Thursday, 9 Sep, 2010 - 13:53   امروز  پنجشنبه ۱۸ سنبله ۱۳۸۹ - ساعت به وقت کابل ۱۳:۵۳






 

اخبار مقالات پردیدده ترین مطالب موسیقی انگلیسی    


بخش ها:
جستجو:

     
اخبار هفته
مقالات
اخبار
مطالب جالب
آرشیف اخبار
جستجو
همکاران قلمی
شخصیت‌ها
کتابخانه
شعر
قوانین
لینکستان
فال حافظ
ارسال مطالب
تماس با ما
درباره ما
 

تحلیل ها دوشنبه ۲۴ جدي ۱۳۸۶ تعداد بازدید: ۱۹۹۸
اندازه متن :
   حکایت مسلمانی وزیر فرهنگ و بت پرستی مردم افغانستان

یک سال قبل هنگامی که عبدالکریم خرم، وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان با اتخاذ یک شیوه مجاهدگونه و با نیروی مسلح به ساختمان تلویزن ملی افغانستان هجوم آورد و به تصفیه کارمندان عمدتا جوان آن اقدام کرد، اندک امیدواری هایی که با ریاست «نجیب روشن» برای اصلاحات در این تلویزیون به وجود آمده بود نیز برباد رفت.
گویا قرار نیست شبکه تلویزیون ملی افغانستان درست شود و ابتدایی ترین معیارهای کار رسانه ای را رعایت کند. این روزها تعداد بسیار کمی از مردم کابل هر وقت تلویزیون های شان را بر روی شبکه تلویزیون ملی افغانستان عیار می کنند، معمولا در مقام گردانندگی  این تلویزیون آدم هایی را مشاهده می کنند که قبل از همه چیز فسیل شدگی و فرسودگی شان برجسته و نمایان است. تقریبا تمام کارمندان روی صحنه تلویزیون ملی دارای سن زیاد و مربوط به یک یا دو نسل پیش هستند که حتی آرایش بسیار غلیظ چهره و حقه های تلویزیونی هم نمی تواند تکیدگی چهره شان را بپوشاند. در حال حاضر بی نظمی و فقدان کار تخصصی و حرفه ای جایگاه تلویزیون دولتی افغانستان را در میان ده شبکه دیگر تلویزیونی دیگر در قعر جدول محبوبیت قرار داده است و با ورود شبکه های تازه نفس خصوصی، نفس های تلویزیون دولتی بیشتر به شماره می افتد.

 

به نظر می رسد کارمندان فعلی تلویزیون ملی هرکدام دوران طلایی کارهای تلویزنی شان را در زمان حکومت داکتر نجیب الله تجربه کرده اند و اینک بدون توجه به گسترش و توسعه بی سابقه کار رسانه ای در جهان، این کارمندان هنوز در همان نوستالژی دوره نجیب به سر می برند و بدتر از آن، می پندارند که در کار تلویزیون، بسیار با تجربه تر و حرفه ای تر از- به گفته خودشان- جوانک های امروزی هستند. این پندار نادرست همان مصداق کامل «جهل مرکب» است که گریبانگیر تمام رسانه های دولتی افغانستان شامل رادیو و روزنامه ها نیز می شود که نه تنها بر جهل شان واقف نیستند، بلکه می پندارند شیوه کاری خودشان صحیح است و بدون هیچ تردیدی بر آن اصرار می ورزند.

به عنوان یک نمونه، در سراسر دنیا برای کسانی که به عنوان مجری و نطاق روی صفحه تلویزیون ظاهر می شوند، دو معیار اصل است: «توان بالای گفتاری یا زیبا سخن گفتن» و «برخورداری از ظاهر و چهره نیکو و مردم پسند». اما در تلویزیون ملی افغانستان کسانی که مثلا مجری اخبار هستند، در هنگام خواندن خبر آنقدر دچار لکنت زبان می شوند که آدم آروز می کند کاش این شبکه عنوان «ملی» را بر روی خود نمی داشت. از سوی دیگر، چهره و ظاهر بعضی از مجریان اخبار تلویزیون ملی آنقدر خشن و نارسا هست که بعضی اوقات به راحتی می شود آنان را با بازیگران مسابقه «کشتی کج» اشتباه گرفت!

اما هدف از طرح این مقدمه نسبتا بلند این نیست که نارسایی ها و کاستی های تلویزیون ملی برشمرده شود. در حقیقت «از کوزه همان تراود که در اوست». از کوزه وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان که عبدالکریم خرم بر کرسی آن تکیه زده است، در حقیقت چیزی غیر از این نمی تواند تراوش کند. آنچه که نگارنده این یادداشت را به حیرت انداخته، اظهارات بسیار عجیب  وزیر اطلاعات و فرهنگ، عبدالکریم خرم است که رابطه بین پخش فیلم های هندی و بت پرست شدن شهروندان افغان را کشف کرده است! آقای خرم گفته است «پخش سریال های هندی از شبکه های تلویزیونی افغانستان، علاوه بر اینکه جوانان را به گمراهی سوق می دهد، باعث تبلیغ بت پرستی در کشور می شود».

تحلیل زیرساخت های فکری آقای خرم و پیامدهایی که اظهارات وی برای آینده افغانستان در پی خواهد داشت، نیازمند یک مجال دیگر است. اما نکته زیر در اظهارات وزیر اطلاعات و فرهنگ قابل تامل است:

سوگمندانه باید به حال «وزارت فرهنگ» یک مملکت تاسف خورد که وزیرش بر مسندی چنین مهم و بزرگ تکیه زده است اما راجع به مسایل فرهنگی، چنین سطحی و عوامانه به قضاوت می نشیند. در یک مقیاس کوچکتر، اظهارات آقای خرم را می توان تنها با دیدگاه رهبر طالبان، ملامحمد عمر مقایسه کرد که دستور منفجر کردن برجسته ترین نماد مدنیت گذشته این سرزمین، یعنی مجسمه های بودا را در بامیان صادر کرد. آقای خرم بر بلندترین مسند فرهنگی این مملکت تکیه زده است، اما قضاوتش مانند جماعت عوام و ساده ای است که سر چوک نشسته باشند.

تمام سریال های هندی که این روزهای از شبکه های تلویزیونی افغانستان پخش می شوند، درام های خانوادگی هستند که ممکن است پیام های دیگری داشته باشند، اما در هیچکدام از آنان بت پرستی تبلیغ نمی شود. از دوره های گذشته در افغانستان دو موضوع کاملا متفاوت با هم خلط شده اند که بر مبنای آن، مردم، آیین «بودایی» را مترادف با همان «بت پرستی» می دانند. نزدیکی آوایی این دو واژه و برخی مناسک دینی خاص پیروان این آیین در برابر مجسمه «بودا» بر تعمیق این تصور غلط بسیار تاثیرگذار بوده است. برجسته ترین نمونه این دیدگاه غلط را می توان در قضاوت مردم افغانستان راجع به مجسمه های بودا در بامیان دانست که سرانجام همین برداشت غلط منجر به تخریب آنان گردید. به استثنای تعداد کمی از تحصیل کردگان، تقریبا تمام مردم افغانستان نمی دانند که مجسمه های بودا در بامیان، خدای سنگی بت پرستان نبوده، بلکه مجسمه های پیامبر آیین بودایی است که نام این پیامبر «بودا» بوده است. پیروان آیین بودایی هرگز این مجسمه ها را به عنوان «خدا» پرستش نمی کنند. آنان در حقیقت مجسمه پیامبر شان را به این خاطر می سازند و در برابر آن به عبادت می پردازند که خداوند به احترام پیامبرشان، حاجات آنان را برآورده کند. اما نکته عجیب تر این است که «وزیر اطلاعات و فرهنگ» افغانستان مانند مردم عوام هنوز نتوانسته فرق بین کلمه «بت» و «بودا» را تشخیص دهد و چنین می شود که او در ابتدا هرچیزی را که مربوط به هندوستان باشد، به «بودا» ارتباط می دهد و سپس بودا را به «بت پرستی». پس لاجرم در دایره تفکر آقای خرم، برایند نهایی همه اینها چیزی نیست جز ترویج بت پرستی. حتی اگر این فرض آقای خرم را درست هم بدانیم، یکی نیست از آقای خرم بپرسد که وزارت تحت فرمان شما به عنوان مهمترین متولی امور فرهنگی افغانستان و تلویزیون ملی که تحت اداره مستقیم شماست، چقدر توانسته برنامه های اسلامی و جذاب تولید کند که بتواند با تولیدات صنعت سینمای هند و کشورهای غربی رقابت کند؟

اما در ورای همه این اما و اگر ها، جای یک پرسش بنیادین هنوز باقی است: آیا بالاترین مقام فرهنگی افغانستان، آقای خرم، به راستی تا این اندازه سطحی می اندیشد یا زیرساخت های فکری اش او را وادار به چنین موضعگیری های حیرت آور می کند؟

جواب این پرسش را به خوانندگان این یادداشت وا می گذارم. اما مردم افغانستان هنوز از یاد نبرده اند که آقای خرم  زیرساخت های اندیشه ای و فکری اش را از «حزب اسلامی» گلبدین حکمتیار به ارث برده است.


فرید معاصر
نما






     نسخه قابل چاپ
     اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد
     صفحه نخست

اخبار و مقالات مربوط


خبر قبل خبر بعدی
 تحویل دهی تدریجی قدرت سیاسی برای قاتلان مردم افغانستان  

 بی نظیر بوتو کی بود؟ 

فرار مردم محلی هزارستان از تهاجم خونین کوچی هافرار مردم محلی هزارستان از تهاجم خونین کوچی ها
منافع فردی تیکه داران قومی؛ معیار موافقت یا مخالفت از نشانی مردم منافع فردی تیکه داران قومی؛ معیار موافقت یا مخالفت از نشانی مردم
احمد شاه مسعود، به روایت همسرشاحمد شاه مسعود، به روایت همسرش
نظــام فــدرالی راه حــل بحــران کنــونی درافغــانســتان نظــام فــدرالی راه حــل بحــران کنــونی درافغــانســتان
خطوط قرمز امریکا برای مصالحه با طالبانخطوط قرمز امریکا برای مصالحه با طالبان
کوچی های شمال در شمال، و کوچی های جنوب در جنوب ساکن گردند
کوچی های شمال در شمال، و کوچی های جنوب در جنوب ساکن گردند
ده ها قصه‌ی نا گفته‌ی «صالح» و داستان «اتمر»ده ها قصه‌ی نا گفته‌ی «صالح» و داستان «اتمر»
امرالله صالح؛ قربانی معامله‌ی کرزی ـ پاکستان
جزئیات استعفای امرالله صالح از زبان خودشجزئیات استعفای امرالله صالح از زبان خودش
جلب حمایت مردم قربانی میخواهد!
جلب حمایت مردم قربانی میخواهد!
باج‌دهی و مذاکره؛ اشتباهاتی که تکرار می شوند
سكوت، سرشار از ناگفته هاست!
نقش رسانه ها در شکل گیری دقیق انتخابات در افغانسستان
«گامهای سبز، نشانه های قرمز» بخش دوم
بحران سیاسی وامنیتی ناشی از کمپاین برنامه ی خروج غرب از افغانستان
انتخاب المصری به حیث فرمانده ی جنگ در افغانستان از سوی شبکه ی القاعده
رهبران اقوام دیگر از کرزی فاصله می‌گیرند
شاهکار مدیريتی؛ ریاست عمومی امنیت ملی به « لوی ریاست » تبدیل می‌گردد!
مصاحبه خانم زهره یوسفی با محترم قانونیمصاحبه خانم زهره یوسفی با محترم قانونی
نگاهی به نظریه های سیاسی روستا تره کی ! - بخش دوم  - 


نگاهی به نظریه های سیاسی روستا تره کی ! - بخش دوم -
افغانستان و برگشت به نظام شبه اقتدارگرا
مصاحبه اختصاصی باور با میرزایی مدیر خبر شبکه ی جهانی رادیو وتلویزیون آریانا
یک پاسخ مستند، به تلاش غیر مستند جعل سالار کبیر، روستار تره کی
نگاهی بر نظریه های سیاسی روستا تره کی !
نگاهی بر نظریه های سیاسی روستا تره کی !
تبصره اي بر فرمايشات "قبيله محوري" روستار تره كی!
افغانستا ن یکی ازممالک اقلیتهای قومی درجهان قسمت دوم
''افغانستان طرحی فدرال گونه نیاز دارد''


    نسخه قابل چاپ

    اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد
    صفحه نخست


نظرات
سه شنبه ۲۵ جدي ۱۳۸۶ در ساعت ۰۸:۵۹

اسم   :   آرين محل سکونت   :   :ايران ایمیل   :  

اينكه جناب آقاي خرم وزير فرهنگ جمهوري اسلامي افغانستان(البته من كنار هم قرار گرفتن اين كلمات را صرفاً يك نوع زيبايي نوشتاري مي دانم و گرنه هيچ اعتقادي به آن ندارم چون بين آنچه در واقعيت مي گذرد و اين جمله سنخيتي وجود ندارد) از گفته هاي خويش چه منظور و مقصدي داشته اند نمي دانم؛ بگذريم كه اكثراً معتقدند نگاه سياسي، قومي و زباني در پشت اين قضيه نهفته است. اما من به اين جنبه آن كاري ندارم، ضمناً به اين امر هم معتقد نيستم كه فيلم ها و سريال هاي هندي ترويج بت پرستي مي كنند و براي جامعه آن هم يك جامعه ي به شدت سنتي و بسته مانند افغانستان كه اسلام را نه با شناخت كامل آن بلكه تقليدي و كوركورانه و آميخته با خرافات و رسم و رسومات عرفي كهنه و مندرس پذيرفته اند، خطرناك باشد. اما نكته جالب اينجاست كه آيا در دنيا فقط يك كشور وجود دارد كه فيلم و سريال بسازد و آن هم هند و لا غير و فقط هم مخصوص شبكه هاي خصوصي قدرتمند جمهوري اسلامي افغانستان!!!؟ آيا اين جواب قانع كننده اي است كه چون مردم افغانستان فيلم ها و سريال هاي هندي را مي پسندند پس ما هم در شبكه هاي خودمان هفت روز هفته و درهر روز چندين سريال و يا فيلم هندي پخش مي كنيم تا باشد كه مردم عزيز و رنجديده جمهوري اسلامي افغانستان از اقيانوس پر خروش فيلم و سريال هندي سيراب گشته و غم گذشته از دل بزدايند!!!؟ اگر اين عين واقعيت باشد من با كمال تاٌسف مي گويم كه پس مردم ما بايد بسيار بد سليقه و بد ذوق باشند كه فقط هند را مي بينند و بس!!! در اين بين دوبله آنها و اينكه بسياري از صحنه ها كه با همان فرهنگ بسته افغاني همخواني ندارد، سانسور نشود كه مبادا به ريش و قباي آزادي و دموكراسي بر بخورد بماند!!! لذا متوليان امر فرهنگ كه فرياد وا اسفا مي زنند اول به خود رجوع كنند كه چقدر جامعه افغانستان را شناخته و برنامه هاي هماهنگ با اين جامعه ساخته اند؟ اساساً يكي از مشكلات ما اين است كه مسؤولان و متوليان امور ما با جامعه و مردم بيگانه اند( منظور من صاحبان شبكه هاي خصوصي نيز هستند) و فقط به فكر جيب و انباشت سرمايه براي خود هستند. در اين بين خداوند فقط بايد به حال كودكان و جوانان افغاني كه ناخود آگاه اسير اين شرايط سخت شده اند و آلت و بازيچه دست سرمايه داران از خدا بي خبر قرار گرفته اند رحم كناد.
نظرات
سه شنبه ۲۵ جدي ۱۳۸۶ در ساعت ۱۱:۲۴

اسم   :   عارف محل سکونت   :   :سادات ایمیل   :  

سلام

لطفاً چند لحظه به عکس این مردک دقت کنید. جهره کدام یک حیوانات به نظرتان منسجم میشود :-)؟؟؟؟


نظرات
چهارشنبه ۲۶ جدي ۱۳۸۶ در ساعت ۰۷:۲۹

اسم   :   عادل محل سکونت   :   :هرات ایمیل   :  

وقتي چشمم به قيافه اين ملا خرم مي افتد باوركنيد كه دلم از فرهنگ بد ميشود.
نظرات
پنجشنبه ۲۷ جدي ۱۳۸۶ در ساعت ۰۸:۰۵

اسم   :   حیران محل سکونت   :   :افغانستان ایمیل   :  

پرواندارد هر چی کی هست خو مسلمان ومجاهد خو است . چون برا ی مجاهدین هیچ کاری عیب نیست.چون او نمازمیخواند ریش دارد نیکتائ نمیبندد خوب همه کارهایش اسلامیست . زیاد سرش گپ نزنید که استاد سیاف خفهئمیشه.
نظرات
شنبه ۲۹ جدي ۱۳۸۶ در ساعت ۱۰:۴۳

اسم   :   فضل الله موحد محل سکونت   :   :تهران ایمیل   :  

اگر آقاي خرم واقعا به حيث يك روشنفكر ووزيردنبال افرادي تلويزيون ملي ميگردد اين نيست كه براي رشدتلويزيون ملي باشد چيزي جز اين حرفهاديگري براي گفتن نداشتند.ايشان به عنوان يك مسئول ووزير فرهنگ بايدفرهنگ هنري وآموزشي انتقاد داشته باشد كه چرا كشورما مثل ديگر كشورهاسريال هاي جزاب وديدني ندارد وچاره اي براي ارتقاء وكيفيت وبرنامه هاي شبكه اي كشوربي جويد تامردم اميدوار شوندكه ما همچون وزيري داريم.
نظرات
يكشنبه ۳۰ جدي ۱۳۸۶ در ساعت ۰۰:۳۲

اسم   :   فـــرهاد محل سکونت   :   :کــابل ایمیل   :  

بجواب آرین از ایران بگویم که مردم افغان کور کورانه اسلام را نپذیرفته بلکه از گفتار قرآن پاک و اهادیث محمدی پذیرفته اند خودت که در ایران هستی ریا و دروغ مسلمان های ایران را دیدی که راجع به هموطنانت هم چنین قضاوت داری ایرانی ها را همه ما میشناسیم . در قسمت سریال های هندی باید گفت که این یک یاوه سرایی توسط تو و دوستت خرم شده هیچ اصلآ قابل تبصره نیست . ازشما بیسواد ها همین توقع را داریم .

آدمیت نه به نـُطق و نه به جان و نه به ریش است ....
طوطی هم نـُطق و خر هم جان و بز هم ریش دارد .

نظرات
پنجشنبه ۱۱ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۲۱:۰۱

اسم   :   حاجی پردل محل سکونت   :   : ایمیل   :  

من هم نظر آقای خرم را در مورد ترویج بت پرستی از طریق سریالهای هندی کاملا غیر منطقی و طفلانه میدانم زیرا فلم های هندی از سالیان متمادی در کشور ما رایج بوده اما در جریان پنجاه سال اخیرتا کنون دیده و یا شنیده نشده از هموطنان ما کسی تحت تاثیر فلمهای هندی به مذهب بودایی تغیر مذهب داده باشد، اما در عین حال نمیتوان با این عقیده نوسینده نیز موافق بود که تلویزیون ملی باید ۲۴ ساعت هفت روز هفته در انحصار جوانان با موسیقی پاپ باشد .
زیرا عده زیادی از تماشاچیان بشمول این حقیرآرزو داریم افراد مجرب تر را نیز در تلویزیون مشاهده و از تجارب آنها مستفید گردیم خوب این جبر زمان است که با بلند رفتن سن تغیراتی در شکل ظاهری انسان رونما میگردد که بقول شاعر \

نظرات
جمعه ۱۲ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۰۶:۵۷

اسم   :   آرين محل سکونت   :   :ايران ایمیل   :  

هموطن و همشهري عزيز آ قا فرهاد، خدمت شما عرض شود كه اولاً: من از آن دسته آدمهايي نيستم كه از چنين امكانات و فضا هايي براي توهين كردن به يكديگر يا قوم و زبان خاصي استفاده كنم ( علي الخصوص ما افغاني ها) و وقتي چنين مي بينم يا اينكه دو نفر يك سايت عمومي را مكاني براي عقده گشايي هاي خويش مي يابند و انواع و اقسام توهينات را نثار هم مي كنند ويا عفت كلام را رعايت نمي كنند بسيار متنفر مي شوم و گاهي مسؤولان سايت را مقصر مي دانم كه چرا نظري را كه بر خلاف مقررات سايت مي باشد براي عموم به نمايش مي گذارند. ثانياً: وقتي نظر شما را كه در جواب نظر من نوشته بوديد ديدم، هم متأ سف شدم و هم متعجب. متأ سف چون آنچه را كه به من نسبت داده ايد به وضوح در نوشته و املاي كلمات شما ديده مي شود و متعجب كه چطور نظر شما مخالف نظر من است( البته منظور اين نيست كه نبايد هرگز نظر مخالفي وجود داشته باشد)، اتفاقاً شما بايد با من هم نظر مي بوديد. آيا شما اسلام را با شناخت آن پذيرفتي يا چون پدر شما مسلمان هست نام مسلمان بر خود گذاشتي؟!!! آيا قبول نداري كه در افغانستلن بسياري از رسم و رسومات قومي و قبيله اي كهنه و مندرس به نام اسلام عزيز ختم مي شود؟ اگر اينگونه نيست پس اين تفاوت بين اسلام و مسلماني ما از كجا ناشي مي شود؟!!! و اينكه آيا نمي پذيري كه در حال حاضر بيش از ده سريال هندي در عين زمان از شبكه هاي مختلف خصوصي درطول هفته در حال پخش است (بر گرفته از مقاله اي در سايت بي بي سي)؟!!! آيا اذعان نمي كني كه جامعه داراي علايق و سلايق مختلف هست و بايد به آنها هم احترام گذاشت؟ شايد شما هم از همان سينه چاكان فيلم وسريال وسينماي هند هستي كه با اين همه هنوز هم سيراب نشده اي؟!!!
نظرات
شنبه ۲۰ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۱۷:۲۱

اسم   :   هروي محل سکونت   :   :مهاجر در ايران ایمیل   :  

سلام بر همه . اقاي فر هاد عزيز از كابل بايد بگويم نخست اين كه دو قرن طول كشيد تا مردم كشور ما به خصوص مردم مناطق جنوبي و مشرقي ان اسلام اوردند مردم نورستان كه تا دو قرن پيش هم بت پرست بودند چيز ديگر است . اين واقعيت است كه مردم كشور ما دو قرن در برابر ورود اسلام جنگيدند . چون مردم كشور ما ذاتا مردمي متعصب هستند .شخصا خود من ويا خود شما براي انتخاب دين مان مطالعه و تلاش كرده ايم يا نه ؟ما اسلام را به صورت ارثي و نسل به نسل اموخته ايم نه از روي اگاهي و گر نه امروز در ميان ما اين همه جنايت و خيانت نبود. وگرنه كردار ما نبايد با كردار و گفتار حضرت محمد (ص) تفاوت داشته باشد .در حالي كه اسلام پاكيزگي را را از ايمان مي داند در جامعه ما گويا كثيفي را ارزش ميدانند . در اسلام و در اخلاق محمدي مهرباني را سفارش مي كنند در جامعه ما خشونت به زير دستان .

لطفاً قبل از نوشتن نظرات مقررات آریانانت را مطالعه کنید.


 
اسم نویسینده:
آدرس ایمیل:
محل سکونت:
  







نقل و نشر مطالب با ذکر نام سرویس خبررسانی آریانانت  آزاد است صفحه اصلی بخش ها موسیقی تماس با ما مقالات سرخط اخبار

مقدار زمان ايجاد صفحه: 0.888 ثانيه