انفجار روز سه شنبه در پلیخمری خونین ترین حمله تروریستی در شش سال گذشته پس از سقوط طالبان به حاسب می آید. در میان ده ها کشته یکی هم مصطفی کاظمی است که در رآس هیئت کمیته اقتصادی مجلس نمایندگان افغانستان جهت بازدید از فابریکه قند بغلان به آن ولایت سفر نموده بود.
فکر میشود که هدف اصلی انفجار گران در ولایت بغلان از میان برداشتن مصطفی کاظمی بحیث یک چهره مطرح در صحنه سیاست افغانستان بود. زیرا وی بحیث یک ستاره روبه درخشش در صحنه سیاسی افغانستان مبدل شده بود. کسانیکه وی را از زمان مقاومت ضد طالبان در نیمه سالهای 1990 می شناسند، وی از آنوقت تا به حال همواره در حال صعود در صحنۀ سیاست افغانستان بوده است. کارنامه های مبارزات وی در هنگام جهاد بی عیب بودند. وی نسبتاً جوان و دارای جهان بینی مترقی بود. وی یکی از بنیانگذاران حزب وحدت اسلامی در کنار استاد عبدالعلی مزاری بود.
کاظمی یک سازمانده بسیار عالی و یک سخنران برجسته بود. کاضمی برای جامعه شعیه افغانستان که بطور سنتی به رهبران با استعداد نیاز دارند، یک غنیمت شمرده می شد. روی تصادفی نبود که جبهه ملی وی را بخاطر همین توانایی و استعدادش بحیث سخنگو برگزید.
دادن نقش سخنگو برای کاظمی در واقع شناسایی وی بحیث یک سیاست مدار افغان با عبور از خطوط قومی و منطقوی به حساب می آید. کاظمی در سالهای جنگ های قومی و برادر کشی در جبهه متحد آنوقت همواره بحیث پل آشتی میان گروه های رقیب را بازی مینمود. کاظمی یک توانایی خاصی همکاری با رقبای سیاسی اش را داشت که کمتر می توان در وجود دیگر نخبگان افغان پیدا نمود.
کسانیکه توطئه قتل اورا چیده بودند، حتماً اهداف کلان داشتند. گمان نمی رود که طالبان به تنهایی خود مهارت سیاسی و توانایی طرحی چنین توطئه پیچیده را[ بدون سازمان آی آس آی] داشته باشند. البته که طالبان دشمنی سابقه دار با شعیه های هزاره دارند و آنرا برای نخستین بار در سال 1995 به بهانه ملاقات دوستانه با عبدالعلی مزاری و کشتن وی به نمایش گذاشتند. اما نباید فراموش کرد که در قتل مزاری آی اس آی نیز نقش داشت.
در حادثه قتل کاظمی نیز اشاره به سازمان ای اس آی میکنند. کاظمی از منطقه بسیار حساس افغانستان سر بلند کرده است. کسانیکه به بازی های شطرنج افغانستان آشنایی دارند، اهمیت کنترول ولایات پروان و بغلان را خوب می دانند. این ولایات در مسیر راه در شرق به دره پنجشیر، در شمال به دریای آمو و نسبتاً با مناطق مرکزی با هزاره جات قرار دارند.
کنترول سلسله کوه هابطرف غرب بغلان در زمان جنگ جبهه متحد و طالبان از لحاظ استراتیژیکی بسیار مهم بود. به بیان سیاسی بدون کنترول مناطق مذکور اساساً میان ملیت های غیر پشتون مثل تاجکان، هزاره ها و حتا ازبک ها پیوند و ارتباط قطع می شود.
بغلان مناطق عمدتاً تاجکا نشین را با مناطق هزاره نشین وصل میکند. ولایت مذکور در مسیر شاهراه مزار شریف و کابل قرار دارد.بر سر کنترول ولایت بغلان بطور سنتی میان پشتونها، تاجکان و هزاره ها رقابت جریان داشته است.
کاظمی در پروان تولد یافته و اما زیادترین فعالیت های سیاسی اش را در اوایل در بغلان انجام داده و در آنجا شهرت یافته است. برای بی ثبات سازی بهتر راهی از قتل سیاسی شخصیت های مطرح درین منطقه نمی تواند باشد. آی اس آی همواره ازقتل های سیاسی در افغانستان برای برهم زدن اوضاع استفاده نموده است. قتل کاظمی دقیقاً محصول یک توطئه دقیقاً ماهرانه به منظور بی ثبات ساختن ولایات شمال افغانستان ریخته شده است. این طرح درجای صورت میگرد که به استثنای چند موارد کوچک در شش سال گذشته نسبت به بسیاری مناطق دیگر افغانستان باثبات تر بوده است.
قتل کاظمی جبهه ملی را در سراسیمگی قرار داده است. کاظمی نقش پیوند دهنده را میان عناصر مختلف جبهه ملی داشت که میتوانست در چنه زنی های سیاسی آینده نقش بازی کند.
آی اس آس همیشه بر علیه اتحاد و اتفاق میان ملیت های غیر پشتون در مناطق شمال و مرکزی افغانستان نقش کشنده بازی نموده است. قتل کاظمی بدترین ضربت به جبهه ملی و هم چنان مردم هزاره وارد نموده است.
احتمال می رود حملات خونین روز سه شنبه در بغلان را حزب اسلامی گلبدین که از حمایت آی اس آی برخوردار است، انجام داده باشد. گلبدین درحال حاضر در برخی مناطق بغلان نفوذ دارد. بازی اصلی آی اس آی این است که برای گلبدین یک پایگاه عملیاتی در بغلان ایجاد نماید که با استفاده از آن بتواند ساحه فعایت خویش را گسترش دهد.
نویسنده: بدراکمار( سیاست شناس مجرب هندی)
برگردان: هارون امیرزاده