نام کتاب:
تویسنده:
ناشر:
ISBN :
تاریخ نشر در سایت:
نظرات و نقد در باره کتاب:

گلهاى سرخ
نيلوفر پذيرا


چهارشنبه ۱۱ اسد ۱۳۸۵
3

نيلوفر پذيرا روزنامه نگار، نويسنده، فيلمساز و بازيگر كانادايى- افغان، اول بار با بازيگری و دستيارى كارگردان در فيلم جنجال برانگيز محسن مخملباف، سفر قندهار، به شهرت رسيد.

تازه ترين كار خانم پذيرا اما كتاب خاطرات اوست با عنوان فارسى "بستر گلهاى سرخ" كه انتشارات رندوم هاوس به زبان انگليسى و به نام "A Bed of Red Flowers: In Search of My Afghanistan" منتشر كرده است.

عنوانی که خانم پذيرا برای کتابش برگزيده، يادآور خاطرات او از دشتهای پوشيده از شقايق و گلهای سرخ رنگ خشخاش است.

در اين كتاب نيلوفر پذيرا تنها داستان زندگى دشوار خودش در افغانستان جنگ زده و گريز ناگزير به پاكستان و بعد كانادا و مصيبت و سختى زندگى خانواده اش در فرار و هجرت را تعريف نمى كند.

به گفته خالد حسينى، نويسنده كتاب موفق "کاغذپران باز"، اين كتاب داستان تمامى افغانستان و روزنگار تراژدى هولناكى است كه در سى سال گذشته گريبانگير ملت افغان بوده است.

نيلوفر پذيرا در خانواده اى مرفه در كابل به دنيا آمده و به گفته خودش در شش سالگى، اشغال افغانستان توسط نيروهاى شوروى به سال هاى كودكى او پايان داده است.

 

 

پيش از اشغال افغانستان اما دكتر حبيب الله، پدر نيلوفر، به همراه جمعى از دوستان و اقوامش به زندان دولت كمونيستى وقت مى افتد و حكومت پليسى در كشور حاكم مى شود.

با ورود نيروهاى شوروى زورآزمائى ارتش شوروى با مجاهدين و شورشيانى كه تحت الحمايه ايالات متحده بودند جنگ و خون و ويرانى را به همه جاى افغانستان پراكنده مى كند و كار سربازگيرى بالا مى گيرد.

پوشاندن لباس سربازى به تن پسر يازده ساله دكتر پذيرا مقاومت او را درهم مى شكند و بعد از يک دهه پايدارى بالاخره خانواده پذيرا هم مثل ميليونها افغان ديگر از كوهپايه هاى مرزى افغانستان و پاكستان و بطور غيرقانونى از افغانستان جنگزده، ابتدا به پاكستان و بعد به كانادا پناه مى برند.

در سال هاى زندگى در افغانستان و بعدها از راه دور ديانا، بهترين دوست نيلوفر، خبر هر آنچه در افغانستان مى گذرد را براى نيلوفر مى گفته است.

نيلوفر پذيرا
نيلوفر پذيرا مى گويد هم كانادائى است و هم افغان

وقتى بعدها نامه هاى ديانا قطع مى شود نيلوفرمى كوشد براى ديدار او به افغانستان برود اما موفق نمى شود. همين سفر انجام نشده است كه زمينه فيلم محسن مخملباف، سفر قندهار، مى شود.

خانم پذيرا در روايت داستان زندگی اش بيشتر تحت تاثير پدرش، دكتر حبيب الله پذيراست كه تا سال ها، عليرغم مشكلات شخصى، در برابر فكر رفتن از افغانستان مقاومت مى كرده است.

در گفتگوئى با بخش فارسی بى بى سى خانم پذيرا در اين مورد مى گويد که هرچند رابطه او با مادرش رابطه اى بسيار نزديك و صميمى است اما در مباحث اجتماعى و سياسى هميشه از پدرش آموخته است.

وى همچنين در تحليل اين كه چرا هنوز هم خشم او بيش از همه متوجه نيروهاى خارجى و بخصوص كمونيستهاست مى گويد با اين كه بنظر او نبايد نقش مردم افغانستان را در آنچه براى اين كشور پيش آمده نديده گرفت اما حضور نيروهاى خارجى معادلات اجتماعى و سياسى را طورى بهم مى ريزد كه ديگر بحث از مسائل داخلى غيرممكن مى شود.

نيلوفر پذيرا خاطراتش در "بستر گلهاى سرخ" را با سفرى كه در ژانويه سال ٢٠٠٤ به مسكو كرده و ديدارش با سربازان و خانواده هاى روسى كه آنها نيز از جنگ افغانستان آسيب ديده اند و زير تابلوى مک دانالد در برابر كاخ كرملين تمام مى كند.

خانم پذيرا كه امروز خودش را هم كانادائى و هم افغان مى داند مى گويد او و ديگرانى كه توانسته اند در بيرون از افغانستان تحصيل و زندگى كنند صاحب دو مليت و فرهنگ شده اند و مى توانند با نشان دادن جلوه هاى پسنديده هركدام از اين فرهنگ ها به آن ديگرى، از تنش هاى ميان دو جهان، كه بنظر او اكثرا ناشى از بى خبرى ست، كم كنند.