خدا را بر آن بنده بخشایش است
که خلق از وجودش در آسایش است
اخراج مهاجران افغانی توسط دولت اسلامی ایران در مقطع کنونی با توجه به شانتاژهای تبلیغاتی -روانی و ایجاد جو منفی علیه این مهاجران توسط دستگاههای خبر پراگنی این دولت، در کانون توجه آزاد اندیشان و روشنفکران جهان بخصوص وطنداران ما قرار گرفته اند
در بیشتر بخشهای خبری رادیو و تلویزیون دولتی ایران یکی از بلند پایه گان امر مبارزه با مهاجرین افغانی! با ژست بسیار رسمی و جدی با مصاحبه های تند و تهدید کننده خود از موفقیت طرح "جمع آوری و طرد" افاغنه سخن به میان می آورند! از طرف دیگر دولت افغانستان و نا مسؤلان امر دفاع از شهروندان و مهاجران افغانی در کشورهای دیگر، در قبال اجرای این طرح با برخورد منفعلانه و ذلیلانه، به تشدید خشونت کشور میزبان علیه مهاجرین افزوده اند. سکوت نهادهای بین المللی، کمیسیون های دفاع از حقوق بشر و حقوق کودک و مجامع مذهبی در کشورهای ایران و افغانستان، برای ما سؤال بر انگیز و نقطه "تاریک و ننگین" در مسیر تاریخ است. برای روشن شدن مطلب و اجرای این نمایش درامتیک، در چند "پرده" آن را دنبال می کنیم.
پرده اول: ( اجرای طرح "جمع آوری و طرد" مهاجران افغانی توسط دولت ایران)
پرده دوم: (سکوت و برخورد منفعلانه دولت و رهبران سیاسی افغانستان)
پرده سوم: (سکوت، سانسور و تأیید نحوه اجرای پروسه " جمع آوری و طرد" توسط مجامع مدنی، مذهبی، کمیسیون دفاع از حقوق بشر و رسانه های به ظاهر ملی)
پرده اول: ( اجرای طرح "جمع آوری و طرد" مهاجران افغانی توسط دولت ایران!)
در روزهای پایانی سال گذشته برخی از خبر گزاری ها از توافق دولت های ایران، افغانستان و کمیسیار عالی سازمان ملل در امور پناهندگان در شهر مشهد ایران گزارش دادند که بر اساس توافقات انجام شده، مهاجرین به اصطلاح فاقد مدرک تا آخر سال 1385 خاک ایران را ترک کنند. بعد از اعلام خبر مزبور، تبلیغات رسانه ی کشور برادر، جمهوری اسلامی ایران! علیه مهاجرین افغانی شدت یافت. و آخرین فرصت برای افراد فاقد مدرک را آخر برج یک (حمل) سال روان تعیین کرد که البته دستگیری افراد فاقد مدرک و به اصطلاح مسؤلان ذیربط "جمع آوری و طرد" مهاجرین افغانی قبل از پایان سال 1385 اغاز گردید. با آغاز ماه دوم (ثور) سال روان فشار فزاینده بر مهاجران چند برابر گردید که بر اساس آخرین مصاحبه وزیر داخله (کشور) ایران ظرف مدت ده روز پنجاه هزار مهاجر افغانی از ایران اخراج شده اند. البته این تصمیم مربوط به بلند پایگان حکومت ایران است که توسط عوامل اجرائی مادون اجرا می شوند. در اینجا بیان چند نکته لازم به نظر می رسند:
1- ما با اصل طرح هیچگونه مخالفتی نداریم و معتقدیم که افغانستانی افغانستانی است و باید روزی به کشور خود بر گردند. عزت، سر بلندی و افتخار انسان مقتضی است که در کشور خود باشد در کشور خارجی به انسان با دیده یک فرد خارجی می نگرند و نگاه تحقیر آمیز شان را نثار می سازند و زمینه رشد اجتماعی را از انسان سلب می نمایند و... به قول شاعر:
در زمین دیگران خانه مکن ***** کار خود کن کار بیگانه مکن
اما نحوه برخورد و سیستم "جمع آوری و طرد" مهاجران افغانی انسانی به نظر نمی رسد.
2- طبق گزارشهای پراکنده که برخی از آنها مستند نیز می باشند، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، حین دستگیری مهاجران افغانی از خشونت بی سابقه کار گرفته اند و افراد دستگیر شده را با چماق و باتوم به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند. از باب مثال می توان به نمونه های عینی آن که یک افسر نیروی انتظامی ایران یکی از طلاب مرکز جهانی را در عین حالی که گذرنامه معتبر همراه داشت در شهر قم مورد ضرب و شتم قرار داده و تا هنوز پرونده مزبور در حال جریان است و همچنان فوت یک مهاجر اخراجی در بیمارستان شهر هرات که طبق گزارش خبر گزاری های خارجی و تأیید مقامات محلی به "شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند" اشاره کرد که طبق اظهارات مصدومین از یک ساختمان به بیرون انداخته شده و در همان حال بیهوشی از مرز "طرد" می شوند. حتی اتباع کشورهای دیگر که دارای مدرک قانونی و گذرنامه می باشند، به خاطر تشابه جسمی با مهاجران مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند!. البته ممکن است مقامات ایرانی خواستار مدارک و شواهد محکمه پسند شود تا به این موارد رسیدگی کنند،( همچنانکه سفیر این کشور در افغانستان گفته است) اما خود آنان وجدانا خوب می دانند که برخورد خارج از عرف مأموران انتظامی با مهاجرین افغانی به گونه ی است که حتی افراد دارای مدرک نمی توانند از صحنه های مستند و واقعی که با چشم خود می بینند، عکس، فیلم و گزارش تهیه کنند. از طرف دیگر هیچ گروه و نهاد بین المللی و بی طرف بر اجرای پروسه مذکور نظارت ندارند و خبر نگاران مستقل نیز از تهیه گزارش در اینگونه موارد ممنوع اند. « لذا پیشنهاد می شود که برای صدق و کذب مطالب منتشر شده در برخی از نشریات الکترونیکی، نوشتاری و دیداری، یک نهاد بی طرف بین المللی از طریق ثبت اظهارات و مشاهدات اخراج شدگان و بررسی وضع جسمی آنان گزارش تهیه کرده و گفتار مصاحبه شوندگان را جمع آوری نمایند تا از این طریق به واقعیت های ناگفته رسید و به صدق گفته ها و نوشته ها پی خواهند برد».
3- گویا به مأموران نیروی انتظامی اینگونه دستور داده شده که هر فرد افغانی را چه مدرک داشته باشند و چه فاقد آن باشند، از سطح شهرها، روستاها و مسیرهای بین شهری جمع آوری کنند. البته برخورد چند مأمور را نمی توان به حساب همه گذاشت اما گویا برای جمع آوری مهاجرین افغانی و افغان های دارای اقامت و مدرک قانونی هیچ تفاوتی قایل نیست تنها زمان به آن مدارک اعتنا می شود که آنان را به اردوگاه منتقل کنند و یا در پاسگاه محل رئیس پاسگاه از باب وظیفه شناسی از آنها مدارک بخواهد. در هفته اول برج 2 (آغاز طرح "جمع آوری و طرد" ) در شهرستان قم که بیشترین مدارک اقامتی معتبر گذرنامه ی را بخود اختصاص داده اند، در چندین مورد این قضیه اتفاق افتاده است. یکی از افراد که تازه پاسپورت خود را به نیروی انتظامی جهت تمدید اقامه تحویل داده بود و رسید نیروی انتظامی را نیز با خود داشت توسط نیروی انتظامی مأمور جمع آوری مهاجرین دستگیر می شود و وی با ارائه رسید مذکور سعی می کند خود را از دام مأموران و هفت خوان پاسگاه نجات دهد، به وی پیشنهاد می شود اگر چهار یا پنج فرد افغانی را به مأموران نشان دهد یا آدرس خانه آنها را بدهد، در قبال آن آزاد می شود!
4- وضعیت مهاجران در نقطه بحرانی قرار گرفته اند و برخی از آنان بیش از دو هفته اند که از ترس گرفتاری از خانه های خود بیرون نشده اند و از لحاظ معیشتی سخت در تنگناه قرار گرفته اند. البته رفتار کنونی را نمی توان به حساب ملت ایران گذاشت. اکثر مردم ایران مردم خوبی هستند و در بسیاری از موارد که می دانند که به اصطلاح " جمع آوری و طرد" مهاجران افغانی با چنین روشی درست نیست، مهاجران را از نزدیک شدن به محل "جمع آوری و طرد" آنان مطلع می سازند و چنین می گوید: در فلان نقطه همشهری های تان را می گیرند، نروید.! زمان که اخبار وضعیت مهاجران افغانی را دنبال می کردم عنوان مطلبی در روز نامه جمهوری اسلامی ایران توجه ام را به خود جلب کرد. اینک بدون کم کاست و بدون قضاوت، مطلب این روزنامه را در اینجا می آورم و قضاوت را به شما خوانندگان گرامی وا می گذارم.
تظاهرات گسترده عليه قوانين مهاجرت در چند شهر آمريكا
بخش اخبارجهان: دهها هزار نفر در اعتراض به قوانين مهاجرت در آمريكا در چند شهر بزرگ اين كشور تظاهرات كردند و خواستار اصلاح قوانين مهاجرت و اعطاي حقوق بيشتر به دوازده ميليون مهاجر غيرقانوني در آمريكا شدند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از شيكاگو پليس شمار تظاهركنندگان را يكصد و پنجاه هزار تن اعلام كرده است اما مسئولان برپايي اين تظاهرات شمار شركت كنندگان در اين تظاهرات را متجاوز از يك ميليون تن اعلام كرده اند.
اين تظاهرات در لس آنجلس، ميامي، ديترويت، فينيكس و شيكاگو صورت گرفت. ( روزنامه جمهوري اسلامي 13/02/1386 صفحه جهان)
پرده دوم: (سکوت و برخورد منفعلانه دولت و رهبران سیاسی افغانستان!)
در روزهای آغازین طرح "جمع آوری و طرد" مهاجران، با توجه به برخی گزارشهای مستند و مستدل از ناحیه مرزی توسط خبر نگاران، دولتمردان افغانستان در قبال مسأله مذکور سکوت کردند و یا با مصاحبه های بسیار ضعیف و با حالت حجب، رفتار منفعلانه را در این مسأله به پیش گرفتند به نحوی که انسان فکر می کرد دولت افغانستان و ارگان های ذیربط اصلا به این مسأله و در قبال شهروندان خود مسؤلیتی ندارند! سفر وزیر خارجه افغانستان، دیپلومات ورزیده حزب "سبز" جرمن! جناب اسپنتا صاحب به تهرن به روند اجرای پروسه "جمع آوری و طرد" مهاجران افغانی در ایران، کمک شایانی کرد و پالیسی اتخاذ شده را سرعت بخشید به گونه ای که دقیقا بعد از بازگشت ایشان پروسه مذکور با شدت و حدت تمام آغاز گردید.!
از طرف دیگر همان کسانی که ( رهبران جهادی) در روزهای دیگر حلقوم خود را برای تأمین خواسته ها و منافع به اصطلاح ملت پاره کرده و می کنند، در قبال مسأله اخراج اجباری مهاجران سکوت مرکبار به پیش گرفتند. چون امر دایر بود بین خواسته ها و تأمین منافع فردی و مصالح و منافع ملت رنج کشیده افغانستان! گویا افراد که همیشه با نام ملت و با دست آنان به نان و نوا، چوکی و قدرت، معاونت، وزارت و و کالت رسیده اند، با شرمندگی تاریخی! در قبال این تراژیدی لب از لب نمی گشایند و دیگر گویا این مردم مبغوض "مطرودان" روی زمین هستند و نمی توانند منافع فردی و جناحی آنان را تأمین کنند!
اگر انسان به برخورد مقتدرانه دولت انگلیس با دولت ایران در مسأله 15 گروگان خود، توجه کنند که چگونه دولت انگلیس با وجود تجاوز نیروهای آن به آبهای سر زمینی ایران، دفاع از شهروندان و حتی کسانی که با لباس نظامی و حالت جنگی وارد سر زمین دیگران شده اند با اقتدار انجام می دهند، با یک تهدید همه چیز را عوض می کنند و رأفت اسلامی! شامل حال آنان می گردند. اما دولت ما و گروه های سیاسی که سالها از نام و نان ملت سوء استفاده کرده اند، با سکوت خود، بر شدت پروسه "جمع آوری و طرد" می افزایند و لو به قربانی شدن مردم بیگناه ما منجر شود!
پرده سوم: (سکوت، سانسور و تأیید نحوه اجرای پروسه " جمع آوری و طرد" توسط مجامع مدنی، مذهبی، کمیسیون دفاع از حقوق بشر و رسانه های به ظاهر ملی!)
با توجه به مشکلات که تا هنوز گفته شد، سکوت برخی از مجامع از جمله جوامع مدنی و بین المللی در قبال مسأله مذکور محکوم است زیرا واژه های حقوق انسانی، کرامت انسانی، حقوق مهاجرت و حقوق حق تحصیل و زندگی برای کودکان در مورد مهاجرین که اجبارا از ایران اخراج شده اند، نادیده گرفته شده اند. برخی از کودکان مهاجر افغانی که از حق تحصیل در مدارس دولتی ایران محروم ساخته شده بود، در بدترین شرایط در مدارس خود گردان که با همکاری عده ای از هموطنان مشغول به تحصیل بودند، اما با اجرای طرح "جمع آوری و طرد" مهاجرین افغانی، این مدارس توسط دولت ایران غیر قانونی شناخته شده و تعطیل گردید!
سکوت کمیته ها و کمیسیون های دفاع از حقوق بشر ( بین المللی و اسلامی) در سطح دنیا و سکوت مجامع مذهبی در کشورهای ایران و افغانستان باعث تعجب همگان گردیده اند! سخنگوی کمیسیون دفاع از حقوق بشر افغانستان بعد از دو هفته از اجرای طرح "جمع آوری و طرد" مهاجران افغانی لب به سخن می گشاید و با لحن نه چندان دلسوزانه ماهیت قشری خود را برملا می سازند، می توان از کمیسیون مذکور سؤال کرد که آیا تا هنوز از نقض حقوق انسانی پنجاه هزار انسان که از ایران اخراج شده اند، خبر دارند؟
یا از دید آنان چون مهاجران اخراجی دالر همراه ندارند تا به کمیسیون مستقل حقوق بشر هدیه نمایند! از حقوق انسانی و بشری بی بهره اند؟ یا شاید دستور گردانندگان اصلی این کمیسیون باشند که در قبال نقض حقوق مهاجران اخراجی از ایران سکوت کنند تا آنان بتوانند مشکلات شان را در کشور عراق با همکاری ایران حل کنند؟ و شاید و...!
سکوت برخی از رسانه های به ظاهر مردمی که برای ملت ما گهگاهی نوحه سرای کرده و اشک تمساح می ریزند، در قبال اخراج مهاجران افغانی باعث شک و تردید در ماهیت اصلی آنان گردیده اند. آنان در نشریات و سایتهای خبری خود در مورد اجرای پروسه مذکور فقط اخباری را منعکس می کنند که مورد تأیید دولت ایران یا نمایندگی های آنان در افغانستان و یا مزدوران آنان در افغانستان باشند!
از باب نمونه سکوت ذلتبار خبر گزاری "صدای افغان" در قبال مشکلات ناشی از اخراج اجباری مهاجران و سانسور بی رحمانه تظاهرات "مردم شریف کابل" در حمایت از مهاجران و محکومیت اعمال دولت ایران، توسط خبر گزاری مذکور " و خبر گزاری "باختر" و سایت خبری "صبح بخیر افغانستان" و... را چگونه می توان تفسیر کرد؟ نحوه برخورد این خبر گزاری ها و شبکه ها با اخراج اجباری مهاجران دقیقا مثل رفتار رادیوی به اصطلاح "دری" که از شهر مشهد برای افغانستان پروگرام پخش می کند، می باشند. از رادیو دری جای گله نیست چون یک بنگاه سخن پراکنی کاملا وابسته است و اگر خدای نخواسته مستقل عمل کنند و برخی از واقعیات ها را منعکس سازند، معاش و مواجب همه گویندگان و عوامل آن قطع گردیده و از ایران "جمع آوری و طرد" می شوند پس آنان در قبال تراژیدی به وجود آمده مسؤلیتی ندارند!! اما از دیگر رسانه ها و خبر گزاری ها جای بسی تأسف و تأثر است.
دوستان گرامی! نهادهای مدنی! مجامع مذهبی! مدعیان رهبری!
این فراز و فرود، گرد و غبار مهاجرت و آوارگی روزی به پایان می رسد، اما سکوت ما و سکون ما که به معنای تأیید اجرای این پروسه و تأیید مظالم که در حین اجرای آن به وقوع پیوسته و خواهد پیوست؛ می باشند و فردا باید در قبال تاریخ پر فراز و نشیب این ملت مظلوم پاسخگو باشیم و از سکوت فعلی خود ( که نقطه تاریک در مسیر تاریخ است) جوابگو باشیم و یقینا بدانیم که وجدان انسانها (اگر وجدان داشته باشند) دادگاهی بس دقیق و ظریفی است.
غرجستانی
من از تمامي كساني كه براي حفظ حرمت و كرامت انساني افغانستان و مردمش تلاش مي كنند سپاس گذارم و اميدوارم كه تاريخ اين نقطه ننگ را هرگز از ياد نبرد و بداند كه مردم افغانستان چگونه و چطور مي زيستند و آنهاي كه تنها به فكر منافع خود بودند و نمي خواستند بدانند ارزشهاي اين مردم افغانستان را بدانند كه بايد دراينده نه چندان دوري تاوان اين همه ظلم چه از جانب دولت مردان ايران و چه از جانب دولتمردان افغانستان و چه ار جانب خود مردم افغانستان پس بدهند . من از نويسنده اين تحليل و نوشته زيبا كمال تشكر را دارم و اميدوارم كه خداوندش او را ياري كند