Peom
|

اشعار:

شاعر : مولانا
دسته : غزليات
عنوان شعر : گر تو ملولی ای پدر جانب يار من بيا

گر تو ملولی ای پدر جانب يار من بيا
تا که بهار جان ها تازه کند دل تو را
بوی سلام يار من لخلخه بهار من
باغ و گل و ثمار من آرد سوی جان صبا
مستی و طرفه مستيی هستی و طرفه هستيی
ملک و درازدستيی نعره زنان که الصلا
پای بکوب و دست زن دست در آن دو شست زن
پيش دو نرگس خوشش کشته نگر دل مرا
زنده به عشق سرکشم بينی جان چرا کشم
پهلوی يار خود خوشم ياوه چرا روم چرا
جان چو سوی وطن رود آب به جوی من رود
تا سوی گولخن رود طبع خسيس ژاژخا
ديدن خسرو زمن شعشعه عقار من
سخت خوش است اين وطن می نروم از اين سرا
جان طرب پرست ما عقل خراب مست ما
ساغر جان به دست ما سخت خوش است ای خدا
هوش برفت گو برو جايزه گو بشو گرو
روز شدشت گو بشو بی شب و روز تو بيا
مست رود نگار من در بر و در کنار من
هيچ مگو که يار من باکرمست و باوفا
آمد جان جان من کوری دشمنان من
رونق گلستان من زينت روضه رضا
 


قبلی | بعدی
ایمیل :
نسخه قابل چاپ
نمایش تمام اشعار