نام کتاب:
تویسنده:
ناشر:
ISBN :
تاریخ نشر در سایت:
نظرات و نقد در باره کتاب:

نگاهی دیگر (درگستره فرهنگ، هویت، دین، سیاست)
خواجه بشیراحمدانصاری
پیام مجاهد

چهارشنبه ۲ دلو ۱۳۸۷
2

"نگاهي ديگر" اثري حاوي 14 مقاله و داراي 271 صحفه مي باشد. مجموعه مقالاتي كه در اين اثر به نشر رسيده نبشته هايي است كه بر محور قضاياي حساس مرحله كنوني كشور ما چرخيده و در نشريه هاي گوناگون درون مرزي و برون مرزي افغانستان به چاپ رسيده است. آقاي بشير احمد انصاري در مقدمه اين اثر ، در باره مقالاتي كه در اين كتاب منتشر شده چنين مي نويسد : " با آنكه خواننده اين رساله ، مطالب گوناگون اين مجموعه را زير عنوان محور واحدي نمي يابد ، ولي تلاش در جهت انسجام اجتماعي و رسيدن به وحدت ملي و هويت جمعي ، روح اين مجموعه را تشكيل ، و رشته طريق حق و عدالت و آزادي ، اجزاي مختلف آن را به هم پيوند ميدهد."
" اسلام و هويت ملي" عنوان نخستين مقاله ي اين كتاب است . آقاي خواجه بشير احمد انصاري ، در اين نبشتار تلاش مي كند تا " كيستي" و " چيستي " مانرا به بررسي گرفته و از هويت ملي مان ابهام را بزدايد. وي در اين مقاله به اين نتيجه رسيده است كه "هويت جمعي ما داراي سه لايه بسيار ضخيم و ارزشمند است كه يكي از آن مربوط به تاريخ گذشته و تمدن هاي كهن ما چون آريانا و خراسان ميشود ، و ديگرش به هويت اسلامي ما و سومي اش مربوط به تمدن معاصر كه بنام تمدن غربي شهرت حاصل نموده است ." موصوف در اين نبشته بر يك عده از نويسندگان كشور كه در صدد انكار و طرد هويت اسلامي در كشور بوده و اسلام را كالاي بيگانه معرفي ميكنند ، تاخته و به آنان چنين گوشزد ميكند : " گروهي از هموطنان ما اسلام را به اين بهانه نفي ميكنند كه پيامبران اين دين در سرزميني غير از مرزبوم ما ظهور كرده است ، غافل از اينكه اديان و افكار و ايديولوژي ها را حساب ديگر است. نويسنده مقاله ، پس از آنكه در اين نبشتار ، نقش اسلام را در ساختار هويت مان و همچنان خدماتي را كه مردم غيور ما به اسلام نموده اند به بررسي مي گيرد ، در اخير خطاب به هم ميهنان مان چنين مي نويسد: " خواهر و برادر هموطن!
امروز كه ديوار هاي بلند زبان و تاريخ و شخصيت و اصالت و اخلاق و عرفان و دين و ارزش هاي برين ما در معرض سيل كوبنده و يورشگر فرهنگ انحلال و از خود بيگانگي قرار گرفته و گروهي اجير در نقش دلالان بيگانه و در پشت ماشين هاي خبر و مراكز نظر قرار گرفته و بزرگترين افتخار خويش را در مردم ستيزي و تاريخ زدايي ملت مظلوم ما جستجو نموده و بر مفاخر تاريخي و سرمايه هاي معنوي ما مي تازند. امروز كه فرهنگ هيچي و پوچي ميخواهد جاي فرهنگ اصيل مارا گرفته و فضيلت و رذيلت دارند جا عوض مي كنند. امروز كه تندباد هولناك و خشن قدرت و ثروت در وزيدن است تا ريشه هر اصالتي را از خاك ميهن ما بركند و نقش هر هويتي را از سيماي ملت ما بروفد و شناسنامه تارخي ما را با خودش برده و برباد دهد.
در چنين احوال و اوضاعي ، ما سخت نياز مند باز شناسي و باز سازي هويت اصيل خويش هستيم ، هويتي انساني ، شرقي ، اسلامي ، خراساني ، افغانستاني."
مقاله دوم اين دفتر " در حاشيه يك تقريظ " است . داستان پديد آمدن اين مقاله را خود نويسنده چنين شرح ميدهد: " چند روز قبل دوستي كه گويي بر ديدبان شهر شيشه يي انترنت ايستاده و كنش ها و واكنش هاي جامعه انترنتي افغانستان را با ديدي نقاد و ذهني و قاد مي نگيرد، تيلفون كرد و با لهجه شگفت زده پرسيد: آيا تقريظي را كه آقاي داكتر اكرم عثمان در اين اواخر بر كتابي نوشته اند ، خوانده ايد؟ گفتم : نه . پرسش تعجب آميز آن دوست غريزه كنجكاوي را در من بر انگيخت و در نتيجه آدرس انترنتي آن مقاله را گرفته و رفتم تا ببينم كه چه چيزي مايه حيرت و شگفت آن دوست شده است. سري زدم به سايت وزين فردا و مقاله اي را يافتم كه تقريظ دوباره بر چيزي است كه " سيطره 1400 ساله اعراب بر افغانستان " نام گذاري شده و تاريخ هژدهم دسامبر 2006 را در ذيل خود درج دارد. " وي در اخير ميگويد كه اين نبشته را براي نقد آن تقريظ نبشته ام.
" عايشه صديقه و دايه هاي مهربان تر از مادر " مقاله ي ديگري است كه در اين دفتر گنجانيده شده است آقاي انصاري در اين مقاله ، ضمن آنكه از تهاجمات فرهنگي غرب عليه جهان اسلام ياد ميكند ، به يكي از حساس ترين موضوعات ( موضوع نه ساله بودن حضرت عايشه "رض" هنگام ازدواج ) تماس گرفته و سعي ميورزد تا ابعاد گوناگون اين مسأله را نه به عنوان يك انسان مسلمان ، بلكه منحيث يك پژوهشگر بي طرف در ميزان حديث ، علم الرجال ، زبان عرب و تاريخ مورد تحقيق و بررسي قرار داده و آنرا پرسش بر انگيز و غير مسلم جلوه دهد . براي معلومات بيشتر ، مطالعه اين مقاله بسيار ضروري به نظر ميرسد. مقالاتي ديگري اين اثر عبارتند از: سيماي محمد در آئينه كتاب ، بازسازي هويت ملي ، و حدت ملي و دشمنان آن ، به مناسبت قتل عام يكاولنگ، دين و دموكراسي ، عوامل باز دارنده دموكراسي در افغانستان ، ايدز اجتماعي ، آسيب شناسي تمدن معاصر ، عبدالكريم سروش و پايان پروژه يك " اصلاحگري ديني!" نگرشی در تفكر ديني .
آقاي خواجه بشير احمد انصاری، به حق كه يكي از نويسنده هاي چيره دست كشور است از موصوف تا كنوني رساله ها و كتاب هاي متعددي به چاپ رسيده كه همه شان يكسره خواندني و جالب بوده و به مسايل حاد جامعه مان پرداخته است. اين اثر وي نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و اميد است كه مانند آثار قبلي شان مورد استقبال قشر كتابخوان كشور قرار گيرد . بنده ، ضمن آنكه براي شان آرزوي موفقيت بيشتر مي نمايم ، خواهشمندم كه به توصيه آن عده دوستاني كه بر وي خرده گرفته و مشفقانه نصيحت نموده اند كه نبايد خود را " آلوده " مسايل حساس اين مجموعه نمايد ، گوش ننهاده و تلاش كنند تا يكسري تابوهاي را كه ذهن و انديشه جامعه فرهنگي ، اجتماعي و سياسي مانرا در قيد خود دارند با قلم تواناي شان شكسته و به پيش روند . به پيش، آقاي انصاري!