فاجعه بغلان که در نوع خود نسبت به تمام عملیات دهشت افگنی در شش سال اخیر بی سابقه بوده است، نه تنها مردم افغانستان را تکان داد ، بلکه باعث واکنشها در سطح جهانی نیز گردید. فاجعه بغلان در حالی صورت گرفت که تمام نگاه های داخلی و خارجی به سقوط دراماتیک برخی ولسوالی ها در ولایات فراه و و دایکندی بدست طالبان یکی بعدی دیگری بدون کدام جنگ و مقاومت در پیش چشمان قوت های ناتو، دوخته شده بود.
مسئولیت اکثریت حملات تروریستی را در چند سال اخیر طالبان با افتخار بدوش گرفته و در چنه زنی های سیاسی آز آنها بحیث ابزار فشار و امتیاز گیری از دولت کرزی و حامیان خارجی آن استفاده نموده اند. اما در حادثه خونین بغلان طالبان مسئولیت آنرا بدوش نگرفتند. این در حالیست که طالبان اخیراً گسترش ساحه عملیات دهشت افگنی خویش را از جنوب به شمال افغانستان وعده داده بودند.
انکار طالبان از مسئولیت فاجعه خونین بغلان پرسش ها و نگرانیهای جدی را در میان افکار عامه افغانستان خلق نمود: نخست اینکه در عقب طرح تروریستی خیلی پیچیده و ماهرانه در بغلان کی ها قراردارند؟
دوم اینکه چرا این طرح در ولایت بغلان که از جملۀ ولایاتی نسبتاً آرام پنداشته میشود، صورت گرفت؟ و سوم اینکه کی ها با از میان برداشتند مصطفی کاظمی که هدف اصلی کشتار خونین در بغلان بود، سود می برند؟
با آنکه طالبان مسوولیت فاجعه بغلان را انکار می نمایند، اما برخیها تا هنوز معتقد اند که طالبان به کمک آی اس آی و القاعده مثل بسیاری دهشت افگنی های قبلی شان مسئول حادثه بغلان نیز می باشند. اما به نظر بدراکمار کارشناسان مجرب هندی تبار حادثه خونین بغلان به دلایل زیاد می تواند محصول توطئه آی اس آی و گلبدین حکمتیار باشد.
عدم تامین امنیت هیئت کمیته اقتصادی مجلس نمایندگان افغانستان در هنگام بازدید از ولایت بغلان از طرف دولت و رفتار مشکوک مقامات محلی بویژه والی آن ولایت، احتمال دست داشتن برخی حلقات حکومت کرزی را در حادثه مذکور به دلایل مختلف سیاسی، اقتصادی، و خصومت های قومی، منطقوی را در مرکز توجه مردم افغانستان قرارداده است.
به عقیده بسیاری آگاهان امور افغانستان احتمال دست داشتن حلقه خاص قبیله گرای حامد کرزی که عمدتاً متشکل از افغان ملتیها، گلبدینیها وبرخی خلقی های تند رو سابق اند و روابط خیلی نزدیک با طالبان و گلبدین حکمتیار دارند، در توطئه تروریستی بغلان بعید نمی دانند.
کشمکش قدرت در بغلان
واقعیت اینست ولایت بغلان با آنکه نسبت به بسیاری ولایات دیگر در شش سال اخیر به استثنای چند موارد، از آرامش نسبی برخور دار بوده است، ولی کنترول بر این ولایت و منابع و موسسات اقتصادی آن باعث کشمکش ها در میان گروه های مختلف بانفوذ محلی از احزاب رقیب جهادی قبلی گرفته تا گروه های مافیای محلی جریان داشته است.
افزون بر آن نفوذ خارجی ها بخصوص سازمان آی اس آی از طریق گروه ها و سازمانهای وابسته به آن مانند هر منطقه دیگر افغانستان در ولایت بغلان نیز که از موقعیت استراتیژیک خاصی در میان شاهراه کابل و شمال افغانستان و آسیای میانه قراردارد، نقش بازی میکنند.
دولت کرزی بجای برنامه اتحاد و اتفاق و حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی شهروندان بغلان بطور غیر مسئولانه مصروف نفاق افگنی میان اقوام منطقه و تشویق روند مافیای شدن روابط قدرت محلی بوده است. چنانچه تیم خاص قبیلوی کرزی در شمال افغانستان وبویژه در ولایت بغلان در شش سال گذشته از نصب والی های متعصب قبیلوی گرفته تا اسکان دهی ناقلین جدید از آنسوی مرز دیورند وجنگ بر سر کنترول منابع طبعی و فابریکات تولیدی این ولایت نقش تعین کننده داشته است.
در سلسله سیاست های نفاق افگنانه دولت کرزی، تلاش انتقال مرکز ولایت از پلخمری به بغلان کهنه که زیاد ترین باشندگان آنرا ناقلین زمان محمد گل خان مومند تشکیل می دهند توسط والی سابق ولایت بغلان آقای جمعه خان همدرد، صورت گرفت. اما در نتیجه قیام مردم بومی ولایت بغلان ، همدرد موفق به انتقال مرکز ولایت به بغلان کهنه نشده و سر انجام پس از ماه ها مبارزه مردم بغلان والی بغلان برکنار گردید. اما دولت کرزی در عوض وی را بحیث والی جوزجان مقرر نمود. اما در جوزجان آقای همدرد در نتیجه رفتار ضد مردمی و قتل مردم بیگناه سر انجام برکنار گردید. و قرار شایعات جدید بحیث والی کندز مقرر شده است. اگر این واقعیت داشته باشد، در واقع در کندز نیز در آینده نزدیک شاهد فاجعه و نفاق اجتماعی خواهیم بود.
والی کنونی بغلان آقای محمد علم اسحق زی اخیراً بجای آقای علم راسخ تقرر یافته است. از همان آغاز بسیاری ها معتقد بودند که انگیزه تقرر آقای اسحق زی پیاده نمودن برنامه های نا تکمیل نفاق افگنانه و امتیازطلبانه آقای همدر می باشد. شهرومندان بغلان معتقد اند که آقای اسحق زی که خود تمایل شدید گلبدینی دارد، ولایت بغلان را به مرکز تجمع و سازماندهی گروه گلبدین مبدل نموده است.
هر چند آقای اسحق زی کشتار خونین در بغلان را ناشی از حمله انتحاری و کار دشمنان افغانستان می داند و نقش خویش را درین توطئه رد می کند، ولی بسیاری آگاهان معتقد هستند که فاجعه بغلان بدستور تیم خاص کرزی در هماهنگی با شبکه گلبدین حکمتیار و آی اس آی که در بغلان نسبت به هر جای دیگر فعال هستند، می دانند.
کاظمی و نقد بر سیاست های خصوصی سازی و مافیا های اقتصادی
فروش منابع طبعی و فابریکات دولتی در تحت نام بازار آزاد و خصوصی سازی باعث رشد سریع مافیای دولتی، اختلاص و فساد اداری گردیده است.
مصطفی کاظمی یکی از برجسته ترین و صراحت گوترین شخصیت های منتقد سیاست های کرزی و بویژه سیاست مافیایی سازی و فروش داراییهای ملی تحت نام بازار آزاد و خصوصی سازی بود. اشتراک و ارزیابی مصطفی کاظمی بحیث رئیس هیئت کمیته اقتصادی مجلس نمایندگان افغانستان از ولایات مختلف از جمله ولایت بغلان نه تنها مورد علاقه تیم خاص قبیلوی کرزی قرار نمی گرفت، بلکه باعث ناراحتی بسیاری گروه های مافیایی محلی نیز می گردید. ازینرو سفر های مصطفی کاظمی و هیئت همراهان شان باعث افشای مافیای قدرت دولتی در نتیجه اختلاص و غصب موسسات مختلف تحت نام خصوصی سازی میگردید.
مصطفی کاظمی افغانستان را بازار مصرفی امتعه بی کیفیت کشور های همسایه ایران، پاکستان و چین می دانست. و دولت را انتقاد میکرد که توجه به رشد تولیدات داخلی و ظرفیت سازی نمیکند و دروازه های کشور را بروی امتعه بی کیفیت کشور های همسایه باز گذاشته است. این انتقاد وی هر گز برای بسیاری ها در داخل و حتا در کشور های همسایه خوشایند نبود.
شهید کاظمی یکی از مهمترین شخصیت های سیاسی جبهه ملی و نطاق و سخنگوی خیلی عالی بود که در رشد و اعتبار جبهه مذکور از زمان بدو تاسیس آن نقش خیلی برجسته داشته است. شاید یکی از اهداف قتل کاظمی ترساندن، بی روحیه ساختن، و متفرق ساختن اعضای جبهه ملی در آستانه آبستن تحولات خیلی دراماتیک در صحنه سیاست افغانستان باشد.
واقعیت اینست اگر تیم تندروان کرزی تصور کنند که از همان سناریوی ناکام داکتر نجبب الله که توسط منوکی منگل، سلیمان لایق، جمعه اسک و رسول بی خدا در صفحات شمال افغانستان در سال 1371 با تقویت حزب اسلامی، توزیع سلاح به ناقلین، طرح ترور شخصیت های نظامی و سیاسی شمال براه انداخته شده بود، استفاده نمایند، سخت اشتباه خواهند نمود. گردانندگان این طرح شاید فکر کنند که این بار همه مردم شمال خلع سلاح در شش سال گذشته شده اند، به آسانی می توانند آتش جنگ را از جنوب به شمال بکشانند. چنانچه در حال حاضر به نظر می رسد یورش به شمال از دوجهت هماهنگ و برنامه ریزی شده به پیش برده میشود:
یکی ازسمت جنوب به مناطق مرکزی و غرب افغانستان با سپردن ولایات مختلف بدون جنگ یکی بعدی دیگری به طالبان؛ و دیگری تقویت حزب اسلامی درولایات پروان ، کاپیسا ، بغلان، کندز، بلخ... و ترور شخصیت های با نفوذ منطقه مثل استاد فرید و اینک مصطفی کاظمی.
افزون بر تحرکات نظامی و توطئه ها و قتل شخصیت های موثر ملی، تیم خاص قبیله گرای حکومت کرزی، پشتو سازی نظام معارف افغانستان را از شهر کابل در بستر تاریخی و فرهنگی زبان فارسی دری به شیوه محمد گل خان مومند و پشتو تولنه به راه انداخته اند. بدون شک هر گز به کام نخواهند رسید، چنانکه دیروز نرسید و باعث تجرید هموطنان پشتون ما و عقب ماندگی بیشتر فرهنگی آنان خواهند گردید.
بسیاری ها معتقد هستند که توطئه های نفاق افگنانه زبانی و تحرکات تروریستی و نظامی، یک بازی خیلی خطرناکی خواهد بود که به اشاره بازیگران خارجی به راه افتیده است. چنانچه پیش روی های سریع طالبان در ولایات هم سرحدبا ایران بیشتر به حمایت و اشاره انگلیس و آمریکا صورت گرفته است، تا توانایی های نظامی طالبان. زیرا واشنگتن و لندن تصور میکنند که با کشاندن آتش جنگ در سرحرات ایران نه تنها خود را که در شش سال گذشته در جنگ در جنوب افغانستان زمینگیر احساس میکنند، نجات می دهند، بلکه می توانند با استفاده حتا از ابزار های تروریسم طالبانی و افزایش قاچاق مواد مخدر ایران را که در مسئله انرژی هستوی برای واشنگتن تمکین نمیکند، زیر فشار بیشتر قرار بدهند. هم چنان شاید تند روان محافظه کار در کاخ سفید فکر کنند با کشاندن آتش جنگ به شمال افغانستان و انتقال آن از طریق« پل دوستی» ساخت آمریکا به آسیای میانه و ضرر رساندن به منافع روبه رشد روسیه ، نفوذ از دست رفته شان در مقابله با سازمان شانگهای را تقویت خواهند نمود.
یک تعدادی آگاهان سیاسی نقش برخی حامیان خارجی دولت کرزی را در توطئه شهادت مصطفی کاظمی به منظور زیر فشار قراردادن جبهه ملی که ظاهراً گفته میشود از حمایت رقبای منطقوی واشنگتن یعنی ایران و روسیه برخور دار است، منتفی نمی دانند.
ترور مصطفی کاظمی با اینگونه سناریو و در شرایط خاص به هر انگیزه که بوده باشد خواه از جانب تندروان داخلی و یا بازیگران خارجی قبل از همه زنگ خطر را خیلی بلند برای مردم شمال به صدا در آورده است. ازین رو ترور شخصیت سرشناس نظیر مصطفی کاظمی در واقع سر آغاز یک توطئه سازمانده شده است که ترور شخصیت های سر شناس بیشتر و فجایع خونین تر دیگری در پی خواهد داشت.
به هر تر تیب فاجعه خونین بغلان یک جنایت نابخشودنی است که هر گز عاملین آن به میز محاکمه کشانیده نخواهند شد. اما کارنامه ها و شهادت معصومانه شخصیت های سرشناس نظیر مصطفی کاظمی الهام بخش مبارزات عدالت طلبانه نسل امروزی و آینده افغانستان خواهد گردید.
هارون امیر زاده
نفوذ روز افزون جبهه ملي در عرصه هاي سياسي و اقتصادي و قانونگذاري هاي كه براي دولت مافيائي تحمل ناپذير است باعث شد كه شخصيت هاي مثل شهيد مصطفي كاظمي از ميان برداشته شود.