Friday, 16 Nov, 2018 - 17:18   امروز  جمعه ۲۵ عقرب ۱۳۹۷ - ساعت به وقت کابل ۱۷:۱۸







بخش ها:



اجتماعی | تاریخی | سیاسی | شعر | 

نما یش تما




[ ا  |  ب  |  پ  |  ت  |  ث  |  چ  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ذ  |  ر  |  ز  |  ژ  |  س  |  ش  |  ص ]
[ ض  |  ط  |  ظ  |  ع  |  غ  |  ق  |  ف  |  ك  |  ل  |  م  |  گ  |  ن  |  ه  |  و  |  ي ]




نام کتاب:
تویسنده:
ناشر:
ISBN :
تاریخ نشر در سایت:
نظرات و نقد در باره کتاب:

نگاهی به کتاب تاريح تحليلی افغانستان اثر ناب
عبدالحميد محتاط


چهارشنبه ۱۱ اسد ۱۳۸۵
۰

سايت آريايی افتخاردارد که در گستره تاريخ و فرهنگ کشور و دراين مقطع حساس تاريخ ، در ميان دانشمندان وفرهنگيان عالی مقام راه باز کرده و پيوسته از آنها آثار قيمتداری دريافت ميکند و به پيشگاه مردم ميهن دوست خود بويژه نسل های امروز وفردا تقديم ميدارد.

هردم ازاين باغ بری ميرسد                      تازه تر از تازه تری ميرسد

همين اکنون چندين اثر ناب و بکر محصول انديشهً متفکران ، مؤرخان ، شعرا و نويسندگان ارجمند معاصر افغانستان در دسترس ما قرار دارد که يکی پی ديگر زينت بخش صفحهً انترنت   ( سايت آريايی ) خواهد گرديد.

در همين راستا اينک اقدام به معرفی کتاب باارزش و اثر استثنايی ای می کنيم که به قلم توانای يکی از افسران بلند پايه اردوی افغانستان ، تازه در کشور اوکراين از چاپ برآمده و به خوانندگان عرضه شده است.

محترم عبدالحميد محتاط مؤلف کتاب « تاريخ تحليلی افغانستان » از جمله معدود شخصيت  هائيست که به اثر لياقت ، اهليت ، کار دانی ، تقوی و مناعت نفس و داشتن عشق خلل ناپذير به آرمانهای والای زحمتکشان افغانستان و جهان ، پله های ترقی را تا سطح وزير ، سفير کبير ، معاونيت صدارت عظمی  و معاونيت مقام رياست جمهوری پيموده و همه وظايف را با داريت و در کمال شايستگی و امانت داری بسر رسانيده و الگوی  انسانيت و شرافت و دانش مترقی از گهواره زرتشت ، ابن سينا و ناصر خسرو در همه جا بوده است.

وی درميان توده های مردم بخصوص روشنفکران مبارز و ترقيخواه که برای برپايی ديموکراسی و برابری حقوق اقوام کشور و خشک کردن ريشه های عصبيت نژادی ( فاشيزم ) ، برتری جويی و ستم ملی کار و مبارزه ميکنند محبوبيت خاص داشته و از احترام عميق برخوردار است.

اهدای کتاب به دو دوست او که ( رجال طلسم شکن و رادمردان تاريخ معاصر ، پيشکسوتان نهضت ملی ، مبارزين نستوه ضد استعمار و جانبازان سربکف راه آزادی و عدالت اجتماعی کشور هر يک : انديشمند و پيکارگر مردمی عبدالمجيد کلکانی ، متفکر و مبارز نستوه محمد طاهر بدخشی ) گواه روشن ايمان محتاط به مبارزين ملی و رهايی مردم ووطن از چنگال بيرحم استبداد قرون وسطايی و دسترسی به جامعه مدنی می باشد. بلی ! برای نيل به آين آرمان مقدس در طول تاريخ دهها ، صدها و هزارها مبارز راه آزادی و مشروطه خواه قربانی استبداد کور رژيم های خانوادگی گرديده اند. ولی با دريغ و درد آن دو نابغهً نامی در حاليکه هنوز نيمی از عمر گرانبهای شانرا سپری نکرده بودند و آرمان های ديرين شان بخاطر رهايی مردم از يوغ استبداد و استعمار از صد يکی هم جامه عمل نپوشيده بود بمثابه گل های نيمه شگفته شده بدست آنهايی پر پر شدند که داد از عدالت ، قانونيت و مصئونيت و ايجاد جامعه فارغ از استثمار فرد از فرد می زدند. بگذار ! از خون آنها  هزاران مجيد و بدخشی جوانه بزند و راه برحق شانرا ادامه دهد.

 

 

پیشگفتار:

 

        «تاریخ تحلیلی افغانستان» یک شاهکار عظیم و بی نظیر علمی است که تا الان جامعه ما از محتوا و مزایایی معلوماتی و عمیق فلسفی آن مسبوق و برخودار نبوده . این اثر توانمند و نفیس گشاینده واقعی روزنه اسرار قرون پنجم تا نزدهم سرزمین باستانی ما است. و خیلی مدبرانه با انباشت و فراهم آوری تحقیقات شگرف تاریخی با شایستگی توانسته تا بجای دید نارس و کهن یک بعدی، دید واقعی تری را که از لحاظ استناد و روایات مربوط ازمنه های تاریخی پربارتر و با ابعادتر است جانشین سازد.

        این اثر ناب را دانشمند گرامی آقای عبدالحمید محتاط با تفبل زحمات فراوان و صبورانه بنابرتعهدات مهینی، رسالتمندانه و متهورانه بیست و هفت سال قبل پی افگند بود که اینک باتدوین مشروحی اسناد و روایات نادر و معتبر، آن را اکمال، نشر و پیشکش علاقمندان تاریخ کشور مینمایند.

این اثر جالب از ممیزات خاص و غنای روانی و فرهنگی شایسته انسانی بهرمند بوده و در گرو رازگشایی و کشف عجیب مورخین نامدار و افغانستان شناسان معروف جهان باستان بوده که رویهمرفته مولف طی سیر و سفرهای پژوهشی از کلیه ارشیف ها و کتابخانه های غنی و معتبر جهان واز موخذهای متعدد، محیط های بیشمار مستفاد جسته چنانچه این اثر به استناد بیشتر از دوصد و بیست شش منبع و ماخذ ترجمه و تدوین گردیده که کلیه تواریخ ما چنین مزیت را نداشته زیرا مورخین و واقعه نگاران کشور ما بنابر دلایل گوناگون و عدم امکانات لازم توفیق حاصل نکردند تا به اقصی کشورهای متعدد جهان سفر مینمودند و چنین معلومات ارزنده را گردآوری، ترجمه و تدوین میداشتند. از همین رو اکثر بخش های تاریخ کشور ما تکرار مکررات بوده و بدون چون و چرا محصور آن روایاتی بوده که در محدوده جغرافیایی افغانستان و آنهم در زیر نظر و چتر قدرت های حاکمه با سانسور ها وتوقیف ها و بریدن ها شکل گیری و استخوان بندی گردیده اما علی الرغم آن برداعیه علمی بودن تمام آثار تاریخی کشور شک و تردید راه ندارد.

 

         مضاف بر آن اثر ارجناک بصورت شفاف شجره نامه های قبایل، آغاز، اکمال، افول خاندانهای بزرگ، پادشاهان و نیز محیط زیست تمدن ها روابط و پیوندها و نظامها بررسی و تحلیل عمیق شده و مراحل مخاطره آمیز سکنه گزینی اقوام و نونشینی ها، غارت ها، جنگ، کشتار، تجاوز، کوچانیدن اجباری مردم بومی و اشغال زمین ها واملاک مستعد بدست قبیله های غیربومی، ماجراهای خونین تقسیم زمین، قلمروها با تاریخ محلات، طرق و شوارع مختلف، سرگذشت جاده ها، دگرگونیها، متروک شدنها، نوزاییها و رد پایی معبرهای اجباری  ماجراهای که بر آنها گذشته در هردوره بداخل هفت فصل و ششصد و چهل صفحه مورد مداقه قرار گرفته است.

 

     از لحاظ سبک انسجام و تسلسل فصول طوری تدوین گردیده که در یک نگرش معطوف به گذشته کلا خطوط جهت نمایی را بدست خوانندگان صاحبدل میدهد. در تحلیل و تجزیه انباشتگی های تاریخ با امهارت کامل عناصر مرده و عناصر زنده تشخیص و نمایانده شده و تمام جلوه های تمدنی و شجره نامه ها و شوارع روی نقشه ها توضیح گردیده و این اثر به نگرش عصر تاریخ راستین گذشتگان بلافصل خود معطوف گردیده مساعی عاملانه برای بازنمایی واقعیت رویدادهای گذشته که همان گونه اتفاق افتاده است صورت گرفته و از سایر نظرگاه ها کار پردامنه دار و موفقیت آمیز مولف تحسین آمیز است. موصوف از اطلاعات وسیع وروشنی گارگرفته و در قبال اسناد انتهایی بیطرفی و امانت داری کامل خود را بخوبی حفظ کرده و همه آن روایات مهم و نظریات و آثار و اسناد را با اصالت زبان راوی و بشکل اصلی در اثر آنعکاس داده تا جایی برای شبه و تردیدی وجود نداشته باشد. همچنان در بیان حوادث هیچ نوع اضافاتی را برای معمول نداشته بجز روایات مکتسبه از تفسیر، تاویل و حتی سخن اضافی برای زیبایی وچاشنی کلام نیز پرهیز نموده از این لحاظ از تمام غزض ها و مرض ها مبرا بوده وصرف چشم انداز وسیع تری را به خوانندگان عزیز ارایه میدهد. و این اثر با یافتن بخشهای مهم و کاملا فراموش شده،  پنهان شده، جعل شده، تحریف شده  تاریخ کشور ما آدمی را بگونه شورانگیز در دوران آشفته غرقه میسازد و به کمک این یافته ها میتوانیم شناخت قطعی در باره تاریخ مردم خود داشته باشیم. درست تاریخی که در باره آن قبلا تصورات واهی و نادرست در اذهان داشتیم.

 

با اغتنام فرصت و در سایه حسن استقبال باید گفت که این اثر از لحاظ سبک ادبی عزیز و جالب توجهند و یک شاهکار نو و برجسته علمی بوده و به منزله تلاش خیلی جسورانه برای ژرفیابی تفسیر و استنتاج کلی خود در تثبیت حقانیت و در جاودانی ساختن آن موثر است.

 

      روایات تدوین شده اثر مبتنی بر اسناد روشن و مشخصی بوده که بدقت تنظیم و از دست اول گرفته شده است. این اثر رساننده نتایج حاصل از یک بررسی آگاهانه است که تنها به چشم جستجوگر آشکار میشود و منحصرا برای کسانی قابل درک است که شیوه تفکر و شناخت شان پیشاپیش بحد کفایت پرورش یافته باشد آنچه که این تاریخ را گرانبار کرده و در مقام شامخ قابل تحسین و تمجید پیش کشیده ماخد متعدد، منابع معتبر، تحقیق و تحلیل های نو بوده. بدیهیست چنین تحقیق روشنمندی بگونه ای تجریدی انجام نگرفته است بلکه تنها زاییده تحقیقات است که بر اسناد ملموس از گذشته ها بنا شده است موثر و پرثمر خواهد بود تا غنای شگفت آور و تازه یی به تاریخ کشور ما بخشد. و برای کسانی که در خصوص تاریخ کشور ما تحقیق میکنند نه تنها اسناد جدیدی را فراهم نموده بلکه نوع خاص مدارکی را میابد که بسیار غنی و کاملا غیر منتظره اند زیرا زوایای پنهان شده  را برملا میسازد. دست آورد روشنمند دیگر آن اینکه به تجدید بنای تاریخ افغانستان بیشترین کمک را کرده و این تحقیقات عاری از جنبه تعصب و تنگ نظری  بوده صرف نقاط تاریک تاریخ را بیان داشته و محیط همبستگی و همدردی را طالب است.  در فرجام تصویر کلی این اثر تاریخی را در قطعه شعر شیوای از هموطن خود چنین خلص مینمایم:

 

                 رازی دل زمانه کجا؟ کی نهفتنیست                            بر چرخ آنچه  میگذرد  باز گفتنیست

                 تاریخ همچو پنجه نقاش چیره دست                            تصویر  صادقانه  از  ما  کشیدنیست

                 گر بد بودیم بد کشد گر  نیک  نیک                            از چهره ها نقاب  تظاهر زدودنیست

                 بر ترس  بی هراس  زجا و مقام ما                            هر آنچه  بوده ایم همان  وانمودنیست

 

عبدالقدیر رسولی

عضو اتحادیه ژورنالستان افغانستان

 

 

بيوگرافی مختصر انجنير عبدالحميد محتاط

عبدالحميد محتاط فرزند محمد اکرم بتاريخ دوازده اکتوبر 1944  م در قريه بازارک پنجشير پا به عرصه وجود گذاشت. در بهار سال 1351 شامل مکتب ابتدائيه گرديد. او در زمستان 1957 و شامل ليسه حربی شد ، پس از فراغت در خزان سال 1964 م در فرايند تحصيلات عالی نظامی به اتحاد شوروی اعزام گرديد. وی اکادمی نظامی را به درجه اعلی به پايان رسانيد ، در رشته علوم نظامی و انجنيری راديو تخنيک تخصص خود را بدست آورد. در سال 1969 م به وطن باز گشت و همان سال بحيث استاد در دانشگاه هوايی مقرر و در سال 1970 به محل قومانده قوای هوايی و مدافعه هوايی تبديل شد. موصوف در قيام مسلحانه 26 سرطان 1352ش و تاسيس اولين جمهوريت نقش اساسی را بعهده داشت که با لاثر آن بحيث وزير مخابرات تعيين گرديد. در اپريل 1973 بنابر مخالفت سياسی از وظيفه سبکدوش و با عده ای از افسران در منزل تحت اسارت گرفته شد.  پس از سقوط  محمد داود در سال 1978 م ، بحيث سفير کبير افغانستان در جاپان تقرر يافت و اين وظيفه را  تا بهار سال 1987 ميلادی ادامه داد . در جون سال 1987 بحيث معاون صدراعظم و بعدا  در جون سال 1988 بصفت معاون رئيس جمهور اشغال وظيف نمود ، پس از انتقال قدرت در سال 1992 وطن را ترک گفته عازم هند شد. در سال های  1993  و 1994 با انستيتيوت ملی جاپان و اکنون با دانشگاه بين المللی کيف در اوکراين به صفت مربی و محقق همکاری دارد.

آقای محتاط به کشور های متعدد اروپا ، آسيا ، افريقا و امريکا مسافرت های کاری ، علمی و تحقيقی نموده و در سيمينار ها ، کنفرانس های پژوهشی ، علمی و سياسی فعالانه اشتراک نموده اند. وی به زبانهای دری ، پشتو ، انگليس ، روسی و جاپانی تسلط در سطح تاليف داشته و همچنان دو پسر و يک دختر تحصيل يافته به جامعه تقديم نموده است.

 

خوانندگان عزيز !

سايت آريايی مطالعه اين اثر ارزشمند را به همه علاقمندان تاريخ و فرهنگ سرزمين آريانای کبير و تمامی روشنفکران اين مزر و بوم سفارش می کند و برای مؤلف گرامی و آقای رسولی و همکارن طبع و نشر : داکتر عبدالخالق ، فريد محتاط ، جاويد محتاط و محمداکبر خراسانی سلامتی و موفقيت های بيشتر آرزو می کند

 

 

و اما در مورد کتاب سقوط سلطنت

اين کتاب نيز به قلم جناب محتاط قبل از کتاب تاريخ تحليلی افغانستان در اوکرائين نوشته شده و در همانجا به زيور طبع در آمده و به خوانندگان عرضه گرديده است.

جناب محتاط در قيام مسلحانه 26 سرطان 1352 نقش کليدی داشته و کتاب مذکور بازگو کننده ماجرای سرنوشت ساز شبی است که تحت قيادت محمد داود نظام پوسيده سلطنتی خانوادگی آل يحيی بدست فرزندان غيور زحمتکشان افغانستان فرو ريخت و طومار آن جمع گرديد و اساس نظام جمهوری برخرابه های آن گذاشته شد و روح هزاران مبارز راه آزادی ، عدالت اجتماعی و ديموکراسی شاد گرديد و ملت را به يک آينده تابناک اميدوار ساخت . که اين افتخار بيشتر به محمد داود و افسران جوانيکه با وی همکار بودند ميرسد. مطالعه اين اثر دلچسپ که ملت افغانستان رويا های ديرينه شانرا با تحول 26 سرطان 1352 تحقق يافته پنداشتند ولی بخاطر اشتباهات ( رهبر ) بزودی به مشکلات عديده برخوردند ، خوانند را به عمق مسايل آن رويداد تاريخی آشنا می سازد.

خوانند عزيز !

اجازه دهيد از روی اسناد مؤثق تاريخی به برخی ازين اشتباهات بطور خلص نظر گذرا بياندازيم :

طوريکه گفته آمد مرحوم محمد داود ، محتاط و يارانش را از کابينه کنار زد و در حاشيه قرار داد و حتی در اسارت گرفت و کار را به اشخاص بی کفايت و کودن سپرد و هم نتوانست حزب انقلاب ملی را راجستر کند چون تحمل تعدد احزاب را نداشت و نتوانست به دموکراسی دست يابد.

از سوی ديگر در سياست خارجی او نيز تغييرات عجولانه به ميان آمد وبا چرخش 180 درجه بطرف غرب متمايل گشت . در اين مختصر بی مورد نيست تا به ارتباط موضوع در مورد رابطه او با اتحاد شوروی مطالبی را از زبان دوشخصيت بزرگ سياسی و دخيل در قضايای کشور تذکار بدهيم :

عبدالصمد غوث معين سياسی وزارت خارجه محمد دواود در صفحات  280 و 281 کتاب « سقوط افغانستان » اثر خودش می نويسد : (  در مسافرت تاريخی محمد داود  به مسکو و در مذاکرات هيئات های طرفين برژينف مستقيما بطرف محمد داود می نگريست و چيزی گفت که ترجمان گاوريلوف بسيار ناآرام شد اما پس از لحظهً با تردد اين عبارت او را ترجمه کرد که غير منتظره بود . برژينف شکايت کرد که در افغانستان فعاليت های دوجانبه در پروژه های ملل متحد و ديگر پروژه های چند جانبه ، شمار متخصصين کشور های عضو ناتو بسيار زياد شده است. ..... ................

از حکومت افغانستان تقاضا می کند تا خود را از تسلط آنها رهايی بخشد. آنها چيز ديگری جز جواسيس نيستند و روی مقاصد امپرياليستی کار ميکنند.

فضای سالون تيره شد ، برخی از روسها ناراحت معلوم می شدند و افغانها بسيار آزرده بودند ، من بطرف محمد داود نگريستم رنگش دود کرده بود.........    داود به آواز و احساسات جواب داد اين جواب  چنان برای روسها غير منتظره بود مثليکه سخنان بريژينف برای ما. او به بريژينف گفت آنچه شما گفتيد افغانها بدان توقع نداشتند  و آنرا مداخله در امور افغانستان می دانند ......... ....

ما هيچوقت به شما اجازه نخواهيم داد که به ما حکم کنيد چگونه کشور خود را اداره کنيم ، چه کسی را در افغانستان استخدام کنيم ، چگونه و در کجا متخصصين را توظيف نمايم. اين صرف مربوط به اداره دولت افغانستان است اگر ضرورت باشد افغانستان غريب باقی خواهد ماند اما در فيصله های خود آزاد خواهد بود.

پس ازاين سخنان ناگهان داود خان برخاست و تمام افغانها برخاسته با اشاره سر در حقيقت خدا حافظی کرد و بطرف دروازه حال بزرگ روان شد) . محمد داود برتقاضای ديگريکه برای ملاقات خاص با بريژينف از وی نموده بود هم خط بطلان کشيد و اينجاست که روابط دوکشور دچار بحران گرديد.

( جناب سيد قاسم رشتيا سياستمدار ، مورخ و نويسنده در کتاب « خاطرات سياسی » خود در صفحه 434  اين حرکت داود را ولو که غرور ملی در آن تبلور داشته يک خبط سياسی ميداند و معتقد است که او بحيث يک رهبر نبايد به چنين يک حرکتی دست می زد و احيانا اگر اين اشتباه از او سر زده بود در بازگشت  به وطن از طرق ديپلوماسی فورا برای جبران آن داخل اقدام می شد و به ترميم آن می پرداخت و نمی گذاشت روابط دولتين تيره شود. ) که همانا نتايج ناگوار عواقب آنرا ملت شريف ما بعد تجربه کرد.

 بلی !  اين فرزندان افغانستان اند که برای سالهای سال متمادی بايد تاوان فروگذاشت ها و اشتباهات رهبران ناعاقبت انديش فصل اخير تاريخ کشور را پرداخته و بپردازند.

 



  نسخه قابل چاپ   اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد



Kommentare

>لطفاً نظریات خودرا به حروف فارسی دری بنویسید در غیر آن نظریات ارسال شده به قسم اتوماتیک از سایت حذف میشود. نظریات ارسال شده یعد از برسی توسط مدیرت سیات به نشر میرسد.

 
       

 

 

اسم نویسینده:
آدرس ایمیل:
محل سکونت:
 

 





نقل و نشر مطالب با ذکر نام سرویس خبررسانی آریانانت  آزاد است صفحه اصلی بخش ها موسیقی تماس با ما مقالات سرخط اخبار

مقدار زمان ايجاد صفحه: 0.062 ثانيه