Peom
|

اشعار:

شاعر : مولانا
دسته : غزليات
عنوان شعر : ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما

ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما
سرمه کش چشمان ما ای چشم جان را توتيا
ای مه ز اجلالت خجل عشقت ز خون ما بحل
چون ديدمت می گفت دل جاء القضا جاء القضا
ما گوی سرگردان تو اندر خم چوگان تو
گه خوانيش سوی طرب گه رانيش سوی بلا
گه جانب خوابش کشی گه سوی اسبابش کشی
گه جانب شهر بقا گه جانب دشت فنا
گه شکر آن مولی کند گه آه واويلی کند
گه خدمت ليلی کند گه مست و مجنون خدا
جان را تو پيدا کرده ای مجنون و شيدا کرده ای
گه عاشق کنج خلا گه عاشق رو و ريا
گه قصد تاج زر کند گه خاک ها بر سر کند
گه خويش را قيصر کند گه دلق پوشد چون گدا
طرفه درخت آمد کز او گه سيب رويد گه کدو
گه زهر رويد گه شکر گه درد رويد گه دوا
جويی عجايب کاندرون گه آب رانی گاه خون
گه باده های لعل گون گه شير و گه شهد شفا
گه علم بر دل برتند گه دانش از دل برکند
گه فضل ها حاصل کند گه جمله را روبد بلا
روزی محمدبک شود روزی پلنگ و سگ شود
گه دشمن بدرگ شود گه والدين و اقربا
گه خار گردد گاه گل گه سرکه گردد گاه مل
گاهی دهلزن گه دهل تا می خورد زخم عصا
گه عاشق اين پنج و شش گه طالب جان های خوش
اين سوش کش آن سوش کش چون اشتری گم کرده جا
گاهی چو چه کن پست رو مانند قارون سوی گو
گه چون مسيح و کشت نو بالاروان سوی علا
تا فضل تو راهش دهد وز شيد و تلوين وارهد
شياد ما شيدا شود يک رنگ چون شمس الضحی
چون ماهيان بحرش سکن بحرش بود باغ و وطن
بحرش بود گور و کفن جز بحر را داند وبا
زين رنگ ها مفرد شود در خنب عيسی دررود
در صبغه الله رو نهد تا يفعل الله ما يشا
رست از وقاحت وز حيا وز دور وز نقلان جا
رست از برو رست از بيا چون سنگ زير آسيا
انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم
نلحق بکم اعقابکم هذا مکافات الولا
انا شددنا جنبکم انا غفرنا ذنبکم
مما شکرتم ربکم و الشکر جرار الرضا
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن
باب البيان مغلق قل صمتنا اولی بنا

 


قبلی | بعدی
ایمیل :
نسخه قابل چاپ
نمایش تمام اشعار