Peom
|

اشعار:

شاعر : مولانا
دسته : غزليات
عنوان شعر : آه که آن صدر سرا می ندهد بار مرا

آه که آن صدر سرا می ندهد بار مرا
می نکند محرم جان محرم اسرار مرا
نغزی و خوبی و فرش آتش تيز نظرش
پرسش همچون شکرش کرد گرفتار مرا
گفت مرا مهر تو کو رنگ تو کو فر تو کو
رنگ کجا ماند و بو ساعت ديدار مرا
غرقه جوی کرمم بنده آن صبحدمم
کان گل خوش بوی کشد جانب گلزار مرا
هر که به جوبار بود جامه بر او بار بود
چند زيانست و گران خرقه و دستار مرا
ملکت و اسباب کز اين ماه رخان شکرين
هست به معنی چو بود يار وفادار مرا
دستگه و پيشه تو را دانش و انديشه تو را
شير تو را بيشه تو را آهوی تاتار مرا
نيست کند هست کند بی دل و بی دست کند
باده دهد مست کند ساقی خمار مرا
ای دل قلاش مکن فتنه و پرخاش مکن
شهره مکن فاش مکن بر سر بازار مرا
گر شکند پند مرا زفت کند بند مرا
بر طمع ساختن يار خريدار مرا
بيش مزن دم ز دوی دو دو مگو چون ثنوی
اصل سبب را بطلب بس شد از آثار مرا
 


قبلی | بعدی
ایمیل :
نسخه قابل چاپ
نمایش تمام اشعار