Wednesday, 19 Sep, 2018 - 6:07   امروز  چهارشنبه ۲۸ سنبله ۱۳۹۷ - ساعت به وقت کابل ۰۶:۰۷







بخش ها:



اجتماعی | تاریخی | سیاسی | شعر | 

نما یش تما




[ ا  |  ب  |  پ  |  ت  |  ث  |  چ  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ذ  |  ر  |  ز  |  ژ  |  س  |  ش  |  ص ]
[ ض  |  ط  |  ظ  |  ع  |  غ  |  ق  |  ف  |  ك  |  ل  |  م  |  گ  |  ن  |  ه  |  و  |  ي ]




نام کتاب:
تویسنده:
ناشر:
ISBN :
تاریخ نشر در سایت:
نظرات و نقد در باره کتاب:

ارمغان چاه آب
داکتر جمراد جمشيد


چهارشنبه ۱۱ اسد ۱۳۸۵
۰

نصير مهرين

ارمغان چاه آب

نويسنده      : داکتر جمراد جمشيد

به کوشش   : زرشيد شعله

تاريخ چاپ :  بهار 1382 خورشيدی

شماره گان : 1000 نسخه

ناشر        : انتشارات ميوند

درپنج بخش با فصل های مربوط و 282 صفحه

اگر در صدر سخن نارضايتی از مشکل بی اطلاعی از وطن را بياورم که بسياری بدان گرفتاريم ؛ « ارمغان چاه آب » رهنمودی در گشايش آن گره و مشکل تواند بود. بی تعارف ، ما از تاريخ و فرهنگ و عادات و رسوم وروحيات وطن خويش يا نمی دانيم و يا کمتر و در گونه های ناقص چيزی خواهيم دانست. مگر نه اينست که اگر کارسازان و تاريخ سازان و مدعيان دگرگونی جامعه از جامعه و مردم ميدانستند ، اينک ، جامعه حمال اندوه طاقت سوز نمی بود. اما ترديدی هم در کار نيست که اگر گفته شود ، آن همه قشر دست اندرکار « ادای رسالت» در جامعه از جوامع ديگر و به ويژه جوامع طرف سجود سياسی و فرهنگی چيزهای هرچند ناقص و جعل زده ميدانسته اند. درد بی اطلاعی از جامعه برای مردم ما دردی مزمن و استخوان سوز با پرداخت بهای بسيار،  تاسف بار و جبران ناپذير بوده است. مگر می شود ، در پی نجات بيماری بود ، اما از ويژگی های درد و اوصاف آن با بی خبری  نسخهً علاج نوشت؟

شکوه از نبود اطلاع از وطن درمحدوده قشر سياسی انديش ، فاقد زحمت آنکه سر را در گريبان ببرد ووطنش را بشناسد ، پايان نمی يابد. اهل تحقيق و رشته های ويژه جامعه شناسی نيز دراين زمينه بار تقصير و ملامتی را حمل ميکنند. سخن ناصواب خواهد بود اگر کار کردهای پيشينه و موجود را اندکی از اشارات داشته اند درنظر نگيريم ، اما ناگفته پيداست که زحمات انديشمندانه و برملاساز ويژگی های وطن ما جای تاثيرگذار و کار ساز خويش را بازنيافته و آن وظيفهً مهم با گسستگی و نواقص و باکم رنگی هايش جلوه داشته است.

هنگام مکث بدين خلا و راه چاره جويی اش شايد يکی از تصورات و پندارها اين باشد که به منظور شناخت و معرفی وطن ، به اجزا و در هيئات جدا افتاده ها عطف توجه شود. زيرا اين جامعه در نگاه های نخستين اش نيز سخن از وجوه تمايز و نبود توحيد و انسجام اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی .... دارد. همان گونه که در معرفی تاريخ ادبيات ما ، نمی شود شيوه های پيشينه و سنتی را کنار نگذاشت و به جای آن به ادبيات اجزا توجه بايد کرد ، دريافت اطلاع دقيق از وطن نيز لازمه اش ره بردن به ژرفناهای وطن ، بدان مفهومی است که مردم و آنهم اکثريت مردم از محلات خويش دارند. و اين مردم را به تنهايی با محلات جدا افتاده از هم بازنمی توان شناخت بلکه ويژگی های بسياری است که آنها را جدا نگهداشته است . کتمان اين ويژگی ها سعی در جهت وطن نشناسی است لاغير ، کوشنده تهيه و چاپ کتاب ارمغان چاه آب نيز با درک همان ذهنيت است که درمقدمهً خويش مفهوم وطن را باين عبارات توضيح داده است :  " برخی اوراق اين کتاب ... موی سپيدان و بزرگان وطن ما ( چاه آب ) را معرفی داشته ... اگر بسنده و در برگيرنده ، همه انسانهای شريف وطن ما نباشد ، ... ميتواند مشت نمونه خروار يک ارمغان خوبی باشد".

*******

هنگاميکه مطالعه کتاب  ارمغان چاه آب نوشته داکتر جمراد شعله پايآن يافت ، احساسی که برايم  دست داد اين بود که نويسنده گامی عملی و پيشتر و بيشتر در زمينهً رفع مشکل از طريق معرفی يک جز با احترام و  اعتقاد به وطن افغانستان برداشته است.

نويسنده کتاب ارمغان چاه آب ، برحق دراين معرفی موفق است. او از اوضاع جغرافيايی می آغازد ؛ خواننده را به تاريخ اوضاع جوی چاه آب ، وجه تسميه و ساختمانها ، کوهها ، دشت ها و چشمه سارها آشنا می سازد. از اوضاع اجتماعی تصوير جالب بدست ميدهد. از گروه های مختلف مردم ، روابط و ضوابط مسلط ، از فعل و انفعال روابط در بستر دگر گونی های سياسی می نويسد. از ادبيات ،موسيقی و رسامی سخن ها دارد. دراين راستا و با آنچه در معرفی اين وطن برگزيده است ، سخنش تنها پيروی شيوه های ديرينه و مسلط مبنی بر معرفی چند تن شاعران نام دار نيست ، بلکه از ادبيات چوپان های صحرا ، دهقان های قلبکی و هيزم کشان جنگل ، از شعر و سخنی که ازبذرعه استادان علم و ادب اين سرزمين نشئات کرده و از کهن کرباس پوشان نان جوين خور ، از ترنم های عوام الناس ؛ تصويری دل انگيز بدست ميدهد.

نويسنده ارمغان چاه آب ، هرقدر به دورانی که خودش شاهد بروز رويداد ها و صحنه ها بوده است نزديک ميشود ، با نام بردن از اشخاص و تاريخ و فضای رويداد ها ، خاطرات را به گواهی می طلبد و در معرفی وطن عزيزش کسب موفقيت دارد.

نويسنده دراين عرصه ، گزارشگر محافظه کار و متعارف ، از گونهً هراس زده های  دوست ياب و دربند ملحوظات خاطرخواهی و رنجش اين و آن هم نيست. آنجا که پای معرفی اشخاص و استعداد هايشان در ميان است ، نفی مطلق مروج را کنار گذاشته است. و چون ره به معرفی درد های چند دهه پسين می برد ، بی محابا قلمش عقايد و افکار غلط و زيانمند و اسيب پذيرساز همان استعداد ها را نيز در معرض سرزنش و نکوهش قرار ميدهد.

درينجا قصد ما معرفی تمام نکات دلنشين  کتاب و احساسی که از خواندن آن دست داده است ، نيست. بهتر آن تواند بود که خواننده را به مطالعه اين اثر دعوت کرده و از قلمزنان هم ميهن بخواهيم تا در معرفی وطن خويش بکوشند ، پنداشته می شود که از تصويرهای جداگانه يی که در کنار هم می گذاريم ،  ارمغانی با تصوير بزرگتر در معرفی افغانستان خواهيم داشت.

قلم جمراد شعله صميمانه تر و مهربانتر باد ، قلمی که برحق ميراث بردار فرهنگی و ادامه دهنده صادق آن پير آراسته به هفت هنر ، شادروان جمشيد شعله است.



  نسخه قابل چاپ   اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد



Kommentare

>لطفاً نظریات خودرا به حروف فارسی دری بنویسید در غیر آن نظریات ارسال شده به قسم اتوماتیک از سایت حذف میشود. نظریات ارسال شده یعد از برسی توسط مدیرت سیات به نشر میرسد.

 
       

 

 

اسم نویسینده:
آدرس ایمیل:
محل سکونت:
 

 





نقل و نشر مطالب با ذکر نام سرویس خبررسانی آریانانت  آزاد است صفحه اصلی بخش ها موسیقی تماس با ما مقالات سرخط اخبار

مقدار زمان ايجاد صفحه: 0.044 ثانيه