استحقار زبان فارسی از طرف آقای عبدالکریم خرم وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان ، جلو گیری شود
به اساس خبر بی بی سی به روز دهم فبروری 2008 م .
مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان ، درطی نامه ای به تلویزیون محلی بلخ نوشته اند
که بصیر بابی گزارشگر محلی تلویزیون ملی افغانستان در مزارشریف ، در گزارشی برای تلویزیون ملی افغانستان که از کابل پخش می شود، واژه "دانشکده" را به جای "پوهنحی" و دانشگاه را به جای "پوهنتون" و "دانشجویان" را به جای "محصلین" بکار برده بود. او رادر بلخ مجازات نمودند
آقای بصیربابی در گفتگو با بی بی سی این اقدام وزارت اطلاعات و فرهنگ را غیرعادلانه و بدور از انصاف خواند و گفت : "این حکم نشان می دهد که مسؤول وزارت فرهنگ تحمل ندارد که شهروندان کشور ما زبان مادری خود را بکار ببرند و صدای ما را می خواهد در گلو خفه کند."
خبرنگار تنبیه شده تلویزیون افغانستان افزود : "مجازات به جرم استفاده از زبان مادری ام ، مضحک و خنده آور است."
قريب به اتفاق رویکرد های نظری و عملی آقای وزیر اطلاعات و فرهنگ ، « کریم خرم » فاقد حداقل هايی از تجربه سياسی وناآگاهی از فرهنگ پربار باستانی زبان با عظمت وگویای فارسی ست . جای بسا تأسف ودرد است که برخورد خود محوری و ایلی از یکسو ، نا پختگی وناسنجیدگی و ضعف تجربۀ تاریخی وناشیگری های بسیاری از این قماش افراد از سوی دیگر ، باعث وقایع مضحک و خشن دیروز و امروز در جامعه ما شده اند .
در واقعیت امر دولت واراکین دولتی براصل رعایت واقعی آزادی مدنی و فرهنگی نباید به عنوان متوالی فرهنگ ، هنر و اندیشه عمل کنند . زیرا فرهنگ یک سیر جاری به هم آمیخته تاریخی ست . این مسیر تکامل تاریخی فرهنگ است که در راه رفت بسوی تقویت بسترۀ رشد افکار واندیشه ها و نماد هستی مردم را جاویدانه می سازد .
به یاد داشته باشیم که نسل نو نسل قلم واندیشه است وبرای سازندگی و شگوفایی برقلم مبارزه مینمایند . وضد هرنوع فکر واندیشۀ ناجایز ، تیغ کین ، بغض ، خشونت وبی مهری حاکمان قدرت مبارزه عاقلانه می کنند .
محترم کریم خرم وزیر صاحب گرامی شما میتوانید تاریخ را مطالعه کنید و ببینید که هم تباران محترم شما در چهل سال اخیر مبارزه علیه زبان فارسی چه را بدست آوردند ، فقط خیانت به زبان پشتو کردند . واز رشد وباروری گویش پشتو جلو گیری نمودند . وبزرگترین دست آورد خود فریبانه آن ها این است که در ظرف چهل سال مبارزه مغرضانه وناعادلانه فقط یک حرف « د » را در پهلوی اسم « بانک ملی افغانستان » اضافه کردند یعنی ( د افغانستان ملی بانک ) ساختند . شما نیز منحیث یک مسؤول دولتی با پیروی از آنها وبا اراده نادرست خودمنش خویش به راه خطا میروید . با این رویکرد نزدیک بینانه قرون وسطایی عقب گرای خویش ، صرف خود را رسوا و شخصیت و وقار خویش را داغان می سازید . میدانید که رشد مطبوعات در تارنما ها و ویب سایت های جهانی اطلاع رسانی را میان بشریت خیلی سهل وسریع ساخته است و از کنترول سیاسی دولت ها خارج میباشد . بناً هرنوع برخورد قبیلوی با قضایایی فرهنگی بعد ازاین و مبارزه علیه زبان نیرومند وپربار فارسی ، این زبان دوم جهان اسلام در افغانستان با استفاده از مقام قدرت و سیاست مانند همتباران شما صرف ضیاع وقت ، بی ثمر وبی اثر می باشد .
محترم وزیر صاحب اطلاعات و فرهنگ افغانستان شما در قرن بیست ویکم زندگی مینمائید وامیدواریم که ماهیت جهانی سازی اقتصاد و یک زبان سازی سیاست جهان سرمایه را خوب درک کرده باشید .
سود جویان جهان سرمایه زبان انگلیسی را زبان فرهنگ ، اقتصاد و سیاست سرمایه از اوایل سدۀ بیستم به اینسودر سراسر جهان انتخاب کرده اند . ودر قرن بیست ویکم با تغییر اسلوب بهره وری سیاست سود ورزی تحت نام مبارزه علیه تروریزم ومواد مخدر ، آغاز به ارسال سیاست دموکراسی غربی در کشور های فقیر همچو افغانستان و عراق ... نمودند . اکنون با سرازیر شدن سرمایه های کلان در چنین کشور ها حیات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی در مسیر بنیادی بنفع فرهنگ غربی تغییر می یابد .
در چنین شرایط یگانه زبان نیرومندیکه بتواند مقابل فرهنگ غرب صنعتی ایستادگی کند و عظمت و شایسته سالاری ارزش و ماهیت فرهنگ باستانی خودی کشور محبوب ما افغانستان را حفظ و نگهداری نماید صرف زبان فارسی ، این زبان مسلح به علم و معرفت جهانی می باشد و بس .
به این اساس طرح استراتژی دراز مدت تقویۀ فرهنگ همگانی ، جهت ایجاد شرایط مناسب برای رشد متوازن اشکال شعور اجتماعی میهن بوسیلۀ زبان فارسی ، که حاکم غرفۀ اندیشه و نظر همگان ست ، از ظرفیت بالای تعلیمی و تربیتی تاریخی قدیمی برخوردار بوده ، در عرصه رقابت های اقتصادی و تجارتی منطقه و جهان دارای توان و پایۀ مقاوم علمی و ادبی وسیاسی خاصی می باشد. این زبان دانش سرای مهم و ارزشمند که بار معنایی وتوان آموزش و پرورش ، کاربست آگاهی علمی و دانش بشری را در ذات خود پرورانیده و جای شامخی را در حیات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی کشور ، منطقه و جهان احراز می کند . نقش تعین کننده را در همآیشی ملی ، تأمین صلح و ثبات در افغانستان بازی می نماید .
زبان فارسی وادب و فرهنگ باستانی مردم ما ، معرف شایسته ترین نماد هستی باارزش مردمان ساکن افغانستان و منطقه میباشد .
با این مفهوم رسالت ومقام مسؤولیتی،آزادی ، آفرینندگی همه پذیری اش توجیه وتأکید میگرد. ونورپربرکت و توانمندی عقلانی و معرفتی این روشنایی همچو آفتاب مقام فرهنگ همگانی مارا نورانی تر نگهداشته وحرمت و عزتش را بالای فرد ، فرد جامعه فرض می گرداند .
با این درک از شناخت شاخصه های علمی ، ادبی ، سیاسی و اقتصادی زبان فارسی ست که نجابت و حرمتش را گرامی میداریم وضرورت مبرم باز بینی وتدوین تمام معارف تدریسی ــ تعلیمی و تربیتی افغانستان را به این زبان نیرو مند حوزۀ تمدنی آسیا از الویت های کاری رهروان راه همبستگی ملی در کشور می پنداریم . با همسویی این آرمان مقدس میتوان اذعان کرد که صرف با زبان فارسی پایه های اجتماعی و قومی « ملت خراسان » وصلح در افغانستان ایجاد می شود . اینک جهت معلومات بیشتر به موضوع بحث ، داشته های تحقیقی ام را باری بدست نشر می سپارم .
اول ـ پیدایی وعظمت علمی وفرهنگی زبان فارسی
" فارسی باستان ـ این زبان که فرس قدیم وفرس هخامنشی نیز خوانده شده ، زبان رسمی آریاییان دردورۀ هخامنشیان بود ، وآن با سنسکریت واوستایی خویشاوندی نزدیک دارد . مهمترین مدارکی که از زبان فارسی باستان در دست است ، کتیبه های شاهنشاهان هخامنشی است که قدیم ترین آنها متعلق به « اریارمنه » پدر جد داریوش بزرگ ( حدود 610 ـ 580 قبل از میلاد ) [ یعنی دوهزارو شش صدو هفده سال قبل از امروز ] و تازه ترین آنها از ارد شیر سوم ( 358 ـ 338 ق. م. ) است . مهمترین وبزرگترین اثر از زبان فارسی باستان کتیبۀ بغستان ( بیستون ) است که بامر داریوش برصخرۀ بیستون ( سرراه همدان بکرمانشاه ) کنده شده . این کتیبه ها بخط میخی نوشته شده وازمجموع آنها قریب 500 لغت بزبان فارسی باستان استخراج می شود .
علاوه بر کتیبه ها تعدادی مهر و ظرف بدست آمده که برآنها نیزکلماتی بفارسی باستان نقش شده . منبع دیگر برای لغات این زبان اسامی خاص ( اعلام ) وبعضی لغات فارسی باستان است که مورخان یونانی پس از تبدیل بزبان خود نقل کرده اند . ...
ضمناً ازوجود منابع زردشتی درکتابخانهای اروپا وزردشتیان کنونی ایران وهندوستان از دیر باز اطلاع دردست است. دراین متون که به اصطلاح موسوم به متون زردشتی است ، مطالب بسیاری راجع به فارسی باستان موجود است. " (3)
فارسی میانه ـ که صورت فارسی باستان وفارسی کنونی است وزبان رسمی دورۀ ساسانیان بوده ،از این زبان آثارمختلف بجامانده است .:
کتیبه های دورۀ ساسانی ، کتیبۀ شاپور اول درکعبۀ زردشت ( نقش رستم ) است . از کتیبه های دیگر میتوان کتیبه های « کرتیر » موبد ساسانی را در « کعبۀ زردشت » و « نقش رستم » و « سرمشهد » و « نقش رجب » و کتیبۀ نرس را در » پایکولی » نام برد . (4)
فارسی نو ـ این زبان دنبالۀ فارسی میانه وفارسی باستان است . ازقرن سوم وچهارم ببعد این زبان راکه پس ازدربارهای مشرق درعهد اسلامی بصورت رسمی درآمد(5) . چون این زبان جنبۀ درباری و اداری داشت ، با گذشت زمان بعنوان زبان شعر ونثر، زبان سیاسی وادبی درسرزمین خراسان شد. باظهور استادان و شاعران وسخنوران بزرگ درقرن چهارم ، بتدریج زبان دوم فرهنگی وادبی واداری وسیاسی جهان اسلام گردید.
دردا که چهرۀ پاک وجسم نفیس زبان فارسی درسده های تاریخ حیات خویش ، گاهی براثر استیلای مهاجمین برسرزمین باستانی ما ، و گهی با دستان ناپاک اجیران وابسته بغیر قهراً زخم برداشته است.
زمانیکه که به تاریخ باستان میهن عزیز خود مراجعه کنیم به ادواری برمی خوریم که محیط صاف زبان وادب ، مراحل فضل کمال را پیموده برخورد مینمایم وثمرۀ شایسته سالاری آنرا درفراز نای فراخ عظمت حوزۀ تمدنی آن مشاهده مینمایم .
وضع علمی وادبی دربسترۀ زبان فارسی
یکی ازمؤلفه های سازندگی هویت ملی یک ملت ، زبان آن است . ازاینرو شناخت رشد وتکامل زبان فارسی و ابعادفرهنگی وادبی وعلمی آن انعکاس پویایی عقل وافتخارات تاریخی مردم ما تلقی می شود. اهمیت وعظمت زبان فارسی نه تنها در قدامت تاریخ چند هزار ساله آن تجلی می یابد ، بل زبانی ایست که در میدان نبرد مقابل زبان عربی به عنوان زبان مسلط جهان اسلام وزبان تکلم خلفای اسلامی ایستادگی کرد و افزون بر آن بزرگترین فرهنگ تمدن اسلامی بوسیلۀ آن زاده شد. زبان فارسی دراعتلای فرهنگ بشری نقش برجستۀ را ایفاء نموده و درفرآیند فراز هستی خود از طلایه داران شعرو ادب و فرهنگ تمدن شرق بحساب می یاید. اینک بگونه مثال فرآیند پیدایی دانشمندان ، فیلسوفان وعلما و خردمندان بزرگ ، رشد علوم عقلی وعلوم ادبی را درحوزه تمدنی فارسی گویان بخش قارۀ آسیا ، در قرون متمادی موردبازشناسی قرار میدهیم .
برخی از گونه های تکاملی نثروشعر فارسی ازقرن چهارم تا قرن هشتم هجری :
بعد از استیلای عرب برسرزمین باستانی ما ، سیر ادبی در خراسان و ماورالنهر تاپیدایش نخستین سلسله های خراسانی متوقف ماند . درزمان طاهریان ( 205 ـ 259 هـ.ق. ) ودرعهد صفاریان زبان فارسی دوباره قد برافراشت وبه سوی باروری فرهنگی وعلمی گام استوارومطمئن برداشت.
صفاریان نخستین خانواده بومی خراسان بودندکه دست اعراب را از سرزمین شان کوته ساخته وبرای نخستین بارزبان بومی فارسی را بار دگر جاگزین زبان عربی ساختند. با ظهور ایجاد حاکمیت سلسلۀ خراسانیان پیدایی حرکت رشد یابندۀ فکری ـ علمی وادبی وفلسفی اندیشمندان وعلمای این خطه باستان ، رکود گذرای فرهنگی وعلمی پایان می پذیرد. ودراین برهه معین تاریخی بلاد مهم خراسان زمین ازقبیل بلخ ، بخارا ، نیشابور وری شاهد ظهورمشاهیر علما وفضلأ (علوم ادبی و عقلانی وشرعیه ) مانند : ابن العمید ، صاحب بن عباد ، شاپور بن اردشیر ، ابن سعدان ، جیهانی ، عتبی ، ابوالحسن السهلی ، ابوالحسن محمد شنبوذ ، ابراهیم شنبوذی ، ابوبکرالعطارمُقری ،محمد بن جریرطبری ، ابوعلی جُبّانی ، ابوبکر نقاش معتزلی ، احمدالکعبی بلخی ، ابوزید بلخی ، زکریای رازی ، ابونصر فارابی ، ابوریحان بیرونی و ابن سینا بلخی ، ابوجعفر الخازن خراسانی ، ابوسعید احمد سجزی ، ابوالعباس احمد بن محمد السّرخی ، عباس بوزجانی (6) ... بوده اند.
اینجا مشت نمونۀ خروار ، جهت بیان عظمت فرهنگی و علمی زبان فارسی ، بازشناسی برخی از گونه های تکاملی نثر و شعر فارسی ومعرفی گویندگان ، علما و فرهنگیان بزرگ این زبان شیرین را ، در پنج قرن فوق الذکربتأمل می گیریم :
1ـ گویندگان شعرفارسی در قرن چهارم تا هشتم هجری :
دوره هایکه مورد مطالعه ماست با وجود بروز شرایط گوارا وناگواری تاریخی ، از مهمترین وشاذ ترین ادوار ادبی زبان فارسی بحساب می آید. در عهدیکه با قدرت شاهان سامانی در ماورءالنهرو خراسان آغاز شد در ابتدایی این عهد رودکی استاد شاعران فارسی گوی ودراواخراین دوره فردوسی و عنصری ، دو استاد مسلم شعر فارسی زندگی می کردند که از جملۀ بنیان گذاران شعرنغزوتکامل یافته زبان فارسی بشمار می آیند . یکی از عوامل رشد وتکامل ادبیات فارسی وپیدایی شاعران واستادان ادب و شعر فارسی ، نتیجه مستقیم تشویق پادشاهان نسبت به گویندگان مذکور واعزاز واکرام آنها بود. بقول دکتر ذبیح الله صفا : " قرن چهارم و پنجم کمتردوره یی از ادوار ادبی فارسی است که اینهمه شاعراستاد وبزرگ ، آنهم از یک ناحیۀ محدود ، درآن زندگی کرده باشند وکمتر عهدیست که فصاحت و جزالت کلام تا این حدّفطری وملکۀ گویندگان آن باشد" .
بمرام معرفی یی مقام و منزلت شعر وادب فارسی در پنج سدۀ مورد برسی ، از جملۀ تقریباً 154 گویندگان وبزرگان طرازاول فرهنگ وادب فارسی ، فقط ما به بیان شمار محدودی از این استادان وشاعران فارسی گوی اکتفاء می ورزیم :
مسعودی مروزی نویسندۀ شاهنامۀ مسعودی و شاعر اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم ؛
رودکی شاعرواستاد قرن چهارم ، که کثرت اشعار اورا ازصدهزار( 100000 ) تا یک میلیون سیصد هزار ( 1300000 ) بیت دانسته اند. به تائید این مطلب دو بیت ذیل از سیّد الشعرا رشیدی سمرقندی ازمعاصران آل افراسیاب را که عوفی درشرح حال رودکی نقل کرده است (7) ، بخوانش می گیریم :
ادامه مطلب را اینجا بخوانید (کلیک)
اقای بصیر کامجو ، من میدانم که شما در گذشته هم ازین قبیل چتیات ( ببخشید) زیاد گفته اید ولی گناه من چیست؟ من هم به همه چیز موافق نیستم ولی واقعیت ، واقعیت است!
باورم نمی آید راه ورویۀ که شما در دفاع از زبان دری اختیار نموده اید به مفاد زبان دری باشد!
اگر خود را به اصطلاح در کوچۀ حسن چپ نزنید باید بدانید که تا گذشتۀ نه چندان دور هم در ایران و هم در افغانستان به جای ( دانشگاه و پوهنتون ) اصطلاح
دار العلوم مروج بود ولی نظر به ملحوظات سیاسی بین ایران و افغانستان در پهلوی سایر اصطلاحات علمی واداری همزمان در ایران واژۀ دانشگاه و در افغانستان کلمۀ پوهنتون به جای دارالعلوم شامل اصطلاحات علمی هر دو کشور گردید.
نمی دانم که اینقدر حساسیت برای چه؟ در حالیکه صد ها کلمات عربی رابدون چون وچرا در زبان خود میپزیریم که بدون موجودیت آن شاید به دری صحبت کرده نتوانیم ولی در مقابل اصطلاحات محدود پشتو قسمیکه عرض شد انتخاب شان انگیزۀ سیاسی داشت و شمارشان شاید به پنجاه کلمه هم نرسداینقدر سرو صدا انداختن برایم قابل توجیه نیست.