نكنيد چرا كه هزاران شاهد زنده درمورد وجود دارد و به عقل و تميز ادمهاي مثل شما خواهند خنديد . خودرا مسخره نسازيد .

نظرات
سه شنبه ۳ دلو ۱۳۸۵ در ساعت ۱۳:۲۰

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام به شما اقای جمشید نمی فهمم این مردم تاكی خود را گول میزنند همین نجیب نبود كه مصالحه ملی خود درظاهر ولی در واقعیت نفاق ملی را اورد و همین وطن را به خون نشاند ایا همین كسان همین نوشته بالا را مطالعه نمی كنند كه رهبربرحال یك ملت چطور بایك معامله ملت و دولت را نامردانه رها كرده ف
نظرات
چهارشنبه ۴ دلو ۱۳۸۵ در ساعت ۱۴:۴۷

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام آقای جمشید
دوکتور نجیب الله شهید شخصیت وارسته و بی مانند تاریخ افغانها است. ما با صراحت و گردن برافراشته میخواهیم تصریح کنیم که او تاریخ را برده است . او یگانه شخصیت است که میتوان از او به عنوان قهرمان ملی افغانستان یاد آوری کرد.
نجیب قهرمان ملت افغانهاست که مردانه وار و باگردن بر افراشته در مقابل تاریخ به پای دار رفته است.
زنده و تابان باد خاطره تابناک شهید با عظمت ملت قهرمان افغانستان ، ریس جمهور فقید کشور شهید دوکتور نجیب الله
عبدالحی از مزار شریف

نظرات
پنجشنبه ۵ دلو ۱۳۸۵ در ساعت ۰۶:۳۱

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

نجيب سرمايه ملي و معنوي افغانستان بود. اميد و انتظار همه مردم اين بود كه زماني باز هم او با جسه مردانه اش از پس تربیون ریاست جمهوری افغانستان علیه اشغالگران خارجی میهنش با صدای پر طنین شعار دهد و مردم را برای دفاع مستقلانه در مقابل تهاجم آماده سازد . . . اما افسوس که او دیگر در بین ما نیست و برای ابد از این دنیای ناجوان رخت بسته است.
اما افکار ، اندیشه ، تفکر و... او به عنوان مانیفیست برای تمام افغانها باقی خواهد ماند و نسل جوان کنونی از آرمان های او تا که زمین و زمان است دفاع خواهند کرد.
فهیمه از شهر پلخمری

نظرات
پنجشنبه ۵ دلو ۱۳۸۵ در ساعت ۱۵:۳۳

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

نجيب فرزند صديق مردم مظلوم و مسلمان افغانستان است . او را مردم قهرمان و جوانمرد اين خطه تاريخي هيچ وقت فراموش نه خواهند كرد.
او چه گوارا افغانستان است .او را كه تا زمين است و زمان است جوانان به عنوان مشعل داران و راهيان اين قهرمان بي بديل ، زنده نگه خواهند داشت.
اما آنجه دشمنان او به رشته تحریر در میاورند ، تلاش هایی است که هیچ ارمغانی را در قبال نخواهد داشت .
این تلاش ها آنهم به ضد شخصی که مردم افغانستان از هر نژاد و از هر قومی که هستند باگذشت هر روز نجیب شهید را به حیث بانی و یگانه ممثل دفاع از استقلال ، تمامیت ارضی ،حاکمیت ملی و ... میهن خود میدانند. جز ضیاع وقت چیزی دیگری را نمیتواند که برای آنها کمایی کند.
نام نجیب قهرمان و شهید واقعی مردم افغانستان را تا ابدلاابد زنده نگه خواهیم داشت
فضل الله از کندز افغانستان

نظرات
يكشنبه ۸ دلو ۱۳۸۵ در ساعت ۱۰:۲۱

اسم   :   عبدالخالق محل سکونت   :   : ایمیل   :  

اینها که نجیب را قهرمان، سر سپردۀ مردم، وطنپرست و این آن میگویند. مشتی کمونیست خلقی پرچمی اند. نجیب یک کمونیست بی خدا وبی دین بود که ارزش ها را همه برنگ سرخ و از عینک کمونیستی میدید. صرف نظر از اینکه دانش آن را داشت که آینده را بخوبی پیشبینی کند و آیات قرآن پاک را برای فریب مردم تفسیر و ترجمه کند. کدام کارش به نفع مردم ستمدیده ای ما بود. او یک حراف واقعی بود و یک سیاست مدار کودن. دستش به خون بهترین فرزندان این آغشته بود و باز دم از مردم میزد.
نظرات
سه شنبه ۱۰ دلو ۱۳۸۵ در ساعت ۱۹:۳۳

اسم   :   بهمن كشن آبادي محل سکونت   :   :كا نا دا ایمیل   :  

آقاي عبدالخالق !
حكم كفر به كسي كه شما نه اورا ديده ونه از نزديك ميشنا ختيد نشان ميدهد كه شما هم چندان مسلمان واقعي نخوا هيد بود زيرا بدون آنكه صلا حيت صدور حكم كفر را داشته باشيد به كسي اتهام بسته ايد . اين عمل يك عمل القا عده اي / گلبديني و طالبي است .
گبرم به زعم شما نجيب كافر بود ومسلمان نبود . بياييد بحيث يك مسلمان قضلوت كنيد كه اعمالي راكه مجاهدين مسلمان شما انجام دادند آيا وا قعا اسلامي بود ؟ جنا يات گلبدين و سياف و ديگران ياد تان رفته است ؟ مردم افغا نستان حالا بين كفر نجيب و اسلام ما فيايي بهتر قضاوت ميكنند / باور نداريد از افراد بيطرف و غير تنظيمي ببر سيد تا چشم تان به حقيقت باز شود به شرطي كه به حفيت تن دهيد .

نظرات
چهارشنبه ۲۴ اسد ۱۳۸۶ در ساعت ۱۱:۱۲

اسم   :   مصطفي محل سکونت   :   :كابل افغانستان ایمیل   :  

سلام براي همه هموطنان صلح دوست و مردم پرور افغانستان:
هموطنان عزيز خيلي احساس فخر ميكنم كه ما يك شخصيت ملي و مردمي را بنام شهيد داكتر صاحب نجيب الله را داشتيم و هميشه خواهيم داشت و اين جاي افتخار است براي همه مردم صلح دوست افغانستان .بجواب يكي از هموطنان ما كه در قسمت بالا ذكر كردند كه داكتر صاحب نجيب رهبر پشتون ها بود در حاليكه او يك رهبر آزاديخواه بود و براي او پشتون تاجك ازبك و هزاره اصلا مورد بحث نبود و او يك شخصيت بود كه افغانستان بالاي او فخر ميكرد و ميكند نه مانند رهبران شما تاجك ها كه نيم از دختران و پسران مردم مظلوم را به دزدي بردند و همين شما ها بوديد كه نفاق بين تاجك و پشتون را انداختيد در زمان او نه تاجك بود و نه پشتون همه يك افغان بودند و كلمه دزد را ميشود بالاي رهبران جهادي خود بگذاريد كه بسيار بالاي شان ميزيبد. وسلام

لطفاً قبل از نوشتن نظرات مقررات آریانانت را مطالعه کنید.


 
اسم نویسینده:
آدرس ایمیل:
محل سکونت:
  







نقل و نشر مطالب با ذکر نام سرویس خبررسانی آریانانت  آزاد است صفحه اصلی بخش ها موسیقی تماس با ما مقالات سرخط اخبار

مقدار زمان ايجاد صفحه: 0.962 ثانيه