مسئله اخراج اجباری پناهجویان افغانی از ایران به كشورشان و برخوردهای دفعی و غیر اصولی با این مهاجران در چند ماه گذشته توسط نیروی انتظامی ، فارغ از ابراز نظرهای سخنگویان دو وزارت خارجه كشورهای ایران و افغانستان و بدون توجه به بی خانمانی ، سرگردانی ، بیكاری و محرومیت از حقوق ابتدایی انسانی
همچون تحصیل رایگان و بهداشت در آنسوی مرزها، این نكته در اذهان عمومی متبادر شده است كه آوارگی افاغنه ایرانی كه بیش از ۷۰ درصد آنها را هزاره ها تشكیل داده اند پایانی نداشته و متاسفانه آنان در طول ۴ دهه گذشته همچون توپی میان افغانستان ، ایران و دفتر آوارگان و پناهندگان سازمان ملل متحد پاس داده شده اند.
حمله نظامی آمریكا به افغانستان برغم اینكه به سلطه طلبه های تندرویی كه از جوهره اسلام چیزی جز تحجّر ، سطحی نگری ، واپسگرایی و قشری گرایی نیاموخته بودند پایان بخشید ولی باعث نادیده گرفته شدن حقوق هزاره ها(بزرگترین گروه شیعه افغانستان) در دولت آمریكایی حامد كرزای گردید و در تقسیم قدرت در دولت این كشور حقوق نمایندگان جمعیت ۲۵ درصدی هزاره ها دیده نشد.جمعیت مظلومی كه جزو نخستین گروه های مجاهد افغانی بودند كه به نبرد مسلحانه علیه نیروهای شوروی سابق پرداخته و توانستند سرزمینهای زیادی را از چنگال اشغالگران آزاد سازند.
به باور این قلم ، در میان گروه های افغانی اعم از پشتون ، تاجیك ، هزاره ، ازبك ، فارس ، آیماق ، قزلباش ، تركمن ، براهویی ، نورستان ، بلوچ ، واخیره و هراتی ، هزاره ها تنها گروهی بوده اند كه هم از جانب مهاجمان خارجی مورد تهاجم قرار گرفته اند و هم از سوی گروه های داخلی مورد بیشترین آزارها و اذیت واقع شده و مورد بی مهری قرار گرفته اند چه اینكه در طول تاریخ گذشته بارها ازجانب اقوام افراطی بر علیه شان حكم ارتداد و جهاد صادر گردیده و تاریخ افغانستان بدرفتاری با شیعیان از سوی پشتون های افراطی در قالب برنامه ای بنام رقص میری و قتل عام بیرحمانه ۴۵ هزار تن از غیرنظامیان هزاره در شهرهای مختلف اعم از هرات و مزارشریف در درگیریهای گروه های افزون طلب طالبان را نمی تواند فراموش سازد.
و اینك این هزاره های درمانده در اثر عملكرد نامناسب اشغالگران ، سستی ، بی توجهی و ناتوانی دولت حامد كرزای و بی اعتنایی گروه های بین المللی همچون دفتر حقوق بشر و دفتر پناهندگان سازمان ملل متحد ، آواره تر از گذشته گردیده و به شكل نامناسبی در حال اخراج از كشور هستند ، اگرچه نمی توان نفس حضور دو میلیونی افاغنه در شهرهای بزرگی همچون تهران ، مشهد ، زاهدان ، اصفهان ، قم و ... كه باعث تحمیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی زیادی بر كشورمان بوده را از نظر دور داشت ولی به دلیل ضعف دیپلماسی ایران و تشتت در مدیریت اسكان این آوارگان ، كشورمان در قبال میهمان نوازی و دادن پناه به این آوارگان تاكنون موفق به دریافت كمك های چند صد میلیون دلاری دفتر پناهندگان سازمان ملل نشده است و برغم اینكه افاغنه وضعیت اشتغال داخلی كشورمان را با بحران روبرو ساخته و هر چند یكبار با بروز حوادث تلخی همچون جریان بیجه در حوالی تهران ، سرقت ، آدم ربایی ، ترانزیت آزادانه مواد مخدر و انتقال بیماریهای واگیرداری همچون وبا ، ضربات جبرا ن ناپذیری را بر كشورمان وارد می سازند ولی باز بایستی اذعان كنم كه این اخراج اجباری بدون در نظر گرفتن موانع و محرومیت های این گروه در آنسوی مرزها از تسهیلات اجتماعی اعم از داشتن سرپناه ، بهداشت ، امكان تحصیل ، كار ، امنیت اجتماعی صورت پذیرفته و شایسته است تا تجدید نظری كلی در این برنامه انجام گیرد و با توجه به اشتراكات مذهبی و شیعی و وجود پیشینه تاریخی یكسانی كه بین دو كشور وجود دارد شایسته است تا با برخورد های آنی و یكسویه ، افاغنه را آواره تر نسازیم و با تقویت مراودات دیپلماتیك با سازمان های بین المللی و كشورهای غربی حاضر در افغانستان ، مسئولیت ها و تعهدات این كشورها را به آنان خاطر نشان سازیم و بدانیم كه بدون لحاظ موانع و رفع محرومیت های موجود در آنسوی مرزها توسط سازمان های بین المللی ، افاغنه چاره ای جز بازگشت مجدد از طرق غیر قانونی به كشورمان را نخواهند داشت.و بر سران گروه شیعی وحدت اسلامی افغانستان و در راس آن اسماعیل خان رهبر شیعیان هزاره افغانی فرض است كه تلاش خویش را در دفاع از حقوق حقه شیعیان مظلوم این كشور تا تحقق آن ادامه دهند.
|
|
|
|
وحید كاظم زاده قاضی جهانی
داور |
|
سلام خدمت جناب کاظم زاده!
از احساس همدردی و همنوایی تان با مردم مهاجر افغانی بخصوص هزاره ها یک جهان سپاس. اما در نوشته ی تان نکات وجود دارد که قابل تأمل است:
1- اشتراک دینی ـ مذهبی و زبانی پیوندهای عمیق است که میان دو کشور وجود دارند، اما متأسفانه این ارتباطات توسط برخی از دست اندرکاران ایرانی نادیده گرفته می شود و یا عمدا برای قطع آن تلاشهای مرموزی در جریان است. مهاجرین افغانی در ایران همه از یک قماش اند و فرق بین شیعه و غیر آن گذاشته نمی شود بلکه در برخی موارد مردم هزاره بخاطر سیمای ظاهری شان بیشتر مورد تحقیر و توهین قرار می گیرند.
2- درست است که اقامت مهاجرین افغانی در ایران برای این کشور، هزینه های را در بر دارد، اما کارگران افغانی که با دستمزد بسیار نازل بیشترین و بهترین کارایی را برای کارفرمایان ایرانی به همراه دارند و یقینا ارزش افزوده که توسط کار این کارگران ارزان به تولید ناخالص ملی ایران افزوده می شود، به مراتب بیشتر از هزینه های تحمیلی بر دولت ایران است. اگر شما در ایران باشید می دانید که بعد از آغاز طرح اخراج مهاجرین افغانی از ایرانی ( یک ماه قبل) قیمت برخی از مصالح ساختمانی که مستقیما توسط این نیروی کار ارزان تولید می گردید، در برخی موارد تا صد در صد افزایش یافته است. از باب نمونه می توانید قیمت آجر را در این مورد از فروشندگان و خریداران آن سؤال کنید.
3- بهتر است اطلاعات تان را در مورد کشور همسایه شرقی تان افزایش دهید. همان کشور که امروز برخی از برادران ایرانی تعمدا هویت فرهنگی آن را ایرانی جلوه می دهد و افراد برجسته ادبی و علمی آن را از آن خود می دانند!! اگر منظور شان همین ایران و فرهنگ ایرانی امروز است، یقینا مفاخر ما هیچ ربط به این ایران و فرهنگ فعلی آن ندارند و اصولا محل زایش و رشد و نموی زبان فارسی که ما به آن زبان "دری" می گوییم، جغرافیایی فعلی ایران نیست. به قول وزیر ارشاد ایران اگر هزاران بار به پیشانی مولوی بلخی، ابن سینا، ناصر خسرو، جامی و... سنگ بزنید باز ایرانی از نوع امروزی آن نمی شود. ( این تعبیر از سخنان وزیر ارشاد ایران در شیراز اقتباس شده است که گفت: برخی کشورهای که فقر شخصیتی دارند می خواهند با یک سنگ زدن بر پیشانی مولانا، او را از آن خود بسازند)
4- ظاهرا در آدرس دهی رهبر شیعیان افغانستان دچار اشتباه گردیده اید! اسماعیل خان نه شیعه است و نه هزاره و نه رهبر آنان! بلکه اسماعیل خان در نزد مردم ما همان کسی است که در زمان امارت خود بر حوزه جنوب غرق رفتار بدتر از طالبان را با مردم هزاره در این ساحه انجام داد و علنا اعلام کرد که مردم هزاره حق خریدن مستغلات و املاک را در ساحه حوزه جنوب غرب ندارند!
5- ما نیز با شما در این نکته موافقیم که رفتار فعلی دولت ایران با مهاجران افغانی نه به نفع ماست و نه به نفع برادران ایرانی. ثمره این کار جدایی و تفرقه است که بعد از این حوادث دردناک در میان دو ملت با مشترکات فروان کاشته می شود و نتیجه آن را کسانی دیگر نصیب می گردد. البته روزی این سیه روزی به پایان می رسد اما آثار زیانبار آن مدتها در قلب معصومانه کودکان که امروز به انحاء مختلف مورد بی مهری قرار می گیرند، باقی خواهد ماند!.