Tuesday, 9 Feb, 2010 - 14:39   امروز  سه شنبه ۲۰ دلو ۱۳۸۸ - ساعت به وقت کابل ۱۴:۳۹






 

اخبار مقالات پردیدده ترین مطالب موسیقی انگلیسی    
بخش ها:
جستجو:

     
اخبار هفته
مقالات
اخبار
مطالب جالب
آرشیف اخبار
جستجو
همکاران قلمی
شخصیت‌ها
کتابخانه
شعر
قوانین
لینکستان
فال حافظ
ارسال مطالب
تماس با ما
درباره ما
 

تحلیل ها دوشنبه ۲۲ دلو ۱۳۸۶ سرویس خبررسانی آریانانت احمد بهار چوپان تعداد بازدید: ۳۰۷۱
اندازه متن :
   ما را فضیلتی است که ما راست پارسی

پارسی  ‏
گل نیست، ماه نیست، دل ماست پارسی ‏
غوغای کُه، ترنم دریاست پارسی

از آفتاب معجزه بر دوش می کشد ‏
رو بر مراد روی به فرداست پارسی ‏
از شام تا به کاشغر از سند تا خجند ‏
آئینه دار عالم بالاست پارسی ‏
تاریخ را، وثیقه ی سبز شکوه را ‏
خون من و کلام مطلاست پارسی ‏
روح بزرگ و طبل خراسانیان پاک ‏
چتر شرف چراغ مسیحاست پارسی ‏
تصویر را، مغازله را و ترانه را ‏
جغرافیایی معنوی ماست پارسی ‏
سرسخت در حماسه و هموار در سرود ‏
پیدا بود از این ، که چه زیباست پارسی ‏
بانگ سپیده ، عرصه ی بیدار باش مرد ‏
پیغمبر هنر، سخن راست پارسی ‏
دنیا بگو مباش، بزرگی بگو برو ‏
ما را فضیلتی است که ما راست پارسی ‏
   شهید عبدالقهار عاصی   ‏

‏ ‏
سرگذشت زبان پارسی و پارسی ستیزی، قصۀ تازه نیست و این زبان گشن و غنامند، که از شام تا کاشغر و از سند ‏تا خجند به آن سخن گفته میشد و قلم زده، در اثرستیزه جویی های  دشمنانه استعمار گران آهسته آهسته دامنه اش به ‏سه کشوری، که امروزه درجغرافیای سیاسی جداگانه ، شکل گرفته اند، ولی از پیکرۀ آریانای بزرگ بریده ، یا هم ‏تبر تقسیم گشته اند، محدود شد. ‏
با استقرار امپراطوری اشغالگربریتانیا در هند که زمانی طوطیان آن از قند پارسی شکر شکن میشدند، این زبان ‏مورد بی مهری عمدی قرار گرفت، و جایش را به زبان اردو و انگلیسی خالی کرد. با آنهم بزرگان و صاحبدلانی ‏همچون میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی، میرزا اسد الله خان غالب دهلوی، و علامه اقبال لاهوری، این زبان را در ‏آثار شان نه تنها در کشور های زادگاه خود، بلکه ماندگار عالم ساختند. ‏

جشن های کتاب سوزانی که اسلاف مغول در ساحات پیدایش و پاگیری اولیه زبان پارسی براه می انداختند مثل ‏داغی بر دل تاریخ و لکه ننگی بر دامن و دست مجریان باقیست. لیک زبان پارسی در کتاب های که آن فرهنگ ‏ستیزان کوته بین سوختند خلاصه نبود که با خاکستر جا مانده از کتاب ها به بادش دهند، بلکه ققنوس پارسی بار بار  و تا ابد سر از خاکستر کتابهای سوخته و استخوانهای شکسته بر می آورد وخوشبختانه هنوز در ‏همان سرزمین ها پارسی زبان شیرین ایست که کثیری از خلایق از شنیدن و گفتنش حلاوت می جویند و لذت می برند.‏
بانفوذ و گسترش امپراطوری روسیه تا ساحت سمرقند و بخارا، زمانی فرا رسید که خجند را که شهر تاریخی ‏‏" استروشن" آن یادگار کوروش کبیر است، " لنین آباد " نامیدند و زبان پارسی – دری را زبان دربار و فیودال ‏ها، و با این بهانه اول الفبایش را در لای برگ های کتاب ها زندانی ساختند، بعد خود زبان را تا آنجا که توانستند ‏زمینگیر و گاهیکه نتوانستند کلا نابود سازند، به مسخ کردن و آمیخته سازیش با کلمات ناموزون و نا متجانس زبان ‏روسی دل خوش کردند. ‏
زبان گهربار پارسی، که نیای بزرگش فرودسی، میفرماید : ‏
بسی رنج بردم درین سال سی     ‏
عجم زنده کردم بدین پارسی ‏
 نمیرم از این پس که من زنده ام       ‏
که تخم سخن پراکنده ام  ‏
 پی افگندم از نظم کاخ بلند‏
که از باد و باران نیابد گزند‏

و سپس تو گویی با چشم دلش سرنوشت آیندۀ این زبان را میدانسته، که مورد بی مهری ها واقع خواهد گشت، ‏میگوید که کاخی چنان استوار از سخن بنیاد نهاد که از هیچ طوفان و بارانی آسیب نخواهد دید، یعنی منظور ‏فرودسی ماندگار سازی زبان پارسی در امتداد تاریخ و حفظ هویت تاریخی و فرهنگی آریانا و زبان آن پارسی ‏بوده است. اما چرا استعمارگران بزرگ به محو زبان پارسی یا هرزبان دیگری اقدام نمایند؟ ‏
زیرا آنان بخوبی میدانند که وقتی زبان و فرهنگ ملتی را از او بستانی، آنگاه منقاد سازی آن ملت بسی ساده خواهد ‏بود.‏


در کشور ما که افغانستانش میخوانند، پارسی ستیزی همانا ارمغان استعمار انگلیس است که آنرا به دولت ها و ‏دودمان های مشخصی بیادگار گذاشت و خود با خیال راحت از اینکه دست نشانده هایشان برنامه های دشمنانه ‏آنانرا پیگیری خواهند کرد به لانه هایشان برگشتند. تعدادی در ستیزه جویی با پارسی و پارسی گویان سرآمد شدند ‏مثل غلام محمد فرهاد که اولین بار مکنونات ضمیر های ناپاک هم اندیشان سیاه دل اش را رسماً در مرجع قانون ‏گذاری وقت اظهار داشت و محمد گل مومند که سایۀ پارسی را با تبر میزد. ‏
نادر که برخی  تاریخنگاران او را لقب " غدار" داده اند، در تاج التواریخ می نویسد که در قلمرو تحت سیطره اش مردم ‏با زبانهای مختلف سخن میگویند، پارسی که زبان دفتر و دیوان و زبان رسمی کشوری بوده است، که او میگوید ‏میتواند به آن سخن بگوید و بنویسد و بخواند. پشتو، که زبان اقوام پشتون یا افغان است و زبان مادری او ودیگر ‏زبانها. ‏
حتی در ایام زمامداری احمد شاه ابدالی، که او را بنیانگذار افغانستان در هئیت جغرافیای سیاسی فعلی میخوانند، و ‏او خود را پادشاه خراسان میخوانده است، زبان دیوان و فرمانش همین پارسی بوده است.

 دوستی برایم نقل میکرد ‏که روزی در آغازین ماه های حکمران شوی کرزی خان، نزد وزیر فرهنگ وقت تشریف داشته که مرد محاسن ‏سفیدی نزد وزیر آمده و گفته است که فرمان احمد شاه ابدالی را که  مطابق به آن زمین های را در جنوب مملکت ‏به جد بزرگ او، بخشیده بوده اند، آورده است تا به وزارت فرهنگ هدیه کند ، تا خیالش راحت شود که آن سند ‏تاریخی را به دست های درست سپرده است. آن دوست گفت که سند دست به دست میان مهمانان آن روز وزیر ‏فرهنگ  گشت و آنچه مایۀ تحیر بود اینکه فرمان که مهر و اسم احمد شاه ابدالی در آن واضح به چشم میخورد، به ‏زبان پارسی و به بهترین خط نستعلیق نوشته شده بود.

اما پارسی ستیزان معاصر، که همیشه نیت سو و سیاه شانرا در جامۀ نا به اندام " وحدت ملی " می پوشانند، هرگز به ‏این ملاحظات تاریخی و ارزش و اهمیت فعلی زبان پارسی در امر انتقال اندیشه و دانش به شهروندان نگاه نکرده ‏از هرفرصت و بهانۀ برای نابودی آن استفاده می کنند. ‏
گوناگون زبانی و چند ملیتی در کشور های که از مرحلۀ بحران هویت سربلند گذشته اند، امتیازخوبی برای آن ‏کشورها به شمار میاید و حتی برای حفظ میراث های بجا مانده از زبان کوچکترین اقلیت های فرهنگی اقدام ‏صورت میگیرد، اما از سیاه بختی ماست که ما باید تاوان سرگشتگی آن عدۀ را که در بحران هویت خود شانرا گم ‏کرده اند، به بهای زبان و گنجینه های فرهنگی مان بپردازیم. ‏

در دهه های اخیر گروه ها و افراد مشخصی در کشور ما ظهور کرده اند که تلاش دارند تاریخ کشور ما را همزاد ‏افغانستان بدانند، و آنگاه افغانستان را نیز مال بابایشان، بناٌ هرکسی از گذشتۀ پنج هزار ساله و میراث فرهنگی و ‏رابطه های تاریخی اش با سرزمین های همجوار صحبت کرد، بیگانه است و حتی دشمن. ‏
این تیپ افراد بیمار خیال میکنند که با دگر ستیزی و انکار آفتابی ترین حقایق به مثل زبان پارسی، میتوانند بجایی ‏برسند و برای خود تاریخی بسازند، اما وقتی جشن کتاب سوزان اسلاف مغول بنیاد پارسی برنکند، گاهیکه دشمنی ‏عرب موفق به نابودی این زبان نگشت، و مکر استعمار بنای استوار پارسی را سست نکرد، عصر حاضر که عصر انقلاب آگاهی و رسانه هاست؛ نمیشود با جریمه ‏کردن یکی و برطرف کردن دیگری به جرم صحبت با زبان مادریش پارسی را  در قلمرو زادگاه مولانا جلال الدین، و رابعه بلخی نفله کرد. ‏

آری، نشربرنامه ها با زبانی غریب و بتازگی اختراع شده از سوی عقده مندی چند، که در آن کلمات پشتو ، ‏فارسی ، ازبیکی و حتی انگلیسی را دریک سطر می نویسند و آنگاه از طریق تلویزیونی بنام ملی، بخوانش می ‏گیرند، گونۀ دیگر این پارسی ستیزیست.

سالها قبل که دست سرنوشت به پاکستانم برده بود، متوجه شدم تعدادی از مردم به زبانی غریب که معجونی از ‏فارسی و پشتو است صحبت میکنند. به آن زبان که آنرا " کَندی باغی " میگویند اکثراُ مردم بیجا شده از مناطق ‏شهری لغمان، صحبت میکنند، مثالی  میارم  تا منظورم را بهتر عرض کرده باشم .‏
او هلکه او ده مابین پتی چرا میری؟ پُلی په سر لار ده! سنگ ده بغل میزنم، بوک به دی را واره وم. ‏ بلی، حالا اگر شنونده یا مخاطب در میان کندی باغی ها زیسته باشد، و با آنها گفت و شنید کرده باشد، به سادگی ‏میداند که دهقانی به جوان بچۀ که داخل کشتزار شده با ناراحتی خطاب کرده و میگوید که آ های  پسر داخل ‏کشتزار چرا شده ای؟ در حالیکه راه برای رفتن روی پلوان است! زود از کشتزار بیرون شو ورنه با سنگ به ‏بغلت خواهم کوفت تا گُرده اترا دگرگون سازد. زبانی که تلویزیون بنام ملی، افغانستان میخواهد امتیاز اختراعش ‏را بنام خود به ثبت رساند، زبانیست که از قبل نیز گویندگانش را دارد، و این زبان در لابلای کلمات فارسی و ‏پشتویش راز دیگری را نیز بما میگوید! و آن اینکه گوینده گان آن، زبان اصلی شان زبان دیگری نبوده جز فارسی ‏ولی، وقتی ناچار شده اند تا زبان پشتو را به جای آن برگزینند، پشتو نیز آموخته اند، اما هنوز هم نمی توانند یا نمی ‏خواهند زبان اصلی شانرا فراموش کنند. ‏


اگر سخن را به درازا نبرم و برای سرگشته گان بحران هویت، که حتی پته خزانه، عقده هایشان را آب نمی کند، ‏بگویم که وقتی روی سر در ملل متحد شعر سعدی را با خط فارسی و دیگر زبان های زنده دنیا می نویسند که ‏
بنی آدم اعضای یکدیگرند     که در آفرینش زیک جوهرند،

گاهیکه یونسکو بهترین جایزۀ فرهنگی اشرا به اسم ‏مولانا جلال الدین محمد بلخی مسما میکند، وقتی اشعار مولانا را در تمام دنیا برگردان می نمایند و آن ترجمه ها ‏پرفروش ترین کتاب سال میشوند، خیال نکنم کاری از شما ساخته باشد و برعکس توبیخ کردن شخصی به جرم ‏آنکه او با زبان مادریش سخن گفته یا نوشته، عقده های نهفته و چهره های اصلی شما را آشکار میسازد و بس.‏

آنزمان که ابومسلم خراسانی در جواب شاعری که به زبان عربی خیرمقدمش گفت فرمود:" چیزی را که من اندر ‏نیابم چرا باید گفت؟" رستاخیزی بپا کرد و زمینۀ برگشت به زبان پارسی را که تحت سیطرۀ زبان عربی قرار ‏گرفته بود، هموار ساخت و امروز که شما چنین کوته بینانه با زبان پارسی برخورد میکنید، عشق ما را به زبان ‏مادری مان که چون خون در رگ های ما جاریست، بیشتر برمی انگیزید تا برای ماندگاریش از هیچ تلاشی ‏فروگذار نکنیم.

بهانۀ شما که همیشه هم برای درهم کوفتن زبان پارسی به آن متوسل شده اید همانا وحدت ملی است ‏که دیگر کارگر نیست و کهنه شده. شما اگر تشویش دارید که کلمات بنیاد وحدت ملی را سست نسازند، بگذارید ‏برایتان بگویم که اگر میان ملتی وحدت ایجاد شد، کلمات " دانشگاه " و " دانشکده" یا " بیمارستان" و " ‏فرهنگستان" توان شکستن آن وحدت را نخواهند داشت! ولی وحدتی که کلمات قادر به تباه کردنش باشد، دروغی و ‏مصلحتی بیش نیست و در سایۀ دروغ و مصلحت نه ملتی ساخته شد، نه هم وحدتی ایجاد. ‏
این احتجاج نامه را به امید آن به پایان میبرم که اقدام وزارت فرهنگ بی خبر از فرهنگ، تکانۀ باشد برای آنعده ‏که تا امروز با مدارا و مروت یا هم مصلحت و مصالحه در برابر همچو اعمال خاموشی اختیار میکردند.

 






     نسخه قابل چاپ
     اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد
     صفحه نخست

اخبار و مقالات مربوط


خبر قبل خبر بعدی
 فرهنگ سازی و صیانت فرهنگی به روش خرّم!  

 وزيرفرهنگ وبينشهاي بي فرهنگي در وزارت فرهنگ افغانستا ن  

سياست گام به گام بسوی ابقای طالبانسياست گام به گام بسوی ابقای طالبان
پژوهشی، پیرامون نهاد سازی هسته یی ایران و پیامدهای آن در منطقه و جهان
پژوهشی، پیرامون نهاد سازی هسته یی ایران و پیامدهای آن در منطقه و جهان
سنگ ها را بسته و سگ ها را
 دولت انحصاری، کابینه‌ي انحصاری! دولت انحصاری، کابینه‌ي انحصاری!
مصالحه با طالبان با کدام خوشبینی؟
کانفرانسی که نه طرح داشت و نه دستاورد
جبهه ملى کنفرانس لندن را مانور سياسى خواندجبهه ملى کنفرانس لندن را مانور سياسى خواند
کرزی در نقش شیطان درامه ی "اتللو"
کل اگر طبیب بودی!
دموکراسی انگلیسی، طالبانی کردن افغانستان است!


    نسخه قابل چاپ

    اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد
    صفحه نخست


نظرات
سه شنبه ۲۳ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۰۸:۵۶

اسم   :   فاضل هروی محل سکونت   :   :هرات ایمیل   :  

افغانستان از خود هویت ملی دارد ،افتخار به هویت افتخار به مادر است ،زنده باد افغا نستان وفویت ملی افغانستان....سرنګون باد اجیرهای ایران و رژیم ایران
نظرات
سه شنبه ۲۳ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۱۳:۲۲

اسم   :   کلک راستگو محل سکونت   :   :قصه های مردمی ایمیل   :  

درود برهمه هموطنانم .
یک نکتۀ باریکتر از مو هست که دوستان نباید فراموش کنند، که این دسته افراد تنها با واژه گان چند از زبان پارسی- دری مشکل ندارند، بلکه با تمامت فرهنگی که اینان از سر نادانی و حسادت، بیگانه اش می حسابند، کین می ورزند و مشکل دارند.
اینان دوست دارند که افغانستان کشوری باشد از آسمان به یکباره دوقرن قبل برای آنان نازل شده و با فرهنگ و تاریخی که سراسر افتخارش غارت گری های احمد شاه ابدالی و در عصر حاضر هم خون ریزی های ملا عمر باشد. اینان به فردوسی و بوعلی سینا، مولوی و ناصر خسرو نیازی ندارند!! ملای کور، ملای لنگ ، محمد گل مومند، نادر غدار، کرزی ، اینها برایشان ازهر شخصیت فرهنگی و تاریخی ایکه به گذشته پر افختار آریانا و خراسان رابطه دارند، محترم تر اند.
طول و عرض فرهنگ شان هم همانا پته خزانه است، که عمرش برابر است با عمر عبدالحی حبیبی ، بناً در شعشعه فرهنگ و جزلاینفک آن فرهنگ گشن یعنی زبان پارسی خود شانرا کمرنگ و بی رنگ می یابند و آنرا طرد میکنند در حالیکه اگر خردمندانه بیاندیشند در افتخارات آن میتوانند سهیم باشند و حرفی برای گفتن داشته باشند، ولی از بس عقده مند اند ترجیج میدهند نسب شان به یهود برسد ولی با آریانا و خراسان آشتی ناپذیرند. بنا آماج کینه هدفمندانه اینان کلیت فرهنگ ماست نه تنها زبان پارسی و واژه گانی چند از آن.

نظرات
سه شنبه ۲۳ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۱۱:۰۹

اسم   :   احمد محل سکونت   :   :شتل ایمیل   :  

احساس و معلومات برادر مان قابل قدر داني است. از خدا ج موفقيت دارين برايت ميخواهم.
نظرات
چهارشنبه ۲۴ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۰۱:۱۹

اسم   :   حامد باختری محل سکونت   :   :سمنگان ایمیل   :  

به لفظ پهلوی هر کو سرآید
خراسان آن بود کز وی خور آید
خرآسان بوده است و خواهد بود خورشید را نمی شود میان دو انگشت پنهان کرد. آن ابله گان که علیه این مرزبوم سفسطه سرایی و یاوه سرایی میکنند کور خواندن که فرهنگ والایی این دیار آن کوچیانی دربدر و بیچاره را در دامان خورد پرورده خویی آدمی به ایشان آموخت . پس ای بی غیرتان وقتی نمک میخورید بر نمکدان مشاشید.

نظرات
سه شنبه ۲۳ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۱۸:۱۲

اسم   :   هروي نژاد صادق محل سکونت   :   : مها جر در ايران ایمیل   :  

سلام . بر همه . درود بر تو اقاي احمد بهار . ببوسم دستانت را .
اقاي فاضل هروي كه بايد بگويم نه فاضل هستي و نه هروي و حتما از همان ناقلين پاكستاني هستي كه به هرات منتقل شده اي . تو مصداق ان شعري كه مي گويند كافر همه را به كيش خويش مي داند .
شاه امان الله غازي در تمام قرار داد هايش با ديگر كشور ها از زبان فارسي استفاده مي كرد و در اخر مي نوشت متن حاضر به زبان فارسي و ..... نوشته شده و هر دو متن از حق تسا وي بر خوردار است . مانند قرارداد با روسيه كه تمام اين قرارداد ها ي رسمي اسنادش موجود است و در كتا بهاي تاريخي مانند افغانستان در پنج قرن اخير امده است . وقتي منطق نداري و حرف حساب براي گفتن نداري فحاشي ميكني و خصلت هاي خودت را به ديگران نسبت ميدهي .

نظرات
چهارشنبه ۲۴ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۰۷:۳۱

اسم   :   فرزاد محل سکونت   :   :كندز ایمیل   :  

كلك رستگوي.احمد.هروي نژادصادق سلام به واژه هاي شيرين تان.آنانيكه دست به كشاكش هاي فاشيستي ميزنندبي فرهنگ هاكه دادازفرهنگ ميزننددستانشان شكسته باداين فقط آبروريزي خودشان وقوم شان دربرابر چهان است
نظرات
چهارشنبه ۲۴ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۰۷:۵۸

اسم   :   سعيد محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام بر هم ميهنان عزيز به خصوص پشتونهاي عزيز و با انصاف. كه با استبداد و فا شيسم مخلفند و طرفدار برابري اقوام هستند .
ما با فاشيسم قبيله مخالفيم . با استبدادو تحميل زباني خاص به ديگران و دخالت در زبان ديگران هم مخالفيم . خرم يك فاشيست بي سواد و بي فر هنگ است . كه بر اثر بي همتي و اشتباه نما يند گان پارلمان به اين مقام رسيده .
درود بر دكتر رهين وزير پيشين فرهنگ كه با فر هنگ بود .

نظرات
شنبه ۲۷ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۲۲:۵۸

اسم   :   کوشانی محل سکونت   :   :اروپا ایمیل   :  

بايد بيدار بود و از افتخارات نياکان خویش حراست نمود. بلخ زادگاه زبان زیبای فارسیء خراسان مهد علم ودانشء وایران بزرگ تمدن شرق را باید ستود و گرامی داشت.
از ماست بر ماست. اگر چند فارسی زبان کاسه لیس مثل محمد عطا نورء مارشال فهیمء یونس قانونیء محمدکریم خلیلیء مجددی و دیگران در دستگاه دولتی داشته باشیمء که با حقارت تمام نان برده گی میخورند و خاموش می نیشنندء حال مان از این بدتر خواهد بود. کجاست تا بار دیگر آزاده های اصیل خراسان چون شهید مسعود بزرگ و شهید بابه مزاری داشته باشیم. کسانیکه از حق خود و از مردم خود تا پای جان دفاع کردند.

نظرات
دوشنبه ۲۹ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۰۹:۵۵

اسم   :   اصیل پشتون محل سکونت   :   :هیرا مندوی ایمیل   :  

جگره مره. نه یوازی دایرانیانو بلکه دتاسی پشتانه تاریخ هم جعلی دیه. تاسی کله خپل حان یهودان وایی و ادعا کوی چه موژ د یهود دتبارحخه یو. کله خپل حان اریاییان وایی او ادعا کوی چی غوندی دلته له لس زره کاله پخوا ژوندی کری یی.

مره. لیت می تیل یو دیت تاسی دیر دروغجن او بی هویت او بیفرهنگ پیپل یاست. ای ام ساری تو تیل یو دیز بت انی وی تاسی باید لمبری خپل حان له کوچیگری اوبربریت خلاص وکری بیا فارسی زبانان سره جگره وکری.

دتاسی کتاب پته خزانه هم جعلی راوخوت اوس حه غول په خپل خوله کی اچوی؟ مره ای وانت تو دیکلر دیت تاسی باید لمبری خپل حان ویل ایجوکیت وکری. انگریزی زده کره وکری چه انگریزان دتاسی معنوی فادران دی.

گود بای

نظرات
يكشنبه ۲۸ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۰۰:۰۳

اسم   :   جګړ افغان محل سکونت   :   :جلالكوټ ایمیل   :  

ګرانه سعید خانه؟ په پارلمان کې به یو بې همته وي، دوه به بې همته وی، لکه د رباني، خلیلی، دوستم بې سواد، ګوډ تېمور (یونسف قانوني) ټول پارلمان خو بې عمله او سهوه شوې ندې چې د ریخن رهین په څېر ایران پاله مزدور یې د خپلو با ارزښته رایو په ورکولو سره د اطلاعاتو او کولتور له وزارته لرې کړ، دا لرې کول ځکه ول، چې نوموړې وزیر بې کفایته، بې عمله، هسې یو مزخرف صوفي ؤ. یو بې لارې صوفي، چې تمامه ورځ به همدا غار په غار ګځېده، لکه د سارا موږک.

ته او خدای چې ته د هغه یو کار راوښایه چې هغه دده په فرهنګ او پوهه دلالت وکړي...

تاسې هسې د تعصب او ګمراهۍ توپان راخیستي یاستۍ، خپل ټټو او خر د بل له اس سره برابروي.

نظرات
يكشنبه ۲۸ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۱۱:۲۸

اسم   :   اصیل پشتون محل سکونت   :   :هیرا مندوی/لاهور ایمیل   :  

جگره مره. لمبری لیکل زده که بیا خپل رای واچوه مره. هلکه دلته خو د کچه کدی دپاکستان یا دپختنو کوم دیری مجلس ندی چی هر غول چه دتا په خوله که رازی را واچوی. مره ای وانت تو تیل یو دیت ستا پشتو دیر ویک ده مره. فرست خپل زان ویل ایجوکیت که بیا کامنت ورکره. ادروایز مونز ریسپانیسبل یو چی ری اکشن وکرو که چیری تاسی زمونز ری اکشن واچنگ کی بیا به خپل پرتوک کی پی انگ وکی لکه لوی احمدشاه بابای ملتانی غوندی
نظرات
يكشنبه ۲۸ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۱۹:۲۷

اسم   :   سيد احمد علي حسيني محل سکونت   :   :يزد ایمیل   :  

سلام بر همگان . اين وزير بي فرهنگ نمي داند كه واژه هايي كه كرزي ريس جمهور و وزير خارجه اش دكتر دادفر اسپنتا به كار مي برند ساخته نويسندگان و يا فرهنگستان زبان فارسي ايران است . واژه هايي مانند مردمسالاري و گفتمان و راهبرد و....... كه اقاي كرزي و اسپنتا مانند نقل و نبات از دهانشان مي پرد .
ضمن اين كه بسياري كلمات ديگر هم ساخته ايراني هاست و ما از ان به مقدار زياد استفاده ميكنيم و اين اقاي وزير بي سواد نمي داند كه اينها را ايراني ها ساخته اند مانند روز نامه . زيبايي شناسي و روانشناسي و زبان شناسي و ..... كه اين واژه ها در متون قديم نبوده در حالي كه دانشجو در اثار ناصر خسرو امده است .

نظرات
يكشنبه ۲۸ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۲۱:۱۲

اسم   :   جګړ افغان محل سکونت   :   :جلالکوټ ایمیل   :  

ايران د تاريخ او فرهنګ يوه لويه برخه جعلي او دروغ ده
یوه نامتو ايراني پوهاند علمي موندنې :
« د ايران د تاريخ او فرهنګ يوه لويه برخه جعلي او دروغ ده »
په ايران کې د ناصر پور پېرار په نامه يوه داسې ټولمنلي پوهاند سر راپورته کړی دی ، چې فرهنګي او تاریخي علومو کې د نبوغ او تبحر تر بريده لوی څيړونکی بلل کيږي، خو دغه نامتو ليکوال د دود بهير ( جریان معمول ) پر خلاف داسې موندنې کړي ، چې هم ايرانيان اوهم د نړيوالو فرهنګي کړۍ يې له حيرانتيا ګوته پر غاښ کړي دي . ځکه د نړيوالو په عامه ذهنيت کې يوه انګیرنه داوه ، چې ايران خورا بډای فرهنګ او لرغونی تاریخ لري او تر يوه بريده دخپل تاريخ او فرهنګ په زور په سيمه کې د خپلې ايډيولوژۍ په صدور بوخت دی او له همدې سوړې څخه خپل ګاونډيان چیچي .
نه غواړم دغه علمي بحث سیاسي کړم . په دې ليکنه کې غواړم یوازې د هغې فرهنګي حوزې په اړه خپلې انديښنې وړاندې کړم ، چې له تاریخي پلوه د پخواني لوی افغانستان يوه برخه وه یعنې د ننني ايران يوه لويه برخه .
ښاغلی پور پیرار څوکتابونه ، په سلګونو م

نظرات
سه شنبه ۳۰ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۰۷:۵۷

اسم   :   خسرو محل سکونت   :   : ایمیل   :  

اين شخص که خود را جگرافغان مینامد نمیدانم چه چتیات میگوید؟ ایا تاریخ پدرکلانهای خود انها سراپا جعل ودروغ نیست؟ کسانی که از ایران تقلید میکنند حداقل تعلیم را به داخل کشور میاورند ولی همتباران شترسوار وسرگین خوار جگر افغان از پاکستان ارمغانی ندارند به جز از ویرانی ومکتب سوختاندن وغیره. مرگ برکسانی مانند جگر افغان که این کشور را بدنام ساخته اند
نظرات
سه شنبه ۳۰ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۱۲:۱۱

اسم   :   خسرو محل سکونت   :   : ایمیل   :  

جگر خان نظر مبارک درمورد پته خزانه چی است؟ ایا یک شرم بزرگی برعلاوه شرم های دیگر شما قوم سرگین خوار شتر پرست نیست؟
نظرات
سه شنبه ۳۰ دلو ۱۳۸۶ در ساعت ۲۲:۲۱

اسم   :   ارين محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام به همه دوستان
بايد به نظريات هر هشخصي احترام گذاشته شود. فرهنگ فارسي هيچگاهي به زور شمشير و سلاح گسترش نيافته است از شام تا چين اگر فارسي صحبت مي شده ثمر تاثير اخلاقي بوده كه زبان فارسي از خود به جا گذاشته است. ضمنا از مسوولان سايت آريانانت نيز بايد تقدير به عمل آورد كه اين چنين به مفكوره هاي فردي احترام نشان داده و بدون سانسور نظريات شان را نشر مي نمايد. آيا اين چنين حرمت به مفكوره هاي شخصي در سايت بينوا و ديگر سايتهاي پشتو زبان نيز مطرح است يا نه. تجربه شخصي اين جناب در پاسخ جواب منفي مي دهد.

نظرات
دوشنبه ۶ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۰۷:۰۷

اسم   :   نور محل سکونت   :   : ایمیل   :  

«ما را فضيلتی است که ماراست فارسی!!!»، مگر منظور این اقا ازین جمله چیست. به کی میخواهد شاخ و دم پارسی را نشان بدهد. ایا میخواهد از طریق فارسی نشان بدهد که در افغانستان نسبت بدیگران برتریت دارد. مگر برتری جویی خصلت فاشستی نیست؟؟ اقایان، بیائید واقعبینانه قضاوت نمایم، کی گفته که در افغانستان با زبان فارسی ستیزه صورت گرفته. در یک کشور که بیشتر پنجا فیصد آن پشتون هستند و باز هم همه به زبان فارسی حرف میزنند و آنرا یکی از زبانهای رسمی و ملی انتخاب نموده اند، کدام مرد عادل و واقع میتواند نام این را ستیزه بگذارد؟؟ وقتی احمدشاه درانی اساس افغانستان معصر را گذاشت و قدرتمندترین بادشاهی منطقه شد، با وصف این که خودش یک شاعر زبان پشتو بود باز هم زبان فارسی را منحیث زبان رسمی انتخاب کرد. او که با یک اشاره ابرو به مردم سلطنت میبخشید مگر مشکل بود که یکسره گلیم زبان فارسی را از افغانستان جمع کند؟؟ البته که نه. اگر او چنین نکرد معنایش این است که این هردو زبان-فارسی و پشتو- زبانها و افخار فرهنگی خود. بیائید انقدر متعصب نباشیم که براساس زبان خود را برتر از دیگران بدانیم...
نظرات
دوشنبه ۶ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۰۷:۲۹

اسم   :   عمران محل سکونت   :   : ایمیل   :  

او برادر، فردوسی که «رنچ» کشید ان رنجها را برای پیسه میکشید نه بخاطر «پارسی». اگر سلطان محمود غزنوی برایش وعده ای پول نمیکرد حال نه فردوسی می بود و نه هم شاهنامه. پس زور کاکاست که انگور ده تاکاست. و باز هنور دو روز پیسی فردوسی معطل نشده بود که تاریخ را سرچپه ساخت و از سلطان محمود غزنوی که در اول خیل ستایش کرده بود یک هیولا ساخت. ازین معلوم میشود که جعل و دروغ در تاریخ سازی فارص تا چه حد معمول بوده است. اگر خود استاد سخن (فردوسی) تاریخ را از برای پول بدلخواه خود رقم میزند، پس دیگرانش چه خواهند بود؟؟!!
قرار گفته ی محققین شاهنامه در مدت «سی» سال نه بلکه در مدت ٨ سال نوشته شده است. و این دروغ دیگر فردوسی که میگوید:
«بسی رنج بردم درین سال سی»
پس جان بیادر، بیایید که پشت این حرفها نگردیم که کی تا چه اندازه خوب و یا خراب است، هر کس خوب و خراب دارد. بقول خیام:
نا کرده گنه درین جهان کیست بگو؟
وانکس که گنه نکرد چون زیست بگو؟
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست بگو؟
و باز بقول خوشحال:
په دی لار د شهسوارانو ختل ګران دی
ګوډه څو به باندې خیژې ملکنډ دی

نظرات
دوشنبه ۶ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۴:۳۶

اسم   :   کلک راستگو محل سکونت   :   :قصه های مردمی ایمیل   :  

بلی ، اگر این عمران نام تاریخ را از آغاز تا پایان نوشتار های عبدالحی حبیبی خیال کند، و فردوسی را شاه شجاع و دوست محمد و حبیب الله که وطن فروشی کار شان بود ، چنین است که عمران گفته .فردوسی عبدالحی حبیبی نبود که پته خزانه جعل کند به بهای پول و تاریخ جعل کند! آنگاه این همه مورخ، محقق ، خاور شناسان، و صاحب نظران عالم متوجه نشدند که فردوسی مزد بگیر بود، نبوغ نو بالیده بنام عمران متوجه شد؟ خدا به این ها عجب تعصب داده که عقل و دل شانرا کور کرده است! اثر تربیت حبیبی ها، غلام محمد فرهاد ها، احدی ها و خلیل الله معروفی ها همین است جهل مرکب و کینه ورزی با هرچه ارزش تاریخی و فرهنگی هست.
این قوم به کجا خواهد رسید؟

نظرات
دوشنبه ۶ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۲۰:۱۹

اسم   :   سيد احمد علي حسيني محل سکونت   :   :يزد ایمیل   :  

سلام بر همه .
عمران جان سلام . اگر شما و جناب خرم و جناب حليم تنوير و ..... توانستيد در مدت هشت سال روخواني شاهنامه فردوسي را به صورت درست ياد بگيريد ان وقت من هم باور مي كنم كه فردوسي شاهنامه اش را در ٨ سال سروده است .
دوم بهتر است نام ان محققين را ذكر مي كردي تا ما مي دانستيم اين نخبگان كي ها هستند .
سوم . فردوسي اگر شاهنامه را با وعده محمود غزنوي شروع مي كرد بايد در مدت نگارش و سرودن ان . از دستگاه غزنوي معاش و دستمزد مي گرفت . درحالي كه مي دانيم او نه تنها سكه اي از محمود غزنوي در مدت سرودن شا هنامه نگرفت كه تمام ثروتش را هم در اين سي سال خرج كرد . و در اخر عمر تهي دست شد و به دو علت شاهنامه را پس از اتمام به محمود غزنوي پيشكش كرد .١ . به خاطر استفاده از امكانات دوت او براي نشر كتابش در جامعه ٢. به خاطر تنگدستي .
اگر فردوسي براي پيسه كار مي كرد بايد براي خلفاي عرب عباسي شعر مي گفت تا متهم به رافضي بودن نشود . اما او اين كار را نكرد . و با بخشش سكه هاي محمود به يك فقير . خشم او را بر افروخت .

نظرات
دوشنبه ۶ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۹:۲۹

اسم   :   ادب دوست محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام جناب عمران . فردوسي بزرگ شاهنامه را خود شروع كرد نه با وعده محمود غزنوي پيمان شكن . دوم او در تمام سي و چند سال حتي يك دينار از محمود غزنوي نگرفت . البته پس از پايان شاهنامه ان را به محمود غزنوي تقديم كرد كه محمودوعده داد شصت هزار سكه طلا به او بدهد كه وفا نكرد و شصت هزار سكه نقره داد و فردوسي همه ان سكه ها را به يك نفر حمامي داد.
فردوسي اگر براي پول كار مي كرد بايد اشعاري مي سرود و كار هايي مي كرد تا هيچگاه به قرمطي بودن و كافر بودن و رافضي بودن متهم نمي شد . اما ديديم او از طرف دستگاه غزنوي متهم شد قرمطي و رافضي است . او به خاطر عقايدش از مزاياي دستگاه غزنوي محروم ماند . اما در دل ميليونها ميليون انسان ادب دوست براي هميشه تاريخ جا گرفت .

نظرات
دوشنبه ۶ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۲۳:۲۶

اسم   :   حامد باختری محل سکونت   :   :كراچي ایمیل   :  

زمانی که احمد خان ابدالی افسر ارتش نادر افشار با غنایم غارت شده از اردوگاه ولینعت خود به قندهار فرار کرد و تشکیل حکومت نمود در میان قوم بی سواد و بی فرهنگش یک میرزا هم نبود تا امورات درباری اش را انجام دهد از این لحاظ قزلباشان مخالف امپراتوری نادری را به قندهار دعوت کرد تا حکومتش را سروسامان دهند. تازه در میان ایران فارسی ِ هندی بابری که زبان دربارش پارسی بود و سلطنت بخارای فارسی چطور می توانست این خانزاده ی نااهل حکومت کند . پس بالای فارسی احسانی نکرده فارسی ضرورتش بود و امروز هم ضرورت این کشور است. فارسی پلی است که تمام اقوام این کشور وسیله اش ارتباط برقرار میکنند . شمال را به جنوب و شرق را به غرب کشور فارسی وصل نموده. فارسی باعث وحدت این کشور مصنوعی شده اگر فارسی نباشد ساختار و شیرازه ی این کشور در اندک زمانی از هم میپاشد. پس اگر میخواهید چند صباحی دیگر از شما یاد شود کوشش نکنید بر ریشه این درخت کهنسال که میوه ی شیرینش را میخورید و در زیر برگهای آن با سعادت میزینید تیشه بزنید. این در خت کهنسال در مقابل سلطه ی عرب استاده گی نموده از میان خاکستر های مغول سرافراز بیرون آمده ....
نظرات
سه شنبه ۷ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۰:۱۳

اسم   :   شادمان محل سکونت   :   :اطریش ایمیل   :  

من فرامايشات جناب باختری را درقسمت اظهارات اقای نور تایید میکنم. زمانکه احمدشاه ملتانی به قدرت رسید اول اینکه زبان پشتو زبان نوشتاری نبود ودوم اینکه درقومش شخصی باسواد پیدا نمیشد مجبور شد که ازفارسی زبانان وزبان فارسی استفاده کند. اقای نور فرمودند پشتونها ٥٠% راتشکیل میدهند، جالب است نظربه کدام احصایه؟ امیداوارهستم ماخذ اقای نور مقالات افغان ملت وسایت تول افغان وبینوا نباشد؟؟؟؟ فرامیشات اقای عمران هم جالب است. اقای عمران اولین ادیب پشتون هستند که بالای فردوسی بزرگ انتقاد کردند درحالکه این جرئت را عبدالحی حبیبی وسایر علامه های پشتون نتوانسته بودند. پس معلوم میشود یا اقای عمران واقعا نابغه پشتون هستند ویاکدام ادم احمق وبیسواد وتهمت گر. هدف فردوسی ازتقدیم کردن شاهنامه به سلطان محمود جمع اوری پول نه بلکه محفوظ نگهداشتن این شاهکار ادبی/حماسی جهان بود که صدشکرچنین هم شد. جعلکاران حبیبی وامثال ان هستند که شما را احمق ساخته پته خزانه را بالایتان به فروش رسانیده اند. دراین کتاب نام از صدشاعر گرفته شده ولی یک چهاربیتی نمونه کلام انها اورده شده وادعاشده که سایراشعارانهاازبین رفته است.
نظرات
سه شنبه ۷ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۰:۲۵

اسم   :   شادمان محل سکونت   :   :اطریش ایمیل   :  

اغای نور، دفاع اززبان وکلتور خود فاشیزم نیست بلکه فاشیزم انست که خود زبان وفرهنگ وکلتور خود را بالای دیگران بقبولانی. درست انکار که امروز کریم خرم وسایر همکاران نادانش مذبوحانه کوشش میکنند. امسال از طرف یونسکو بنام سال زبانها نام گذاری شده وازتمام مردم تقاضا صورت گرفته که درحفظ زبان های خود کوشا باشند زیرا مسله جهانی شدن نزدیک است زبانها وفرهنگ جهان سوم را که یک زمانی مرکزتمدن جهان بود ببلعد. به نظرمن بهتر است که دانشمند های پشتون درحفظ زبان مرده خود باشند. امروز زمانکه یک پشتون پاکستانی صحبت میکند پنجاه فیصد گفته های وی انگلیسی،بیست فیصد اردو، پانزده فیصد فارسی وپانزده فیصد دیگران پشتو مختلط باسایر زبانها است ویک چنین حالتی پشتو افغانستان را هم نصیب شده است. ماباشما کاری نداریم ولو کاملا انگلیسی صحبت کنید ولی به شما حق نمیدهیم به یک زبانی تجاوز کنید که امروز اصلیت شمارا حفظ کرده است. گفته های عمران خان هم مانند گفته های حبیب الله رفیع واسمعیل یون مانند ......... خر است که برای چند لحظه محیط را متعفن میکند. وسلام
نظرات
چهارشنبه ۸ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۰۸:۲۹

اسم   :   شادمان محل سکونت   :   :اطریش ایمیل   :  

اقای عمران، تشکر از اظهارات تان. هدفم هرگز توهین به هیچ کسی نبوده. هرانچه که من درمورد اقای حبیبی گفتم نقل قولی بود ازکتاب پته خزانه فی المیزان اثر اقای قلندرشاه مومند که یک استاد کلیدی زبان پشتو در دانشگاه پشاور پاکستان بود. من ماخذ نظریات خود را به شما دادم. حالا از شما میپرسم که شما هم لطف کنید ماخذ وادرس ان اثرات تحقیقی را درمورد فردوسی برای ما بدهید وهم لطف کنید که این اثرتحقیقی درمورد فردوسی را که نوشته کرده است؟ من که یک چنین چیزی را هرگز نخوانده ام. باانهم اگر این کتاب درسی سال ویا یک شب نوشته شده باشد واگرواقعا به هدف زر اندوزی قسمکه شما فرموده اید نوشته شده باشد بدون شک یک اثرعظیم حماسی است که شرق وغرب به ان اتفاق نظردارند. ایا شما به شهکاربودن این اثرشکی دارید؟ اگر بلی لطف کنید بفرماید که درکجا؟ من گفتم پته خزانه یک اثرجعلی است ودلایلش راگفتم که برای هرشاعر یک لندی اورده شده چون اقای حبیبی نه حوصله ونه توان انراداشتند که برای هرشاعرادعاشده خود یک دیوان بنویسند ایا این خود برعلاوه اشتباهات که درذکرتاریخ انشااین کتاب نوشته شده دلیل محکمی برجعلی بودن ان نیست.
نظرات
سه شنبه ۷ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۲۱:۱۴

اسم   :   عمران محل سکونت   :   : ایمیل   :  

اقايان گرامی سلامهای اینجانب را بپذیرید. ازینکه اظهارات قوق بنده موجب ملال خاطر بعضی ها گردید معذورم و در عین حال خرسندم که با احساسات شدید عکسل المعل نشان دادید که خود مبین این امر است که یک گوشه ی از وجدان تان اجازه نمیدهد تا به ادیبان و دانشمندان که عمری را در راه روشنگری هدر کردند اهانت صورت گیرد. ولی این برخورد دوگانه برای چه؟ وقتی یک پژوهنده ی افغان پشتون (طور مثال حبیبی) تمان عمر بزبان فارس پژوهش میکند از چشم عادل شما مستور میماند ولی اگر یک روز از زبان مادری اش ستایش نماید انرا برخورد خصمانه میپندارید؟؟!!
زبان یک وسیله تفهیم در بین انسانهاست و باید از آن برای وصل شدن استفاده شود نه فصل شدن. البته در بزرگی و سخندانی فردوسی حرف وجود ندارد ولی آنچه را اینجانب در فوق اظهار داشتم مبنی بر رساله های تحقیقی در مورد فردوسی بوده است. ولی من گمان نمیبرم که اینجا ستیج مناسب برای مباحثات علمی باشد زیرا هرکه چاقو بدست در قصد تعرض بر «دیگران» نشته است و سدد برتری جویی است. این بیت فردوسی به احوال اینجا سدق میکند که میگوید:
اگر بدیدم بجز کام خود جواب
من و گرز و میدان افراسیاب

نظرات
جمعه ۱۰ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۰۶:۱۰

اسم   :   عمران محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام، در بالا یکی از دوستانی ما نوشته است که «فردوسی شاهنامه را خود شروع کرد»، البته میخواهم نظر این اقا را اندکی تصحیح کنم که شاهنامه در ابتداع توسط دقیقی (ابو منصور) اغاز گردید یا به عباره دیگر بر اساس شاهنامه منظوم ابومنصور بوده که فردوسی کارش را اغاز کرد. همانطوری که خود شاهنامه مملو از حقیقت و افسانه است به همانگونه روایات در مورد ان گوناگون هستند. آنچه را که من در مورد مدت سرایش شاهنامه خوانده بودم مقدمه بود در یک کتابی شاهنامه که اکنون انرا در دست ندارم تا درینجا نقل نمایم. ولی بقول خطیبی (١٣٨٤، س ١٩ و ٢٠) بیت معروف که در زیر امده است که بعضی انرا از خود شاهنامه و بعضی از هجونامه دانسته اند از شاهنامه نیست:
«بسی رنج بردم درین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی»
یک مبنای این ادعای یا حدس این است که در بعضی از نسخه های دیگر شاهنامه بیت بطور ذیل است:
«من این نامه فرخ گرفتم به فال
بسی رنج بردم به بسیار سال»

بر علاوه این اگر تاریخ اغاز و انجام شاهنامه را با تاریخهای زندگی و مرگ همعصران فردوسی محاسبه نمایم امکان این ادعا محدود میگردد که گویا شاهنامه در مدت سی سال سروده شده باشد

نظرات
چهارشنبه ۸ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۵:۴۲

اسم   :   حسيني محل سکونت   :   :يزد ایمیل   :  

سلام اقاي عمران عزيز . ما به جناب حبيبي و زبان شما توهين نكرديم و نمي كنيم . اما زبانمان را هم بر كسي تحميل نمي كنيم .و انتظار نداريم ديگران هم اين كار را بكنند .
اما اتش بيار اين معركه كيست ؟ غير از اين است كه اقاي خرم و دستيارانش مانند تنوير و ...... با جبهه گيري عليه زبان فارسي اتش اين فتنه را روشن كردند .و ايا اين كه خرم و تنوير و رفيع مي گويد زبان دري و فارسي از هم جدا هستند و ...... مضحك نيست . مرحوم حبيبي خود مي گفت فارسي و دري يكي است و حتي از اين كه در قانون اساسي سال ٤٣ عنوان (دري) بدون ذكر نام فارسي امده بود . ايشان اعتراض كردند كه چرا فارسي يا فارسي دري نوشته نشده است . حالا خرم سفسطه ميكند تا زبان ما را نابود كند و مانع استفاده ما از كلمات ناب و نوين فارسي شود .
مگر تمام مردم ما در كوچه و بازار به زبانشان نمي گويند فارسي ؟

نظرات
يكشنبه ۱۲ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۷:۳۸

اسم   :   ادب دوست محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام جناب عمران عزیز.
منظور من از شروع شاهنامه . شا هنامه فردوسی بود نه شاهنامه دقیقی یا شاهنامه های دیگر که البته فردوسی در شاهنامه اش از انها الهام گرفته است . اقای حبیبی هم برای ما قابل احترام است و کتاب پته خزانه اش را هم قطعا برای خدمت به زبان پشتو نوشته است نه برای دشمنی با زبان فارسی . در همین ایران که من زندگی می کنم می بینم ایرانی ها در کتابها و مجلاتشان از حبیبی به نیکی یاد میکنند و........
البته اگر در افغانستان غیر پشتونها کمی با حبیبی و بیشتر با رفیع و کاکر و خرم مخالفت میکنند دلایلی دارد که خود شما بهتر میدانید .......

نظرات
يكشنبه ۱۲ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۰:۴۰

اسم   :   شادمان محل سکونت   :   : ایمیل   :  

عمران عزيز: بيايد گیرم که شاهنامه دریکشب خلق شده باشد درست مانند پته خزانه که واقعا اقای حبیبی باید جایزه نوبل را بخاطر این شاهکار جعلی خود بگیرد. ایا شما به عزمت، بزرگی وشهکار بودن شهنامه شکی دارید؟ اگر هم دریکشب نوشته شده باشد هنوز هم به مرتبه وبزرگی فردوسی بزرگ می افزاید زیرا درتاریخ زبان های جهان یک چنین اثر عظیم تا حال دیده نشده. ایا شما دیده اید؟
نظرات
يكشنبه ۱۲ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۴:۰۹

اسم   :   عمران محل سکونت   :   : ایمیل   :  

جناب «شادمان»، من هرگز آدمی را به حماقت شما ندیده ام. ایا در کجا دیده اید و خواندید که من شاهنامه را با پته خزانه مقایسه کرده باشم؟ و باز پته خزانه یک پژوهش اثار ادبی است و شاهنامه خود یک اثر ادبی که خود قابل مقایسه نیست. البته باید خاطر نشان گردد که در جهان ایرانی ها و جرمنی ها برای تعصب شان شهرت دارند و بیقین که شماها این تعصب «فضیلت پارسی» را از اخوندان ایران به ارث گرفته اید. در ایران غیرفارسی گویان همواره مورد تحقیر قرار میگیرند و اینرا همه میدانند. ولی در افغانستان صدها رسانه، کتاب و غیره بزبان فارسی هستند و هیچ کس ازان ممانعت نکرده، بجز اینکه بعضیها مغرضین عمداً مسطلحات ایرانی را وارد رسمیات افغانی مینمایند، که این کار هرگز شدنی نیست.
و البته من باید بدانم که با کی طرف هستم، با افغان یا ایرانی؟ اگر افغان هستید، من با شما هیچ دعوای ندارم، و اگر از اخوندهای ایرانی و یا ایرانی پرست هستید در آنصورت من وقت آنرا ندارم تا با شما در همچنین حرفها طرف گردم... زیراکه:
«گر ندیدی غیرت افغانی ام
چون به میدان آمدی، میدانی ام»

نظرات
دوشنبه ۱۳ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۲۳:۲۸

اسم   :   حامد باختری محل سکونت   :   :كراچي ایمیل   :  

خوشحال خان ختک رحمان بابا شاعران پشتو پاکستانی هستند یا افغانی ؟ اگر پاکستانی هستند پس به چه دلیل اشعار مایه افتخار شماست. آیا شما نوکر پاکستانی ها هستید چون اشعار آنها را نشر میکنید میاموزید و به آن فخر میکنید. آیا شما پاکستانی پرست هستید. نه چرا دلیلش اینست که شعرای پشتو ماورای مرز با شما در یک حوزه فرهنگی پشتو قرار دارند. حالا فهمیدید چه گفتم شما در حوزه سیاسی نه بلکه در حوزه فرهنگی قرار دارید. در حالیکه صد ها اختلاف با رژیم ها پاکستانی دارید ولی به فرهنگ ماورای مرزی عشق میورزید و ما هم هیچگاهی به شما نگفتیم که پاکی پرستید. حال ما هم چنین است ما هیچگاهی علاقه به فرهنگ سیاسی کنونی ایران نداریم هما در حوضه ی فرهنگی مشترکی با ایران و کشور های آسیایی میانه قرار داریم. و فکر نکنم این لطمه ی به افغانستان وارد کند و در مورد شعر تان که بی خریطه شلیک کردی به زودی پاسخش را میدهم.
نظرات
سه شنبه ۱۴ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۰۳:۰۶

اسم   :   عمران محل سکونت   :   : ایمیل   :  

د «افغان» په ننګ می وتړله توره
ننګیالی د زمانې خوشحال خټک یم
«خوشحال خټک»

سترګې مې ورکوزې کړې خو سر مې ټیټیدې نشو
شاید چې په الفت کې هم «افغان» پاتې کیدم
«حمزه شینوارې»

جان برادر، اگر عاقل باشید باید جواب خود را از بیت های بالا گرفته باشید. خوشحالخان ختک حتی قبل از تاسیس افغانستان معصر به «ننگ افغان» کمر همت بسته بود، نه پاکستان؛ و حمزه شینواری (شاعر انطرف سرحد) هنوز به «افغان» بودنش میبالد.

نظرات
جمعه ۱۷ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۴:۱۱

اسم   :   Arsalan محل سکونت   :   :Nederland ایمیل   :  

آقای نویسنده ! آيا فرق مغول و تورك برايتان مفهوم است ويا به خطا ويا به قصد در پل پای شوونيزم قبيله و شوونيزم ايران ميرويد !!!
آيا امیر تيمور و اولاده او از جمله بابر كه زبان پارسی را در نيم قاره هند رسمی ساخت ، مغول بود !!!
شما آيا خبر نداريد كه آنها همه تورك های چغتائی ويا اجداد اوزبیك و توركمن امروزی بودند ويا بيسواد هستيد !!! و بدون احساس مسئوليت مينويسيد .

نظرات
پنجشنبه ۱۶ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۵:۵۹

اسم   :   حبيب محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام جناب اقاي بدون اسم .
شما گفتيد مرحوم ختك و رحمان بابا خودشان را افغان مي دانستند ..... ايا مولانا و ناصرخسرو و سنايي و ابن سينا هم خود را افغان يا افغانستاني مي دانستند ؟
معني واژه افغان در اشعار مولانا و .... را هم بگوييد چه بود ؟

نظرات
سه شنبه ۱۴ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۵:۳۴

اسم   :   حسيني محل سکونت   :   :يزد ایمیل   :  

سلام اقاي عمران عزيز .
ضمن احترام به شما بايد بگويم . استفاده از كلمات جديد ايراني كه ريشه فارسي دري دارد .نشانه وابستگي به ايران نيست . البته به علت اين كه در حال حاضر ايراني ها از ديد دانش فرهنگ هنر اقتصاد سياست و فناوري و ..... در موقعيت بهتري نسبت به افغانستان قرار دارند و دولتشان پشتيبان زبان ملي يعني فارسي است فرهنگيان و اديبان انها كلمات و و اژه هاي جديدي مي سازند كه ريشه در زبان فارسي قديم دارد . مانند شمارگان به جاي تيراژو يا پايانه به جاي ترمينال يا راهبرد به جاي استراتژي . فن اوري به جاي تكنولو ژي اما دولت ما از زبان دري حمايت نمي كند كه واژه سازي در ان انجام شود .
ضمن اين كه كلماتي مانند فرهنگ دانشجو نگارستان به مقدار زياد در اثار نويسند گان قديم ما اعم از پشتو زبان و فارسي زبان مانند مرحوم خوشحال خان ختك امده است . براي اگاهي بيشتر به مقاله وحدت ملي و دشمنان ان در همين سايت مراجعه كنيد .

نظرات
سه شنبه ۱۴ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۸:۱۲

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

این پرسش را که ایا خوشحال خان ختک و ... پاکستانی هستند یا افغان، بهتر از خودشان بپرسید...
او خود را در اشعارش افغان میپندارد، نه پاکستانی و غیره...
«د افغان په ننگ می وتړله توره
ننگیالی د زمانی خوشحال خټک یم»

نظرات
پنجشنبه ۱۶ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۶:۰۴

اسم   :   حبيب محل سکونت   :   : ایمیل   :  

سلام اقاي عمران .
شما گفتيد اقاي شينواري شاعر ان طرف سر حد هنوز هم به افغان بودن خود مي بالد . .... بايد بگويم چرا باليدن او به قوم افغان گناه نيست . اما باليدن فارسي زبانان افغانستان به فارس زبان بودن گناه است و نوكري بيگانه ؟ ان هم باليدن به فارسي زبان بودن نه اين كه خود را ايراني يا تاجيكستاني يا ... بدانند ؟

نظرات
چهارشنبه ۱۵ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۰۷:۲۳

اسم   :   شادمان محل سکونت   :   : ایمیل   :  

اقای عمران من یک افغانستانی هستم و بسیار جالب است که بیت اخیر شعرتان مرا به یاد کلنگک اقای کرزی انداخت که یکبار به این بیت را به پدران پاکستانی خود خواند ولی فردا دوباره پس کشک کرد. امیدوارم شما هم ازهمان پسکشک خیلها نباشید. دراین جای شکی نیست که جنابتان بسیار ابله تشریف دارید درقسمت حماقتتان همینقدر بس که بالای شاهنامه انتقاد بسیار کورکورانه کردید ولی نگفتید که حضرت عالی انرا درکجا خوانده اید. همچنان درقسمت حماقتتان همیقدر کافی است که شما وقت را درقسمت نوشتن شاهنامه معیار قرار میدهد ولی نه ارزش ادبی وتاریخی انرا. به طورمثال اگرشما صدسال چرندیات بنویسید ایا باید همه انرا چون درمدت زیاد نوشته شده باید بپذیرند یا اگرشما یک بیت جاودان را دریک دقیقه بنویسید؟ من یک فارسی زبان هستم ودرحوزه فرهنگی فارسی زندگی میکنم وهیچ مرز سیاسی وقانونی را که فرهنگ من را محدود کند به رسمیت نمیشناسم
نظرات
چهارشنبه ۱۵ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۰۷:۲۹

اسم   :   شادمان محل سکونت   :   : ایمیل   :  

بگذارید یاوه گان دلق روزگار سرود تسلیمی خویش را به زبان پشتو زمزمه نمایند. ولی من درکاخ بلند فردوسی طاقی دارم که دربالای ان نوشته اند فارسی امپراتوری بزرگی است.
نظرات
يكشنبه ۱۹ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۰۷:۲۱

اسم   :   حامد باختری محل سکونت   :   :کراچی ایمیل   :  

غزنویان سلجوقیان گورکانیان ترک بودندودر اعتلا و پیشرفت درخت پهناور و با سعادت فارسی کوشش ها نمودند و دُر فارسی را بر تاج سر میزدند.زحماتشان در تحفظ و ترقی شعر و ادبیات فارسی فراموش ناشدنیست. آنها از راه منطق دریافته بودند که در قلمرو بزرگ امپراطوری هایشان هیچ زبانی نمیتواند هم پایه و طراز زبان فارسی قرار بگیرد . از این لحاظ آن دور عصر رنسانس فارسی بود و دور شکوه و جلال کشور . ولی چه شد که از آن همه دستگاه پیشرفته و مدرن به عصر سنگ برگشتیم. اگر دقیق در تاریخ خیره شوید میبینید که حتی تا زمان احمدشاه و تمیور شاه ابدالی کشور مقتدر بود چون نام کشور خراسان و زبان مشترک همه فارسی بود. ولی از زمانیکه فاشیست قبیلوی امیران و خان خیل های غول صفت بیداد کرد هم تخم نفاق کاشته شد و ضربات فرهنگی و اقتصادی بر پیکر این مرزبوم نواخته شد و هنوز هم ادامه دارد. برادران اصلا آبا و اجداد ما اشتباه کردند که این کوچیان تیره بخت را در دامان این سر زمین پاکدلان و آزاده گان جا دادند به امید اینکه این بدبختان خویی ادمی گیرند. ولی افسوس که چنین نشد و نمیشود.... خیر این سرزمین که ضحاک ها دیده کاوه ها هم دیده و میبیند
نظرات
چهارشنبه ۲۲ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۲۰:۴۷

اسم   :   نرگس محل سکونت   :   :كابل ایمیل   :  

سلام آقاي عمران آن شعرفردوسي بزرگ راكه درزيرنظرتان
آورده ايد چنين نيست چنين است
اگرجزبه كام من آيدجواب
من وگرزوميدان افراسياب
اول فارسي خوب يادبگيريدو بعدش شعرخواني كنيد

نظرات
شنبه ۲۵ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۰۱:۰۶

اسم   :   جلال الدین محل سکونت   :   : ایمیل   :  

ذهنیت های بعضی مردم چه پُر از تعصب و تنگ نظری است. چند نفر که درینجا به بحث پرداخته اند، اینها تمام دنیا را بر شاخ فارسی استاده می بینند.
اقایان و (مثلاً) خانم، ایا شما تنها میخواهید که ثابت کنید که فارسی ممتازترین زبان در جهان است و «پارسی» زبانان مردم خارقالعاده؟؟ خوب مبارک تان باد!!
خوب اگر فردوسی کاری را انجام داد خدا مغفرتش کند ولی شما چه میکنید؟؟ لا اقل همین گفته فردوسی را تدبیق کنید که میگوید: میازار مور که دانه کش است .... که جان دارد و جان شیرین خوش است..
متوجه شوید که فردوسی از «مور» یاد کرده است ولی شما برای تثبیت برتریتان موجب «ازار»ی مخلوق خدا و باز همنوع خود، یعنی انسان، میشوید. مگر با دانستن «پارسی» تمام مشکلات بشر خاتمه مییابد؟ و اگر چنین باشد پس این همه غوغای ظالم و مظلوم، دارا و نادار، فقر، گرسنگی، تهیدستی، تقض حقوق زنان، دزدی، غارت و غیره برای چه... چرا مردم پارسی یاد نمیگیرند که یکسره از تمام پرابلمها بی غم شوند..
و باز چرا استاد غزل فارسی یعنی سعدی این بیت را گفته بود که:
«همدلی از همزبان بهترست»؟؟؟
لطفاً جواب این سوالات را بدون تعرض بدیگران برایم بنویسید

نظرات
شنبه ۲۵ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۵:۱۹

اسم   :   کلک راستگو محل سکونت   :   :قصه های مردمی ایمیل   :  

آقای جلال االدین ، کسی یا کسانی در کوشش اثبات برتری زبان فارسی بردیگرزبانها و فارسی گویان بر دیگر انسان ها نیستند. شما اقلا توجه کنید که این بحث ها از کجا آغاز شد یا چه باعث شد که این بحث ها آغاز گردد؟ بی عدالتی و استبداد تنها گرسنگی و تهیدستی نیست، اینها تبعات یا پیامد استبداد در یک جامعه اند . و جناب شان توجه کنید که از دو صد سال به این سو استبداد در کشور ما بیداد میکند. یکی از انواع استبداد همانا استبداد زبانیست که اگر شما به تاریخ نظر بیندازید آغازگران و اهداف آنها برای شما روشن خواهد شد. از طرفی زبان یک قوم و یک ملیت را خوار داشتن و وسیله اهداف سیاسی قرار دادن خواه نا خواه عکس العمل بار میارد ، زیرا زبان جز بزرگ و با اهمیت از سازنده های هویت افراد و اقوام است و اگر شما توجه کنید سلب هویت اقوام در کشور ما همچنان ریشه تاریخی دارد و سلب هویت نیز مقاومت و عکس المعل بار میارد ، به هرنامی که این گونه اعمال را توجیه کنند باز هم نمیتوانند آنرا عملی سازند مگر اینکه سرکوب کنند و خاموش سازند. وحدت ملی، ملت واحد و اینها بهانه و حربه های سیاسی دولتهای عشیره ی صد سال اخیر برای سرکوب و محو هویت دیگران بوده است. بناً حضور شما عرض باید کرد که هرعمل عکس العملی دارد و وقتی به دروازه کسی به انگشت کوبیدی به درت مشت خواهند کوبید!!! از جانبی آن شعر هم از حضرت مولانا جلال الدین بلخی رومی هست که میفرماید
همدلی از همزبانی بهتر است
همدلی خود یک زبان دیگرست
امیدوارم وطندار که جوابت را داده باشم ، در صورتی که عدالت اجتماعی و استبداد و حق کشی نزد شما مفاهیمی با تعبیر خاص خود تان نباشد .

نظرات
شنبه ۲۵ حوت ۱۳۸۶ در ساعت ۱۵:۵۳

اسم   :   راهب محل سکونت   :   :انگلستان ایمیل   :  

آقاي جلال الدين اين همه چيزهاي كه نوشتي فارسي زبانان انجام نميدهند ونداندبگوآياديدي كدام فارسي زبانرا كه مكتب رابه آتش كشيده ويا معلمان راكشته ويااينكه حمله انتحاري كرده باشدبلي مابه گفتاربزرگان خودعمل ميكنيم وعمل كرديم وتاهنوزمورهم ازدست ماآزارنديده مامكتب نسوختانديم ماحمله انتحاري نكرديم وفقط درمقابل تجاوزبيگانگان ايستاديم ومبارزه كرديم ازحق خوددفاع كرديم بگوكيست كه حقوق زن راپامال كرده فارسي زبان ياسرداران قبيله حتاانگشت زنان راقعطه كردندچه ظلمي كه نيست بالاي زنان بيچاره انجام ميدهند بگو امروزكه ايران اينقدرپيشرفت كرده ازچيست ازهمين فارسي است من دشمني باهيچيك ازمسلمانان ندارم ازهرقومي كه باشد برايشان احترام دارم (توگزمنت ديگران بيغمي نشايدكه نهندنامت آدمي)وماهرگزبالاي قوم ديگرتجاوزنكرديم بلكه بربالاي ماتجاوزشده برفرهنگ مابرخانه ما به هست وبودما بگوامروزاينقدرفقروگرسنگي رادركشوركي آورده همين سرداران قبيله بروببين مناطقي كه غيرفارسي زبان زندگي ميكند تمام روزكشتن انتحاركردند دزدي قتل وغارت وجود دارد اميداست كه جوابت راگرفته باشي باتشكر
نظرات
سه شنبه ۶ حمل ۱۳۸۷ در ساعت ۰۵:۱۱

اسم   :   خسرو محل سکونت   :   :کندز ایمیل   :  

من هم به نوبه خود میخواهم که خدمت اقای جلال الدین عرض کنم که ماهرگز خواهان برتری زبان فارسی نبوده ونیستیم. زیرا این زبان به قسم طبعی زبان اصلی مردمان این سرزمین گردیده است نه باشمشیر وزور واحکام نادرخانی مانند. مااززبان وفرهنگ خوددفاع میکنیم واین حق طبعی مااست. این وزیر بی اطلاع وبی فرهنگ ودارودسته فاشیستی اش هستند که خواهان سرداری قوم پشتون وغلامی دیگران هستند وبرای رسیدن به این هدف شوم درقدم اول زبان مارا مورد تهاجم قرار داده اند. باتاسف این شما هستید که فاشیست تشریف دارید. ماهرگز برایتان نگفته ایم که چرا رادیو را ژغ دبلی میگوید شما چی حق دارید که به ما بگویید که چی بگویم وچه نه؟ امروز جای بسیار تاسف است که خرم به نام مردم پشتون کارهای را انجام میدهد که جز از عواقب بد چیزی به انها به ارمغان ندارد. ایا فرهنگی ترین شخص درمیان شما همین خرم است؟؟؟؟؟ اگر چنین است پس زهی دانش وفهمیده گی شما
نظرات
جمعه ۹ حمل ۱۳۸۷ در ساعت ۱۲:۰۶

اسم   :   محل سکونت   :   : ایمیل   :  

وقتي حكومت ازقبيله بدست رباني افتاد قبايلي دنبال گرفتن دوباره قدرت به هر وسيله كه ميشدافتادندبنابران بنحابيهاي باكستان باانداختن زنحيرهاي بزرگ برگردنهاي غلامان بشتون خود اين بيفرهگترين حيوانات كره خاكي رابه افغانستان زيرنامهاي حزب اسلامي وبعدأ طالب گسيل داشتندوتعهد اين غلامان فرمانبرداري عام وتام ازباداران وعوامرشان ميباشد.درينحابنحابيهابااستفاده ازشناخت ومزدوري كه باامريكاوغرب داشتندبابشتيباني به اصطلاح حامعه بين المللي(امريكاوغرب)توانستندطالبان راتحهيزوتمويل نمايندوبعدازسناريوي ١١سبتامبروشهادت مسعودبزرگ اين گروه بيفرهنگ راعملأبه قدرت رسانندوفعلأامريكاوباكستان تمام مسايل كشوررابدست دارندالبته امريكابه كمك باكستان واردافغانستان گرديد ومطابق تعهدات حكومت رادرافغانستان باكسان تعيين مينمايدوغربيها انراحمايت مينمايند.بنابران غلامان حلقه بگوش گلبديني وطالبيزم بيفرهنگ حالا دستورات بنحابيها رادركشوربحا ميكنند.داخلنمودن خارحيها درافغانستان وسيله بنحابيها و برقراري حكومت وقدرت بدست بنحابيهاLعايده -باكستان با غرب.
نظرات
جمعه ۲۹ قوس ۱۳۸۷ در ساعت ۰۶:۵۸

اسم   :   سيد عارف محل سکونت   :   :مزارشريف ایمیل   :  

با سلام خدمت جلال الدین
آیا منظور شما از همدلی و همزبانی این است که این همدلی و همزبانی باید از سوی فارسی زبانان صورت بگیرد و پشتو زبانان هر کاری دلشان خواست انجام دهند و در مقابل فارسی زبانان همدلی و همزبانی انجام دهند. دیگر اینکه زبان فارسی خود زبان مقتدر است و نیازی نیست که ما بخواهیم آن را سر دیگر اقوام بقبولانیم. آنچیز که عیان است چه حاجت به بیان است

نظرات
يكشنبه ۱ جدي ۱۳۸۷ در ساعت ۰۰:۰۳

اسم   :   دلسوز محل سکونت   :   :هرات ایمیل   :  

این شعار تباه کن گر ندانی... نمی دانم باید دیگر چی بر سر ما بیاورد که از سر زبانهای این قوم بیفتد. این غیرت افغانی (بخوانید حمافت وجهل)که روزگار این کشور را سیاه کرد نه به ما دین گذاشت و نه هم دنیا.
نظرات
يكشنبه ۱ جدي ۱۳۸۷ در ساعت ۰۷:۰۵

اسم   :   ع ص م محل سکونت   :   :كابل ایمیل   :  

دوستان ونظردهندهگان محترم اگرشما خودرا اشخاص دانسته میگویید نباید طوربالانظرات خویش ارائه نمایئدکه شایسته یک انسان باسواد ومسلمان نمیباشد.
میخواهم طورخلص بگویم کسانیکه دامن به تعصبات قومی ولسانی میزنند نظربه احادیث نبوی ص اصلاَ مسلمان نیستند.
درباره کسانی که بانام افغانستان وافغان وزبان شان مشکل داشته باشد ونمی تواندافتخارات ان راتحمل کنند درآن صورت راه بهتری حل برای این گروه این خواهد بودکه به اصل خویش مراجعه نمایند(ازهرقوم که باشد به کشورهمزبان وهم نزادکه ازآن جا به این سرزمین اواره شده باشند برگردند)ودامن به اتش نفاق درکشورمان نزنند.
به امید یک افغانستان باافتخاروسربلند درجهان.

نظرات
يكشنبه ۱ جدي ۱۳۸۷ در ساعت ۲۳:۴۴

اسم   :   احمد بهار چوپان محل سکونت   :   :كانادا ایمیل   :  

جناب آقای ع ص م ! که هم دانسته تشریف دارید و هم مسلمان! شما اگر نظرتان انسانی و اسلامی هست!!؟؟ چرا شهامت نوشتن اسم تان را ندارید؟ از طرفی همین راه حل پیشنهادی شما که گویا غیر افغان ها ( یعنی غیرپشتون ها) به کشور های اصلی شان برگردند آغاز بدبختی های مردم ماست! از جانبی آقای دانا و آگاه!!! این افغان ها (پشتون ها) اند که به سرزمین خراسان آمدند و بعد به همکاری باداران انگلیسی - روسی شان خراسان را به افغانستان مبدل کردند! و حالا کسانی از نوع شما که کله های پوک تان از باد خود برتربینی پراست خیال می کنند این سرزمین از روز ازل اوغانستان بوده است!
نمیدانم چه افتخار!!!؟ موهومی در افغانیت نهفته است که هرچه بجویی کم می یابی؟؟؟!!! آیا دهشت و بربریت در نقاب " غیرت " افتخار است؟ آیا مکتب سوزی و تیزاب پاشی و زن فروشی افتخار است؟؟؟!! اگر اینها افتخار هست مال خود تان باشد و خدا نصیب تان کند!
گوش تان را باز کنید و خوب بدانید که اگر تمام قوای نظامی پاکستان و امریکا و انگلیس و دیگر بادران تاریخی تانرا هم با خود داشته باشید حتی یک نفر از اقوام اصلی این سرزمین را به زور بیرون رانده نخواهید توانست!

نظرات
سه شنبه ۲۴ جدي ۱۳۸۷ در ساعت ۱۰:۵۹

اسم   :   پيمان حكيمي محل سکونت   :   :كابل ایمیل   :  

سلام بر دوستان عزیزم
سلام های گرم بنده را پزیرا شوید بهد با یک کلام خاتمه میدهم اینکه
زنده باد افغانستان
زنده باد خراسانی ها
زنده باد انسان های پاک دل و وطن پرست این سزمین
مرگ بر انسان های ملیت پرست
مرگ بر انسان های نشنلیزم
بیاید افغانستان عزیز را از دست پاکستانی ها ازاد بسازیم
مرگ بر ای اس ای پاکستان

لطفاً قبل از نوشتن نظرات مقررات آریانانت را مطالعه کنید.


 
اسم نویسینده:
آدرس ایمیل:
محل سکونت:
  







نقل و نشر مطالب با ذکر نام سرویس خبررسانی آریانانت  آزاد است صفحه اصلی بخش ها موسیقی تماس با ما مقالات سرخط اخبار

مقدار زمان ايجاد صفحه: 3.393 ثانيه